24 سالم بود که یه روز جلوی ویترین یه نقره فروشی مشغول دیدن بودم ناگهان متوجه شدم یه خانومی داره نیگام میکنه منم ناخود آگاه نگاهش کردم چند لحظه ای چشم توچشم بودیم که فروشنده جلوی صورت اون خانوم دست تکوم میداد که مثلا از خواب بیدارش کنه که به حال اولش برگشت و دوباره مشغول خریدش شد من اولش دودل بودم ولی دل و زدم به دریا سریع یه تیکه کاغذ آماده کردم تا وقتی بیاد بیرون شمارمو بهش بدم اومد بیرون کمی عقب تر از اون همراهیش میکردم که رفته رفته بهش نزدیک شدم به محض اینکه صحبت باهاش شروع بهصحبت کردم متوجه شدم ایرانی نیست مثل افغانی ها باهام محبت میکرد پرسیدم کجایی هستی گفت: روسی هستم من که یه جورایی هنگ کرده بودم سیگاری روشن کردم و پکی زدم یهو دیدم در کیفشو باز کرد و سیگار خارجی و مشروب نابی بیرون آورد رفته رفته آمدو شد هامون بیشتر شد تا اینکه گیر داده بود باهاش راهی بشم و از ایران بریم بهش قول مساعد دادم یه روز بهش گفتم دوستم مهدی من و تو رو به خونشون دعوت کرده اونم قبول کرد رفتیم خونشون مادر مهدی هم بود تا مادوتا رو با هم دید 2ش افتاد قضیه چیه به من گفت باید برم بیرون خرید مهدی هم گفت منم میرم کار دارم دو تایی وارد اتاق شدیم انگار با هم تله پاتی عجیبی داشتیم دقیقا همون کارایی که ازش انتظار داشتم و انجام میداد منم عین اون شده بودم زیاد حرف نمیزدیم اینجا دیگه جای عمل بود لخت که شد تازه فهمیدم عجب هلوایه خوابوندمش رفتم روکار تلمبه رو که شروع کردم با همون لهجه ی همیشگیش گفت کولوفته چنان حالی میداد که ممکن نیست دیگه تجربه اش کنم انگار لای درز دیوار میذاشتی فوق العاده تنگ و ناز بود هی داد میزد میگفت بسه 6 بار ار ضا شدم اما من اصلا گوشی برای شنیدن نداشتم بیچاره انگار زیر 10 تن بار مونده بود من وحشیانه تلمبه میزدم تمام روشها و مدل هایی که تو فیلمای سوپر دیده بودم م اجرا کردم اینقد تن همدیگرو چنگ زده بودیم که تمام ملحفه خونی شده بود عرق از سر و صورتم مثل بارون میریخت حیوونی 70 یا 80 بار دستمال برداشت و صورتمو پاک کرد عرقم رو زخمای تنم میریخت و میسوخت منم فشار سوزشی که رو کتف و سر شونه هام بودو سر اون خالی میکردم فکر کنم که تا زیر گلوش فشار داده بودم بالاخره بعده سه ساعت و خورده ای آبم اومد دوتا مون نا نداشتیم نفس بکشیم که بعد 1 ساعت پاشدیم رفتیم سه روز بعدش از ایران رفت این گرمترین خداحافظیم بود که تا بحال با کسی داشتم
هرچند با لذتی که من بردم آرزو میکردم این پیشوازی پایان ناپذیر باشه
هرچند با لذتی که من بردم آرزو میکردم این پیشوازی پایان ناپذیر باشه
باتشکر از سایت بسیار بسیار عالیتون bb5-سالار
11 پاسخ به “اولین سکس با دختر روس”
بی خیال باوو!/تو هم که داغونی که!/چند سالته که اینقدر غلط و غلوط مینویسی؟/ سربازی رفتی که میخوایی بری روسیه؟!/اصلآ همون جمله اول خودم؛ بی خیال باوو
ملت درگیر میشن نیمچه برا هم میکشن تهش انقدی که تو توی سکس ملافه خونی کردی نمیشه ! آخه جوون خودکشی هزار را داره سکس به قصد کشت آخریشه :d
دم ایران گرم که روسیه بگا داد!
به نظر خودت این داستان بود که نوشتی؟ :/دیگه ننویسی ها ~X(
کس مغزی و دیگر هیچ…
ایا شما یک ابادانی هستی؟
چو کیرت برفت در دیار فرنگدهانت ز کف باز شد چون نهنگبه جای نشستن پای فیلم سوپردو رکعت نماز هم بخوان کس مشنگ
در بهترین حالتی که باور کنم باید بگم طرف روز اول پریودش بوده…مگه پلنگ بوده که از چنگش ملحفه پر خون شده بود،، توهم فیل بودی که سه ساعت تو یه کس تنگ تلمبه میزدی،چون تنگ باشه زود مرد ارضا میشه…سه ساعت!!!
کیری بود، ننویس . . . . . . . . . . . . .آخه کله کیری سه ساعت تلمبه زدی تا آبت اومد؟ شاشیدم تو تخیلاتت، دیگه ننویس.
سلام به همه دوستان بکن تو :X :Xده دوازده تا فیلم پورنو گذاشتم برای دانلود هر کی میخواد بهم پیام بده <:Pنظرتون رو هم بگین اگه خوب بود بازم فیلم دارم براتون بذارم 😀
بعد سه ساعت و خورده ای آبت اومد؟؟؟ (hypnotized) (hypnotized) (hypnotized) (hypnotized)آخه مجبوری بنویسی؟؟؟ خب برو جق بزن کونی