فمبوی بودن و عروس شدن گاها ذاتیه

اول بگم که محتوا کاملا مشخصه راجب سیسی و فمبوی و زنپوش هستش پس در صورتی که سلیقتون نیست نخونید، اگه خوندید و نظر مثبتی داشتید بگید اگه نظر منفی داشتید در چارچوب ادب و شهوت و احترام بفرمایید😂
خاطره مربوطه به روزی که این عکسو تو آیینه سوئیت گرفتم:🧐 توجه کنید گفتم خاطره نه داستان

تو عکس مشخصه پس خودمو با مترو ترازو اینا معرفی نمیکنم ، اسمم برا اونایی که ازم سواری گرفتن یا میخوان بگیرن نسرین هستش خب بریم سراغ خاطره

آقا خاطرمون از این قراره حدود ۶ فروردین ۱۴۰۳ بود و بهار هم که فصل جفت گیری🤭 ،قسمت نرم بدنم 🍑قسمت سفت دوس پسرمو 🍆 میطلبید ( اسم رلمو فرهاد در نظر بگیرید) ، بهش گفتم نظرته بریم همین حوالی اردبیل یه دو روز یه شب با هم باشیم؟ که اوکی رو داد گفت بریم (اسم شهرو نمیگم) یه پسره هست ۱۸سالشه از دادن خوشش میاد ولی نمیده و نداده عوضش ساک میزنه بریم اونجا جفتتونم عروس 👰🏻 من بشید ، رو اونم کار کنیم بهمون بده هم من بکنمش هم تو ، منم گفتم پس شرطش اینه راضیش کنی به اونم یه دست لباس سکسی 👙 بدم بپوشه دخترونه بشه منم حال کنم ( تو دلم گفتم خب پسره خوشگله چرا که نه منم خیلی وقته از جلو استفاده نکردم)، آقا زیاد سرتونو درد نیارم رفتیم پسررو برداشتیم یه سوییت تک خوابه با تخت دو نفره 🛌🏻 گرفتیم من رفتم لباسای ماه عسلمو 👠 پوشیدمو به پسره هم که حالا مثلا اسمشو آرمین در نظر بگیرید گفتم اومد اتاق ، یه دست لباسای سکسیمو دراوردم بپوشونم اونم اولین بارش بودو خجالت اینا میکشید بالاخره قبول نکرد و درآورد اون چند تایی هم که پوشونده بودم، حالا از منو فرهاد اصرار و از اون انکار خلاصه نپوشید که نپوشید ، حالا دیگه احساس میکردم تنها دختر جمع منم ♂️♀️♂️ اول گفتم آرمین تو برو اتاق خودمم داشتم رو مسائل بهداشتی قبل سکس کار میکردم ( تمیزکاری)😌 ، خلاصه پسره ساک میزدو کیر جذاب رلمو برام لیز میکرد قشنگ رفتم تو، پسره با خجالت مشغول خوردن و فرهاد رو تخت با حالت مردونه و پر تستسترون دراز کشیده بود و آماده پروژسترون من بود🤭 رفتم رو تخت با پسره دو تایی یکم ساک زدیم ( این وسط کلی خواستیم بکنیمش با فرهاد و هزار جور حرف زدم که خوبه و فلان قبول نکرد و ضدحال بود خلاصه اینجاشو رد میشم ) منو فرهاد رو تخت بودیمو آرمین کنار تخت زمین نشسته بود جفتمونم به پسره گفتیم خجالت نکشه راحت نگامون کنه ، خلاصه قشنگ لبامو خورد ، بوسم کرد همزمان یه دستش پشت کمرم بود یه دستش داشت از نرمیه باسنم استفاده میکرد 🍑 سرشو برد نوک سینمو میک زد کبود کرد ، منم که فقط ناله و فضا بودم ، بعد آروم با بات پلاگم بازی کرد و دوباره لوبریکانت و وازلین زد به آنالم ( ترکیب لوبریکانت و وازاین خیلی لیز میشه اذیت نمیکنه) و سعی کرد با انگشتش بیشتر بازش کنه😓 ( کیرش حدود ۱۷ سانت ولی زیادی کلفته جوری که کوتاه بنظر میاد ولی خودم با خط کش ۱۷ گرفتمش🥵) خلاصه دو تا پاهامو یه طرف شونش انداخت ♥️ و آروم داد تو یکم سوخت ( با اینکه همیشه در حال استفاده شدن توسط خودم با دیلدو و رلم با کیرشه) گفتم یکم نگه داشت دردش کمتر شد آروم شروع کرد دیگه کامل اوکی شدم و ناله من و صدای کیر لزجش 💦 تو سوراخم پیچیده بود تو فضا ( مامامیا ماماسیتا کاچلا 🤌🏻) یکم بعد رو کمر خوابید رفتم بغلش ( قبل سکس آیینه بزرگ داشتن تو خونه گذاشته بودم یه طرف اتاق جوری که خودمو توش ببینم ) پوزیشن دختر گاوچرون نشستم روش آروم مثل اسب سواری بانو سوسانو 😹 روش بالا پایین شدم ، چشمام به آرمین افتاد جوری بهمون نگاه میکرد که انگار سکس واقعی دختر پسری استریت میدید نه گی ( به خودم افتخار کردم😂) خلاصه بعد یکم اسب سواری و چند تا پوزیشن دیگه آقامون DNA شو وارد بدنم کرد ♂️ و خسته کوفته بودیم ( شاید خوشتون نیاد ولی من بعد سکس وقتی توم خالی بشن نواربهداشتی میزنم که هم شورتم کثیف نشه هم حس دخترونه بگیرم هم آب فاکرم توم باقی بمونه ) بعد رو تخت ولو شدیم به آرمین گفتیم بیاد رو تخت با ما چرت بزنه

خب حالا میرسیم به سر تیتر این تاپیکم که میگه( فمبوی بودن گاها ذاتیه )😂 یه طرفم فرهاد بود یه طرفم آرمین ، آرمین کم کم با کلی خجالت منو مثل مثلا خاله خودش مثل کسی که مثلا باهاش محرمه و جنبه سکسی نداره کنارم دراز کشیدو بغلم کرد ، نزدیک یه ساعت استراحت کردیم و تو این یه ساعت آرمین هر بار بیشتر بهم میچسبید با خجالت ، یبار دستشو میزاشت رو سینمو آروم میمالید😋 یبار یکی از پاهاشو مینداخت رو پایبن تنم ( منم اینطوری بودم که همین الآن جلوش داشتم گاییده میشدم چه عیبی داره 😅 خودمم کم کم خوشم میومد) بعد پشتمو بهش کردم اونم از پشت ( کلا یه شورت پادار 🩳 تنش بود چسبوند بهم یکم که کیرش شق شد آروم دستمو زدم دیدم حاجی پشمام به یه ۱۸ ساله با این خوشگلی و ظرافت نمیخوره کیر حدود ۱۶ سانتی خوش تراش داشته باشه 🥒 ، خلاصه کار خاصی نکردم تا زیاد تابلو نشه با تکونامون فرهادم پا شده بود به آرمین گفت خوش میگذره؟😏 آرمین یه خنده خجالتی زد 😅 فرهاد گفت میخوای بکنیش؟ آرمینم یه سکوت از روی رضایت کرد و فرهاد گفت بهم اگه مشکلی نداری بزار امتحانت کنه😘 منم اینطوری بودم که 🤷🏻‍♀️ بیشتر معنی عیبی نداره میداد ، فرهاد نواربهداشتیمو برداشت لوبریکانتو وازلین مالید به سولاخم به آرمین گفت شورتتو در بیار ببینم چی بلدی و خودش اونور دراز کشید با گوشی مشغول شدو گاها نگامون میکرد و یکمم من وازلین برداشتم پوزیشن قاشقی یه وری خوابیده بودیم با وازلین کیرشو چرب کردم انصافا کیر قشنگی بود ، دیگه کلا کاری نکردم گفتم خودش هر طور میخواد انجام بده ( راستش تابحال کلا به حداقل ۴ سال بزرگ تر از خودم داده بودم خیلی برام حس تحقیر داشت که حالا یکی ۴ سال کوچیکتر از خودم میخواد منو بگاد برا همین پر رو نبودم زیاد) آقا این هی کیرشو بازی داد رو سوراخم نتونست داخل بکنه ، در حالی که پشتم بهش بود آروم کیرشو هدایت کردمو رفتم عقب تر یکم کامل رفت توم بعد منتطر بودم که تلمبه بزنه خبری نشد آروم گفتم چرا نمیکنی‌ پس ،با خجالت گفت اولین بارمه ( هم زمان دو تا حس سراغم اومد اول اینکه از خودم متنفر شدم حس تجاوز به بچه داشتم ( البته در اصل بچه به من تجاوز کرده بود😂) ، دوم اینکه به خودم افتخار کردم که باعث شدم اولین بار سکس رو به عنوان یه فاعل تجربه کنه ) خلاصه گفتم من که تا اینجا اومدم، آروم براش عقب جلو کردم خودمو و حس خوبی داشتم دیدم کم کم خودشم جلو عقب میکنه بعد ۱۰ دیقه یهو گفت آبم میاد گفتم عب نداره توم خالی کن و خالی شد و بعد بازم مثل همون حالت خاله که گفتم بغلم کرد دراز کشید.
آقا تا اینجا تموم بقیشو نمیگم که حالا پسره رفت و من تا صب با سیصد روش سامورایی حامله شدم از فرهاد، اینکه میگم فمبوی بودن ذاتیه، من تازه وقتی اومدم اردبیل به اوج فاجعه پی بردم که:

رفته بودم اونو دخترونه کنم و خودمم بکنمش ، بدون اینکه روحم خبردار بشه ، و منطقی تصمیم بگیرم؛ جلوی همون پسره با لباس فول سکسی و شیو شده و آرایش کرده و… مث یه جنده دراز کشیدم رو تخت دو نفره و ایشون کاملا رایگان و بی منت و بدون باخت دادن باکرگیشو با من از بین برد هیچ منو عروس خودش کرد هیچ توم خالی شد هیچ مننننن جنده حتی یادم نیفتاد بهش بگم ساک که میزنی یه ساک برام بزن یعنی اونقدر تحت تاثیر کیر و دادن و اینا بودم اصلا یادم نبود لامصب منم یه چوچول برا ساک زدن دارم😭🤣 اینه که میگم فمبوی بودن و عروس شدن گاها ذاتیه😭🤣

نوشته: Sweetie boy

بازدید 4,387

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

8 پاسخ به “فمبوی بودن و عروس شدن گاها ذاتیه”

  1. چند سال پیش با وانت اومدم دنبالت رفتیم سرعین خوش گذشت و فک کنم بین تاپیکام یکی از عکساسی سکسم باهات هستشاونموقع انقد هات نبودیبازم دلم میخواد بکنمت نسرین جونماگه دوس داشتی پیام بزار خصوصی.

  2. بسیار عالی بود کاش پیج سایت تو داشتم تاپیک هاتو می دیدم خیلی خوب توصیف کردی

  3. خوب نوشتی اونجاشو درست نوشتی تو به اون تجاوز کردی چون نمیتونن سکس کنه

  4. منم وقتی خودم ۲۸ سالم بود یه پسر بچه ۱۶ یا ۱۵ ساله که هنوز موهای بدنش هیچ جاش سیاه و کلفت نشده بود رو یه موقعیتی پیش اومد که گذاشتم دهنش و برام حرفه ای ساک زد فرداش دیگه موقعیت شد که بکنمش و این داستان تا وقتی من ۳۲ سالم بشه تقریبا هفته ای ۳ بار با همون پسر که باباش کارگرم بود ولی اطلاع نداشت پسرش رو میکنم تکرار شد ، بعدش من اون کار رو جمع کردم و کارگرم که پدرش بود مجبور شد بره با پسرش شهر خودشون پارسال که من ۴۲ سالم بود و اون پسر ۲۹ ساله شده بود بهم زنگ زد که تهران هست اگه دوست دارم ببینمش با کله رفتم دنبالش آوردم خونه و ۱۷ روز خونه من بود روزی تا ۳ بار کردمش و فرستادم شهرشون … پسر خیلی خوبه حال میده مخصوصا کم سن و سال باشه

  5. نسرین جون تو دیگه خیلی ازت کار کشیدن یه لطفی کن منو با این اقا ارمینتون آشنا کن یه ساک مشتی برام بزنه حداقل

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید