من و آتوسا و منصور (۳)

بعد ارضا شدن آتوسا یه کم بغل هم خوابمون برد خیلی رمانتیک و عاشقانه لخت کنار هم بودیم چیزی که تا همین یه ماه پیش برام تصویرسازی سکسی بود موقع سکس با زنم و با تصور سکس با آتوسا رو بدن زنم ارضا میشدم اما الان تن لختش تو بغل من بود و من تا همین چند دقیقه پیش کصش رو براش خورده بودم،آتوسا بیدار شد و دید که منم بیدارم اومد سمت لبم و گفت امیر خیلی حال داد الان برات جبران میکنم ففط قبلش یه چیزی بخوریم من خیلی گشنمه گفتم باشه شورتش رو در آورد و رفت سمت حموم که خودش رو بشوره منم تو اسنپ غذا سفارش دادم اومد و داشت خودش رو خشک میکرد و منم لخت رو تخت بودم میخواست ساک بزنه گفتم یهو‌وسطش پیک میاد و زدحال میشه بیا بغلم اومد و شروع کرد من رو ناز و نوازش و هی تشکر میکرد میگفت امیر من قبل منصور با هیچکس رابطه نداشتم حتی لب همه چی رو با منصور تجربه کردم و داشتم از سکس زده میشدم که یک بار شکیلا زنت داشت از سکسش با تو میگفت که چقدر بهش کیف میده و تو حتما اول اونو ارضا میکنی و بعدش خودت با خودم داشتم فک‌میکردم من انتخاب اولم که تو باشی درست بود اما یه غرور بی جا من رو به اینجا رسوند که مجبور بشم خیانت کنم که لذت سکس رو بچشم همینجوری که اینو‌میگفت اشکش میومد واقعا دختر خیلی خوبی بود آتوسا اما دیگه میخواست لذت سکس رو حس کنه برای همین با من اوکی شد وکرنه مطمئنم اگر منصور بهش حال میداد اصلا وارد این ماجرا نمیشد حتی اگر من رو هم خیلی دوست داشت یهو ازش پرسیدم چی شد من رو اون شب تو سکس تون وارد کردید و اونم شروع کرد تعریف کردن (ادامه داستان از زبان آتوسا) یه بار که از خونه شما اومده بودیم من حسابی حشری شده بودم و هی تو ماشین کیر منصور رو‌میمالیدم اونم چیزی نمیگفت و داشت رانندگی میکرد و یه کم کیرش سیخ شده بود اما نه کامل و من خیلی دلم میخواست سیخ باشه و منو حسابی بگاد اما منصور سیخ نمیشد همینجوری میمالیدم به امید سیخ شدنش رسیدیم خونه و منم شروع کردم لخت شدن و هی خودم رو بهش نشون میدادم‌که بفهمه و بیاد سمتم دیدم نه محل نمیده گفتم گور بابا ناز بزار خودم برم سمتش رفتم و مالیدم و شروع کردم شلوارش رو در آوردن و گفتم ساک بزنم احتمالا سیخ شه دیدم نه بازم نشد یهو عصبانی شدم گفتم چرا تو سیخ نمیشی من دلم سکس میخاد اگر نمیکنی برم پیش امیر که امشب با چشماش داشت منو حامله میکرد همش نگاهش رو ممه و کص و کونم بود از تو بکن در نمیاد یهو دیدم کیرش داره سیخ میشه و داره نکام‌میکنه دیدم انگار حرفام حشریش کرده منم ادامه دادم گفتم اره باید جلوش لخت میشدم با اون کیر گندش منو جلوت بگاد دیدم کیرش به سیخ ترین حالا ممکن رسیده هی کیرش رو میمالیدم و از گاییدنم توسط تو‌میگفتم منصور هم داشت انگار حال میکرد اما هیچی نمیگفت دیدم ممکن ارضا بشه و باز من سرم بی کلاه بمونه حالت داگی شدم و گفتم بکن توش اونم سریع کرد توش گفتم اها پس تو یه بیغیرتی که دوست داری جلوت یکی دیگه زن سفید و خوشگلت رو‌بگاد تا تو سیخ بشی یهو‌منصور کفت اره من بیغیرتم دلم میخاد امیر تو رو بگاد و من تماشا کنم کص دادنت رو‌ جنده ،تا حالا اینجوری با من حرف نزده بود منم حشری بودم‌و بیشتر حال کردم و تو سکس باهاش تصور اینکه توام هستی رو‌میکردم و این بیشتر بهم حال میداد یهو دیدم کشید میرش رو بیرون و پشت کمرم داغ شد اما من بازم میخواستم و هنوز ارضا نشده بودم اما منصور نایی نداشت و افتاد رو تخت و

سریع خوابش برد من موندم و یه کص حشری دیگه شروع کردم خودم رو مالوندن و بعدش ارضا شدم اما ارضا با کیر خیلی بیشتر حال میده همزمان که آتوسا داشت این رو تعریف میکرد داشت کیر منم میمالید و منی که داشتم این داستان سکسی رو از دختری که دوسش داشتم و لخت پیشم خوابیده بود میشنیدم حسابی حشری بودم و داشتم با دستاش ارضا میشدم که آیفون خونه زنگ‌خورد و پیک‌بود منم سریع حوله رو پوشیدم و رفتم دم واحد غذا رو تحویل گرفتم بعدش آتوسا رو صدا ردم‌و اونم شرتش رو پوشید و حالا یه تن لخت با شورت و سوتین قرمز از اتاق اومد بیرون و من داشتم لذت میبردم واقعا رنک قرمز تو تن سفید خیلی قشنگ و سکسی داشتم براندازش میکردم کفت چته دیگه الان که واسه توام جرا مثل وقتی که خونتون بودم یا میرفتیم سفر داری هیز بازی در میاری گفتم تو‌ فهمیده بودی روت نظر دارم کفت اره تابلو بود ،دیگه نشستیم و شروع کردیم غذا خوردن ،آتوسا خیلی گشنش بود و داشت حسابی میخورد منم خوشحال از اینکه باهاش لخت کنار هم داریم غذا میخوریم‌و کیف میکنیم بعدش که سیر شد رفتیم دراز کشیدیم و یه کم صبر کردیم غذا بره پایین و همدیگر رو ناز و نوازش میکردیم یه کم که گذشت کیرم شروع به سیخ شدن شد و فهمید و شروع کرد ساک زدن یه ساک پرتف عالی خیلی خوب کیرم رو میخورد و دستش رفت سمت سوراخ کونم و شروع کرد مالیدنش و انگشت کردن یه کم که مالید گفت داگی شو‌میخام سوراخت رو بلیسم منم که حموم بودم و تمیز سریع قمبل کردم و اونم شروع کرد مالیدن کیرم و خوردن سوراخ کون و انگشت کردن اینقدر خوب انجام داد که من از شدت لذت فقط ناله میکردم واقعا سوراخ کون ادم که لیسیده میشه خیلی حال میده بعدش اومد بین پام و ساک زدن منم شروع کردم تو دهنش تلمبه زدن ،سرعت تلمبه زدن رو زیاد کردم و یهو تو دهنش ارضا شدم و اونم خودش رو نکشید کنار و کامل ابم رو قورت داد و یه کم ساک زد که دادم رفت هوا و اونم چشماش میخندید و دیگه ادامه نداد و کیرم رو از دهنش درآورد و اومد سمت لبم و لبش و دهنش که هنوز توش آب کیرم بود رو داد تو دهن خودمو یه لب حسابی گرفتیم و افتادم رو تخت و خوابم برد و یه کم بعد با بوسه های آتوسا و ناز و نوازش بیدار شدم دیدم لباس پوشیده و میگه ساعت ۳ شده امیر دیگه برم خونه توام اینجا رو‌مرتب کن تا شکیلا میاد،بلند شدم و یه کم لب بازی و بوس کردیم و راهیش کردم رفت و با خودم داشتم فک میکردم چه مدل زندگی عجیبی شده و این تا کی میخاد ادامه داشته باشه و این درسته یا نه،نمیدونم……

ادامه دارد……

نوشته: امیر

ادامه…

بازدید 17,456

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

یک پاسخ به “من و آتوسا و منصور (۳)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید