سلام دوستان آرمینم ۳۰ سالمه مفعول و بی و زنونه پوش هستم سکس تا حالا زیاد داشتم ولی الان میخوام آخرین خاطره مو براتون تعریف کنم امیدوارم خوشتون بیاد
خب از خودم بگم که قدم ۱۷۴ هستش و وزنم ۶۷ پوست بدنم خیلی سفید هست و بدن کم مویی دارم طوری که سوراخ کونم و نوک ممه هام صورتی هستش من خیلی هورنی هستم ولی تعداد سکس هام کم هستش اما از مهدی بگم براتون پسر خوبی بود و تو هورنت باش آشنا شدم بعد از چند ماه چت بالاخره تصمیم گرفتم که دیشب برم به دیدنش
بهش پیام دادم و اونم به شدت مشتاق بود، چون دوس دارم موقع دادن زنونه پوشی کنم ازش پرسیدم لباس زنونه داری؟ که مهدی گفت نه متاسفانه ندارم منم روم نمیشد بهش بگم بیغیرت هستم رو مامانم ولی دیگه غیر مستقیم گفتم میتونم لباسای مامانمو یواشکی بیارم و برات بپوشم که یه جووون بلند گفت و خوشحال شد و منم لذت بردم و دیگه چت رو قطع کردم و رفتم سروقت لباسای مامانم اولیه جوراب شلواری سفید تا بالای رون پاهام برداشتم بعدش یه شورت صورتی نخی چسبون که توپ توپی سفید داشت برداشتم و بعدش هم یه تاپ چسبون گلبهی رنگ برداشتم
خودم داشتم نهایت لذت رو از این کارم میبردم و بعدش لباسای معمولی خودمو پوشیدم و بهش گفتم اسنپ رو بگیره یه نیم ساعتی تو مسیر بودم تا برسم به خونه مهدی توی کل مسیر باهام حرفای سکسی زد و هی میگفت چه لباسی برداشتی که من میگفتم سوپرایزه و نمیگم خلاصه که رفتم رسیدم اولش دست دادیم و وارد خونه شدم که یه هو بغلم کرد و یه خورده مالوندم و بوسم کرد و بعدش طبق قراری که داشتیم رفتیم حموم که هم دوش بگیریم هم کامل منو با موبر شیو کنه اونجا خیلی بهم لذت میداد وقتی داشت خودش برام موبر میزد و دستش به اندامم میخورد خلاصه بعدش که پودر موبر اثر کرد رفتیم زیر دوش و بدنم مثل الماس میدرخشید یه دونه مو هم دیگه تو بدنم نبود و پوستمم سفیده سفید خودمم داشتم از بدنم لذت میبردم چه برسه دیگه به مهدی خلاصه اونجا زیر دوش تحمل نیاورد و یه خورده منو مالوند و باز بدنمو خورد منم بی اختیار آه و ناله میکردم و شل میشدم تو بغلش تا اینکه رفتیم بیرون و خودمونو خشک کردیم و گفت بیا لباسای مامانت رو بپوش دیگه یه ذره یخمون باز شده بود مهدی هم پرو تر شده بود ولی بهش گفتم دوس دارم اول همشونو بپوشم بعدش بیام پیشت که به اینخاطر از اتاق اومدم بیرون اول جوراب شلواری مامانمو پوشیدم خیلی به پوست سفیدم میومد یه لحظه دودول خودم برا خودم راست شد و بعدش شورت صورتی مامانمو پوشیدم و بعدش هم تاپ رو پوشیدم خیلی جیگر شده بودم و حس خوبی بهم میداد اون لباسا وقتی وارد اتاق شدم یه هو مهدی چشاش درشت شد و گفت جووون مامانت چه لباسای سکسی داره و شروع کرد از مامانم گفتن که چندسالشه و این حرفا و منم شهوتی بودم و همراهیش میکردم و سوالاشو جواب میدادم و اونم لذت میبرد تا اینکه خوابوندم و شروع کرد از بالا تا پایین بدنمو خوردن و لیسیدن منم رو ابرا بودم و فقط اه و ناله میکردم و بی اختیار گفتم آخ مامان که یه هو گفت جون قربون مامان جندت و با ولع تموم بدنم و ممه هامو شیکممو همه رو لیسید و بعدش گفت ساک میزنی که اینقدر شهوتی بودم که گفتم اره رفتم سراغ کیرش و همشو کردم تو دهنم کیرش متوسط بود نه بزرگ بود نه کوچیک کلفتیش هم مناسب بود حسابی براش ساک زدم که با دستش کیرش گرفت بالا و منظورش این بود که تخماشو براش بخورم منم مث یه برده شده بودم و تو لباسای مامانم پایین پاهاش بودم و تخماشو میکردم دهنم و لیس میزدم بخاطر قرص تاخیری که خورده بود کیرش به زور راست میشد و هراز گاهی می خوابید ولی هی براش ساک زدم و مالوندمش دیگه وقت این بود که کیر خوشگلشو بکنه تو کونم اولش براش داگ استایل شدم اروم و حرفه ای سرشو کرد تو و شروع کرد تلمبه زدن و منم چشام سیاهی رفت از لذت و شروع کردم اه و ناله و از قصد اینبار هی میگفتم آخ مامااااان آیییی مااامااان که مهدی هی از مامانم بگه اونم وحشی میشد واسپنک میزد و هی مامانمو فحش میداد بهش میگفت جنده و میگفت بدنت شبیه مامانته؟ میگفتم اره و لذت میبرد و میگفت تو که اینطوری کون بدی دیگه مامانت چه جنده حرفه ای هست و محکم تلمبه میزد تو کونم منم لذت میبردم هم از دادن بهش هم از حرفا و تحقیر هایی که میکرد تا اینکه پاهام خسته شد و قرار شد پوزیشن عوض کنیم ایمبار پاهامو انداختم رو شونه هاش و شروع کرد تلمبه زدن تو کونم سوراخمو میدید و لذت میبرد میگفت چقدر صورتیه و به این خاطر گفت میزاری عکس بگیرم که گفتم با گوشی خودم بگیر و چندتا عکس و یه فیلم هم ازم گرفت با گوشی خودم که الان که نگاه میکنم بازم دلم کیر میخواد
خلاصه همزمان کونمو میکرد و ممه هامو میخورد
بی اختیار شروع کردم به گوزیدن ولی دیگه خجالت نمیکشیدم و لذت میبردم از اینکه یکی داره با قدرت تو کونم تلمبه میزنه و اصلا براش مهم نیست که من درد میکشم یا نه و فقط داره از بدنم و کونم لذت میبره و این باعث میشد حس زنونگی من تقویت بشه بعدش بهم گفت برگرد به پشت بخواب که خوابیدم و بالشت گذاشت زیر کونم تا بیاد بالاتر و دوباره شروع کرد به کردن و چندتا اسپنک محکم هم بهم زد و یهو تموم وزنشو انداخت روم و وحشیانه تلمبه میزد تا اینکه دیدم یه هو آروم شد و کونم از آبش که پاشید داغه داغ شد و بهم گفت دیگه کونیه خودم شدی و من شوهرتم
منم از این حرفش احساس غرور کردم و اینقدر حال کردم که بی اختیار همونطور که کیرش تو کونم بود منم سیسیگاسم شدم و آبم اومد بدون اینکه دست به دودولم بزنم…
ممنونم که داستان رو گوش کردید همش عین واقعیت بود بدون ذره ای دروغ یا اضافه کاری
اگر دوست داشتید بقیه داستان های کون دادنمو هم براتون میفرستم
خب از خودم بگم که قدم ۱۷۴ هستش و وزنم ۶۷ پوست بدنم خیلی سفید هست و بدن کم مویی دارم طوری که سوراخ کونم و نوک ممه هام صورتی هستش من خیلی هورنی هستم ولی تعداد سکس هام کم هستش اما از مهدی بگم براتون پسر خوبی بود و تو هورنت باش آشنا شدم بعد از چند ماه چت بالاخره تصمیم گرفتم که دیشب برم به دیدنش
بهش پیام دادم و اونم به شدت مشتاق بود، چون دوس دارم موقع دادن زنونه پوشی کنم ازش پرسیدم لباس زنونه داری؟ که مهدی گفت نه متاسفانه ندارم منم روم نمیشد بهش بگم بیغیرت هستم رو مامانم ولی دیگه غیر مستقیم گفتم میتونم لباسای مامانمو یواشکی بیارم و برات بپوشم که یه جووون بلند گفت و خوشحال شد و منم لذت بردم و دیگه چت رو قطع کردم و رفتم سروقت لباسای مامانم اولیه جوراب شلواری سفید تا بالای رون پاهام برداشتم بعدش یه شورت صورتی نخی چسبون که توپ توپی سفید داشت برداشتم و بعدش هم یه تاپ چسبون گلبهی رنگ برداشتم
خودم داشتم نهایت لذت رو از این کارم میبردم و بعدش لباسای معمولی خودمو پوشیدم و بهش گفتم اسنپ رو بگیره یه نیم ساعتی تو مسیر بودم تا برسم به خونه مهدی توی کل مسیر باهام حرفای سکسی زد و هی میگفت چه لباسی برداشتی که من میگفتم سوپرایزه و نمیگم خلاصه که رفتم رسیدم اولش دست دادیم و وارد خونه شدم که یه هو بغلم کرد و یه خورده مالوندم و بوسم کرد و بعدش طبق قراری که داشتیم رفتیم حموم که هم دوش بگیریم هم کامل منو با موبر شیو کنه اونجا خیلی بهم لذت میداد وقتی داشت خودش برام موبر میزد و دستش به اندامم میخورد خلاصه بعدش که پودر موبر اثر کرد رفتیم زیر دوش و بدنم مثل الماس میدرخشید یه دونه مو هم دیگه تو بدنم نبود و پوستمم سفیده سفید خودمم داشتم از بدنم لذت میبردم چه برسه دیگه به مهدی خلاصه اونجا زیر دوش تحمل نیاورد و یه خورده منو مالوند و باز بدنمو خورد منم بی اختیار آه و ناله میکردم و شل میشدم تو بغلش تا اینکه رفتیم بیرون و خودمونو خشک کردیم و گفت بیا لباسای مامانت رو بپوش دیگه یه ذره یخمون باز شده بود مهدی هم پرو تر شده بود ولی بهش گفتم دوس دارم اول همشونو بپوشم بعدش بیام پیشت که به اینخاطر از اتاق اومدم بیرون اول جوراب شلواری مامانمو پوشیدم خیلی به پوست سفیدم میومد یه لحظه دودول خودم برا خودم راست شد و بعدش شورت صورتی مامانمو پوشیدم و بعدش هم تاپ رو پوشیدم خیلی جیگر شده بودم و حس خوبی بهم میداد اون لباسا وقتی وارد اتاق شدم یه هو مهدی چشاش درشت شد و گفت جووون مامانت چه لباسای سکسی داره و شروع کرد از مامانم گفتن که چندسالشه و این حرفا و منم شهوتی بودم و همراهیش میکردم و سوالاشو جواب میدادم و اونم لذت میبرد تا اینکه خوابوندم و شروع کرد از بالا تا پایین بدنمو خوردن و لیسیدن منم رو ابرا بودم و فقط اه و ناله میکردم و بی اختیار گفتم آخ مامان که یه هو گفت جون قربون مامان جندت و با ولع تموم بدنم و ممه هامو شیکممو همه رو لیسید و بعدش گفت ساک میزنی که اینقدر شهوتی بودم که گفتم اره رفتم سراغ کیرش و همشو کردم تو دهنم کیرش متوسط بود نه بزرگ بود نه کوچیک کلفتیش هم مناسب بود حسابی براش ساک زدم که با دستش کیرش گرفت بالا و منظورش این بود که تخماشو براش بخورم منم مث یه برده شده بودم و تو لباسای مامانم پایین پاهاش بودم و تخماشو میکردم دهنم و لیس میزدم بخاطر قرص تاخیری که خورده بود کیرش به زور راست میشد و هراز گاهی می خوابید ولی هی براش ساک زدم و مالوندمش دیگه وقت این بود که کیر خوشگلشو بکنه تو کونم اولش براش داگ استایل شدم اروم و حرفه ای سرشو کرد تو و شروع کرد تلمبه زدن و منم چشام سیاهی رفت از لذت و شروع کردم اه و ناله و از قصد اینبار هی میگفتم آخ مامااااان آیییی مااامااان که مهدی هی از مامانم بگه اونم وحشی میشد واسپنک میزد و هی مامانمو فحش میداد بهش میگفت جنده و میگفت بدنت شبیه مامانته؟ میگفتم اره و لذت میبرد و میگفت تو که اینطوری کون بدی دیگه مامانت چه جنده حرفه ای هست و محکم تلمبه میزد تو کونم منم لذت میبردم هم از دادن بهش هم از حرفا و تحقیر هایی که میکرد تا اینکه پاهام خسته شد و قرار شد پوزیشن عوض کنیم ایمبار پاهامو انداختم رو شونه هاش و شروع کرد تلمبه زدن تو کونم سوراخمو میدید و لذت میبرد میگفت چقدر صورتیه و به این خاطر گفت میزاری عکس بگیرم که گفتم با گوشی خودم بگیر و چندتا عکس و یه فیلم هم ازم گرفت با گوشی خودم که الان که نگاه میکنم بازم دلم کیر میخواد
خلاصه همزمان کونمو میکرد و ممه هامو میخورد
بی اختیار شروع کردم به گوزیدن ولی دیگه خجالت نمیکشیدم و لذت میبردم از اینکه یکی داره با قدرت تو کونم تلمبه میزنه و اصلا براش مهم نیست که من درد میکشم یا نه و فقط داره از بدنم و کونم لذت میبره و این باعث میشد حس زنونگی من تقویت بشه بعدش بهم گفت برگرد به پشت بخواب که خوابیدم و بالشت گذاشت زیر کونم تا بیاد بالاتر و دوباره شروع کرد به کردن و چندتا اسپنک محکم هم بهم زد و یهو تموم وزنشو انداخت روم و وحشیانه تلمبه میزد تا اینکه دیدم یه هو آروم شد و کونم از آبش که پاشید داغه داغ شد و بهم گفت دیگه کونیه خودم شدی و من شوهرتم
منم از این حرفش احساس غرور کردم و اینقدر حال کردم که بی اختیار همونطور که کیرش تو کونم بود منم سیسیگاسم شدم و آبم اومد بدون اینکه دست به دودولم بزنم…
ممنونم که داستان رو گوش کردید همش عین واقعیت بود بدون ذره ای دروغ یا اضافه کاری
اگر دوست داشتید بقیه داستان های کون دادنمو هم براتون میفرستم
نوشته: آرمین
8 پاسخ به “زن پوشی من برای مهدی”
اول داستان میگی سکس زیاد داشتم دوخط پایین تر میگی کم سکس کردم.فازت چیه
حیف ک با شما ها شدیم هموطن 😂
دقیقا همین جریانا رو با بکنم داشتم
نظر دوستان همه محترم،برا خیلی ها این احساسی که من دارم غیرقابل درک هستش اما من دروغی نگفتم و حتی عکس پروفایلمم مربوط به روزی هست که این خاطره رو براتون تعریف کردم،میتونید خودتون نگاه کنید،به هذچرحال من اینی هستم که هستم و از حسی که دارم لذت میبرم و بابتش خجالت نمیکشم 😍
کاری به داستانت ندارم ولی ما داستانت رو توندیم گوش نکردیم
داستانت رو گوش نکردیم گلمخوندیمو البته خیلی لذت بردیم 👏
@Mashhjaaیکی بیاد تل تصویریکونمو ببینه برام جق بزنه
گوزو کی بودی تو