گفت اماده شید بریم خلاصه دوروز بعد اماده شدیم مقصد مسافرت(شمال) بود خلاصه من دیدم که نیلوفر هم اومده البته پسر عموم هم بود که دو سال از من بزرگتره نیلوفر خیلی منو دوست داشت البته مث برادر واقعا چون از بچگی با هم بازی میکردیم راستی مشخصات نیلوفر(یه دختر سفید خوشگل و خوش اندام 23 ساله با یه کون فوق العاده بزرگ و خوش فرم که اب دهن ادمو راه مینداخت ولی سینه هاش زیاد بزرگ نبود 50 یا 60 بود سایزش کوچیک بود قدشم 177 هستش)
خلاصه چهارتا ماشین شدیم و شروع به حرکت کردیم به طرف نمک ابرود (اونجا یه ویلای خانوادگی داریم که خالیه و زیاد کسی نمیره اونجا بجز عیدها و تابستونا)من تو ماشین خودمون نشستم و نیلوفر که با عمه کوچیکم تو یه رنج سنی بودن تو ماشین عمم اینا نشست بعد از طی کردن راه رسیدیم ویلا و همه خسته بودیم ساعت 5 عصر بود همه گفتن یکم استراحت کنیم تا بلند شیم برای شام منم که نیلوفر رو دیده بودم حسابی حشرم زده بود بالا بطوری که داشت از چشمام میزد بیرون گفتم چیکار کنم چیکار نکنم گفتم با فیلم سوپر تو گوشیم بود جق بزنم کیرم راست شده بود رفتم تو اتاق خواب بالا که برای من و فرشاد (پسر عموم) بود دراز کشیدم کیرمو دراوردم(کیرم 17 سانته و کلفته) گرفتم تو دستم باهاش ور میرفتم و فیلم سوپر میدیدم که یدفعه ای دیدم در باز شد تا اومدم بخودم بجنبم دیدم نیلوفر زل زده به من (نگو که چمدون وسایلشو فرشاد گذاشته بود تو اتاق ما تا خستگیش در رفت ببره تو اتاقشون) نیلوفر حسابی تعجب کرد و سرخ شد (اوفف از تیپش نگم یه شلوار کرم جذب که تا مچ پاش بالا بود و زیرش شورت نپوشیده بود و خط کصش معلوم بود) من که تا حالا با همچین صحنه ای مواجه نشده بودم تو دلم غوغا بود قلبم داشت وایمیستاد جون میدونستم(چند سالیه با یه پسره دوسته که تازگیا هم باهاش نامزد کرده)بروی خودش نیورد و بدون اینکه وسایلو برداره با صورتی اخمالو دوید و رفت منم از ترس ریده بودم بخودم که بره بکسی بگه خلاصه موقع شام که شد همه نشستیم سر میز دیدم اومد زیاد نگاش نمیکردم ولی اون منو نگاه میکرد و وانمود میکرد ناراحته شامو که خوردیم پسر عموم پیشنهاد داد بریم لب دریا قدم بزنیم بزرگترها هم که خسته بودن گفتن شما برین منو فرشاد و نیلوفر و عمه کوچیکم بهمراه همسرش رفتیم لب دریا فرشاد گیتارشو اورد که گیتار بزنه وقتی رسیدیم لب ساحل به بقیه گفت گوشیم مشکل پیدا کرده دانیال درستش کنه شما برید میایم که رفتن نشست کنارم اول صورتش عصبانی و اخمالو بود قلبم داشت میترکید که میخاد چی بگه یدفعه ای خندش گرفت گفت :داری چیکار میکنی؟ گفتم:مگه چیکار کردم؟(دستم از استرس یخ زده بود) گفت:دولتو دراورده بودی؟ ناخوداگاه خندم گرفت گفتم:باهاش بازی میکردم حوصلش سر نره خندید گفت بهت نمیخوره همچین کیری داشته باشی(من دیگه داشت نفسم بند میومد اخه تا حالا به دختری پیشنهاد سکس نداده بودم بار اولم بود)گفتم:دوسداری تو دستت بگیریش؟جا خورد گفت بیتربیت ینی چی؟من دوس پسر دارم اومد بلند شه بره دستشو گرفتم گفتم از رو شلوار لطفا یکم بهم زل زد با خالتی اخمالو گفت باشه فقط از روی شلوار(قرار شد همه که خوابیدن بریم تو حیاط تو ماشین ما و فقط از رو شلوار برام بماله)ساعت حدود 1 بود استرس گرفته بودتم بدنم یخ زده بود که بهم اس ام اس داد تو حیاطم زود باش بیا منم زود بلند شدم فرشاد که بیدار بود ازم پرسید کجا:گفتم میرم با زیدم بحرفم خندید گفت:برو اما یادت باشه هنوز شاشت کف نکرده منم یه خنده زورکی زدمو رفتم سوییچ ماشینو بلند کردم رفتم تو حیاط دیدمش که اونم عصبی شده و استرس گرفته دستشو گرفتم گفتم اروم باش و بهم اعتماد کن(حالا خودمم از شدت شهوت و استرس مخم ریده بود)گفتش:اخه حامد چی(اسم دوس پسرش بود) گفتم مگه تا حالا باهاش سکس داشتی؟گفت:اره گفتم:از جلو؟ گفت:خفه شو بیشعور نه مگه خرم گفتم بریم در ماشینو باز کردم نشست صندلی عقب منم نشستم کنارش درو بستم بهم گفت:دانیال اولین و اخرین باره شتر دیدی ندیدی گفتم باشه تا اومد صندلاشو دربیاره دلو زدم ب دریا کیرم که شق شق شده بود دراوردم یهو دید ترسید گفت:چیکار میکنی نفسم بند اومده بود گفتم هیچی گفت:من نیستم اومد بره گفتم سر حرفت باش تا به کسی نگم با حامد سکس کردی(اخه عموم مث چشاش بمن اعتماد داره) گفت بگو کی حرفتو باور میکنه؟ گفتم میدونم بکارت نداری جا خورد یکمم من و من کرد گفت:اتفاقی شده تازه ما میخایم با هم ازدواج کنیم گفتم من به اونش کاری ندارم به همه میگم استرس گرفت و سکوت کرد گفت:حالا چیکار کنم؟ گفتم:یا بخور یا بمالش؟گفت:تا حالا سکس داشتی؟(بخاطر اینکه کم نیارم الکی گفتم اره) با دستش کیرمو گرفت و شروع کرد به مالیدنش نفسم بند اومده بود گفتش:چقدر کلفته اوفف(حسابی حشری شده بود) تخمامو میمالید پاهاش رو اورد جلو و شروع کرد فوتجاب منم جلوی خودمو میگرفتم زود ارضا نشم بعد یه 7 الی 8 دیقه فوتجاب خندید گفت:خوب مقاومت میکنیا ولی در برابر من نمیتونی کیرمو کرد تو دهنش با زبونش زیر کیرمو لیس میزد و تحریکم میکرد با دستاش محکم تخمامو میمالید همین که سرشو گذاشت تو دهنش ابم اومد تو دهنش سریع تف کرد رو شلوارم و گفت:اشغال بی جنبه و خندید منم خندم گرفت.(از اون موقع تا حالا چندباری رابطه داشتیم مخصوصا از وقتی نامزد کرده ولی هیچوقت لذت اولین سکسموم از زیر دندونم نمیره)(منتظر داستانای بعدی باشید)
نوشته: دانیال
18 پاسخ به “سکس من و دختر عموم نیلوفر”
خدا شانس بده
اتفاقی که واقعا افتاده : یه منجلیقی که زیاد داستانای اینجا رو میخونده به همراه عمش اینا خانوادگی رفتن شمال. تو یه موقعیتی شوشولشو در اورده نشون دختر عمش داده به این خیال که یارو زرتی بهش میده شب که پسر عموی خلافکارش میاد اطاقشون میگه بکش پایین!! این تعجب میکنه میپرسه چرا؟؟ پسرعموش میگه دولتو نشون خواهرم دادی پس کونتم باید نشون من بدی!!
داستانت به دو قسمت تقسیم میشه:1-تا قبل درآوردن صندلاش(واقعی)2-بعد در آوردن صندلاش(غیر واقعی)اما داستان واقعی قسمت دومصندلاش درآورد و پاهاش تا کاسه زانو کرد توی کون من…
عجبا!!شگفتا!نمیدونم چی بگم این همه داستان تخمی تخیلیوازکجامیاری
آره دیگه کل عمرش مثل داداش نگات کرده بعد یک شبه سکس داشتید؟بعدش تو از کجا میدونستی پرده نداره مگه هر دختری دوس پسر داشت حتما بکارت ندارهخیانتم که تو داستان تخمی تخیلیت بود بمونهدیسلایک
اوسکل این الان سکس بود که کردین مثلا!!!
خواب و خیال
ریدی با این سکس کردنت یکی یه آفتابه آب برسونه به داداشمون
تا “غضیه” خوندم.
جون مادرت ديگه ننويس
افتضاح بود.دیگه ننویس
دو دستی بنویس…
مطمئنی املای صحیحش میشه غضیه؟؟؟؟؟؟؟؟
فكر كردي كس خليم منتظر داستاناي تو باشيم !؟
کونی کجا سکس کردی
داستان ات باحال بود مرسی
گفتمش حالا که مدادی؟ننتو گایدم کس کش کیرم به خودت و اونی که به تو فارسی رو یاد داده خواهرکسده
وقتی رسیدم ساحل فرشاد گیتارشو در آورد و گفت گوشیم ایراد داره شما برید تا دانیال درستش کنه؟؟؟دوست عزیز بالاخره دادی یا کردی؟؟؟