سلام این داستان منه
عید بود ما تصمیم داشتیم بریم تبریز خونه خالم
من یه پسر خاله داشتم تقریبا سه سال از من بزرگتر بود و بخوام بگم رفیق بچگی های من بود باهم بزرگ شده بودیم خیلی شوخی جنسی می کردیم نمیدونم لخت همو دیده بودیم و…
یه روز صبح از خواب بیدار شدم دیدم هیچکس تو خونه نیست مامان و بابام و خاله و شوهرخاله همه رفتن بیرون صبح زود
منو پسر خالم تو خونه بودیم
این از وقتی از خواب بیدار شده بود کیرشو انداخته بود بیرون
شقه شق واقعا خوردنی بود ولی به خاطر خجالتم کاری نمیکردم
هی میگفت کاش الان یه کس اینجا بود میکردیم خوش میگذشت
منم محو کیرش شده بودم و تنم میلرزید قلبم تند تند میزد و شق کرده بودم از شدت شق شدن کیرم درد گرفته بود
میخواستم این قضیه رو از فکرش بپرونم گفتم بریم پلی استیشن بازی کنیم گفت من نمیام تو برو روشن کن بازی کن من رفتم تو پذیرایی شروع کردم بازی کردن یهو شنیدم از اتاق داره صدای فیلم سوپر میاد از اون ته داد میزد به من میگفت تو چرا دختر نشدیی
یه چند دقیقهای گذشت دیدم لخت مادرزاد از اتاق اومد بیرون گفت من میخوام برم حموم جق میخوام بزنم میای توام؟!
گفتم نه بابا ول کن اومد پلی استیشن رو خاموش کرد گفت بیا بریم یه جقه دیگه الان مامان اینا میان گفتم باشه رفتیم حموم من لباسم رو دراوردم فقط شورت داشتم بهم گفت اونم در بیار دیگه با یکمی خجالت شورتمو دراوردم گفت شورتتو بده بهم دادم بهش شروع کرد بو کردن می گفت چه بوی سکسیای داری
من از خجالت و شدت شهوت بدنم میلرزید یه صندلی حمومی گذاشت گفت بشین من یکم دور تر ازش نشسته بودم دست انداخت روی رونم گفت بیا اینورتو دیگه یکم نزدیکش شدم سوپر و پلی کرد یکمی داشتیم از با کیرمون ور میرفتیم که یهویی گفت یه لب بده گفتم بابا ول کن گفت بده دیگه کسی نمیفهمه که خلاصه لبمو آوردم جلو من خیلی بلد نبودم ولی اون کار بلد بود شروع کرد لبمو خوردن و لب پایینمو گاز گرفت و گفتم بسه دیگه گفت بابا یه کوچولو بیا بخور دیگه برام چی میشه گفتم نه زشته
از اون اصرار از من انکار خلاصه راضیم کرد روی زانو نشستم و شروع کردم براش خوردن صدای نفساش تند تر شده بود آروم ناله میکرد و سرمو با دستش فشار میداد کیرش میرفت ته حلقم داشتم اوق میزدم و بلندم کرد و گفت بشین رو کیرم نشستم فیس تو فیس هم وازلین زد به کیرش آروم کیرشو هل داد توم تو همون حالت سینه ها و لبامو میخورد یه چند دقیقهای این کارو کردیم گفت بیا بریم روی تخت انجام بدیم گفتم باشه رفتیم اتاقش حالت داگی شدم دوباره کیرشو کرد تو کونم همینجوری داشت تقه میزد صدای ناله هام بیشتر شده بود با دستش منو خوابوند رو تخت کامل زیر شکمم یه بالشت گذاشت شروع کرد تلمبه های وحشی زدن شورتشو کرد تو دهنم چون ناله هام خیلی بلند شده بود بعد چند دقیقه آبش داشت میومد سریع کشید بیرون ربخت روی کمرم بعدش یکم ولو شد روم گفتم حالا منو ارضا کن من خیلی حشریم گفت کصشر نگو گورتو گم کن از اتاقم بیرون گفتم قبلش اینجوری رفتار نمیکردی گفت برو حموم جق بزن دوشتم بگیر تا مامان اینا نرسیدن منم ناراحت از اینکه چرا اینکارو کردم سریع رفتم حموم جقمو زدم دوشمو گرفتم اومدم بیرون دیدم مامانم اینا اومدن خودمو خشک کردمو باهاش قهر کردم ولی این داستان ادامه داره تو پارت دوم میذارم براتون
عید بود ما تصمیم داشتیم بریم تبریز خونه خالم
من یه پسر خاله داشتم تقریبا سه سال از من بزرگتر بود و بخوام بگم رفیق بچگی های من بود باهم بزرگ شده بودیم خیلی شوخی جنسی می کردیم نمیدونم لخت همو دیده بودیم و…
یه روز صبح از خواب بیدار شدم دیدم هیچکس تو خونه نیست مامان و بابام و خاله و شوهرخاله همه رفتن بیرون صبح زود
منو پسر خالم تو خونه بودیم
این از وقتی از خواب بیدار شده بود کیرشو انداخته بود بیرون
شقه شق واقعا خوردنی بود ولی به خاطر خجالتم کاری نمیکردم
هی میگفت کاش الان یه کس اینجا بود میکردیم خوش میگذشت
منم محو کیرش شده بودم و تنم میلرزید قلبم تند تند میزد و شق کرده بودم از شدت شق شدن کیرم درد گرفته بود
میخواستم این قضیه رو از فکرش بپرونم گفتم بریم پلی استیشن بازی کنیم گفت من نمیام تو برو روشن کن بازی کن من رفتم تو پذیرایی شروع کردم بازی کردن یهو شنیدم از اتاق داره صدای فیلم سوپر میاد از اون ته داد میزد به من میگفت تو چرا دختر نشدیی
یه چند دقیقهای گذشت دیدم لخت مادرزاد از اتاق اومد بیرون گفت من میخوام برم حموم جق میخوام بزنم میای توام؟!
گفتم نه بابا ول کن اومد پلی استیشن رو خاموش کرد گفت بیا بریم یه جقه دیگه الان مامان اینا میان گفتم باشه رفتیم حموم من لباسم رو دراوردم فقط شورت داشتم بهم گفت اونم در بیار دیگه با یکمی خجالت شورتمو دراوردم گفت شورتتو بده بهم دادم بهش شروع کرد بو کردن می گفت چه بوی سکسیای داری
من از خجالت و شدت شهوت بدنم میلرزید یه صندلی حمومی گذاشت گفت بشین من یکم دور تر ازش نشسته بودم دست انداخت روی رونم گفت بیا اینورتو دیگه یکم نزدیکش شدم سوپر و پلی کرد یکمی داشتیم از با کیرمون ور میرفتیم که یهویی گفت یه لب بده گفتم بابا ول کن گفت بده دیگه کسی نمیفهمه که خلاصه لبمو آوردم جلو من خیلی بلد نبودم ولی اون کار بلد بود شروع کرد لبمو خوردن و لب پایینمو گاز گرفت و گفتم بسه دیگه گفت بابا یه کوچولو بیا بخور دیگه برام چی میشه گفتم نه زشته
از اون اصرار از من انکار خلاصه راضیم کرد روی زانو نشستم و شروع کردم براش خوردن صدای نفساش تند تر شده بود آروم ناله میکرد و سرمو با دستش فشار میداد کیرش میرفت ته حلقم داشتم اوق میزدم و بلندم کرد و گفت بشین رو کیرم نشستم فیس تو فیس هم وازلین زد به کیرش آروم کیرشو هل داد توم تو همون حالت سینه ها و لبامو میخورد یه چند دقیقهای این کارو کردیم گفت بیا بریم روی تخت انجام بدیم گفتم باشه رفتیم اتاقش حالت داگی شدم دوباره کیرشو کرد تو کونم همینجوری داشت تقه میزد صدای ناله هام بیشتر شده بود با دستش منو خوابوند رو تخت کامل زیر شکمم یه بالشت گذاشت شروع کرد تلمبه های وحشی زدن شورتشو کرد تو دهنم چون ناله هام خیلی بلند شده بود بعد چند دقیقه آبش داشت میومد سریع کشید بیرون ربخت روی کمرم بعدش یکم ولو شد روم گفتم حالا منو ارضا کن من خیلی حشریم گفت کصشر نگو گورتو گم کن از اتاقم بیرون گفتم قبلش اینجوری رفتار نمیکردی گفت برو حموم جق بزن دوشتم بگیر تا مامان اینا نرسیدن منم ناراحت از اینکه چرا اینکارو کردم سریع رفتم حموم جقمو زدم دوشمو گرفتم اومدم بیرون دیدم مامانم اینا اومدن خودمو خشک کردمو باهاش قهر کردم ولی این داستان ادامه داره تو پارت دوم میذارم براتون
نوشته: ارشام
2 پاسخ به “از جق تو حموم تا سکس رو تخت”
همیجور گذاشت تو کونت نه دردی نه کثافت کاری هیچی فقط کونت بده ننویس
موشک کروز هم به این سادگی نمیخوره به هدف کهکیر پسر خاله به این سادگی رفت تو کونت 😂👉