سلام پسرای گوگولی های من
من کیمیام ۳۵ سالمه..شوهرم خیلی پولداره ولی خب هیچ وقت خونه نمیاد هی میگه تو جلسه ام..انقد تو جلسه اس که آدم فک میکنه میخواد فرار کنه
یه روز مثل همیشه ساعت ۱۱ صبح تنها توی تختمون بیدار شدم و رفتم صبحونه بخورم ولی تُستر کار نمیکرد اول فک کردم دوباره برق قطع شده ولی هرچی نشستم که برگرده نمیشد!
زنگ زدم به الکتریکی مون که بیاد نگاه کنه..دیدم یه پسر جوون حدودا ۲۲ ساله دم دره ..صورتش صاف و بدون ریش بود و خیلی بچه سال میزد
فک کردم گدا باشه گفتم حتی شده از دلارای شوهرم بهش میدم که تلافی کنم خونه نیومدنشو ولی گفت از الکتریکی اومده
با تعجب درو باز کردم اومد تو.از حیاط رد شد و بی حوصله منتظر بودم بیاد داخل، از در که اومد تو دیدم تیشرت تنگش به بدنش چسبیده بود و شلوار جینش هم بدتر زیر فشار کون و کیر و خایه بزرگش داشت منفجر میشد
از فاز بی حوصلگی یهو چشمام برق زد و بهش خیره شدم..دیدم خجالت کشید و سرشو انداخت پایین
+سلام عسل چطوری؟
یه ذره جا خورد:خ..خوبم..
بردمش کنار کنتور، پرسیدم:پسر صاحب مغازه ای؟
گفت:نه..من فقط اونجا کار میکنم!
+مثل اینکه رو چیزای دیگه هم کار میکنی! باشگاهت کجاست؟
یه ذره خجالت کشید خودشو جمع کرد
یه دست کشیدم رو شونه هاش، این همه کار میکنی پولاتو خرج باشگاه میکنی؟
_مادر و خواهرم هستن..باشگاه هم دیگه تنها تفریحمه دیگه
+آاخییی..دوست دختر نداریی؟
شروع کرد سرخ شدن..معلومه با این حجم از کم رویی نمیتونه حلزون ماده رو هم جذب کنه
گفتم یه کنتور هم بالای کابینت هاست..میخوای یه دستی بهش بزنی؟
یه نگاه به من کرد انگار مگه چنتا کنتور توی یه خونه است؟
پرسید چهارپایه دارین؟
تو چشاش زل زده بودم و سریع جواب دادم نه!
دیگه خیلی داشت معذب میشد و میدونست رفتارم عادی نیست..رو پنجه اش بلند شد تا دستشو بکشه بالای کابینت
لباس تنگش رفت بالا و عضلات شکمش معلوم شدن، سیکس پک بدون مو..سفییید! خودمو نتونستم کنترل کنم گفتم:جووون!
سریع تی شرتشو کشید پایین:ببخشید مثل اینکه اینجا کنتوری نیست..همون قبلی رو نگاه کنم!؟
گفتم ولش کن حالا که تا اینجا اومدی یه چیزی از یخچال بخور!
در یخچالو باز کردم بدون هیچ تعارف و سینی و هیچی! یه موز برداشتم دادم دستش!
+انگار فقط همینو داریم میگن کمرو پر میکنه خوبه!
به تته پته افتاده بود..گفتم:مگه نمیخوای وزنه بزنی؟
فک کرد یه ذره شرایط عادی شد:بله بله!
مگه نمیخوای سکسی شی؟
قرمز شد! رفتم جلو دستمو انداختم خایه هاشو گرفتم
یه لحظه جا خورد گفت:عه
جواب دادم:جووون ناله کن برام
نمیدونست چی بگه..گفتم:میدونی میخوام با بدنت چیکار کنم؟
گفت:خواهش میکنم میخوام برم..
برش گردوندم و چنگ زدم به کونش:کجا؟ میخوای به صاحبکارت بگم چیکارت کنه؟ آره؟ یا میخوای این بدنو بدی به من؟
یه دونه اسپنک زدم در کونش بعد شروع کردم مالیدنش:ها؟ جواب نمیدی؟
_خواهش میکنم به کار احتیاج دارم
گفتم لباساتو بکن من توی اونیکی اتاقم…از صبح ژولیده بودم، رفتم تو اون اتاق یه ذره به خودم برسم
با خودم گفتم:آخه زن! زنانگی کجا رفت؟ چرا انقد مردانگی سمی؟
رژ شرابی زدم، یه lingerie سکسی که شوهرم برام خریده بود پوشیدم..دو تا پاهای برنزه و شفافم افتاده بود بیرون…یه توری روی شکمم بود و لباسم قشنگ برجستگی های ممه ام رو بولد میکرد
دیدم یکی در میزنه..گفتم بیا تو دیگه جوجوی من!
آروووم درو باز کرد و با احتیاط اومد تو…لخت مادرزاد شده بود..میدونستم انقد بلد نیست که حداقل شورتشو نگه داره تا کنجکاوی من بره بالا ولی همین خیلی تحریکم میکرد که انقدر معصوم و بامزه ست
یه نگاه خریدارانه بهش کردم انگار جنده بیزینسی منه!
عضلات ورزیده و خوشگلی داشت ولی کیرش هنوز مثل یه کرم کوچولو خوابیده بود! اصلا بلد نبود چطوری سکسی باشه!
ولی تا نگاهش به من افتاد دیدم آروم نبضش بالا رفت و کیرش از خواب بلند شد و به سمت من اشاره رفت!
خودش خجالت میکشید از اینکه کیرش راست شده و خواست دستشو بگیره جلوش
دوباره چنگ انداختم رو خایه هاش: تحریک شدی ها؟
_عه..آاا..ره
+لبمو فشار دادم رو لباش:تو فقط واسم ناله کن! فقط ناله کن
ناخونامو فشار میدادم رو خایه هاش و لباشو بدجور میخوردم
یه ناله هایی که نمی کرد:اوووم..عااح..
گفتم:جووون و لبشو گاز گرفتم!
دستمو برداشتم دیدم خایه هاش قرمز شده بود ولی کیرش عجیب بزرگ شده بود!
دوباره با خودم گفتم زنانگی کیمیا! زنانگی! و دستمو بردم و دور کیرش حلقه زدم و آروم شروع کردم مالیدنش!
+دوست دختر نداری ها؟ کی بهت رسیدگی کنه پس خوشگل؟
کیرش همینطوریداشت تو دستم بیشتر رشد می کرد..هلش دادم روی تخت..افتاد به پشت
+وای پسر جنده میخوام کبودت کنم امروز!
کیرشو با دستم گرفتم و هلش دادم داخل کصم
ناله کرد:آاای!
نوک ممه هاشو نیشگون گرفتم و ناله هاش بیشتر شد!
+جوری ترتیبتو میدم که بری پیش اوستات تعریف کنی
شروع کردم بالا پایین رفتن رو کیرش و خیلی بزرگ بود و رو کصم مثل عسل بود!
خودم شروع کردم آه کشیدن و اونم دستاشو گذاشت رو کونم و نازش میکرد..زیر چشمی نگاش کردم انگار روش باز شده بود!
دستمو کشیدم رو عضلات شکم و سینه اش:سکسی من!
همونطوری که بالا و پایین میرفتم رو کیر نازش، سرمو بردم دم گوشش:حیف تو عسل نیست؟ چرا به جای کار جنده من نمیشی فقط؟ بعدم گردنشو شروع کردم بوسیدن
دستمو گذاشتم رو گردنش تا یه ذره فشار بدم..دیدم کیرش بازم بزرگتر شد داخلم! یه آه بلند کشیدم و دیدم دارم ارضا میشم
از روی کیرش بلند شدم و بالای سرش وایستادم..کصمو به شدت مالیدم..و آب کصمو ریختم رو بدن سکسی اش!
کیرش از فرط شق درد داشت بالا و پایین میپرید!
یه نگاه افسوس باری کردم:آخیی!
کف پای نرممو گذاشتم روش با لاک قرمزش خیلی سکسی شده بود..شروع کرد تلمبه زدن روی کف پام، خیلی کیوت و بامزه بود!
آبش اومد و ریخت رو شکمش…
با کیر خوابیده و خایه های کبود و مایع های ارضا من و خودش روی بدنش بلند شد..گفت برم دیگه خانوم؟
یه ماژیک از توی کشو برداشتم و شماره موبایل رو نوشتم رو پیشونی اش..جرات کن بهم پیام ندی جنده کوچولو!
گفتم:همونطوری که باکرگی ات رو گرفتم، کارت هم ازت میگیرم! کافیه یه ذره پول بدم به اون صاحب الکتریکی!
برخلاف اول داشت با عشق نگام میکرد ولی هنوز اون خجالتش مونده بود.
رفتم جلوتر :ولی اگه مال من بشی! زانو زدم و یه بوس کوچیک رو کیرش کردم!
گفتم حالا میتونی بری سر کنتور
اگه داستان رو دوست داشتین کامنت فراموش نشه مرسی:)
نوشته: A.m
8 پاسخ به “مردانگی سمی من (۱)”
احسنت
عالی بود
من خار ایناییو گاییدم ک میگن خوب بود
یاد نوجوونی خودم افتادم
خوب بود
تسلیت عرض میکنم خدمت شوهرت که همچین زنی گیرش اومده
نیاز نیست داستان واقعی باشه همینکه روون و همه فهم و تحریک کننده باشه کافیه . سبک جدیدی بود موضوع خوبی بود ولی پخته نبود کلی جاهاش میلنگید . در کل اگر بهش بیشتر برسی جالب میشه . بیشتر و بهتر بنویس لایک
نویسنده مرد هست انقدم مرده که حتی نمیدونه زن چکار میکنه خودشم حتی تا حالا سکس نکرده هر چی تو فیلما دیده رو تعریف میکنه ولی نمیدونه کاری که مرد میکنه با کار زن فرق داره