مهدیه هستم 20 ساله دختر هستم که یک ساله با پسرخاله ازدواج کردم اندامی سکسی دارم که همه حسرت این بدن داشته باشن پوستی نرم مثل دنبه کمر باریک و باسن تپل با سینه 80 مو موهای بسیار بلند و دوستی سبزه و چهره شاد ..تنها مشکلی دارم نسبت به جنس مخالف زیاد دوست دارم حتی پسرخاله کنارم میاد از روی بی میلی مثل بالشت باهاش سکس دارم نمیدونم دست خودم نیست همه جا دکتر رفتم دارو خورد هیچ جواب نمیده نگاهم به مرد میخوره بشدت حالت تهوع میگیرم تا یک روز با همسایه روبرو خانم مهربونی بود 5 سال ازم بزرگتره مجرد ازدواج نکرده آشنا شدم کم کم دوستی ما به اوج خود رسید بارها ازش پرسیدم چرا ازدواج نمیکنی میگه شوهر گیر نمیاد برام خلاصه یک روز کنار هم بودیم با هم در مورد مشکل خودم صحبت کردیم هرکدوم نظری میدادیم خلاصه رفت آمدن ما تا مرز خواهری رسید من خیلی از کارهایش منو متوجه خودش میکرد طرز رفتار و لباس پوشیدنش اسم دختره آزیتا دختری توپر نه چاق نه لاغر قد بلند با سینه ها 85 بود کمی درشت بهش میگم چرا تو خونه شلوار می پوشی لباس راحت باش فقط میخندید تا یک روز دعوت کردم خونه بیاد با هم قهوه بخوریم در ضمن شوهرم گه گاهی برای سکس کمر توپ کنه شیره میزد. ..گفتم بیا باهم باشیم قبول کرد بساط قهوه و محفل سیخ ولول پیکنیک آوردم تا باهم خوش بگذرونیم من طبق همیشه توی خونه تاپ میباشم بدون کرست و دامن کوتاه شورت بدون شلوار ..کنارش نشستیم ومشغول کشیدن مواد شدیم واز اطراف تعریف کردم به همسایه گفتم لبای در بیار راحت باش قبول کرد باز درآورد و فقط کرست مشکی داشت گفتم چرا شلوار در نمیاری گفت نمیخوام اینجور راحتم یک ساعتی باهم حرف زدیم من خیلی متوجه نگاهش بودم که داره به شورت وسینه ام دید میزنه گه گاهی دست به ران و شانههایم میکشه تا شد گفتم بزار برم چای بیارم بلند شدم آن هم پشت سر من آمدیم مرتبه از پشت بهم چسبید و سینه ام محکم گرفت گفتم چیکار میکنی گفت عاشق بدنت شدم بگذار دست بزنم اذیت نکن گفتم باشه دست کرد زیر کرست سینه هام گرفت نمیدونم حس خوبی داد بهم دست و پاهام بی حال شد منو هول داد ببین میز و خودش کاملا چسبد بهم حس بدی کردم اول شک کردم گفتم شاید پریود هسته نوار بهداشتی هست وقتی کونم حس کرد چیزی بهش سفت خورده کمی شهوتی شدم بهم گفت میای باهم حال کنیم گفتم باشه رفتیم روی تخت همچی آماده لخت شدم باهم بقول شوهرم کمر سفت لخت شد شوهرش کشید پاین و شروع کرد بامن حال کردن دوتا خانم تو بغل هم حس قشنگی داشت من چشم همبسته بودم حس گرفتم آنهم مشغول خوردن سینه ام وگردن بود منم تند تند نفس میزدم گه گاهی دست میکشید روی کوس ام خیس شده بود تاب عجیب بدنم افتاد تعاون موقع چشمهایم باز نکردم وقتی امد وسط پاهایم قرارگرفت حس کردم بک چیز داغ وگردن روی کوس ام هسته داشت ازم لب میگرفت من گه گاهی دست به سینمایش میگرفتم و زبون میزدم خیلی خوب بود تا این یک لحظه کوس ام گرمی کیری حس کرد عرق تمام وجودم برداشت سرم بالا گرفتم واییییییییییی خدا حالا فهمیدم چرا وموضوع چیه خانم کیر قلمی رگ دار 20 سانتی قلبم امد تو دهنم سرش در کوس بود با فشار ملایم کرد از شدت شهوتی لذت جیغ کردم ایییییی اوووف اولین باره بود این چنین شدم وقتی تمام کیرش کرد از شدت شهوتی کوس دل دل میکرد پاهام بالا گرفتم منم سینمایش گرفتم مک زدن هردو اوج شهوتی تلمه بزن مگه اب میومد یک ساعت کارش کرد آخر بار منو زوی شکم خوابیدم گفت عجب کون کوچ گرد داری دوتا لپ کونم باز کرد کمی تف زد روی سوراخ کونم چن مرتبه باز وبست کرد سر کیرش در سوراخ گذاشتم ویواز تا دردم نیاد فرو کرد وقتی کلاهک کیرش رفت خوابید ودوتا دست سینه ام گرفت درد داشتم اخخخخ یواششششش کاملا رفتن کیرش حس کردم اوووف کیر داغ واییییییییییی بکن آنهم هم میگه عجب سوراخ تنگی. وای کیرم حال آمد چندتا تلمبه زدن کجا باز کردنم کونم بیشتر میدادم بالا تا بهتر بره اوووف واییی نگو. تند تند زد یکباره یک فشار محکم به کونم داد با دوتا دستش سینه ام اینقدر قرارداد از درد جیغ زدم کیرش تو کونم داشت دل دل میزد انگار جیزی خالی میشه اره آبش تو کونم ریختم همون حالت روی هم خوابیدیم منم دستش روی سینهام بود با دستم گرفتم چند دقیقه همون حالت موند حس کوچک شدن کیرش داشتم تا اینکه آزمون درآمد نیم جان بود منم هنوز شهوتی بودم دلم میخواست تکرار کنم دوست روی تخت افتاد داشت نفس نفس میزنم کمی نگاهش کردم بلند شدم نشستم روی کیر نیمه راست اش گفتم من نشدم میخواهم کیرش گذاشتم لای کوس و خودم عقب جلو کردم با دست و دهنم سینهاش خوردم انقدر مالیدم روی کیرش تا کم کم بلند شد کردم با دست توی کسم تو همین وضعیت خودم روی کیرش عقب جلو کردم تا اینقدر مالیدم وقتی خودم ارضا شدم کوس ام سفت کردم افتادم روش محکم هر دو بغل کردیم بی حال کنار هم افتادیم بعد از دوساعت سکس واقعا خاطره بود دیگه باهم شدیم دوتا ابجی رفت آمد بیشتر کردیم
نوشته: رویا
8 پاسخ به “اولین سکسم با شیمیل”
کصشعر محض
امشب دوتا داستان ازین نویسنده تخمی ارسال شد یکی رویا و پسر همسایه و این داستان فکر نکنی نفهمیدیم جفتش خودت تر زدی آره حواسمون هسته
تعاون موقع چیه معلم املاتو گاییدم کسوووووووو
فقط از یه جقی همچین متنی بر میاد
چقدر تخمی دادی هوش مصنوعی نوشته برات سینمایش کون کوچ گرد جمع کن بابا
شیمیل حضوری دارم اصفهان و تهران معرفی با هزینه ست تلگرام shimyab ای دی مخ
ش ی م ی ل ۲۰ سانت ((((اصفهان و تهران))) حضوری دارم با هزینه بیا تلگرام ک سوراخت و تونل کنه برات shimyab تلگرام
خوب کص دا ی