این داستان برمیگرده به دوران سربازی چهار سال پیش،از خودم بگم که بدنم یکم شکم دارم و قدمم خوبه۱۸۴,وزنمم۸۰،فاعلم،سایزمم۱۵ اسمم سامیه
چند ماهی از خدمتتون گذشته بود با یکی دیگه شبش نگهبان بودیم شبا دور پادگان بجای پاسدارخانه نگهبانی میدادیم شیفت هامون دوتایی بود
پاس یک بودیم هوا تاریک شده بودند تو سنگر وایستاده بودم اونم بغلم نشسته بود چند باری به کیرم دست زد اولش فکر میکردم داره به شوخی دست میزنه دستشو پس زدم چندباری همینجوری کرد آخری گفت بزارم به کیرم دست بزنه جیپ شلوارمو کشید پایین منم کیرم زود شق میشد کیرم شق شده بود گذاشت دهنش یکمی ساک زد بعدش با دستاش یکم واسم جق زد بدجوری رفته بودم تو حس هم خوب ساک میزد هم خوب جق میزد
شلوارشو کشید پایین حالت داگی شد روی زمین سوراخشو یکم خیس کردم کیرمو دوباره گذاشتم دهنش یکم خیسش کرد رفتم پشتش آروم آروم سر کیرمو فشار دادم داخل سوراخش معلوم بود تو پادگانم کون داده بود چون زیاد درد نمیکشید و راحت میرفت داخل کونش فشار دادم کیرمو تا ته رفت داخل کونش کمرشو محکم گرفتم شروع کردم به تلمبه زدن تقریبا۱۰دقیقه ای تلمبه زدم تا خسته شدم از تلمبه زدن کیرمو از کونش در آوردم برگشت سمتم کیرمو دوباره با دستش گرفت یکمی زد گذاشت دهنش ی چند دقیقه ای ساک زد از زیر تخمامو لیس میزد تا سر کیرمو همینجوری داشت ساک میزد گاهیم از زیر تخمام تا سر کیرمو لیس میزد
برش گردوندم تا دوباره بکنمش دوباره حالت داگی شد گذاشتم تو کونش دوباره داشتم تلمبه میزدم خودشم داشت همکاری میکرد کونشو عقب جلو میکرد خیلی کونش خسته شده بود یکی دوبار میخواست از زیر کیرم در بره که نذاشتم دیگه اخرش بود داشتم ارضا میشدم تلمبه زدن تندتر کردم تا ارضا شدم همه آبمو ریختم تو سوراخش اونم هی قربون صدقه کیرم میرفت که اینجوری دارم میکنمش کونشو تمیز کرد و شلوارمو نو کشیدیم بالا شروع کردیم به نگهبانی
بعدش دوباره چند بار سکس داشتیم دوست داشتین واستون تعریف میکنم
نوشته: سامی
13 پاسخ به “گی در سربازی”
کصمغز عجب
کصمغز عجب
جیب شلوارتو کشید پایین حین کون دادن سعی کن داستان ننویسی
ک…شعر نوشتی ،بعد داخل پادگان ک خفتی زیاده ۱۰دقیقه داشتی تلمبه میزدی عجب
کس خل جیب شلوارو چه جوری میکشن پایین بد کونت گذاشته معلومه از نوشتنت
مشتی داستان نوشتی یا پیامک
جالب بود
حتما بنویس
سنگر ؟ تو پادگان مگه خط مقدمه
احیانا گیرت قهوه ای نشد
راستشو بگو موقع دادن خفتتو گرفتن و کونتو چند نفری مفت بری کردن داستان سرایی نداره فدای تو
حالا جدای از این شرووری که نوشتی، کیرتو از کونش درمیاوردی میذاشتی دهنش؟
چه جوری تو پادگان با اون همه مراقبتی که داره دادی نوکرتم کصشعر چرا میگی تو دیگه داستان سرایی نگن لطفا بشین یه گوشه کشکتو بساب افرین پسر خوب