…قسمت قبل
ستاره و ندا تو اتاق خوابیدند و من و سیامک هم رفتیم تو پذیرایی. سیامک دوتا لیان شراب ریخت و شروع کردیم حرف زدن.
متوجه شدم از آلمان که برگشیتم ماجرایی که برای اون زوج با ما رخ داد رو برای ندا تعریف کرده و ندا هم از کار آنا خوشش اومده بود. برای همین کم کم با هم فیلم هایی پورن با موضوع هات وایف نگاه میکردند و این فانتزی رو داشتند که ندا با کس دیگه باشه و سیامک هم سکس اونها رو تماشا کنه.
از سیامک پرسیدم “یعنی تو بعد از سفر آلمان این فانتزی رو پیدا کردی؟”
جواب داد “راستش فیلم پورن اینجوری زیاد دیده بودم، برام هم همیشه هیجان داشت، با ندا که مطرح کردم و دیدم خوشش اومده تصمیم گرفتم انجامش بدم”
من: پس همونه که انقدر اصرار داشتی با هم برنامه داشته باشیم؟
سیامک: آره گفتم اینجوری بهتر هم هست، چون ستاره هم هست حساسیت منم کمتر میشه، نمیدونستم اگر واقعی ندا رو تو بغل تو ببینم چه واکنشی ممکنه نشون بدم
من: خب وقتی فقط من داشتم ندا رو میکردم چه واکنشی داشتی؟
سیامک: هیجان زیادی داشت، مخصصا وقتی ندا خیره شده بود بهم و تو داشتی تو کونش تلمبه میزدی.
من: پس که اینطور!
سیامک: از الان واسه فردا شب منتظرم که یه بار دیگه ببینم داری ندا رو میکنی و زل زده تو جشم های من
من: بله از شلوارکت معلومه
سیامک خندید و کوسن رو گذاشت روی پاهاش، راست کرده بود از اینکه داشتیم در مورد ندا صحبت میکردیم. خود منم راست کرده بودم.
من و سیامک تو پذیرایی خوابیدیم، تا خوابم ببره داشتم به اتفاقاتی که بینمون رخ داده بود فکر میکردم، اینکه رابطه ضربدری با هم داشتیم، اینکه ندا و سیامک فانتزی هات وایف پیدا کرده بودن و من میتونستم دیگه هم از ستاره لذت ببرم و هم از ندا. حتی به این فکر کردم که شاید رابطه چهار نفریمون رو تبدیلش کنیم به یه رابطه با تعداد آدم بیشتر. اما این بخش از افکارم خیلی دیگه برام ترسناک شده بود و ترجیح دادم بیشتر از این بهش فکر نکنم.
صبح ما با ماشین سیامک رفتیم سر کار و من ماشین رو دادم ستاره باهاش برگشت خونه. قرار شد شب دوباره خونه سیامک جمع بشیم.
سر کار دیگه با سیامک تنها نشدم و عصر هم رفتم خونه. برای ستاره تعریف کردم که دیشب سیامک چیا بهم گفت.
ستاره با اینکه تعجب کرده بود اما سعی کرد خودشو عادی جلوه بده، بهم گفت “عجیب نیست خب، وقتی تو آلمان با اون زوج بودید چه اشکالی داره سیامک و ندا هم این فانتزی رو دارن”
این ورژن ستاره خیلی دیگه اوپن مایند شده بود، نمیدونم چه اتفاقی درون ستاره رخ داده بود که انقدر ریلکس با موضوعات جنسی برخورد میکرد. اونم تابوهایی مثل اشتراک گذاشتن شریک جنسی. البته خوشم اومده بود که ستاره داره اینجوری رفتار میکنه و دوست داشتم اتفاقات جنسی بیشتری رو باهاش تجربه کنم.
یه دوش فوری گرفتیم و راه افتادیم رفتیم خونه سیامک. ساعت کمی از 7 رد شده بود که رسیدیم. ندا یه تاپ قرمز پوشیده بود با یه شلوار لی، سینه هاش زیر اون تاپ خیلی خودنمایی میکردند.
ستاره متوجه شد دارم سینه های ندا رو نگاه میکنم، با طعنه گفت “یه خورده صبر کنی لختش هم میبینی دوباره”
ستاره هم مانتوشو رو در آورده بود، یه لگ سورمه ای و یه تاپ که بزرگی سینه هاشو چند برابر نشون میداد.
نشستیم یه خورده صحبت کردن از در و دیوار و اتفاقات روزمره که ندا دست ستاره رو گرفت و گفت “اگر به اینا باشه تا صبح ما باید منتظر کیر باشیم، بیا بریم کارت دارم” بردش تو اتاق.
یه نگاهی به سیامک کردم، گفت “صبر کن، ندا کارشو بلده”
چند دقیقه بعد ندا اومد بیرون، یه لباس توری قرمز پوشیده بود که از زیرش سینه هاش معلوم بود، بعدش هم ستاره اومد بیرون، اونم یه لباس توری مثل ندا تنش بود، فقط رنگش مشکی بود. سینه های درشت ستاره زیر اون لباس خیلی خوشگلتر شده بود.
سیامک گفت “نظرت چیه؟ امشب جفتشون برای خودت هستند”
یه نگاهی به سر تا پای ندا کردم، اونم فهمیده بود راست کردم، داشت کیرمو نگاه میکرد، با سیامک گفت “سیامک به نظرم شریکت از اینکه تو زنت هم شریک شده خیلی خوشحاله، شلوارش که داره پاره میشه”
سیامک رفت ندا رو از پشت بغل کرد و گفت “کس و کون سکسی تو رو هرکسی ببینه راست میکنه، افشین که قراره این کس و کون رو بگاد معلومه که کیرش طاقت نمیاره” و بعد نگاه کرد به من.
ستاره گفت “خوب واسه خودتون میبرید و میدوزید، امشب از این خبرا نیست، دوتا کس داریم، دوتا کیر هم لازم داریم”
یهو از دهنم پرید “از نظر فنی دوتا کون هم داریم، تعداد کیر واسه پر کردن همه این سوراخ ها کافی نیست” که دیدم چشم های ندا گرد شد و سیامک رو یه نگاهی کرد.
ستاره جواب داد “واسه همین نوبتی میاید سراغ ما، اول از همه هم خودم میخوام لاتون باشم”
سیامک گفت “مثل اینکه مزه دوتا کیر بهت خیلی خوش اومده”
ستاره گفت “نه که شما مردها بدتون اومده از این کار! از آلمان دنبال این چیزا بودید” اینجا دیگه حس کردم ستاره داره عصبانی میشه سریع پریدم وسط حرفش “عزیزم هرچی تو بخوای انجام میدیم، اصلا امشب فقط چیزهایی که تو بخوای رو انجام میدیم”
ندا هم گفت “آره به نظرم به جای اینکه راجع بهش حرف بزنیم بیایید انجامش بدیم، هرکس دیگه جای شما بود تا الان یه راند هم آبشو تو ما خالی کرده بود”
سیامک دستشو دیگه برده بود لای پاهای ندا و گفت “هرکس دیگه جای ما نیست، این سعادت نصیب ما شده که دوتا زن حشری و سکسی داریم”
منم رفتم ستاره رو بغل کردم و بوسیدمش، مزه لب های ستاره برام همیشه جذاب بود. دستمو بردم لای پاهای ستاره که تازه داشت خیس میشد. آروم شروع کردم مالیدن کسش.
سیامک هم از پشت به ندا چسبیده بود و داشت هم گردنشو میخورد هم کسش رو میمالید. چند دقیقه بعد ندا اومد نشست جلوی ستاره، از روی همون لباس توری زبونش رو به کس ستاره رسوند و شروع کرد براش زبون زدن. سیامک هم رفت پشت ستاره و گردنش رو خورد. حالا ستاره تو کانون توجه هر سه تای ما بود. ندا داشت کسش رو میخورد، من داشتم لب هاشو میخوردم و سیامک هم از پشت خودشو چسبونده بهش و داشت گردنش رو میخورد.
ندا همون پایین شلوار منو باز کرد و کیرمو در آورد و یه لیس از پایین تا نوک کیرم کشید، بعد رفت سراغ سیامک و کیر اونم در آورد همین کار رو هم برای سیامک کرد.
کم کم شهوت من داشت به اوج خودش میرسید. لباس هامو در آوردم و لخت شدم. سیامک هم بعد از من همین کار رو کرد.
من و سیامک لخت مادرزاد بودیم و دوتا دخترها تو لباس توری های سکسی داشتن بینمون وول میخوردن.
صدای ستاره دیگه بلند شده بود، دستمو بردم لای پاهاش که حسابی خیس شده بود.
ندا اومد سراغ کیر من و شروع کرد ساک زدن، سیامک هم از پشت خودشو به ستاره چسبونده بود و کیر راست شده اش رو گذاشته بود لای کون ستاره و داشت سینه های ستاره رو میمالید. میدونستم داره لذت میبره، چشماش بسته بود و خودشو تو بغل سیامک ول کرده بود.
ندا انقدر حرفه ای داشت کیرمو میخورد که دیگه نمیتونستم سرپا وایستم، همونجوری که کیرم تو دهنش بود از موهاش گرفتم و عقب عقب رفتم سمت کاناپه نشستم. حالا بهتر میتونستم صورت خوشگل و موهای فر ندا رو بین پاهام ببینم.
غرق لذت بودم و داشتم سر ندا رو رو کیرم فشار میدادم، نمیتونم بگم داغی زبونش دور کیرم بهتر از ستاره بود اما مطمئنا چیزی هم کم نداشت. تو همین حال و هوا بودم که صدای تلمبه های سیامک تو کس ستاره رو شنیدم.
سیامک ستاره رو خم کرده بود، دستاشو گذاشته بود پهلوهای ستاره و داشت از پشت تو کسش تلمبه میزد. شهوت اون دوتا خیل زیاد بود و خیلی سریع رفته بودن سر اصل کار
بهشون گفتم “بد نگذره”
ستاره با نفس های بریده جواب داد “شما مشغول باشید، نگران من نباش”
سینه های آویزون ستاره تو لباس توری داشت تکون میخورد و معلوم بود به زور خودشو سرپا نگه داشته تا سیامک توش تلمبه بزنه.
ندا کمی جابجا شد و کونشو داد طرف سیامک تا بتونه اونو ببینه و گفت “عزیزم کس و کون زنت رو نگاه کن وقتی داره واسه بهترین دوستت ساک میزنه، دوست داشتی تو این کس و کون تلمبه بزنی؟”
با کیرم چندتا زدم تو صورت ندا، اعتراف میکنم دیدن موهای فرش که دور صورتش ریخته بود خیلی حشریم کرده بود، بهش گفتم “پس دست داری جنده بازی دربیاری و ما رو حشری کنی؟”
ندا خیره شده بود تو چشمام و جواب داد “آره” انگار هر ضربه ای که با کیرم به صورتش میزدم بیشتر حشریش میکرد، چشمای درشتش با آرایش تیره ای که کرده بود داشت داد میزد کیر میخوام.
وقتش بود کس تنگ ندا دوباره طعم کیرمو بچشه، بلندش کردم آوردمش توی بغلم، سر کیرمو با کسش تنظیم کردم، آروم با یه صدای آه بلند نشست روش. تنگ بود اما لیز و کسش به راحتی کیرمو قورت داد. همین که ندا نشست رو کیرم دیدم سیامک کیرشو از کس ستاره کشید بیرون و گفت “ستاره داره میاد”
ستاره هم که عاشق آب کیر بود، نشست جلوی سیامک سر کیرشو کرد تو دهنش و تا ته آبش رو خورد.
سیامک نشست رو مبل روبروی ما و گفت “من که نا نداره، ستاره واقعا سکسی و هات هست”
ستاره رو به سیامک گفت “امیدوارم که تا چند دقیقه دیگه برگردی تو بازی، چون من امشب هم دوتا کیر میخوام”
ندا هم که حالا کیرم تو کسش حسابی جا باز کرده بود گفت “نگران نباشید، امشب برای سیامک جایگزین دارم”
از روم بلند شد و رفت تو اتاق، من و ستاره کنجکاو شده بودیم که چی میخواد بیاره که با یه دیلدو کمری برگشت و داد به ستاره گفت “بپوش”
اما متوجه شدم ستاره خوشش نیومد از این کار، گفتش “این که کیر واقعی نیست، این چیه دیگه”
ندا گفت “سیامک دوست داره ببینه من دابل گاییده میشم واسه همین امروز این دیلدو رو خریدیم.”
ستاره گفت “من از این کار خوشم نمیاد، دوست ندارمش”
ندا که بهش ضد حال خورده بود گفت “حالا بخاطر من امشب رو بپوش دیگه، من و سیامک دوست داریم تجربه اش کنیم.”
ستاره گفت “اما من دوست ندارم با یه دیلدو و یه کیر گاییده بشم، من دوتا کیر واقعی میخوام”
سیامک با خنده گفت “حالا تو اینو بپوش، نوبت تو شد منم میام کمک افشین”
ستاره با اکراه دیلدو رو پوشید. یه دیلدوی سیاه بود که طولش بزرگتر از کیر من و سیامک بود و قطرش هم بیشتر بود.
گفتم “ندا مطمئنی میخوای با این گاییده بشی؟ این تنهایی هم برات خیلی بزرگه چه برسه که دوتایی گاییده بشی”
ندا گفت “نگران نباش، قبل از اینکه شما بیایید تست کردیم، تو کسم که فرو رفته”
ستاره با حرص گفت “تو کونت هم فرو میکنمش پس”
سیامک خندید و گفت “پس منتظرم ببینم با جنده کوچولوی من جیکار میکنید”
کیرمو گرفتم دستم و تکونش دادم به سیامک گفتم “الان جنده کوچولوت میاد میشینه روی این ببین چیکارش میکنم”
ندا اومد دوباره تو بغلم، خودش کیرمو تنظیم کرد و نشست روش.
سیامک هم روان کننده رو آورد و با انگشت سوراخ کون ندا رو گشاد میکرد. کیرم تو کس ندا بود و آروم توش تلمبه میزدم، حضور انگشت سیامک هم تو کون ندا حس میکردم. بعد اون توقف و چرت و پرت هایی که رد و بدل شد شهوت دوباره منو گرفته بود.
چند دقیقه ای تو کس ندا داشتم تلمبه میزدم که حس کردم آب منم داره میاد. به ندا گفتم از روم بلند شه تا آبمو خالی کنم تو دهنش.
ندا که تازه شهوتش اوج گرفته بود به سرعت از روی کیرم بلند شد نشست جلوی پاهام. منم همونجوری روی کاناپه نشسته بودم و کیرمو کردم تو دهنش شروع کردم جق زدن تا آبم اومد.
این دفعه همه آبمو خورد. ستاره رو به ندا گفت “آفرین داری یاد میگیری”
ندا جواب داد “آب کیر افشین خوردن داره، من معتاد کیرش شدم”
من و سیامک افتاده بودیم رو مبل ها اما اون دوتا جنده تازه اول هیجانشون بود. ستاره گفت “بیا، مبارز دوم هم اوت شد، حالا دوتا کس موندن و یه کیر مصنوعی”
سیامک گفت “ستاره یه دقیقه بیاید بشینید یه چیزی میخوام بگم”
ستاره گفت “چی؟”
سیامک جواب داد “راجع به اون کیر مصنوعی که ازت آویزونه، تو گفتی خوشت نمیاد ازش، داشتم به این فکر میکردم که چطوره یه زوج دیگه هم اضافه کنیم؟”
ستاره اخماشو کشید تو هم و گفت “یعنی چی؟ دیگه دارید پا رو خیلی فراتر از گلیم میذارید”
ندا جواب داد “ببین عزیزم، ما که تا اینجا با هم پیش رفتیم، تو دوست نداری تجربه های جدید داشته باشی؟”
ستاره جواب داد “من 13 ساله با یه کیر همه تجربه هامو داشتم، حالا شدن دوتا، مطمئنم که حالا حالاها نیاز به کیر سوم ندارم”
ندا گفت “میدونم چی میخوای بگی، منم تمام این مدت فقط با سیامک بودم، اما از وقتی فانتزی های جنسی اینجوری رو تو زندگیمون باز کردیم من دلم میخواد چیزهای زیادی تجربه کنم”
سیامک گفت “مثلا جلوی من با دوتا کیر گاییده بشه”
ندا با شیطنت گفت “شاید هم 3 تا، مثل تو فیلم ها”
من که تو ذهنم داشتم همه چیز رو مرور میکردم همچین از ایده سیامک بدم هم نیومد به ستاره گفتم “ندا این فانتزی رو داره، تو میتونی با اون زوج دیگه سکس نداشته باشی”
ستاره جواب داد “یعنی چی افشین، خب منم اون وسط هستم”
سیامک گفت “خب تو هم هستی، اما میتونی شرط کنیم مرد سوم با تو کاری نداشته باشه”
ستاره اومد نشست کنار من و گفت “نمیدونم افشین، خیلی دارید تند تند جلو میرید، من هنوز همین کاری که داریم میکنیم هم برام عادی نشده”
با لبخند گفتم “برات عادی نشده و اول کار میخواستی که دوتایی ترتیبت رو بدیم؟”
گفت “خب با ندا و سیامک الان دیگه راحتم، ازشون خجالت نمیکشم”
سیامک گفت “خب اولش که با ما هم راحت نبودی دیگه، کم کم رومون به هم باز شد”
ستاره گفت “نمیدونم باید فکر کنم، الان جوابی براش ندارم”
فکر میکردم الان که ستاره حشری هست این پیشنهاد رو قبول کنه، اما معلوم بود برعکس ما 3 تا عقل اون بیشتر از شهوتش کار میکنه و اون موقع قبول نکرد که یه زوج دیگه هم وارد رابطه امون بشه.
برای اینکه حال و هوای ستاره رو دوباره حشری کنم دیلدو رو از تنش در آوردم و کسش رو مالیدم. خیس بود اما نه اونقدری که همیشه حشری میشد.
از روی اون لباس توری سینه هاشو هم با دست دیگه هم میمالیدم. کم کم داشت خودشو ول میکرد تو بغلم.
سیامک و ندا هم اون سمت نشسته بودن تو بغل هم و داشتن لب میگرفتن.
ندا گفت “دیلدو رو در آوردی یعنی من دلمو صابون نزنم؟”
بهش جواب دادم “امشب نه، اما شاید یه روز دیگه دوتا کیر واقعی تو رو جلوی سیامک سیخ زدن”
اینو که گفتم ستاره لب های منو گرفت و شروع کرد خوردن. چند دقیقه بعد ندا پاشد رفت وسط سالن دولا شد، با دستاش لباس رو از روی باسن پاره کرد و گفت “خب کی میخواد کون منو افتتاح کنه؟”
یه نگاهی به سیامک کردم، ندا بلافاصله گفت “سنگ کاغذ قیچی بیارید هرکی برد میتونه کون منو امشب افتتاح کنه”
من و سیامک رفتیم پشت ندا وایستادیم، دوتا کیر راست پشت کون ندا داشتند سنگ کاغذ قیچی میاوردن که ببینن کدوم یکی این کون تنگ رو افتتاح میکنن.
یهو ستاره گفت “منم بازی” یه نگاهی بهش کردیم ادامه داد “منم یه دیلدو دارم، هر کی تک بیاره بازی کنیم”
ندا گفت “به به میبینم که خانم هوس کون دوستشو کرده”
تک آوردیم و من برنده شدم. ستاره و سیامک هم سنگ کاغذ قیچی آوردن و ستاره برنده شد. به سیامک گفتم “به نظرم دیگه با تنگی کون ندا خداحافظی کن، منم کونشو پاره نکن این دیلدو که میبینم میکنه”
ندا گفت “دوستان عزیز نگران کون من نباشید، نگران این باشید که نتونید منو سیر بکنید”
سیامک گفت “دیشب هرچی از ندا دیدید فراموش کنید، امشب مطمئنم حتی با دیلدو هم حریف حشرش نمیشید”
به شوخی گفتم “چیه نکنه بهش قرص شهوت زا دادی؟”
ندا خندید و گفت “انقدر با تصور کیرت این چند وقت سکس داشتیم که نیازی به قرص شهوت زا نیست”
رفتیم تو اتاق رو تخت. چیز جدیدی که جلب توجه میکرد این بود که گوشه اتاق یه صندلی هم بود. از سیامک پرسیدم “این صندلی دیشب اینجا نبود”
گفت “به هر حال یه جایی باید بشینم تا کون دادن ندا رو ببینم، مثل تو فیلم ها”
از ایده اش خوشم اومد، بهش گفتم “پس تو برو رو صندلی پادشاهیت بشین و نگاه کن چجوری کس و کون زنت رو گشاد میکنیم”
سیامک رفت نشست، ندا رو کمر دراز کشید و پاهاشو داد بالا، ستاره هم رفته بود بالا سرش وایستاده بود و پاهاشو برام نگه داشته بود.
موهای فر ندا ریخته بود دور سرش، کس و کونش جلوی چشمم بود و زن خودم بالاسرش وایستاده بود تا من این کس و کون رو بکنم.
این صحنه انقدر برام حشری و هات بود که کیرم مثل سنگ شده بود، با کیرم چندتایی زدم رو کس ندا، بعد آروم سرشو فرو کردم تو کسش که خیس بشه.
سیامک اومد روان کننده رو بهم بده که بزنم سر کیرم بهش گفتم “دلت برای زنت سوخت؟ حالا که تا اینجا اومدی تو پاهاشو به جای ستاره نگه دار”
سیامک هم بدون اینکه چیزی بگی جاشو با ستاره عوض کرد، پاهای ندا رو نگه داشته بود تا بکنم تو کونش.
به سر کیرم روان کننده زدم و با انگشتم هم تو سوراخ کون ندا رو چرب کردم. کونش از دیشب گشادتر بود معلوم بود با آمادگی کامل امشب اومده.
سر کیرمو گذاشتم رو سوراخش و گفتم “حاضری؟”
ندا یه نگاهی به سیامک کرد، بعد سرشو به نشونه تایید تکون داد برام. با دستم کیرمو فشار دادم تو کونش. داشت درد میکشید و نفسش رو حبس کرده بود. سر کیرم که وارد سوراخ کونش شد نفسشو با یه آی طولانی داد بیرون.
دوباره این کون تنگ افتاده بود زیر کیرم. ستاره نشسته بود کنار ندا و داشت سینه های ندا رو میمالید. کیرمو کم کم فرو میکردم تو کون ندا و با هر سانتی که وارد کونش میشد صدای آخ و ناله هاش بیشتر میشد.
سیامک داشت ندا رو نگاه میکرد و بهش دلداری میداد “عزیزم یه خورده دیگه به کیرش عادت میکنی، بعدش برای لذت میشه”
ندا با صدای یواش جواب داد “اوهوم”
کیرم تا نصفه رفته بود تو که کشیدمش عقب. دوباره فرو کردم تو. کمی همون وسط عقب و جلو کردم که کونش رو شل کنه تا بتونم بقیه اش رو با خیال راحت فرو کنم تو.
خم شدم روی ندا تا لب هاشو ببوسم. داشت درد میکشید و دوست نداشتم درد ناخوشایندی باشه براش. محکم لب هامو گرفته بود و داشت میک میزد. منم تو همون وضعیت تو کونش عقب و جلو میکردم.
ستاره رفت پشت ما و خایه هامو گرفت تو دستش. دستای داغ ستاره روی خایه هام حسی که داشتم رو چند برابر کرد، از روی ندا بلند شدم و با فشار بیشتر بقیه کیرم رو هم تو کونش جا کردم.
کیرمو تا نوکش میکشیدم بیرون و آروم دوباره فرو میکردم تو. همزمان هم ستاره اومد با کس ندا ور میرفت.
سیامک به ندا گفت “بهتر شدی عزیزم؟”
ندا گفت “هنوز خیلی درد میکنه سیامک، دارم پاره میشم”
با دستم پاهای ندا رو بالا نگه داشتم و سیامک نشست بالاسرش، دستشو گرفته بود تو دستش و داشت پیشونیش رو ناز میکرد بهش گفت “دیدی تونستی با اولین تلاش کیرشو تو خودت جا بدی، همه فانتزی هات رو با هم عملی میکنیم”
ندا از درد و شهوت نمیتونست حرف بزنه، فقط میگفت “اوهوم” و آه و ناله میکرد.
کم کم سرعتم رو بیشتر کردم، کونش دیگه حسابی گشاد شده بود، با هر ضربه من سینه هاش تکون میخورد. تو این دو بار سکسی که داشتیم یکی از بهترین قسمت هاش این بود که میتونستم ببینم سینه دخترها چجوری با هر ضربه بالا و پایین میپره. مخصوصا سینه های ستاره که بزرگتر از ندا هم بودن.
سرعتمو کم کردم و حالا دیگه محکم ضربه میزدم تو کون ندا، سیامک دستشو گذاشته بود رو گلوی ندا و نگهش داشته بود، بدن سکسی ندا، موهای فرش، صورتش که از شهوت و درد مظلوم شده بود یه ترکیب شهوت انگیز ساخته بود که برام باور کردنی نبود.
کیرمو از کونش کشیدم بیرون، سوراخ کونش باز شده بود، دوباره کیرمو کردم توش و در آوردم. این کار رو چند بار تکرار کردم و جلوی کون ندا بلند شدم.
به ستاره گفتم “حالا نوبت توئه عزیزم”
ستاره با تردید اومد جلوی کون ندا قرار گرفت و دیلدو رو گذاشت روی کونش.
خندیدم گفتم “یواش، نکنی تو دیلدوی خشک رو”
یه خورده ژل مالیدم روی دیلدو و گفتم “حالا بهتر شد، مگه میخواستی انتقام بگیری از این کون خوشگل؟”
ستاره با طعنه بهم گفت “کون ندا رو دوست داری؟”
گفتم “کون ندا رو بعد از کون عشقم دوست دارم” و زدم رو کون ستاره. خوشش اومد و لبخند زد.
حالا وقتش بود یه دیلدوی سیاه و بزرگ هم بره تو کون ندا. بهش گفتم “امشب رسما تو گشادترین دختر جمع میشی”
ستاره دیلدو رو فشار داد تو کون ندا، ندا داشت درد میکشید و دستای سیامک رو فشار میداد. اون دیلدو واقعا از کیر منم بزرگتر بود، وقتی کنار هم مقایسه میکردمشون فهمیدم که خیلی هم بزرگتر از کیر منه.
ابتدای نوک دیلدو رفته بود تو سوراخ ندا، به ستاره گفتم “کمی عقب و جلو کن، یهو فشار نیار فرو کنی” و ستاره هم گفت “ببخشید که بلد نیستم، 13 سال فقط کون دادم کون نکردم”
ستاره انگار خیلی خوشش نمیومد از این کار، عصبی به نظر میرسید، با لبخند بهش گفتم “آفرین عزیزم، همینجوری فشار بده داره میره تو.”
خودم هم کیرمو گذاشته بودم دهن ندا داشت ساک میزد و داشتم کسش رو میمالیدم. یه نگاهی به دیلدو کردم دیدم ستاره نصفش رو تو کون ندا جا داده و داره عقب و جلو میکنه.
به شوخی به سیامک گفتم “این کون دیگه واست کون نمیشه”
جواب داد “اشکال نداره، واسه شما کون باشه بسه، بعدش کون ستاره هست”
توری روی سینه های ندا رو پاره کردم و سینه هاشو از تو لباس در آوردم میمالیدم. ستاره داشت تو کونش عقب و جلو میکرد و منم کیرموگذاشته بودم دهنش. دیگه ناله های ندا از درد و آخ به آه تبدیل شده بود. با صدای گنگ و بم داشت کیرمو میخورد و خودشو سپرده بود به ما.
به صورتش خیره شده بودم، باورم نمیشد این صورت خوشگل زیر کیر منه و داره برام ساک میزنه، اونم جلوی شوهرش.
ستاره دیلدو رو از کون ندا در آورد، بهم گفت “من دیگه خسته شدم، تلمبه زدن چقدر سخته”
سیامک خم شد کون ندا رو نگاه کرد گفت “واقعا هم فکر نکنم این کون دیگه مثل قبل بشه”
ستاره دیلدو رو از کمرش باز کرد و طاق باز دراز کشید کنار کنار ندا، گفت “حالا نوبت منه، سیامک بیا کسم رو بخور”
سیامک رفت لای پاهای ستاره، یه لیس از پایین تا بالای کس ستاره کشید و شروع کرد خوردنش.
ندا هم بی رمق و غیر ارادی داشت کیر منو میخورد. معلوم بود که از شهوت و خستگی دیگه جونی براش نمونده. رفتم بین پاهاش قرار گرفتم، با کیرم چندتا زدم رو کسش که توجه اش رو جلب کنم. بالش رو زیر سرش جابجا کرد و به کیر منو خیره شده بود. با اینکه حسابی از کون گاییده شده بود اما چشمهاش معلوم بود دنبال اینه که کسش هم گاییده بشه.
سر کیرمو تو کسش فرو میکردم و در میاوردم. دوست داشتم شهوت زده و حشری بشه. با صدای حشری و بم بهم گفت “افشین نکن این کار رو، فرو کن تو دارم دیوونه میشم”
سیامک هم کنارم آماده بود بکنه تو کس ستاره. کیرمو فرو کردم تو کس ندا و خوابیدم روش. کسش لیز و داغ بود، شروع کردم به خوردن لب های ندا و تو کسش تلمبه زدن.
سیامک هم همین کار رو با ستاره کرد. دوتا دخترها زیر ما بودند و داشتن از اینکه گاییده میشن لذت میبردن. مشغول تبمله زدن تو کس ندا بودم که دیدم دست ستاره اومد و سینه های ندا رو میمالید. خودمو از روی ندا بلند کردم که ستاره راحت تر باشه.
ندا دیگه تو این دنیا نبود، سرعت تلمبه هامو تو کسش بیشتر کردم، همین کار رو هم سیامک با کس ستاره کرد، داشتیم مثل وحشی ها تو کس زن ها تلمبه میزدیم که به سیامک گفتم پاشو جامون رو عوض کنیم.
سیامک اومد خوابید رو ندا، من رفتم ستاره رو اول بوسیدم، بعد تو پوزیشن داگی قرارش دادم.
بهش گفتم “خوب این سوراخ کونت امشب قصر در رفته و گاییده نشده ها”
جواب داد “منتظر کیر شوهرم بود تا الان”
خم شدم روش و دوباره بوسیدمش و کنار گوشش گفتم “کیر شوهرت الان اومده که ترتیبش رو بده”
با صدای حشری گفت “هر جور که دوست داری بکنش”
ستاره خودشو جابجا کرد، قمبل کرده بود و منتظر بودم فرو کنم تو کونش. آب کسش روی پاهای جاری شده بود از شهوت، سوراخ کونش خودنمایی میکرد و کسش هم از لای پاهاش زده بود بیرون. زیباترین قمبلی که دوست داشتم مال ستارهی خودم بود.
با انگشتم تو سوراخ کونش رو چرب کردم، کمی هم ژل مالیدم به کیرم و سرشو گذاشتم رو سوراخش فشار دادم.
خودش هم داشت با کسش ور میرفت، با کمی فشار سر کیرم رفت تو کونش. آروم آروم سانت به سانت کیرمو تو کونش هول میدادم و فرو میکردم تا اینکه همه کیرم تو کونش غیب شد. دیدن صحنه سوراخ کونش که دور کیرم رو گرفته خیلی حشریم میکرد.
آروم کیرمو نصفه از کونش میکشیدم بیرون و دوباره فرو میکردم. کمی که کونش جا باز کرد سرعتمو بیشتر کردم. با صدای حشری و ناله میگفت “بکن منو، کون جنده ات رو پاره کن”
حرف هاش حسابی حشریم کرده بود، همونجوری که کیرم تو کونش بود خوابیدم روش و هولش دادم تو تشک. حالا رو شکم خوابیده بود و کیر منم تو کونش بود. موهاشو از گرفته بودم تو مشتم و کیرمو تو کونش فشار میدادم.
صورتم کنار صورتش بود، با هر تلمبه ای که میزدم نفسش میخورد تو صورتم. با صدای یواش گفت “افشین من سیامک رو هم میخوام، کسم هم پر کنید”
اینو که گفت محکم کیرمو فشار دادم تو کونش، با یه صدای محکم بهش گفتم “چی میخوای؟”
داشت درد میکشید، گفت “یه کیر هم تو کسم میخوام”
دستمو انداختم گلوشو گرفتم تکرار کردم “یه بار دیگه بگو چی میخوای؟”
به سختی میتونست حرف بزنه، جواب داد “یه کیر دیگه هم میخوام”
گفتم “بلندتر بگو تا بشنوه و بیاد”
یهو داد زد “دوتایی منو بکنید، من دوتا کیر میخوام”
سیامک روشو کرد طرف ما، با سر بهش اشاره کردم بیاد اینور. اونم از روی ندا بلند شد و طاق باز دراز کشید. سر ستاره رو چرخوندم طرف سیامک و بهش گفتم “ببین کیرش واسه تو راست شده، برو بشین روش”
از روی ستاره بلند شدم، اونم رفت و برعکس نشست روی سیامک. کیرشو گرفت تو دستش و هدایتش کرد تو کونش.
با یه لبخند شیطنت آمیز پاهاشو باز کرده بود و منتظر من بود برم بکنم تو کسش.
بهش گفتم “جنده کوچولو مثل اینکه خیلی خوشت اومده، کیر نمیدیدی وگرنه جنده قابلی هستی”
جواب داد “خب پس چرا زودتر این جنده کوچولو رو به آرزوش نمیرسونی؟”
رفتم جلوی کسش، کیرمو آروم فشار دادم تو، سیامک پاهای ستاره رو بلند کرد که من راحت تر بکنم تو کسش. ستاره خیره شده بود تو چشم های من و داشت از شهوت میمرد. شروع کردم تو کسش تلمبه زدن که ندا اومد نشست کنارمون و سینه های ستاره رو میمالید و با کس خودش ور میرفت.
ندا به ستاره گفت “اگه یه کیر دیگه هم بود میتونستی ساک بزنی”
ستاره که داشت حسابی لذت میبرد با شهوت جواب داد “آره یه کیر هم تو دهنم لازم دارم”
ندا انگار فرصت رو مناسب دیده باشه گفت “پس با زوج سوم اوکی هستی؟”
ستاره انگار نمیدونست داره چی میگه، گفت “آره، فقط منو بگایید، دلم میخواد همه سوراخ هامو پر کنید”
دیگه داشتم تند تند تو ستاره تلمبه میزدم، ندا هم رفته بود لب هاشو میخورد و سیامک هم با زحمت اون زیر داشت تو کونش تلمبه میزد، باز هم ستاره شده بود کانون توجه.
سیامک گفت “من دارم میام” بهش گفتم “یه خورده دیگه خودتو نگه دار منم دارم میام با هم تو کس و کونش خالی بشیم”
دستامو دور گلوی ستاره حلقه کرده بودم و تلمبه هامو تندتر کردم، ندا داشت لب های ستاره رو میخورد و همزمان هم با کس ستاره ور میرفت، صدای ناله های ستاره هم بلند شده بود و داشت به اوج میرسید.
اول من تو کسش خودمو خالی کردم و کیرمو کشیدم بیرون. بعد سیامک تو کونش به تلمبه هاش ادامه داد و بلافاصه ارضا شد. کیر سیامک تو کون ستاره نبض میزد و با هر بار نبضش آبشو توش خالی میکرد.
ندا همچنان داشت کس ستاره رو میمالید تا به اوج برسونتش. بهش گفت “ببین این دوتا ارضا شدن، اگر یه کیر دیگه بود میتونست هنوز به گاییدنت ادامه بده”
ستاره هم با شهوت و ناله فقط میگفت “اوهوم یه کیر دیگه میخوام”
ندا کارشو بلد بود، همینجوری که کس ستاره رو میمالید براش از کیر سوم تعریف میکرد و ستاره هم از روی شهوت با هر چیزی که ندا میگفت موافقت میکرد.
بعد از چند لحظه ستاره همونجوری که روی سیامک بود شروع به لرزیدن کرد و ارضا شد. از کس و کونش آب کیر بیرون ریخته بود و بیحال افتاد روی تخت.
سیامک پاشد ندا رو بوسید، بهش گفت “خوب تونستی راضیش کنیا”
ندا جواب داد “مگه شک داری به اینکه کارمو بلد باشم؟”
من گفتم “ستاره حشری بود این چیزها رو قبول کرد، حالش جا بیاد فکر نکنم قبول کنه”
ندا دستشو گذاشت رو کون ستاره و ازش پرسید “افشین راست میگه؟”
ستاره بی رمق و خسته جواب داد “یا این دوتا کیر دوبار امشب راست میشن یا من دوتا کیر دیگه هم میخوام”
باورم نمیشد این ستاره است که قبول کرده پای زوج دیگه هم باز بشه، ندا گفت “اینا هم راست بشن من دیگه خسته شدم از کیر تکراری، دلم کیر جدید میخواد”
بهش گفتم “کیر کیره دیگه، قراره باهاش گاییده بشی، تکراری و جدید داره؟”
ندا دسشتو رسوند به کیرم و گفت “آره، مثلا یه کیر دیگه با قد و قواره کیر تو باشه ولی سیاه، شاید هم اصلا بزرگتر از کیر تو”
سیامک گفت “مثل اینکه دیلدوی سیاهی که برات گرفتم حسابی هوسیت کرده”
ندا رو به ستاره گفت “ستاره تو دوست نداری یه کیر سیاه باشه بشینی روش؟”
ستاره یه خورده خودشو جمع کرد و گفت “رنگش هرچی میخواد باشه، فقط کیر باشه من هنوز دلم میخواد”
ندا با یه خنده گفت “بفرما، ستاره مجلس هم دلش کیر میخواد هنوز، شما جواب میدید؟ نمیدید دیگه”
سیامک گفت “خب حالا پیشنهاد خودت چیه؟ یه کیر سیاه از کجا پیدا کنیم، افشین تنها کسی بود که من بهش اعتماد داشتم”
ندا گفت “تو فضای مجازی میتونیم دنبالش بگردیم”
گفتم “بابا نمیشه اعتماد کرد که، ما خودمون سالها با هم دوست بودیم کلی استرس داشتیم، دوتا غریبه رو چجوری به جمعمون وارد کنیم؟”
ستاره گفت “تازه از کجا معلوم بیماری هم نداشته باشن؟”
ندا گفت “خب در مورد مریضی که میشه آزمایش بدن و حل میشه، اما در مورد اینکه چطوری میشه اعتماد کرد خب ما هم اولش نمیریم سراغ سکس، با هم آشنا میشیم تا ببینید چی میشه. من قبلا زیاد درخواست های زوج واسه ضربدری رو تو یکی از سایت ها دنبال کردم، میتونیم ما هم اونجا عضو بشیم.”
با کنایه گفتم “ظاهرا شما دوتا فکر همه چی رو کردید، فقط منتظر بودید ما رضایت بدیم!”
سیامک گفت “بده زنم یه تنه به فکر لذت بردن همه هست؟”
گفتم “دستش درد نکنه، خب پس بقیه برنامه با شما دیگه، یه اکانت بسازید و ما رو هم در جریان بذارید”
ندا یه نگاهی به سیامک کرد و گفت “راستش من این کار رو هم کردم، تو سایت ثبت نام کردم و یه چندتا زوج هم بهمون پیام دادن، ولی در حد آشنایی همون سایت نگهشون داشتم. بیشتر از اون ادامه ندادم”
گفتم “خب خب، دیگه چی؟”
سیامک گفت “دوتاشون توجهمون رو جلب کردند، راستش واسه اثبات اینکه زوج هستیم هم عکس لخت رو رد و بلد کردیم. ندا کیر این دوتا رو بیشتر پسندیده بود”
ستاره گفت “حتما سیاه هم هستند آره؟”
ندا گفت “اصلا واسه همین سیاه بودن دنبال یه زوج دیگه گشتم”
ستاره پرسید “واقعا کیر سیاه تو ایران هست؟”
ندا گفت “آره، خودمم باورم نمیشد تا وقتی که فیلم و عکس هاشون رو دیدم.”
ستاره گفت “ببینم”
ندا رفت گوشیش رو آورد و وارد سایت شد، تو قسمت پیام هاش یه عالمه پیام اومده بود. یه خورده گشت و پیام یکی رو باز کرد و عکس و فیلم ها رو نشون داد. بدون چهره هم از خودشون عکس و فیلم داده بودن و هم عکس و فیلم گرفته بودن. من و ستاره از تعجب چشم هامون گرد شده بود، یه کیر سیاه کنار یه زن سفید بود، اولش فکر کردم شاید فیلم خارجی باشه تا اینکه یه تیکه کاغذ نشون دادن که روش آیدی سایت نوشته شده بود. دیگه باور کردم این کیر سیاه مال یه ایرانی هست.
پیام زوج دوم هم باز کرد، اونم همینطور یه فیلم فرستاده بود.
رو به ندا گفتم “خب حالا که شما زوج هم پیدا کردید، چیکار کنیم؟”
ندا گفت “باهاشون یه قرار میذاریم تو یه کافه ای و صحبت میکنیم”
ایده اش همچین هم بد نبود، انگار حساب همه چیز رو کرده بود. بهش گفتم “از نظر من اوکی هست، ستاره تو چی میگی؟”
ستاره هم گفت “کیرش که واقعا سیاه بود، دوست دارم تجربه کنم ببینم چطوریه، فقط من یه خورده میترسم از این کار”
سیامک گفت “ترس نداره، اصلا خونه خودمون هم سکس نمیکنیم که خیال همه راحت باشه، اگر به نتیجه رسیدیم یه ویلا اطراف شهر میگیریم.”
ستاره گفت “باشه از نظر منم اوکیه، یه قراری با یکیشون بذارید”
ندا گفت “کدوم یکی رو میپسندید؟ من خودم قاسم و زهره رو انتخاب میکنم”
ستاره گفت “چرا”
جواب داد “چون قاسم کیرش بزرگتر هست و زهره هم مثل خودت سفید، سیامک از هیکل زهره خیلی خوشش اومده”
ستاره گفت “خب اون یکی رو هم بیارید که ما هم نظر بدیم”
ندا عکس هاشون رو کنار هم گذاشت، کیر قاسم بزرگ بود و زهره هم بدن سفید و توپر با سینه های درشت داشت. یه کپی از ستاره بود انگار.
اون یکی زوج هم اسمشون فرهاد و شیرین بود، بهشون میخورد اسمشون واقعی نباشه. کیر فرهاد هم سیاه بود و بزرگ، شیرین کمی سبزهتر از ندا بود ولی کمی تپل و با سینه های بزرگ.
به ستاره گفتم “زهره خیلی شبیه خودته، من انتخابم اونه”
ستاره هم گفت “خب حالا که جمع نظرشون روی اینهاست منم قبول میکنم”
ندا گفت “پس حله، یه قرار میذارم باهاشون، 6 تایی همون ببینیم”
شام رو خوردیم و ما برگشتیم خونه. قرار شد ندا خبر بده که چه روزی رو فیکس میکنه.
ادامه…
نوشته: ایکیوت
3 پاسخ به “ضربدری به توان دو (۳)”
آخوند جماعت آخه یک مغز چقدر میتونه تباه باشه که بشینه پنج قسمت داستان تخمی تخیلی و اتفاق نیفتاده اونم در ژانر سکس ضربدری بنویسه این قطعا یک بخشی از مغزش از پوسیدگی و فساد و بیماری در حد مرگ سیاه شده
آخوند جماعت آخه یک مغز چقدر میتونه تباه باشه که بشینه پنج قسمت داستان تخمی تخیلی و اتفاق نیفتاده اونم در ژانر سکس ضربدری بنویسه این قطعا یک بخشی از مغزش از پوسیدگی و فساد و بیماری در حد مرگ سیاه شده
بسیار عالی بود همون که تو فکرم بود رو نوشتی ادامه بده