خلاصه اون دوتا با شلوارک نشستن و همونطور که گفتم آرش بدنش مو نداره و سبزه است ومنم سفید زنونه ام وخیلی هم وسواسی ام برا همین نمیذارم هیچوقت مویی رو بدنم باشه و پویا هم سفیده و موهاشو میزنه خلاصه اونا به من گفتن تو هم مثل ما راحت بشین اما من گفتم آخه خجالت میکشم چون شلوارم هم زرد بود و هم کوتاه هم چسب و منم سفید با یه رکابیه زرد به طوری که نافم پیدا بود،خلاصه بااصرار اونا آزاد نشستم که یه دفه دیدم نگای جفتشون بهم یه طور دیگه شد و منم نقط ضعفم مهربونیه…اوناهم خیلی باهام مهربون شدن تا اینکه شب شد خوابیدیم که احساس کردم دارن با صابون سینه هامو میشورن بلند که شدم دیدم آرش داره سینه هامو میلیسه باهاش دعوام شد که پویا بیدار شد بهش گفت الان وقتش نبود که…من گفتم چی گفتی؟اونم حالتشو عوض کرد گفت هیچی بخدا هیچی خلاصه کلی ازم معذرت خواهی کردن،بعدش خواستم لباسامو بپوشم که آرش بغلم کرد و گفت منو ببخش عزیزم منم داغ شده بودم که دستمو گرفت بوسید.منم بهشون گفتم شما بهترین دوستامین ازتون انتظار نداشتم خلاصه دلمو به دست اوردن اومدیم که بخوابیم
خلاصه اومدیم که بخوابیم آرش و پویا گفتن که ما شرمنده ایم.یه دفه پریدن تو بغلمو غرق بوسه ام کردن راستشو بخواین منم یه کم حشری شده بودم که بهشون گفتم منم دوستتون دارم ولی جون من بگین چرا اینکارو میخواستین باهام بکنین؟گفتن آخه خیلی خوشگلی گفتم باشه شبتون بخیر اما پویا گفت چرا نمیای با هم حال کنیم؟مگه چی میشه حالا؟گفتم آخه بده داشتم خودمو لوس میکردم بعد گفتن فقط همین یه بار بازم گفتم نه!گفتن خب حداقل نخواب.گفتم باشه ولی من دلم شکلات میخواد(نقشه داشتم)پویا هم یه دونه از این شکلاتای نانی برام اورد منم طوری خوردم که حشرشونو بیشتر کنم که آرش منم گرفت بغل شکلاتو گرفت بالای سرم طوری که داشتم با زبونم شکلاترو میلیسیدم شکلاترو بازم بالاتر گرفت منم شروع به خوردن لیبش کردم که پویا هم اومد بهش گفتم با تو بعد از آرش بعد واسه آرش شروع کردم به ساک زدن اولش حالم به هم خورد اما کم کم عادت کردم ولی پویا نتونست خودشو کنترول کنه اومد سراغم دو نفری پدرمو دراوردن هرکاری دلشون خواست باهام کردن اول آرش گذاشت تو کونم درحینی که داشتم واسه پویا میخوردم بعدش آرش آبشو ریخت رو کمرم نوبت پویا شد.
داشتم واسه پویا ساک میزدم که گفت میخوام بکنم تو کونت خلاصه فرقونی منو کرد من که خیلی درد کشیدم داشتم جیغ و داد میکردم که ولم کنه تا کیرشو دراورد خوابید رو شکمم کیرشو به تمام بدنم مالید تا آبشو ریخت رو شکمم ولی راضی نشد مجبورم کرد دوباره واسش ساک بزنم داشتم التماسشون میکردم که ولم کنن اشک تو چشام حلقه زده بود ولی تا خیس خیسم نکردن ولم نکردن خلاصه تا کل سفر 10دفه منو کردن وقتی از مسافرت برگشتیم با آرش قطع رابطه کردم ولی با پویا نه چون یه بار رفتم خونشون که کیرشو لیس بزنم و اونم سینمو بلیسه بالاخره یه بار واسم ساک زد که خیلی خوشم اومد.بدن من زنونه است برا همین پویا عاشق کردن منه…
نوشته: فرزاد
12 پاسخ به “گی در سفر”
Salam farzad manam 19 salame age paye gay 2 tarafe hasti payam khoso0si bede
بیا خونه ما تا منم بکنمت
salamage taleb bodi manam hazeram on haikal zanonato bokhram va ye kir 20 santi befrestam to sorakh konet
داستان قشنگی بود…کمی به جزئیاتش بیشتر توجه کن…منتظر داستانهای دیگه خودت و پویا هستم…:-)
واقعا خسته نباشی دل جوونارو شاد میکنی!
بازم خاك تو سرت.راخ سك سك شك.ا گه دوس داري آدرس بدم بياي تارامدتو راپه كنم.نوكي شبيه ريك بعداز قجي.زير خاكي.هزارپاي نوكي…
منکه نفهمیدم چی شد اما اینو فهمیدم که تو خانواده ی کونی ها بزرگ شدی جو گرفتت مخوای نشون بدی کونی هستی
چه کونیه مهربونی هستی شمااااااااا
منم کون می خوام یالا به منم بده بیا چت کنیمتا بعد کونتو بلیسم
خوب بود عزیر
:love: منم ÷ایم میای پیشم
خوب میگفتی منم بیام کار تورو انجام بدم تا کمتر درد بکشی…منم بندرم و سفیدم و 15 سالمه