کون محشر مهرداد جون در سفر کیهانی ژنرال

سلام ژنرال هستم با یک داستان جدید
چندی پیش از طرف پنتاگون باهام جهت همکاری تماس گرفته شد تا روی پروژه‌ی جدیدی که مربوط به مواد افیونی‌ و روانگردانی که تروریست ها ازش جهت شجاع تر کردن سربازاشون برای حملات تروریستی استفاده میکردن تحقیق کنم چند تن از مهندسین اونجا جمع شدیم،مهندس های کاربلد از سرتاسر دنیا.
چندین ماه گذشت و ما نتونستیم به ماهیت این مواد پی ببریم تا اینکه تصمیم گرفتم بخشی از اون مواد رو بدزدم و همراه دوستان دیگرم که آن ها نیز مهندس بودند استفاده کنیم تا به ماهیتش به خوبی پی ببریم.
مهندس مهرداد که کیری حدود ده سانت داشت و لگنی درشت و توپر داشت
مهندس عباس که اندامی لاغر سیبیل چهره ای کشیده و کیری حدود سی سانت داشت
رسیدم به منزل مهندس عباس گفتم عباس جان چای و فلاسک رو بیار که شروع کنیم؛مهندس از من به خوبی پذیرایی کرد نشستم و به پشتی تکیه دادم چای اول را خوردیم و گفتیم بسم الله
قرص اول را خوردیم نیم ساعت گذشت تاثیر نداشت باز هم منتظر موندیم و دو ساعت دیگر گذشت باز هم تاثیری نداشت ناگهان هر دو مهندس از جلوی چشمانم محو شدند
و بعد تمام اجسام کنارم ناپدید شدند و من در فضای سفید و بی پایان نیستی و عدم بودم فردی را از دور دیدم او مرد عقابی بود مردی با کله‌ی عقاب هرچقدر به سمت او می‌دویدم او دور تر میشد ولی بعد از چندین روز دویدن به او رسیدم
ژنرال بسیار ترسیده بود و دست و پایش را گم کرده بود و فقط می‌خواست از این فضا بیرون بیاید؛از مرد عقابی پرسیدم درباره‌ی این مواد که چیست آیا نئشه کننده‌س یا روانگردان یا چه جهنم دیگری؟مرد عقابی به من لبخندی زد و گفت این قرص مواد نیست بلکه تکنولوژی‌ای پیشرفته است که توسط سیاره‌ی عقابیث که زادگاه مرد عقابی است ساخته شده و از آن عقابیون ها که فضایی هایی از سیاره‌ی عقابیث هستند برای آزمایش زمینی ها استفاده شده و برای همین به تروریست ها آن قرص هارو دادیم
از مرد عقابی پرسیدم چگونه میتوانم از این خلع بی پایان بگریزم
مرد عقابی گفت باید قرصی دیگر از همان نوع قرص درون مقعدت فرو کنم به شرطی که سوراخ کونتو به شدت خیس و باز کنم
من هم به ناچار پذیرفتم چون خستگی منو از پا انداخته بود؛وقتی مرد عقابی کیرش رو رو در آورد چشمانم رو نمیتونستم باور کنم یک کیر ۵۲ سانتی کلفت که دورش پر از پر نوک تیز بود
ناگهان چشمانم پر از اشک شد و مانند رودخانه نیل گریستم مرد عقابی دستش را روی شونه هایم گذاشت و گفت نگران نباش زبون گونه‌ی عقابیون بسیار خیسه و لیدوکائین داره دردت نمیاد
من هم راضی شدم و قبول کردم
کونمو قمبل کردم سمتش و دادم بالا و گفتم لطفا باهام اروم باش اونم زبون درازش رو وارد مقعدم کرد و تا میتونست فرو کرد تو سوراخم یه آه بلند کشیدم و هروقت زبونشو میزد به پروستات ژنرال کیرم نبض میزد و بزرگتر میشد خیلی بهم لذت میداد تو دریای لذت غرق شده بودم و اصلا فراموش کرده بودم تو چه شرایطی هستم بعد مرد عقابی زبونش رو کشید بیرون که اونم بهم خیلی حال داد و آب دهنم ریخته بود کف فضای خالی سفید بی انتها بعد کیرشو در آورد و با قدرت تا ته فرو کرد تو سوراخم و یه داد بلند کشیدم بهش گفتم نامرد تو که گفتی درد نداره و لیدوکائین داری مرد عقابی لحظه ای مکث کرد و بعد به آرومی گفت که دروغ گفتم
و بعد تا میتونست تلمبه میزد و سوراخم پر از زخم شد و اشکام میریخت چشمتون روز بد نبینه وقتی کیرشو کشید بیرون بعد ارضا شدن آبکیر عقابیش با خونم قاطی شده بود و بعد یک قرص دیگر در سوراخ کون ژنرال فرو کرد تموم بدنم ضعف کرده بود و نمیتونستم از جام تکون بخورم با صدای اروم و شکسته بهش گفتم حالا منو از اینجا ببر مرد عقابی
مرد عقابی گلویش را صاف کرد و گفت که مثل باد شمال پر قدرت، مثل باد جنوب سرزنده، مثل باد غرب عمیق و مثل باد شرق جدی باش و اجازه بده ریسمان های نورانی جهان تورو به دنیاهایی جدید هدایت کنن.
سخنانش خیلی به من قوت میداد و من حالا به این پی بردم که چی شد که تروریست ها شجاعت پیدا میکردن تا علیه استکبار مبارزه کنن
بعد از شنیدن این جملات به خانه‌ی مهندس رضا بازگشتم و دیدم سوراخ کون هممون پر از زخم شده و مهرداد جان با کون تپل خوش فورمش افتاد کف زمین ولی مشکلی که هنوز وجود داشت شجاعت بیش از اندازه ما بود به دلیل سخنان پربار مرد عقابی و اینکه کیرمون به شدت گنده و شق شده بود
من نتونستم خودمو کنترل کنم و قضیبم رو تا ته همونجا تو سوراخ زخمی مهرداد فرو کردم و تا میتونستم تلمبه میزدم توش و مهرداد هم تا میتونست آهو ناله میکردو میگفت اوفف اره منو بکنننن
انقدر در آتش شهوت غرق شده بودم که متوجه نشدم عباس مفنگی کیر گنده‌شو گذاشته تو سوراخم و داره تند تند تلمبه میزنه شاید لیدوکائین مرد عقابی مثل تکنولوژیش دیر عمل کرد خلاصه که کل شب داشتیم همو میکردیم و عشق کردیم جای شما دوستان عزیز خالی
ارادتمند شما ژنرال

نوشته: ژنرال یوسف

بازدید 9,134

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

5 پاسخ به “کون محشر مهرداد جون در سفر کیهانی ژنرال”

  1. ژنرال یوسف،مستشار زلیخا رو چه کردی؟؟با وجود ستونهای معابد که در مقعدت جاسازی کرده بودی ،تونستی چیز دیگه ای جا بدی،،،؟؟؟😂😂😂

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید