با عجله رفتم خوابگاه و آماده شدم تا با دوتا از بچهها برای بازدید کارخونه ها بریم. قرار شد من و پویا عقب بشینیم و نفر دوم و راننده هم که جلو بودن. کمی از تهران دور شدیم و دم دمای غروب، هم خسته بودم و هم کس و کونم عجیب خارش داشت. نگاهی به پوریا کردم و آروم بهش گفتم، میشه سرمو روی پات بذارم، نگاهی به جلو کرد و با اشاره اوکی داد. سرمو جوری گذاشتم روی پاش که صورتم دقیقا روی کیرش بود. عجیب هوسی بودم و رفتار پویا هم همینو نشون میداد. صورتم دقیقا روی کیری بود که اروم اروم ورم میکرد و منم قشنگ حسش میکردم. انقدر لبامو صورتمو روی کیرش مالیدم که نتونست مقاومت کنه و خوب شق کرد. اروم نگاش کردم از زیر و پشت صندلی و روی کیرشو از روی شلوار بوسیدم. دستشو آروم روی بدنم گذاشت و پستونامو لمس کرد. دیگه همه وجودم کیر میخواست و تا قطره اخر اب کیرشو باید میخوردم. اروم اروم زیپ شلوارشو باز کردم و کیرشو بیرون کشیدم. تا لبام به کیر پویا خورد همه وجودم لرزید. کس و کون و پستونام منفجر شد و از شانس اونم دستش روی کونم بود و در حال لمس کونم بود. اروم سر کیرشو تو دهنم فرو کردم و عین شکلات مکیدم، لیس زدم و سرشو عین عسل موک زدم. دست پویا از پشت شلوارم رفت تو و تا بخودم بیام انگشتش توی سوراخ کونم بود. کامل انگشتم میکرد و منم، با همه وجود کیرشو ساک میزدم و همه وجودشو موک میزدم. انگشت تو سوراخ کونم و کیرش تو دهنم بود، میخوردم و لیس میزدم و میمکیدم، تا کیرش تپش کرد و شیره وجودش تو دهنم پاشید. همشو مکیدم و خوردم و زبونمو بهش نشون دادم تا عیشش کامل بشه و بدونه با ولع آبشو میخورم. بعد اومدن ابش، به موک زدن ادامه دادم و کیرش تا شق شدن مجدد تو دهنم خیس میخورد. اروم دستشو به چاک کوسم رسوند و کس جندمو چنان چنگ میزد که جونمو میگرفت. بهم اشاره کرد چون هوا تاریکه، اگه میشه، به جای ساک مجدد، اون سرشو لای پام ببره و کس منو بخوره، هم استرس داشتم و هم شدید دلم زبون پویا رو لای چاک کوسم له له میزد. با احتیاط و اروم، نشستم و پویا سرشو لای پام برد و همه کوسمو یهو موک زد و انگار جونمو مکید. چشام به بیرون بود و از شیشه جلو میپاییدم. دستم روی کون پویا بود و همونطور که اون کوسمو لیس میزد، کونشو مالش میدادم و اروم انگشتمو به سوراخ کونش رسوندم و تا میشد انگشتمو توی سوراخ کونش فرو کردم. هر لیسی میزد همه وجودمو میخورد و دلم فریاد و ناله میخواست، اما در سکوت، پویا همه وجودمو میمکید و من در اون میون انگشتش میکردم. پا شد و با اشارش سرمو لای پاش بردم و کیرشو میک زدم و اب دومش رو هم خوردم و همونجا کمی چشامو بستم. ادامه دارد …
نوشته: فاطمه
6 پاسخ به “کون فاطمه و کیر یار (۱)”
فاطی هستی یا پسر کونی جالبه از کی دانشجوها شب ها میرن بازدید کارخونه بعد اون دوتا هم قاق بودن بوی انگشت شدن تو کونت هم اصلا تو ماشین پخش نشد خوب پسر جووون بگو منو سه نفر بردن تو راه کونم رو غار کردند و برگشتم
واقعا منطق این داستان های کص شعر کجا هستند ،آخه چرا باید دانشجو بره بازدید کارخونه، چجوری توماشین پیش بقیه واسه اون ساک زدی، اون کص تو رو خورد
و بعدش از خواب بیدار شدی 😀
کسشعر داستانا چقدر کس شون اه اه اه به این راحتی تو ماشینی که دو نفرجلو نشستن کس نگو پسر برو ابجیتو مادرتو از زیر کیرای دوستانو عریبه بکش بیرون
این تو کدوم وسیله نقلیه بود که از اتاق خواب بهتر بود 🤣😂😂
با هر منطقی سنجیدم به دروغ بودن داستانت رسیدم