کون دادن با استرس (2)

بعد از اون اتفاق دیگه ۲بار دیگه هم بهش کون دادم ولی میترسیدم بیشتر کون بدم و حس بدی داشتم به کون دادن.
یک شب خونه تنها بودم و پدر مادرم منو فرستادن خونه‌ی دوستم که تنها نباشم تو خونه.
بعد شام رفتیم تو اتاقش و جا برام گذاشته بود بخوابم و منم همین کارو کردم. من کنار تختش رو زمین بودم و بالا رو نگاه کردم دیدم داره از رو شلوار کیرشو میماله.
رومو سریع چرخوندم که مثلا انگار کیرشو ندیدم.
بعد چند دقیقه باز نگاهش کردم گفتم چیکار میکنی؟
گفت دارم تو گوشیم فیلم میبینم. گفتم فیلم چی؟ گفت بیا خودت ببین.
کاملا مطمئن بودم که الان اگر برم تو تختش ۱۰۰٪ باید کون بدم ولی انقدر حشری بودم که درجا رفتم.
دیدم تو گوشیش داشت پورن میدید. گفتم چرا تنها میدیدی پس. میگفتی با هم ببینیم. گفت باشه و هیچ کار دیگه ای نکرد!
اون به پهلو دراز کشیده بود و منم رو شکمم بودم. یکم کونمو دادم بالا که دلش بخواد انگشتم کنه ولی بازم هیچ کاری نکرد.
بهش گفتم من میرم سرجام بخوابم و از قصد کونمو به کیرش که کاملا راست بود مالیدم و حتی یکم تابلو آروم پا شدم که کیرشو رو کونم کامل احساس کنم.
دوستم که اینو دید یه جون گفت منم خودمو زدم به اون راه که اشتباهی بود ولی خب اونقدرا هم احمق نبود که نفهمه.
پشت سرمو نگاه کردم دیدم کیرشو دیگه درآورده و بهم گفت بیا اینجا منم درجا رفتم پیشش و کیرشو گذاشتم تو دهنم. شروع کردم تند تند ساک زدن چون داشتم از شدت حشری بودن میمردم. از صداهایی که ازش میومد معلوم بود نزدیکه آبش بیاد. خواستم ادامه بدم و آبشو بخورم که گفت بسه.
منم درجا کامل لخت شدم و قنبل کردم ولی بجاش بهم گفت رو تخت دراز بکش.
من رو تختش دراز کشیدم و کیرشو با سوراخم تنظیم کرد و با یه فشار سرش رو فرو کرد. بازم مثل همیشه اولش یه سوزش شدید گرفت کونم ولی قابل تحمل بود. بهش گفتم تورو خدا یواش تر. کیرت خیلی کلفته! اون فقط بهم می گفت ساکت باش. چون پدر مادرش توی اون یکی اتاق خواب بودن.
من جلو دهنمو گرفتم که وقتی داره منو میکنه صدای آه و ناله ازم نیاد.
اون کم کم بقیه‌ی کیرشو فرو کرد و شروع کرد به تلمبه زدن و من انگار رو ابرا بودم.
هر چند دقیقه بهم میگفت خفشو کونی. بقیه میشنون! ولی من دست خودم نبود نمیتونستم آه و ناله نکنم. انقدر محکم منو میکرد که پاهام میلرزید!
یکم تلمبه زد ولی بعد انگار صدای برخورد تنش به کونم زیاد شده بود که خودش آروم کرد. منم همچنان خیلی آروم زیرش ناله میکردم که یک دفعه صدای باز شدن در اومد!!!
سرمونو آوردیم بالا دیدیم از اتاق کناری بوده نه ما.
قلبم داشت میومد تو دهنم. خواستم از زیرش در بیام که گفت کجا کونی؟ گفتم پدر و مادرت میفهمن! گفت تا آبمو نیاری ولت نمیکنم! هرچی خواهش کردم قبول نکرد و کیرشو ازم بیرون نکشید. ادامه داد به تلمبه زدن و من احساس کردم آبم داره میاد و چند تا دستمال که از قبل آماده کرده بودم و گذاشته بودم نزدیک رو گرفتم زیر دول کوچولوم و آبم خالی شد و اونم کل آبشو ریخت تو کونم.
از روم بلند شد و من کیرشو لیس زدم تا آخرین قطره های آبشو بخورم. بعدش خواستم برم دستشویی کونم که پر آب کیرش شده بود رو خالی کنم ولی خب نمی خواستم لباس بپوشم که آب از کونم بریزه بیرون تو لباسم.
دوستم چند تا دستمال فرو کرد تو کونم گفت برو.
من لباس پوشیدم و از اتاق رفتم بیرون و همون لحظه مادرش از دستشویی اومد بیرون.
با اینکه همچی عادی بود و من فقط میخواستم برم دستشویی ولی یه حسی داشتم که انگار حدس میزد به پسرش کون دادم! (شایدم صدامونو شنیده بود) ولی خب به خودم گفتم همش توهم خودمه و بهش فکر نکردم.

نوشته: کونی

بازدید 17,200

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

4 پاسخ به “کون دادن با استرس (2)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید