سلاام عرض ادب تو بکن تو چندین ساله فعالیت میکنم بعد چند سال میخوام خاطره بنویسم اگه دوست داشتید بقیه هم نوبت به نوبت میگم براتون .خوب بریم سراغ خودم اسمم آرینه پوست به شدت سفیدی دارم تو خونه سفید برفی صدام میکنن و همینطور صورتیم و بدن توپری دارم همه راضین ازش خخ
یه روز تو بکن تو که بودم میچرخیدم خب اصولاً من خیلی پیام و پیشنهاد بهم میشد اونایی که تکراری بودن و نگاه نمیکردم تا چشمم خورد به یه پیام که توجهمو جلب کرد رفتم باهاش پیام بازی کردم خودش فمبوی بود ولی از من خیلی خوشش اومده بود یعنی دقیقا میدونستم که چه حرفایی باید بهم بزنه که خوشم بیاد سرتونو درد نیاورم این بعد چند روز حسابی مخمو زد بهم گفت فردا بریم بیرون منم دو دل بودم ولی قبول کردم رفتم حموم با اینک شیو بودم بازم خودمو حسابی برق انداختم اومدم بیرون دیدم پیام داده تموم لباسای خواهرتو بپوش عکس بفرست از هر کدوم خوشم اومد میگم بپوشیش(چون میدونست از قبل که لباسای خواهرمو تنم میکنم )منم که ازین حرفش که حالت دستوری بود خوشم اومد تموم لباس زیرهای خواهرمو پوشیدم براش فرستادم تا از یکی شرتای آلبالویی خواهرم که جلوش تور داشت پشتش کامل باز بود دوتا خط داشت که می افتاد رو لپای کونم خیلی سکسی بود منم استرس گرفته بودم چون تا حالا همچین کاری نکرده بودم اون روز گذشت و شد فردا.
قرارمون تو آزادی گذاشتیم یه شلوار لی مشکی پوشیدم زیاد تنگ نبود ولی یکم کوتاه بود که مچ سفیدم معلوم میشد نمیخواستم زیاد ضایع بازی در بیارم ولی کسی اگه اینکاره بود میفهمید که بله خبریه خلاصه شرت البالویی سکسی خواهرمو پوشیدم اسنپ گرفتم و رفتم آزادی اسم پسره سهیل بودم قدش بلند کیرشم خدایی بزرگ بود دیدنش شناختمش رفتم پیشش سوال احوال پرسی خوب خیلی خجالت میکشیدم یکم راه رفتیم تو همون آزادی چرخیدیم بازومو گرفت فشار داد گفت چقد سفیدی تو منم ک نمیدونستم چی بگم میگفتم مرسی پسر خوبی بودا فقط یکم بی ادب بود جفتمونم میدونستیم ک چی میخواییم جفتمون داغ داغ بودیم ولی حیف مکان نداشتیم تصمیم گرفتیم بریم توی توالت رفتم چندجارو گشتیم تا یه دستشویی خلوت توی آزادی پیدا کردیم نگو دستشویی یه باشگاه بدنسازیه چون خلوت بود رفتیم گفتم اول من میرم تا خودمو آماده کنم ینی خالی کنم بعد وند دقیقه بعد صداش کردم همین که اومد تو چسبوند به دیوار منو از پشت چسبید بهم گفت دستامو گذاشتم رو دیوار فقط چشمامو بسته بودم شلوارمو کشید پایین یه جوون گفت اصن شهوتی شدم عجیب وای شروع کرد بوس کردن کونم منم کونمو هل دادم یکم به سمت عقب یهو زبونشو رو سوراخم حس کردم دای داشتم دیونه میشدم چشمامو بسته بودم فقط اه میکشیدم بهم گفت خوشگل آرین و خوشمزه ترین صورتی دنیا رو دارم میخورم منم سرشو گرفتم هل دادم تو باسنم چند دقیقه خورد حسابی دیگ خیس خیس شده بود پشتم خودش بلند شد من جلوش زانو زدم ولی چه کیری داشت کلفت و بزرگ افتادم به جون کیرش هر جوری که بلد بودم ساک میزدم براش که فقط لذت ببره تخماشو میک میزدم بادکش میکردم اونم ازم فیلم میگرفت بعد ک بلند شدم برم گردوند چندتا عکس کیرش با کونم گرفت و گذاشت دخ صوراخم من خیلی تنگ بودم کیر اونم بیش از حد بزرگ یکم سرش ک رفت تو دیدم واقعا نمیتونم اگه بخامم تحمل کنم باید اربده بزنم هیچی دید که من نمیتونم خودش درآورد شروع کرد لاپایی زدنند دقیقه لاپایی زد بهم وقتی داشت آبش میومد گفت چون این کون خوشگل نتونستن بکنم ابمو تا خونتون ت خودت باید حسش کنی گفتم ینی چی دیدم آبشو ریخت لای باسنم و شرت خواهرم بعدشم شرتو شلوارمو کشید بالا گفت تا خونه باید همینجوری بری یه جور حالت تحقیری بود منم خیلی خوشم اومد ولی پیشش بروز ندادم نوبتی رفتیم بیرون از اونجا بعدشم جدا شدیم من تا خونه دو سه ساعت طول کشید تا برسم وقتی رسیدم دیدم کلا ابکیرش همه جای شورت خواهرم ریخته منم خنگ بودم همونجوری گذاشتم تو کشوش رفتم دوش گرفتم دیگه نمیدونم خواهرم فهمید یا نفهمید الآنم خیلی دنبال سهیلم پیداش نمیکنم سهیل اگه این داستان و دیدی حتما پیام بده بوس بای
یه روز تو بکن تو که بودم میچرخیدم خب اصولاً من خیلی پیام و پیشنهاد بهم میشد اونایی که تکراری بودن و نگاه نمیکردم تا چشمم خورد به یه پیام که توجهمو جلب کرد رفتم باهاش پیام بازی کردم خودش فمبوی بود ولی از من خیلی خوشش اومده بود یعنی دقیقا میدونستم که چه حرفایی باید بهم بزنه که خوشم بیاد سرتونو درد نیاورم این بعد چند روز حسابی مخمو زد بهم گفت فردا بریم بیرون منم دو دل بودم ولی قبول کردم رفتم حموم با اینک شیو بودم بازم خودمو حسابی برق انداختم اومدم بیرون دیدم پیام داده تموم لباسای خواهرتو بپوش عکس بفرست از هر کدوم خوشم اومد میگم بپوشیش(چون میدونست از قبل که لباسای خواهرمو تنم میکنم )منم که ازین حرفش که حالت دستوری بود خوشم اومد تموم لباس زیرهای خواهرمو پوشیدم براش فرستادم تا از یکی شرتای آلبالویی خواهرم که جلوش تور داشت پشتش کامل باز بود دوتا خط داشت که می افتاد رو لپای کونم خیلی سکسی بود منم استرس گرفته بودم چون تا حالا همچین کاری نکرده بودم اون روز گذشت و شد فردا.
قرارمون تو آزادی گذاشتیم یه شلوار لی مشکی پوشیدم زیاد تنگ نبود ولی یکم کوتاه بود که مچ سفیدم معلوم میشد نمیخواستم زیاد ضایع بازی در بیارم ولی کسی اگه اینکاره بود میفهمید که بله خبریه خلاصه شرت البالویی سکسی خواهرمو پوشیدم اسنپ گرفتم و رفتم آزادی اسم پسره سهیل بودم قدش بلند کیرشم خدایی بزرگ بود دیدنش شناختمش رفتم پیشش سوال احوال پرسی خوب خیلی خجالت میکشیدم یکم راه رفتیم تو همون آزادی چرخیدیم بازومو گرفت فشار داد گفت چقد سفیدی تو منم ک نمیدونستم چی بگم میگفتم مرسی پسر خوبی بودا فقط یکم بی ادب بود جفتمونم میدونستیم ک چی میخواییم جفتمون داغ داغ بودیم ولی حیف مکان نداشتیم تصمیم گرفتیم بریم توی توالت رفتم چندجارو گشتیم تا یه دستشویی خلوت توی آزادی پیدا کردیم نگو دستشویی یه باشگاه بدنسازیه چون خلوت بود رفتیم گفتم اول من میرم تا خودمو آماده کنم ینی خالی کنم بعد وند دقیقه بعد صداش کردم همین که اومد تو چسبوند به دیوار منو از پشت چسبید بهم گفت دستامو گذاشتم رو دیوار فقط چشمامو بسته بودم شلوارمو کشید پایین یه جوون گفت اصن شهوتی شدم عجیب وای شروع کرد بوس کردن کونم منم کونمو هل دادم یکم به سمت عقب یهو زبونشو رو سوراخم حس کردم دای داشتم دیونه میشدم چشمامو بسته بودم فقط اه میکشیدم بهم گفت خوشگل آرین و خوشمزه ترین صورتی دنیا رو دارم میخورم منم سرشو گرفتم هل دادم تو باسنم چند دقیقه خورد حسابی دیگ خیس خیس شده بود پشتم خودش بلند شد من جلوش زانو زدم ولی چه کیری داشت کلفت و بزرگ افتادم به جون کیرش هر جوری که بلد بودم ساک میزدم براش که فقط لذت ببره تخماشو میک میزدم بادکش میکردم اونم ازم فیلم میگرفت بعد ک بلند شدم برم گردوند چندتا عکس کیرش با کونم گرفت و گذاشت دخ صوراخم من خیلی تنگ بودم کیر اونم بیش از حد بزرگ یکم سرش ک رفت تو دیدم واقعا نمیتونم اگه بخامم تحمل کنم باید اربده بزنم هیچی دید که من نمیتونم خودش درآورد شروع کرد لاپایی زدنند دقیقه لاپایی زد بهم وقتی داشت آبش میومد گفت چون این کون خوشگل نتونستن بکنم ابمو تا خونتون ت خودت باید حسش کنی گفتم ینی چی دیدم آبشو ریخت لای باسنم و شرت خواهرم بعدشم شرتو شلوارمو کشید بالا گفت تا خونه باید همینجوری بری یه جور حالت تحقیری بود منم خیلی خوشم اومد ولی پیشش بروز ندادم نوبتی رفتیم بیرون از اونجا بعدشم جدا شدیم من تا خونه دو سه ساعت طول کشید تا برسم وقتی رسیدم دیدم کلا ابکیرش همه جای شورت خواهرم ریخته منم خنگ بودم همونجوری گذاشتم تو کشوش رفتم دوش گرفتم دیگه نمیدونم خواهرم فهمید یا نفهمید الآنم خیلی دنبال سهیلم پیداش نمیکنم سهیل اگه این داستان و دیدی حتما پیام بده بوس بای
نوشته: سیسی پلیوس
9 پاسخ به “دادنم تو دستشویی با لباسای خواهرم”
تو دستشویی های ایران شلنگ ام باز میکنی صدا پخش میشه بعد تو رفتی کون دادی 😂اون هم تهران با این جمعیت و کمبود سرویس بهداشتی 🧜♂️🧜♂️🧜♂️
الان همه تو کامنتا سهیل میشن😂
ببینمت جوجو سفیده برفی منم میشی
سهیل هستم از تهران
یه جوری گفت چند ساله تو بکن تو فعالیت میکنم، من تا نیم ساعت دنبال آگهی استخدام میگشتم اینجا…
جووون
دروغ قشنگی بود ولی لایک کردم
اه اخه تو توالت؟مردم همه میرن جای خوش بو و لایت شماها ….🤮🤮
امان از بی مکانی 😂