سلام من ارشامم الان ۱۶ سالمه تهران زندگی میکنم
این داستان از ۱۰ سالگیم شروع شد و خوب چند سالیم ادامه داشت
من یه دوست خانوادگی داشتم که بیشتر اخر هفته ها میدیدمش اسمش سامان بود ازم ۴ ۵ سال بزرگتر بود
من از وقتی بچه تر بودم و چیزی زیاد از سکس حالیم نمیشد یه پسرخاله داشتم که اون همه چیو بهم گفت و لاپایی بیشتر بهم میزد اونم ۵ سال بزرگتره ازم
و خب منم تو عالم بچگیم شاید اونقدر عمق فاجعه رو نمیدونستم و این کار خوب برام بیشتر یه هیجان انجام کار مخفیانه داشت تا لذتی که خیلیا حرفشو میزنن
و خب یخورده بزرگتر شدم تازه بیشتر میفهمیدم
خلاصه این سامان گاهی شبا میومد خونه ما میخوابید چون دوست بودیم و یادم نیست دقیق از چه شبی ولی کم کم سکس من با ایشون هم شروع شد و خب اول تا اونجا که یادمه لاپام میزاشت ولی دیگه هرشب کار ما همین بود و کم کم سعی میکرد تو سوراخم بکنه
بعد خب یه بچه ۱۰ ساله سوراخش خیلی تنگه و یادمه اون شب که خواست برای اولین بار بزاره تو سوراخم خیلی درد داشت
تف زد به دستش مالید به سوراخم و فشار میداد
از شدت درد میخواستم جیغ بزنم فقط ولی بالشو گاز میگرفتم که صدام درنیاد بعد کلی تلاش کم کم میرفت توش و آروم تلمبه میزد و صدا تق تق تو سکوت خونه میپیچید
هربارم منو میکرد ابشو میریخت داخلم
من اون موقع هنوز در این حد نمیدونستم این چیه که ریخته تو کونم و چرا بوش اینجوریه ولی یه جورایی با اینکه دردش خیلی زیاد بود برام هربار عادتم شده بود کونم بزاره
تو موقعیتای مختلف بهش میدادم تا یه جایی دیگه ارتباطمون قطع شد
حقیقتش الان که بزرگتر شدم پشیمونم و یسری چیزاش دست من نبوده و خوب خیلی دوست دارم گذشتمو پاک کنم و خب دوست دارم تغییر کنم ولی هر از گاهی بازم دلم میخواد ولی خب سعی میکنم سمتش نرم
ممنون که به داستانم گوش دادید چون اولین بار هست اینو بازگو میکنم و تا حالا داستانی ننوشتم شاید زیاد صحبتای سکسی نداشت ولی بیشتر یه درد و دل شایدم اینکه خواستم اتفاقاتی که برای منم افتاده رو به اشتراک بزارم بود
این داستان از ۱۰ سالگیم شروع شد و خوب چند سالیم ادامه داشت
من یه دوست خانوادگی داشتم که بیشتر اخر هفته ها میدیدمش اسمش سامان بود ازم ۴ ۵ سال بزرگتر بود
من از وقتی بچه تر بودم و چیزی زیاد از سکس حالیم نمیشد یه پسرخاله داشتم که اون همه چیو بهم گفت و لاپایی بیشتر بهم میزد اونم ۵ سال بزرگتره ازم
و خب منم تو عالم بچگیم شاید اونقدر عمق فاجعه رو نمیدونستم و این کار خوب برام بیشتر یه هیجان انجام کار مخفیانه داشت تا لذتی که خیلیا حرفشو میزنن
و خب یخورده بزرگتر شدم تازه بیشتر میفهمیدم
خلاصه این سامان گاهی شبا میومد خونه ما میخوابید چون دوست بودیم و یادم نیست دقیق از چه شبی ولی کم کم سکس من با ایشون هم شروع شد و خب اول تا اونجا که یادمه لاپام میزاشت ولی دیگه هرشب کار ما همین بود و کم کم سعی میکرد تو سوراخم بکنه
بعد خب یه بچه ۱۰ ساله سوراخش خیلی تنگه و یادمه اون شب که خواست برای اولین بار بزاره تو سوراخم خیلی درد داشت
تف زد به دستش مالید به سوراخم و فشار میداد
از شدت درد میخواستم جیغ بزنم فقط ولی بالشو گاز میگرفتم که صدام درنیاد بعد کلی تلاش کم کم میرفت توش و آروم تلمبه میزد و صدا تق تق تو سکوت خونه میپیچید
هربارم منو میکرد ابشو میریخت داخلم
من اون موقع هنوز در این حد نمیدونستم این چیه که ریخته تو کونم و چرا بوش اینجوریه ولی یه جورایی با اینکه دردش خیلی زیاد بود برام هربار عادتم شده بود کونم بزاره
تو موقعیتای مختلف بهش میدادم تا یه جایی دیگه ارتباطمون قطع شد
حقیقتش الان که بزرگتر شدم پشیمونم و یسری چیزاش دست من نبوده و خوب خیلی دوست دارم گذشتمو پاک کنم و خب دوست دارم تغییر کنم ولی هر از گاهی بازم دلم میخواد ولی خب سعی میکنم سمتش نرم
ممنون که به داستانم گوش دادید چون اولین بار هست اینو بازگو میکنم و تا حالا داستانی ننوشتم شاید زیاد صحبتای سکسی نداشت ولی بیشتر یه درد و دل شایدم اینکه خواستم اتفاقاتی که برای منم افتاده رو به اشتراک بزارم بود
نوشته: ارشام
11 پاسخ به “کون دادنم تو بچگی”
سلام خب بچه خوشگل ها معمولا قصر نمی تونن در برن کون رو به باد میدن .
کاش یکی اینجوری بهم کون بده بچه
گذشته ها گذشته سعی کن میلت که ناشی از عادت هست را زیاد جدی نگیری
عمرابتونی فراموش کنی من از هشت سالگی تاچهل سالگی بیخیالش بودم.سرچهل سالگی یقه موچسبید.الان کیرمیطلبم درحد مرگ
اگر دوست داشتی تهران شهرک غربمبا هم آشنا بشیم
آرشام جان کون دادن اصلا بد نیست خیلی هم خوب و لذت بخشه بزرگترین لذت دنیا کون دادنه تو خیلی خوش شانس بودی که تو ده سالگی موقعیت کون دادن داشتی الان ۱۶ سالته بهترین سن واسه کون دادنه بازم ادامه بده نترس فقط مواظب رابطه هات باش که لو نری و طرف ازت سواستفاده نکنه تو دادن عجله نکن بهداشت رو جدی بگیر بدون کاندوم اصلا کون نده بعد اینکه بیشتر بزرگ شدی سعی کن خودت هم بکنی بخصوص تو دانشگاه و خدمت سربازی دیر ازدواج کن و از زندگی مجردیت خوب استفاده کن تو ۴۰ سالگی ما رو هم دعا کن که نصیحت برادرانه کردمت
منم ۱۰ سالگی بهم تجاوز شدمنتهی ی مرد ۴۵ ساله بهم تجاوز کرداز اون موقع تا الان برای کیر دارم التماس میکنملذتشو ببر تا جون داری
سلام عزیزم یه دایرکت بهم میدی؟یکم با هم گپ بزنیم
خب بقول خودت زیاد سکسی نبود ولی صادقانه گفتی . من هم از بچگی تا حالا کون کردم خیلی زیاد هم کردم آنقدر که آمارش از دستم در رفته شاید بعضیهاش اصلا از یادم هم رفته اما چند بار هم توی دوران بچگی یا دوران نوجوانی دیگران که فامیلمون بودندمنو کردن … راستش لذت دادن بیشتر از لذت کردن بود و همه لحظاتی که منو میکردن دقیق توی ذهنم مونده …چند بار هم اون موقع ها میخواستن منو بکنند که یا خودم ازشون فرار میکردم یا اتفاقی میفتاد مجبور میشدیم بیخیالش بشیم الان گاهی پیش خودم میگم کاش اون روز از دست فلانی فرار نمیکردم یا کاش فلان اتفاق نمی افتاد و اون کسی که میخواست منو بکنه کارشو اموم میکرد این اتفاقات طبیعیه امیدوارم همه از زندگیشون لذت ببرن
Hanif71سامعلیک :واقعا داش هانی . یعنی تو الان 40 سالته بازم دوست داری کون بدی ؟ عجیب نیست
خاطره تجاوز تو سن کم خیلی بد هستش و همیشه تو ذهن هستش اگر میخوای دوباره این هوس و نکنی دیگه تو سایت نیا داستان سکسی نخون که ادامه بدی باید بکن پیدا کنی