اولین کون دادنم به پسر عموم

سلام خدمت دوستان عزیز امیدوارم حالتون خوب باشه . خاطره ای ک میگم خاطره اولین دادنم هستش . اول از خودم بگم اسمم مهرانه و اهل شمالم و ۱۹ سالمه . قدم ۱۸۸ و وزنم ۷۹ هستش . قیافه خوبی هم دارم و پوستم نسبتا سفید هستش . از بچگی هم عاشق فوتبال بودم و هیکل نسبتا ورزشی دارم .
خاطره ای که میگم برای ۲ سال پیش هستش که پسرعموم برای اولین بار ترتیب کونمو داد . اسم پسرعموم رضا هستش و ی سال ازم کوچکتره . از بچگی من و رضا باهم بزرگ شدیم و اکثر وقت ها خونه مادربزرگمون بودیم و کل خانواده بیشتر اوقات اونجا جمع می‌شدیم . خاطرات زیادی از بچگی با هم داشتیم و همبازی همدیگه تو دوران بچگی بودیم تا الان که بزرگ شدیم . من کلا بچه ی آروم و سربه زیری بودم ولی بر عکس من رضا خیلی شیطون و شر بود و همیشه ی داستانی براش پیش میومد .
دوران مدرسه هم با هم تو یه مدرسه بودیم ولی من چون ی‌سال بزرگتر بودم همکلاسی هم نبودیم . کلا از بچگی به خاطر قیافم تو دید بودم و تو هم سنای خودم جزو بچه خوشگلا بودم . از اونجایی که سر و ساکت بودم توسط قلدرهای کلاس و مدرسه گاهی اوقات دستمالی میشدم و انگشتم میکردن . سر همین موضوع چند باری هم رضا پشتم درمیومد و دعوا می‌گرفتیم با بقیه .
خلاصه دوران بچگی رو سپری کردیم و وارد سن بلوغ شده بودیم و تازه خیلی چیزا از سکس و جق و دختر بازی یاد گرفته بودیم . یادمه شروع داستان های سکسی من و رضا از تقریبا ۱۴ سالگی بود که کنار هم جق می‌زدیم و همو میمالیدیم . هر چقدر می‌گذشت رومون تو روی همدیگه بیشتر باز میشه مثلاً فیلم می‌دیدم و با کیر هم ور می‌رفتیم و برای هم جق می‌زدیم .
خلاصه گذشت تا زمانی که من ۱۷ سالم و رضا ۱۶ سالش شده بود . سیگار کشیدن هم یاد گرفته بودیم و مشروب هم می‌خوردیم و مثل خیلی چیزای دیگه همه چی رو برای اولین بار با هم تجربه میکردیم . مثل اولین تجربه سکس که با هم تجربه کردیم .
داستان از اونجا شروع شد که تو ۱۷ سالگیم و اون سال تو مدرسه بیشتر از همیشه دستمالی میشدم و انگشتم میکردن . هر چقدر هم که مقاومت میکردم یا دعوا میکردم که اذیتم نکنن نمی شد و چند نفر اکیپ بودن که شر کلاس بودن و هیچکس ازشون در امان نبود و همه رو بخصوص من رو اذیت میکردن .
رضا هم کم کم یاد گرفته بود شوخی دستی هاش با من بیشتر شده بود . منم هر بار که میگفتم نکن و بحث میکردم باهاش اونم می‌گفت بقیه که درت میمالن من که دیگه خودی حساب میشم .
خلاصه روز ها می‌گذشت و همین داستان ها دیگه کم کم عادی شده بود و زیاد واکنش نشون نمی‌دادم . رضا هم دیگه یاد گرفته بود و همش دستش رو کونم بود و انگشتم میکرد . برای اولین بار که دیگه قشنگ روم ی حرکتی زد یادمه تو مدرسه بودیم و بین کلاس بریم تو دستشویی ی سیگار بکشیم . هر دومون گوشی برده بودیم و وسط کلاس بهم پیام دادیم که بریم دستشویی . خلاصه از معلم اجازه گرفتم و رفتم سمت دستشویی که دیم رضا هم داره میاد . رفتیم تو دستشویی و بعد اینکه مطمئن شدیم کسی نیست رفتیم توی یدونه از توالت ها و نفری ی نخ سیگار روشن کردیم . فضای دستشویی کوچیک بود و نزدیک هم بودیم و رضا هم هی کرم می‌ریخت و انگشتم میکرد . بعد اینکه سیگارمون تموم شد گفتیم که بریم و همینکه اومدم درو باز کنم رضا منو از پشت بغل کرد و چسبوند به دیوار و خودشو بهم چسبوند . من هر چقدر زور زدم که خودمو جدا کنم ولی اون محکم بهم چسبیده بود و ولم نمی‌کرد و از پشت خودشو بهم میمالوند و از رو شلوار کمر میزد . من هر چقدر میگفتم که ولم کن الان یکی میاد ولی اون عین خیالش نبود . سفت شدن و راست شدن کیرش رو قشنگ حس میکردم و ی حس عجیبی بهم دست داده بود . انگار منم یکم شهوتی شده بودم و دیگه زیاد زور نمی‌زدم که جدا شم ازش و رضا هم دیگه راحت داشت لذت میبرد و صدای نفس هاش بلند شده بود . بعدش یکم تغییر جهت دادیم و منو یکم به جلو خم کرد و یکم بیشتر کونم قمبل شد . دو طرف کمرمو با دستاش گرفت و با شدت بیشتری شروع کرد مالوندن و کمر زدن . منم دیگه کاری نمی‌کردم و بی حرکت بودم و یکم خوشم اومده بود و حس عجیب و تازه ای بود که تجربش میکردم . بعد چند دقیقه که تو این حالت بودیم و کیر رضا دیگه کامل راست شده بود رضا منو برگردوند سمت خودشو دستشو برد سمت کمربندم که بازش‌ کنه و شلوارمو بکشه پایین .
من دیگه تا این حد اجازه بهش نمی‌دادم و دستشو زدم کنار گفتم چه گهی میخوری . رضا هم که دیگه کامل شهوتی شده بود و هیچی حالیش نبود باز سعی و اصرار کرد ولی من گفتم دیگه تا اون حد پیش نرو و چ فکری کردی . اونم که دید دیگه راهی نیست کمربندشو باز کرد و کیرشو آورد بیرون و گفت ک حداقل برام جق بزن . من باز مخالفت کردم ولی رضا آنقدر اصرار کرد و میگفت که ما همینجوری برای هم جق می‌زنیم و اولین بارمون ک نیست تو رو خدا یکم با کیرم ور برو . خلاصه آنقدر اصرار کرد که قبول کردم و دستمو دور کیرش حلقه کردم و شروع کردم براش جق زدن .
خیلی استرس گرفته بودم و ترسیده بودم و فقط میخواستم سریع کارمون تموم شه و برم بیرون . همون‌طور که دستم و عقب جلو میکردم یهو رضا سرمو دوستی گرفت و شروع کرد ازم لب گرفتن و منو به دیوار چسبوند . این اولین باری بود که با هم لب می‌گرفتیم به خاطر همین یکم شوکه شدم و چشام درشت شده بود. رضا محکم منو گرفته بود و نمی‌داشت ازش جدا شم و منم دیگه چاره ای نبود و زور نمی‌زدم و می گذاشتم کارشو بکنه . همزمان دستمو گرفت و گذاشت رو کیرش و گفت جق بزن برام . تقریبا دو دقیقه هم تو این حالت بودیم و لب تو لب هم و داشتم براش جق می‌زدم که لبشو از رو لبم برداشت و دو تا دستشو گذاشت رو شونم و به سمت پایین فشار داد . من چون انتظارش و نداشتم نتونستم کاری کنم و نشستم و همزمان رضا کیرشو آورد سمت صورتمو و فشار میداد سمت دهانم . من دهنمو بسته بودم و سرمو برمیگردوندم سمت دیگه ولی رضا کامل با سرم بود و بهم تسلط داشت و آخرش دو دستی کلمو گرفت و آنقدر کیرش و زد به لب و صورتمو و فشار داد که به ناچار دهنمو باز کردم و یهو کل کیرشو کرد داخل دهنم . کیر رضا تقریبا ۱۴ سانتی میشد و کلفتیش هم متوسط بود . رضا چشاشو بسته بود و نفس نفس میزد و کیرشو تو دهنم عقب جلو میکرد . من چند باری اوق هم زدم و آب دهانم از کیرش سرازیر شده بود . یکم که گذشت رضا گفت که نمی‌دونم من باید تو رو بکنم و من و بلند کرد و برمگردوند و چسبوند به دیوار و از پشت بهم چسبید و شروع کرد به باز کردن کمربندم . من هر چقدر خواستم مقاومت کنم رضا عین خیالش نبود و وحشی شده بود . بالاخره بعد یکم کشمکش کمربند و زیپ شلوارمو باز کرد و شلوار و شرتمو کشید پایین . دستشو برد لای کونم و با سوراخم ور میرفت . منم دیگه شهوتی شده بودم و یه جورایی شل کرده بودم و اجازه دادم رضا کارشو‌ بکنه .
بعدش رضا انگشتشو تف زد و سوراخمم قشنگ تف مالی کرد و ی انگشتشو کرد داخل . درد داشتم ولی جلوی خودمو گرفت و رضا سریع انگشتشو تو کونم عقب جلو میکرد . بعدش باز قشنگ سوراخمو تف مالی کرد و من و یکم به جلو خم کرد و دو طرف کونمو گرفت و یکم بازش کرد و کیرشو گذاشت رو سوراخم .
من تو دلم خیلی استرس داشتم و میگفتم این چ کاریه که دارم انجام میدم و نگران بودم ولی از طرفی شهوت بهم غلبه کرده بود و یه جورایی اختیارم دست رضا بود و نمی‌تونستم کاری کنم و تسلیم رضا شده بود . خلاصه تو همین فکرها بودم که رضا داشت کیرشو فشار میداد ولی چون تنگ بودم داخلم نمی‌رفت . رضا هم ی نچ گفت و گفت نمیره و باز انگشتشو ولی اینبار دوتا رو کرد داخل . من دردم اومد اولش ی دادی زدم که رضا گفت ساکت شو صدات می‌ره بیرون . خلاصه یکم با دو انگشت منو بیشتر باز کرد و کیرشو تف زد گذاشت دم سوراخم . منم یکم بیشتر قمبل کردم و اونم فشارشو بیشتر کرد تا بالاخره سر کیرش رفت داخل .
سوزش و درد عجیبی گرفتم و به زور جلو خودمو گرفتم . ی لحظه داشت اشکم درمیومد . رضا هم چون اولی باری بود که ی نفرو می‌کنه بلد نبود و همون‌طور فشار میداد تا کل کیرشو تو کونم جا داد . واقعا درد زیادی داشتم و به غلط کردن افتاده بودم و به رضا میگفتم تو رو خدا درش بیار . ولی اون اصلا حالیش نبود و می‌گفت خفه شو . دو طرف کمرمو گرفته بود و شروع کرد عقب جلو کردن ‌. صدای نفساش بلند شده بود و آه و اوه میکرد . منم از شدت درد میخواستم جیغ بکشم ولی نمی‌تونستم و به زور تحمل میکردم .
خلاصه انقدر کرد منو که کم کم درد جاشو به لذت داد . سوراخم به سایز کیرش عادت کرده بود و راحت کیرش تو کونم عقب جلو می‌رفت . منم چشامو بسته بودم و دیگه چیزی برام مهم نبود و فقط داشتم حال میکردم . اتفاقا قشنگ خم شده بودم و قمبل کرده بودم و رضا هم سرعتشو بیشتر کرده بود و صدای برخورد بدنامون بهم بلند شده بود .
تقریبا ده دقیقه ای یک سر من و تو اون حالت کرد که صدای آهش بلند شد و نفس نفس میزد که فهمیدم داره ارضا میشه . تا اینکه بگم بیار بیرون تو کونم خالی نکن گرمای عجیبی تو کونم حس کردم و فهمیدم ریخته داخل . بعد ارضا شدنش هم یکم تلمبه زد و کیرش و کشید بیرون . گفت دمت گرم عجب کونی داری و از این به بعد همش می‌کنمت و ی سیلی به کونم زد . کیرشو شست و شلوارشو پوشید ولی من هنوز همون‌طور مونده بودم و پاهام شل شده بود . گفتم تو برو بیرون من بعدش میام .
قسمت بد داستان این بود که همینکه رضا در و باز کرد یکی از بچه ها پشت در بود و کل‌صداهای ما رو شنیده بود . ما هم که آنقدر محو سکسمون شده بودیم اصلا نفهمیده بودیم که ی نفر اومده .
خلاصه پسره اسمش ارشیا بود و دو سال ازم کوچکتر بود و گفت یا منم بازی یا میرم به همه میگم . من و رضا بهم نگاه کرده بودیم و هردومون ترسیده بودیم و مونده بودیم چیکار کنیم . لحظه‌ی بدی بود چون آبروم تو خطر بود و اگه همه می‌فهمیدن رضا کونم گذاشته خیلی بد میشد .
رضا به من گفت که چاره ای نیست به اینم ی دست بده بزار بیخیال بشه و من این بیرون آمار میگیرم که کسی نیاد فقط سریع کارتونو تموم کنید .
خلاصه به ناچار منم قبول کردم و ارشیا اومد داخل و کیرشو درآورد و گفت اول یکم برام بخورش. کیرش از کیر رضا کوچکتر و لاغر بود ولی حس عجیبی داشتم که کیر پسری دو سال ازم کوچکتره و باید بخورم . خجالت می‌کشیدم ولی دیگه چاره ای نبود شروع کردم براش ساک زدن . کیرش کم کم کامل تو دهنم راست شد و منم خوشم اومده بود و با لذت براش می‌خوردم . اونم چشاشو بسته بود و سرمو گرفته بود و حال میکرد . بعد دو دقیقه گفت بلند شو می‌خوام بکنمت . منم بلند شدم و چسبیدم به دیوار و براش قمبل کردم . ارشیا هم کیرش و گذاشت رو سوراخمو و یکم فشار داد و رفت داخل . کیر ارشیا چون کوچکتر بود راحت تو کونم عقب جلو میشد و منم تو اوج لذت بودم و کیر منم کامل راست شده بود.
خلاصه ارشیا هم ده دقیقه ای من و کرد و گفت داره آبم میاد . من نمی‌دونم دست خودم نبود ولی سریع برگشتم و نشستم و کیرشو کردم دهنم و شروع کردم سریع ساک زدن . تا اینکه سرمو دوستی گرفت و کل آبشو تو دهنم خالی کرد . منم نصف آبشو قورت دادم نصفش از دهنم ریخت بیرون . بعدش ارشیا هم لباسشو پوشید و رفت .
بعد اون روز کلا مسیر زندگیم عوض شد و اتفاقای زیادی برام افتاد که اگه خواستین تو قسمتهای بعد میگم .

نوشته: مهران

بازدید 17,329

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

14 پاسخ به “اولین کون دادنم به پسر عموم”

  1. دوتا بچه تازه بالغهر کدوم ده دقیقه تو رو کردنداما آبشون بعد ده دقیقه اومد ؟

  2. داستانت اصلا جالب نبود و داستانت داد میزد که غیر واقعیه و خیلی بد نوشتی اولین ایرادش اینه که اگر واقعا پسر عموی داشتی که نسبت به هم تمایل سکسی داشتید قطعا موقعیت های بهتری داشتید که تو خونه از فرصت ها استفاده کنید و درست و حسابی سکس کنید.لدا چرا دسشویی مدرسه انتخاب کردی /سکس در مدرسه دسشویی برای کسانی هست که سابقا سکس دارند و بلدند سریع در کمترین زمانسکس کنن و جایی هم برای سکس جز دسشویی مدرسه ندارند . ایراد دیکه. تو ۲ تا ۱۰ دقیقه تو دسشویی بودی یعنی نیم ساعت با خیال راحت تو دسشویی بودی مگه ناطم مدرسه مرده بود ! ایراد دیکه تو گفتی پسر عمویی تو خیلی حشری بود اون چه حشری که اول با دست بزاش جق زدی بعد تو دهان ساک زدی چطور آبش نیامد و کلی هم با کون تنگ تو ور رفت بعد آبش آمد اگر آبش یخ بود زودتر آب شاه بود . / خلاصه خیلی آبکی نوشتی ولی تو عالم رویا کیف کردی که کون دادی .

  3. داستان غیر واقعی نوشتیقلمت خوبه اما تصوراتت ایراد دارهکون پر عن رو دو نفر کردن، بعد تو اخرش اون کیر عنی رو ساک زدی؟کل ماجرا با احتساب راضی کردن تو به کون دادن و سیگار کشیدن فکر کنم بیشتر از نیم ساعت میشده.یه چیز بگو بگنجهدرد کون دادن دفعه اول انقدر زیاد هست که نتونی راحت جلوی خودت رو بگیریاون ادمی که انقدر استرس داره، عضلاتش منقبض میشه

  4. عالی بودن منم اولین کونمو به رییس پایگاه بسیج دادنم منو به خاطره حشیش گرفته بودن من اون موقع 16,سالم بود.اولش خیلی برام سخت بود وچندش وای بی محضی کیرش رو توی کونم احساس کردم اون داغیشون دردم یا م رفتو تجربه باحالی بود برام

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید