کونی دیروز آخوند امروز

سلام به همه خاطره ی که میخوام براتون تعریف کنم واسه اون های که میخوان بشینن جق بزنن خوب نیست چون زیاد صحنه سکسی نداره خوب این ما جرا بر میگرده به خیلی سال پیش من سال سوم راهنمای بوم همسایه ما یه پسر داشت به اسم صابر این اقا صابر یه روز واسه من گفت مهدی(یکی ار لات های محل)بزور کردتش ولی اون چیزی به خانوادش نگفته چون کم کم خوشش اومده حالا که مهدی زن گرفته دیگه نمیکنتش از من خواست بکنمش خوب منم که تا اون روز با کسی سکس نکرده بودم بدم نمیومد که امتحانش کنم قرار شد بریم خونه ما اون روز من صابر رو گاییدم و برای اولین بار سکس رو تجربه کردم ولی چیز زیادی ازش به خاطر ندارم
وارد اول دبیرستان که شدیم همه کلاس از قضیه کون دادن صابر با خبر بودیم و زیاد پیش میومد که بچه های مدرسه 2 3نفری این اقا صابر ما رو میکردن همین طور که گفتم ما همسایه بودیم و در طول هفته چن باری میکردمش یه روز بعد سکس بهش گفتم برنامت واسه آیندت چیه با کون دادن که نمیتونی خرجیت رو در بیاری اخه معمولا به بچه کون میداد و پول میگرفت گفت:میخوام بعد دیپلم برم نظام عین بابام پیش دانشگاهی رو هم گذرونیم ولی صابر واسه نظام قبول نشد ازش پرسیدم خوب حالا میخوای چیکار کنی گفت نمیدونم ولی چن ماه بعد که از شهر ما رفتن کلاغه خبر اورد که رفته طلبگی بخونه من اول باورم نشد و گفتم یه کونی چطور اخوند میشه تا اینکه دیروز تو مسجد دیدمش باورم نمیشود اونی که اب کیرم رو میرختم دهنش داشت با همون دهن نجسش از خدا و پیغمبر میگفت واقعا داره حالم از این جور ادم های به هم میخوره دیشب و امشب مسجد نرفتم اعصابم بد جور کیریه.

نوشته: محمد

بازدید 18,709

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

15 پاسخ به “کونی دیروز آخوند امروز”

  1. بابا بچه مسجدیمن اگه برم مسجد مسجد باید یجا پیدا کنه برهتا حالا چن سری ریدم رو اخوندمون یه سری میخواستن بزننم همون جا

  2. بچه کونی پس این همه آخوند روزانه تولید میشه و تو خیابونها بالا پایین میرن کار تو بچه کونه لاشی کمتر بکن کونی تو یادم میاد خودتم کونی بودی و عمری کون می دادی و کار راه می انداختی چی شد از دادن خسته شدی و آخوند تولید می کنی کونپاره سوراخی

  3. کسی با این یارو دوستی نکنه،کیرش طلسم شده،باهاش برخورد کنین،آخوند میشین!

  4. biggrinوای خدا مردم ازخنده اخوند کونی اخوند ما دزد بود الان ریس حوزه شهرستانیه براخودش

  5. تو خودت اگه به این چیزا اعتقاد داری گه خوردی گی کردیکیرم تو خودت و دوست کسخلت با این داستان کیریت

  6. مفعول و فاعل تو مسجدعزیزم تعجب نکن اخوندا همشون مون دادن که روشون باز شدهتوام کم بکن ظرفیت اخوندا تکميلهحداقل داستانت واقعيشو شنیدیمgood

  7. منم یه پسر خاله دارم توی روستا زندگی میکنند که ما تابستانها هرسال می‌رفتیم چندروزی اونجا و بیشتر وقتا منو پسرخاله م که یکسال ازمن کوچیکتر بود می‌رفتیم از باغ علف میچیدیم میاوردیم برای گاوهاشون یه روز که داشتیم علف میچیدیم پسرعمویش که هم سن من بود از باغ مجاور اومد و سر حرف و کشوند به کون دادن و ما با تعجب نگاهش کردیم آخه سیزده چهارده سالمون بیشتر نبود و آخرش بزور و التماس مارو وادار کرد که بکنیمش منم تازه بالغ شده بودم و با یه کم آب دهن کیرمو کردم تو سوراخش اولشم یه کم داد زد آخه من ناشی بودم ولی پسرخاله م فقط در مالیش کردبیست سال بعد در مراسم سوگواری مادربزرگم یه لحظه چشمم به یه آخوند گردن کلفت افتاد که روضه میخوند و تازه یادم افتاد این همون پسرعموی لاغرمردنی کونیه بیست سال پیشه.الانم پیش نماز یکی از مساجد اونجاست که دیگه حالا شهر شده است.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید