گذشت تا رسید به فروردین ۹۳ که سکس چتامون شرو شد و ۱۵ شهریور خونشون خالی شد که بریم سکس کنیم منم اماده شدم ی ست صورتی پوشیدم لاک صورتی اصلاح رفتم خونشون ازم پذیرایی کردو اومد پشتم و سوتینمو که از تاپ زده بود بیرون واکرد بد تاپمو ک دکلته بود کشید پایین و سوتینمو درآورد و یکم سینه هامو خورد و بعد شلوارمو شرتمو درآورد قرار بود پردمو بزنه چون بهش اعتماد داشتم گذاشت رو کسم و گفت مطمعنی؟با سرم گفتم اره بااینکه هیچ شهوتی نداشتم ولی داشتم از لذت بردن اون لذت میبردم سرشو کرد تو و جیغم درومد کشید بیرون وکرد تو کونم خدا میدونه چقد درد داشتم داشت تلبمه میزد و من از شدت درد میمردم ولی صدام درنمیومد که اون حال کنه ابش اومد و کشید بیرون تمیز کرد لباسامو تنم کرد گف دوسم داره بغلم کرد رفتیم تو اتاق مامان باباش اون هنوز لخت بود دوباره لختم کرد گف دوس دارم اینطوری باشی بهش گفتم دوس دارم برام بخوره ولی گف دوس نداره گفتم پس بمالش میمالیدو انگشتتو میکرد تو کسم که از شهوت داشتم میمردم انقد اه و اوه کردم ک دوباره شق کرد گف میخوام بکنمت دوباره گذاشت تو کونم ولی نمیدونم چرا انقد درد داشت دومین بار از اولین بارم بیشتر درد داشت خلاصه اونروز رفتم خونه و گریم درومد نمیدونم چرا ولی حس میکردم کارم اشتباهه و اون منو واسه کردن میخاد گذشت تا شد ۱ مهر من رفتم مدرسه واون دانشگاه که دانشگاهش رو سرم خراب شد ابان ماه بود که مامانم چتامو با شاهین (مستعار)خوند و فهمید ک سکس داشتیم و روزگارم سیاه شد بذور راضیش کردم بذاره باهاش بمونم و دگ هیچ گهی نخوریم ولی خب ما بعضی اوقات شیطونی میکردیم تااینکه باهام سرد شد سردو سرد نمیومد بیرون سرد رفتار میکرد دعوامون زیاد بود تااینکه ۲۰ اسفند ۹۳ بهم گفت با ی دختره تو دانشگاه اشنا شده اسمش نازنینه و دوسش داره میخواد بد دانشگاه بره خواستگاریش و بهم گفت فراموشش کنم دخترا به هیچ پسری اعتماد نکنید بخاطر شاهین من از همه گذشتم تو روی پدرم وایسادم از خونه فرار کردم ۶ بار دستمو تیغ ردم ۲ بار قرص ترامادول خوردم تو مدرسه همه فهمیدن ولی چیشد؟اخرش گف من یکی دگرو میخوام دلم خونه از عالمو ادم متنفرم پسر برام حکم شیطانو داره خدا گناه من چی بود؟حالا معدل ۱۹ ام شده ۱۳ نه سیگار ارومم میکنه نه مشروب ۱۶ سالمه ولی افسردگی حاد دارم هرروز ی خط رو دستم میندازم ۳۵ درصد افسردم اگه به ۴۰ برسه باید تیمارستانی شم
فقط ی کلمه دارم
خدا ازت نگذره لاشی
نوشته: سارا
19 پاسخ به “کاش میموند”
مگه اعتمادکردن همون دادنه
دمت گرم پروانه خوب چیزی گفتی خخخ
اجیجیم سردر گهی سایت سایت نوشته سن قانونینخوندی؟ برو به کون دادنت ادامه بده برمیگرده میخواستی ندی بهش حالا چه خبره اشک واه راه انداختی
والا ما با هر دختری پریدیم لاشی بود… اگه داستانت واقعیت داره برو فکر کن ببین چیکار کردی…هرچند دادن زیاد ب پسر کلا نظرشو در مورد دختر عوض میکنه
عمو جون برو لالا .عروسکشو بهش بدید
اشتباهت این بود ک خودتو در اختیارش گذاشتی و تو عالم بچگی ضربه خوردی چند وقت بگذره یادت میره
تو 16 سالگی پرده تو به فاک دادی! عجولی جوجو عجول
حتما خودت مشکل داشتی که ولت کرده رفتهدختر اگه دختر باشه راحت میتونه پسر رو واسه همیشه مال خودش نگه داره
پروانه چی حنانس. منم نگرانشم چون تو دو تا داستان قبلی هم نیومده
آخیییییییی
کاش آخرشو اینجوری تموم نمیکردی.کاشکی میگفتی مثلا توهم رفتی با یه کیره دیگه ادامه دادی زندگی سکسیتو
حالم از این پسرا به هم میخورهخودمم اینجوری کردم ولی سکس نکردم میفهمم حالتو
اخ بمیرم برات میفهمم حالتو
ووووووويبي
کیری خروییی وییی کونتون گوزاکیر خر میخواست نره بده به تخم اسب زورو که رفتی دادیسی ناموسا ای لاشی خانوم قرار فردا بشه یکی از مادرای ای اجتماع کیری
شنیدی میگن وقتی خربزه میخوری باید پای لرزشم بشینی(درست گفتم ؟)حکایت تو هم همونه میخواستی ندی اشکال از خودته
هر که کیر میخوره پای لرزش هم میشینه
به درک.وقتی خوابیدی زیرش فکر میکردی خدا هست واست.تو روی پدرت واسادی کسی که از سر کیرش افتاده بودی حقت بوده.به تخم دوستای عزیز بکن تو
عزیزم،این چیزی بود ک قلبن خودت دوست داشتی، فقط راه و روش غلطی رو برای تخلیه انتخاب کردی، و هنوزم تو همون مسیره نادرست قرار داری، داری با یه اشتباه، اشتباه قلبیت رو مثلاً تسکین میدیدوسته عزیز روانشناسی خوندمشاید بتونم کاری کنم، از این مسیر خارج بشیو یه زندگی، نمیگم خوب، چون این اتفاق برات همیشه یه خاطره تلخ تو افکارت نقش بسته،ولی شایدبتونم به زندگی عادی ت برگردونم