وقتی داشتم از در میرفتم بیرون ناگهان خوردم به دوست پسر قد بلند هانی.
جفتمون وحشت زده بودیم. پسره خشکش زده بود و هیچی نمی گفت که من گفتم شما؟ گفت من دوست هانیم. چون فقط دنبال جمع کردن قضیه برای جفتمون بودم گفتم اها. من تازه اومدم عجیبه شمارو ندیدم.
پسره گفت صورتت کثیفه. دست زدم و دستم خورد به یکم از منیای پسره. اینقدر عجله ای بلند شده بودم که یادم رفته بود صورتمو تمیز کنم. صورتمو با دست پاک کردم و منیا رو که دیدم فهمیدم پسره حتما فهمیده. الان که فک میکنم میبینم واقعا تحریک کننده بود که اب کسی که تو شورت خواهرم ریخته بود و روی خواهرم بود الان روی صورت منه و اونم دیده.
پسره گفت کیف پولمو جا گذاشتم و رفت توی اتاق هانی که برش داره. وقتی داشت میرفت یه لحظه صبر کرد و گفت چیزایی که دیدی رو به کسی نگو.
و شروع کرد رفتن که بهش گفتم وایسا. برگشت و بهش گفتم بریم بیرون صحبت کنیم. رفتیم بیرون و بهش گفتم من هر دو سری رو دیدم. پسره به نظر نمی رسید براش مهم باشه. شاید چون دیده بود من عصبی نیستم. گفت مشکلی نداری با این موضوع؟ گفتم ازم بزرگتره زورم بهش نمیرسه. ولی فیلم هر دو سری رو دارم! (الکی – فقط فیلم همون شبو داشتم) میتونم لو بدمش و برای جفتتون بد میشه. پسره گفت چی میخوای؟ گفتم منم باید ببینم. هر سری که خواستین سکس کنین. پسره تعجب کرده بود. گفت میخوای گاییده شدن خواهرتو ببینی؟ با کلافگی گفتم عه اینجوری نگو. یه نیشخند زد و گفت باشه قبوله. بهش گفتم هانی خیلی قلدره. خوشم میاد اینجوری ببینمش.
بهش گفتم شمارتو بده ولی قبول نکرد. یه آیدی تلگرام بهم داد که هیچیش معلوم نبود. نه شماره نه پروفایل. هیچی.
گفت یه پیام بهم بده باهم صحبت میکنیم. گفتم باشه. اون رفت منم رفتم.
برگشتم خونه دیدم هانی از حموم اومده. بهش گفتم کارتو یادم رفت بردارم نشد آنتی ویروس نصب کنم که گفت اشکالی نداره. یه لحظه جا خوردم بعد یادم اومد هدفش فرستادن من دنبال نخود سیاه بوده و اینکه اصلا براش مهم نبود طبیعیه.
ساعت های 10 رفتم بخوابم. گوشیو گرفتم دستم و به پسره پیام دادم. یه ربع گذشت و سین نزد. با خودم گفتم این حتما دیر سین میزنه شایدم اصلا به کیرش نگیره منو. سعی کردم بخوابم ولی صحنه های چند ساعت پیش یادم میومد و نمیذاشت بخوابم. یاد فیلمی که گرفتم افتادم. سریع فیلمو آوردم و گذاشتمش و سعی کردم باهاش جق بزنم ولی نمیشد. خیلی فاصله داشتن از دوربین و هیچی معلوم نبود جز صدای ناله هاشون. حس میکردم کافی نیست که به اندازه ی کافی تحریکم کنه. یاد شورت هانی افتادم. رفتم از توی سبد رختای کثیف برش داشتم و دیدم هنوز بو میده و نم داره. آوردم جلوی بینیم و بوش میکردم و فیلمو میدیدم. ولی بازم حس میکردم کافی نیست. کلافه شدم. وقتی اون حس سورئال و به شدت تحریک کننده ی خوردن آب کیر بکن خواهرمو تجربه کرده بودم، دیگه نمیتونستم با چیزی کمتر از اون ارضا بشم.
تو همین حال بودم که دیدم یه نوتیف اومد. نگاه کردم دیدم همون پسرست!
رفتم توی صفحه ی چت. جوابمو داده بود و آنلاین بود. بهش گفتم آف نشو باهات حرف دارم. یه سکرت چت درست کردم و رفتم داخلش. بهش گفتم در مورد اینکه من دیدمتون به هانی چیزی نگو. گفت باشه. به یه شرط. گفتم چی؟ گفت به شرط اینکه کمک کنی بیشتر خونتون خالی بشه و شرایطو برام فراهم کنی تا بیشتر بتونم باهاش تنها بشم. گفتم باشه. هنوز هیچی نشده بود کیرم شق شق شده بود. بهش گفتم یه چیز دیگه. تایپ کرد “؟؟؟”. بهش گفتم من تو این دو سری دیدن شما فهمیدم فانتزی یه چیزیو دارم که خودمم نمیدونستم. فقط سین زد و چیزی نگفت. ادامه دادم گفتم باید بذاری من اونارو تجربه کنم. گفت چه فانتزی ای؟ گفتم سری بعدی که خواستی با هانی سکس کنی، منم باید ببینم. گفت اینو قبلا هم گفتی. گفتم یه چیز دیگه هم هست. گفت چی. گفتم وقتی خواستی ارضا شی، آب کیرتو نریز بیرون. با شورت هانی پاک کن و شورتشو برام بیار. دوست دارم بخورمشون. سین زد و چیزی نگفت و اف شد. بعد چند ثانیه اومد گفت اینجوریشو ندیده بودم. بعدم گفت قبوله.
ازش پرسیدم تو رابطه این یا نه؟ گفت بنفیتیم.
فهمیدم که حدسم درست بود و فقط سکس پارتنر بودن.
پیامشو لایک کردم و اف شدم. ولی هنوز حشری بودم. الان که خیالم راحت شده بود که اوکی داده پسره دوباره فیلمو پخش کردم و همونجور که شورت هانی روی بینیم بود و بوی آب کیر پسره توی سرم بود آبم رو توی دستمال ریختم.
ماجراهای دیگه هم اتفاق افتاده الان که دارم اینو مینویسم فقط وقت نکردم بیشتر بنویسم ماجراهای بعدو سریع مینویسم دنبال کنین حتما. بوس
ادامه دارد…
جفتمون وحشت زده بودیم. پسره خشکش زده بود و هیچی نمی گفت که من گفتم شما؟ گفت من دوست هانیم. چون فقط دنبال جمع کردن قضیه برای جفتمون بودم گفتم اها. من تازه اومدم عجیبه شمارو ندیدم.
پسره گفت صورتت کثیفه. دست زدم و دستم خورد به یکم از منیای پسره. اینقدر عجله ای بلند شده بودم که یادم رفته بود صورتمو تمیز کنم. صورتمو با دست پاک کردم و منیا رو که دیدم فهمیدم پسره حتما فهمیده. الان که فک میکنم میبینم واقعا تحریک کننده بود که اب کسی که تو شورت خواهرم ریخته بود و روی خواهرم بود الان روی صورت منه و اونم دیده.
پسره گفت کیف پولمو جا گذاشتم و رفت توی اتاق هانی که برش داره. وقتی داشت میرفت یه لحظه صبر کرد و گفت چیزایی که دیدی رو به کسی نگو.
و شروع کرد رفتن که بهش گفتم وایسا. برگشت و بهش گفتم بریم بیرون صحبت کنیم. رفتیم بیرون و بهش گفتم من هر دو سری رو دیدم. پسره به نظر نمی رسید براش مهم باشه. شاید چون دیده بود من عصبی نیستم. گفت مشکلی نداری با این موضوع؟ گفتم ازم بزرگتره زورم بهش نمیرسه. ولی فیلم هر دو سری رو دارم! (الکی – فقط فیلم همون شبو داشتم) میتونم لو بدمش و برای جفتتون بد میشه. پسره گفت چی میخوای؟ گفتم منم باید ببینم. هر سری که خواستین سکس کنین. پسره تعجب کرده بود. گفت میخوای گاییده شدن خواهرتو ببینی؟ با کلافگی گفتم عه اینجوری نگو. یه نیشخند زد و گفت باشه قبوله. بهش گفتم هانی خیلی قلدره. خوشم میاد اینجوری ببینمش.
بهش گفتم شمارتو بده ولی قبول نکرد. یه آیدی تلگرام بهم داد که هیچیش معلوم نبود. نه شماره نه پروفایل. هیچی.
گفت یه پیام بهم بده باهم صحبت میکنیم. گفتم باشه. اون رفت منم رفتم.
برگشتم خونه دیدم هانی از حموم اومده. بهش گفتم کارتو یادم رفت بردارم نشد آنتی ویروس نصب کنم که گفت اشکالی نداره. یه لحظه جا خوردم بعد یادم اومد هدفش فرستادن من دنبال نخود سیاه بوده و اینکه اصلا براش مهم نبود طبیعیه.
ساعت های 10 رفتم بخوابم. گوشیو گرفتم دستم و به پسره پیام دادم. یه ربع گذشت و سین نزد. با خودم گفتم این حتما دیر سین میزنه شایدم اصلا به کیرش نگیره منو. سعی کردم بخوابم ولی صحنه های چند ساعت پیش یادم میومد و نمیذاشت بخوابم. یاد فیلمی که گرفتم افتادم. سریع فیلمو آوردم و گذاشتمش و سعی کردم باهاش جق بزنم ولی نمیشد. خیلی فاصله داشتن از دوربین و هیچی معلوم نبود جز صدای ناله هاشون. حس میکردم کافی نیست که به اندازه ی کافی تحریکم کنه. یاد شورت هانی افتادم. رفتم از توی سبد رختای کثیف برش داشتم و دیدم هنوز بو میده و نم داره. آوردم جلوی بینیم و بوش میکردم و فیلمو میدیدم. ولی بازم حس میکردم کافی نیست. کلافه شدم. وقتی اون حس سورئال و به شدت تحریک کننده ی خوردن آب کیر بکن خواهرمو تجربه کرده بودم، دیگه نمیتونستم با چیزی کمتر از اون ارضا بشم.
تو همین حال بودم که دیدم یه نوتیف اومد. نگاه کردم دیدم همون پسرست!
رفتم توی صفحه ی چت. جوابمو داده بود و آنلاین بود. بهش گفتم آف نشو باهات حرف دارم. یه سکرت چت درست کردم و رفتم داخلش. بهش گفتم در مورد اینکه من دیدمتون به هانی چیزی نگو. گفت باشه. به یه شرط. گفتم چی؟ گفت به شرط اینکه کمک کنی بیشتر خونتون خالی بشه و شرایطو برام فراهم کنی تا بیشتر بتونم باهاش تنها بشم. گفتم باشه. هنوز هیچی نشده بود کیرم شق شق شده بود. بهش گفتم یه چیز دیگه. تایپ کرد “؟؟؟”. بهش گفتم من تو این دو سری دیدن شما فهمیدم فانتزی یه چیزیو دارم که خودمم نمیدونستم. فقط سین زد و چیزی نگفت. ادامه دادم گفتم باید بذاری من اونارو تجربه کنم. گفت چه فانتزی ای؟ گفتم سری بعدی که خواستی با هانی سکس کنی، منم باید ببینم. گفت اینو قبلا هم گفتی. گفتم یه چیز دیگه هم هست. گفت چی. گفتم وقتی خواستی ارضا شی، آب کیرتو نریز بیرون. با شورت هانی پاک کن و شورتشو برام بیار. دوست دارم بخورمشون. سین زد و چیزی نگفت و اف شد. بعد چند ثانیه اومد گفت اینجوریشو ندیده بودم. بعدم گفت قبوله.
ازش پرسیدم تو رابطه این یا نه؟ گفت بنفیتیم.
فهمیدم که حدسم درست بود و فقط سکس پارتنر بودن.
پیامشو لایک کردم و اف شدم. ولی هنوز حشری بودم. الان که خیالم راحت شده بود که اوکی داده پسره دوباره فیلمو پخش کردم و همونجور که شورت هانی روی بینیم بود و بوی آب کیر پسره توی سرم بود آبم رو توی دستمال ریختم.
ماجراهای دیگه هم اتفاق افتاده الان که دارم اینو مینویسم فقط وقت نکردم بیشتر بنویسم ماجراهای بعدو سریع مینویسم دنبال کنین حتما. بوس
ادامه دارد…
نوشته: مانی
10 پاسخ به “هیجان انگیزترین شب زندگیم (۲)”
برو گمشو کیر تو اول و آخرت.پفیوز جلقی(خارجکی بخونین😂)
ای کصکش خارکصدهریدم تو هیکلت
دوستان بحد نیاز ، البته کمی کمتر جوابتو دادن، لزومی ندارد به حیوان هایی مثل تو بیشتر اهمیت داد
آخر این قصه قراره عن پسره رو بخوریکوصخول
SHUT UP & GET OUT
معلومه دیگه آخرش چی شده؛ ک…ن خودتم ب باد دادی.
عالیهمنتظرم
ادامه بده. 😍
عالیههه.لطفا ادامه بده
لعنتی ادامه بده 😭