پونزده سالم بود که تو مهمونی تولدم با شهراد آشنا شدم,پسر شریک بابام بود و یکی یدونه!منم یکی یدونه م ولی خوب اون پسر بود و خیلی عزیز بود,آدم شیطونی بودم و دلم میخواست همه رو اسکول کنم!تو مهمونی با پسرا زیاد میگفتمو میخندیدم.تا این که متوجه شدم شهراد رو من خیلی حساسه,مثلا این که شریک رقص کسی به جز خودش نشم یا موقع عکس انداختن دست پسرارو نگیرم!واسه من که دختر آزادی بودم قبول کردن این موضوع یه ذره سخت بود,خصوصا که خودمم به شهراد بی علاقه نبودم!دو سال از آشنایی ما میگذ شت و تقریبا با هم صمیمی شده بودیم ! سوم دبیرستانمو تموم کرد بودم که حس کردم شهراد سعی داره یه جور دیگه به من نزدیک بشه!بیش تر از دوسته معمولی!خوب اونم واسه من یه دوسته معمولی نبود و همیشه یه جور خاص دوسش داشتم!یادم میاد دوم اردیبهشت شبه تولد خودش رفتیم دربند,انتظار داشتم بهم بگه دوسم داره ولی خیلی معمولی شام خوردیمو سوار ماشین شدیم,یه آهنگه خیلی آروم گذاشت و عینه بز ساکت موند,نیم ساعت الکی دور دور کرد و هیچی نگفت,تا این که یه دفه گفت,نیلا!نمیخوای چیزی بگی؟؟؟؟؟؟ساکت موندم چون میدونستم اگه دهنمو باز کنم سر این گریه لعنتی باز میشه و پته من میوفته رو آب!
-نیلا؟چرا جوابمو نمیدی!
+
-مگه با تو نیستم!
-نیلا؟چرا جوابمو نمیدی!
+
-مگه با تو نیستم!
- شهراد ولم کن تو رو خدا!
-در ماشینو باز کردمو زدم بیرون!حالا اون یکی نصفه شب کجا میرفتم؟؟؟ماشینم کجا بود!خدا خدا کردم دنبالم بیاد!صدای پاشو میشنیدم که نزدیکو نزدیک تر میشد!گریه م میومد!صدای ماشینا صاف رو اعصاب بود!زدم زیره گریه و شروع کردم به دوییدن!شهرادم پشت سرم میدویید!میدونستم نمیتونم از دستش در برم!یهو از پشت بازومو کشید و برم گردوند!
-نیلا!چه مرگته!؟؟؟دیوونه م کردی دختر!
بغلم کرد و سرمو چسبوند به سینه ش!آخ که چه قد دلم میخواست بغلم کنه!دلم میخواست تمامو عمرمو شب تا صب بغلش باشم!
به خودش فشارم داد!دیگه بدتر گریه م میومد!تمام بدنم درد گرفته بود!نمیتونستم نفس بکشم!
تو اتوبان تهران- کرج بودیم,یهو ولم کرد و راه افتاد سمته ماشین!دستمو گرفت و با هم سوار شدیم!شیشه ها رو کشید بالا و حتی موزیک هم نذاشت!عصبانی بود!رگ گردنش داشت میزد بیرون!شبه تولدشو زهر کرده بودم!راه افتاد سمت کرج!یه رب هنگ کرده بودم که این وقته شب کرج چی کار داره!ولی وقتی یادم اومد حالم بدتر شد!داشتیم میرفتیم خونه خودش که همین طوری گرفته بود!رسیدیم به عظیمیه و جلو یه آپارتمان شیک پارک کرد,یواش درو باز کرد و گفت بیا پایین!منم رفتم دیگه!سوار آسانسور شدیم و رفتیم طبقه پنجم!خدا رو شکر اون وقته شب کسی ما رو ندید!کلید انداخت و هلم داد تو!خیلی خسته بودم!کیفمو انداختم رو کاناپه و رفتم تو دست شویی به صورتم آب زدم.
خدایا خواب بودم یا بیدار؟؟؟؟من!این وقته شب!تک و تنها!با یه پسر تو این خونه چی کار میکردم!؟؟؟تمام چهار ستون بدنم لرزید!ینی قرار بود چه اتفاقی بیوفته؟؟؟
از دستشویی اومدم بیرونو رفتم رو کاناپه نشستم!شهراد اومد کنارم نشست و چونه مو گرفت رومو برگردوند سمته خودش!چشام از خستگی خمار بود!تو چشام نگا کرد و گفت
-نیلا!یه سوال ازت میپرسم راستشو بگو!
+بپرس
-دوسم داری؟؟
+به نظرت اگه نداشتم تا این جا باهات میومدم!؟؟؟
دیگه نوبت من بود!دستامو حلقه کردم دور گردنشو لبامو گذاشتم رو لباش!چشامو بستم و به هیچی فک نکردم!به این که کجام!کیم!میخوام چی کار کنم!فقط تنها چیزی که واسم مهم بود این پسری بود که لبام تو دهنش بود!این که دو سال تموم عینه دیوونه ها به امید همچین شبی عینه دیوونه ها نصفه شب تا صب گریه کردم!به این که میخوام فقط ماله من باشه!
دستاشو حلقه کرد دوره کمرمو دارزم کرد رو کاناپه!
تنه نحیفم داشت زیرش له میشد!داغ بودیم!داغ!عین وحشی ها لب همدیگرو میخوردیم!
وسط پاش افتاد وسط پام و یهو حشرم زد بالا!گیج بودم!دکمه های پیرهنشو یکی یکی باز کردم و از تنش در آوردم!اونم مانتو و تاپ منو در آورد!اولین باری بود که جلو یه پسر لخت میشدم و خیلی خجالت میکشیدم!دوباره افتاد رومو همون طور که لب میگرفت دستشو بر پشتمو سوتینمو باز کرد!سوتینمو در آورد!به کاناپه فشارم داد!کوسم باد کرده بود!سینه ش که رو سینه م بود حسه خوبی داشتم!ضربان قلبشو حس میکردم!هون طوری که لب میگرفت یه دستشو انداخت زیره گردنم و یه دستشو زیر زانوهام!رفتیم تو اتاق خواب!آباژورو روشن کرد که نور کمی داشت!استرس داشتم!قلبم داشت از تو سینه م میزد بیرون!شلوار جینمو از پام در آورد و خودش شلواره خودشو در آورد!عین مرده ها رو تخت دراز کشیده بودم!اومد کنارمو دراز کشید!دستشو آروم از رو شورت مالید به کوسم!لاله گوشمو کشید تو دهنش!واضح بود که دارم جلو خودمو میگیرم آه و اووووه نکنم!دست داغشو کشید بالا و خط شورتمو زد کنار!دستشو کرد تو شرتمو یواش یوااااااش بردش پایین تر!با چوچولم بازی میکرد!دیگه خیس شده بودم!لباشو گذاشت رو گردنمو میک زد!حال خودمو نمیفهمیدم!دیگه صدام اومد بیرون!آآآآآآآآآآآییییییییییی!وووووواااااااایییییییییی!شهراااااااااد!
-هنوز اوله کاریم نیلا خانوم!یه جوری میکنمت که نتونی بلند شی!
وقتی گفت میکنمت ته دلم لرزید و اومدم!گونه مو بوسیدو دستشو با دستمال تمیز کرد!نا نداشتم جم بخورم!خودش بازم شورت منو در آورد!کسم که دی گفت:پددددسسسسسگ با آدم حرف میزنه اصلا!
کیرش از تو شورت زده بود بیرون!با دستای لرزون شورتشو کشیدم پایینو درش آوردم!حالا دیگه لخت لخت بودیم!با این که ارضا شده بودم ولی باز داشتم حشری میشدم!خودشو کشیدروم!کیرش دقیقا رو کوسم بود!گردنمو میخورد و من آه و ناله میکردم!
+واااااااااااااااییییییییییییی شهرااااااااااااااااااااد!دارم میییییییییمیییییییییییررررررررررمممم!
حرف نمیزد!فقط میخورد و لیس میزد!به سینه م که رسید یه دستشو گذاشت رو کسمو مالوندش!یه سینه مو میخورد!تو عمرم همچین لذتی رو تجربه نکرده بودم!اون سینه مو هم خورد و شکممو لیس زد!به کسم که رسید! لیس نزد!پاهامو باز کرد و کشاله رونمو یواش یواش لیس میزد که حشری ترم کنه!هی دور میشد!هی نزدیک!کوشم عین لبو شده بود از حشر!لباشو گذاشت دور چوچولمو میک زد!پاهامو قفل کردم دور گردنشو موهاشو میکشیدم!
شهرااااااد!محکم تر!بخوووووورش!واااای میخوامت شهراد!
با زبونش سوراخمو میگایید!یه لپ کوسمو کشید تو دهنش و سینه مو میمالوند!داشتم دوباره ارگاسم میشدم که یه دفه وایساد!کوسمو بوس کرد و روم دراز کشید!کیرشو گذاشت دمه کوسم!با یه لحن حشری و سکسی ترین صدایی که تو عمرم شنیده بودم در گوشم گفت:
میخوای بکنم تووووووووو؟؟؟؟
جواب ندادم!
دوباره پرسید:بببببکنننمممم؟؟
باز جواب ندادم!یعنی نا نداشتم که جواب بدم!
د لامصب جواب بده!
با یه صدای یواش گفتم آره شهراد!میخوامت!بکن تو!هر کاری میخوای بکن!
گفت خودت خواستی!
باز رفت سراغ گردنم!نقطه ضعفمو یاد گرفته بود!کیرشو یواش یواش هل داد تو کوسم!اولاش درد نداشت!یه دفه تا نصفه کرد تو!سوووووختم!پاره شدم!خواستم داد بزنم که لبامو کشید تو دهنش!نباید جلو همسایه ها تابلو میشد!تا نصفه میکرد تو و میکشید بیرون!دردم همراه با لذت شده بود!لذت از این که دیگه زن شده بودم!زن پسری که عاشقش بودم!پسری که اونم با من مرد شده بود!مرده من!
تا نیمه کرد تو و کشید بیرون و یه دفه تا ته هل داد!ججججججججججججرررررررر خوردم رسما!کیرشو ته دلم حس میکردم!سینه هام صفت شده بود!در گوشم گفت!فدات شم خوب میشه!صب کن!فقط یه کم!آب منو و خون قاطی شده بود!لب میگرفتو کمر میزد!کی فکرشو میکرد اون بغل توی اتوبان به این جا بکشه!ولی دوس داشتم!دوس داشتم جرم بده!تند تر کمر میزد!
-چه قد تنگی تو دختر!فدای کوسه داغت بشم الهی!تو سکس هم بلد بودی من خبر نداشتم!؟؟؟
با حرفاش حشری ترم میکرد!دیگه داشتم دوباره ارگاسم میشدم!
-نیییییییییلللللااا!اووووووممممدمممم!کیرشو کشید بیرونو آبشو رو شکمم خالی کرد!عین جنازه افتاد روم!در گوشم زمزمه کرد!
همه زندگیم تویی نیلا!
نوشته: Little Girl
58 پاسخ به “همه دنیای من”
از خط بیستم به بعد ترجيح دادم بیام نظرارو بخونم که متاسفانه نظریم کسی نداده واسه داستانت
کاش یکی پیدا می شد اینطوری به ما بده
بد نبود. در کل اگه یکم رو نگارشت کار کنی خوبه. 🙂
خانوم كوچولو چندسال ديگه كه رسما جنده شدي اونم رفت با ي دختر ديگه ازدواج كرد ميفهمي خرت كرده!درضمن خيلي هم مطمىئن نباش كه باتو مرد شده وگرنه انقد وارد نبود
مگه رقص ایرانی هم شریک می خواد؟ فکر کن رقص بندری 2 نفری…
يك دوبيتي في البداهه تقديم به نويسنده ي گوز مغز
جنده شدي رفت.پسراوقتي حشري ميشن ببخشيدا چيزميز زيادميگنأه ه ه ه
لا اقل از داستانهای لز و گی بهتر بود
علامت تعجب چقد گذاشتي! نگارش بلد نيستي نذار
حيف كه ادمين گوشماليم كرده الانم باتعهد و آوردن ولي اينجام وگرنه نظرميدادم
اینجوریاست دیگه
khali bandie mahz bod!!!
بد نبود.دوستان چقدر میفحشین به همه!اومدین داستان سکسی بخونین ناسلامتی.نیومدین طرفو موعظه کنید چرا به دوست پسرش حال داده.خوب بود اگه محارم مینوشت؟. . .هوی!! نویسنده!!!همش! علامت! !تعجب! گذاشتی!دیوونمون!!! کردى
بد نبود…برا شروع خوبه…بیشتر تمرین کن …توهم ترشی نخوری شاید یه چیزی بشی…چند بار داستانو خودت بخون بعدا اپ کن…بازم بنویس…
عجبک این طور
پناه بر خدا این کس شعرا دیگه چیه ؟ ؟ ؟ ؟
Ajaf:o che k0so 6era:o ehtemalan inaro ye pesare kuni ke kh0dt ßa6i khaß dide:D
Hoy jendak ina ¡¡¡¡ ta tah toO ko3t dg nanevis,mage roman minevi30?! Goh khordi geryat gereft! Ah ah mikhari?! Bede bekharunanet,borje va mundeye ifel a pahna tu koOnet.
خوابم ميومد اصلا نفهميدم چی نوشتی.همشو خوندما ولی فقط علامت ! یادمه.
Shahvani rasman ride shoda 3 mah nabodm:o hameja shode maharem bazi
بچه ها بنظرم از داستان ايراد بگيرين بهتره حالا يا با فحش يا بدون فحش ولى اينكه به شخصيت هاى داستان فحش بدين بخاطر اينكه چرا سكس كردن زياد جالب نيست خوب اگه سكس نكن كه ميشه رمان عاشقانه جاش اينجا نيست نود درصد از داستانهاى اينجا واقعيت نداره فحش دادن به يه آدمى كه اصلا وجود نداره و فقط تو ذهن نويسنده است كار بى معنى بنظر مياد.باداستان حال نكردم اشكال زياد داشت
خوب بود …به نوشتن ادامه بده
بد نبود . در حد خودت البته بد نبود . همین که با پدر و عمو و دایی و خواهرت سکس نکردی جای تقدیر و تشکر داره !فقط اگر شریک جنسی زن داستان هم اولین بارش بود که سکس میکرد به نقل از نویسنده نباید رو تنگ بودن تکیه میکرد تنگی یه صفت مقایسه ایه . بهتر بود این بخش رو حذف می کردی . بعد هم معمولا اگر ادم اولین بارش باشه نمیدون طرف مقابلش خوب داده یا نه .بعدش این کشیدن کلمات تو فارسی مرسوم نیست هم به ظاهر داستان لطمه میزنه و هم میشه با توصیف ، اصوات رو جذاب تر کرد .ضمنا کم پیش میاد که یه نفر تو همون دفعه اون پرده رو بده بره !! میتونست قهرمان داستان !! لاپایی هم بده و تو یه فرصت مغتنم پرده رو پرچم کنه !!در رده دوم زیر گروه پنجم کسنوشت های قابل ترمیم قرار داره !!
همهءچیزایی که دوستان گفتن به کنار،میگم توبی صاحابی؟1نفرنبودازتوبپرسه شب چراخونه نمیای جوجه دبیرستانی؟
سلامبد نبود بیشتر تمرین کنی هم بد نیستاگه از اینا !!! کم اوردی بگو من بهت بدم چندتا دارم
آگاهی شخصییه ماشین دارم میخام بفروشمش اگه کسی خریدارهبه شماره شخصی من زنگ بزنه
دیشب داستانت رو خوندم. حالم گرفته بود واسه همین حالت رو نگرفتم الان اومدم تو سایت اسم داستانت رو دیدم فکر کردم داستان جدیده که حالم گرفته شد دیشب مثل اینکه خیلی حالم بد بوده تنها چیزی که یادم میاد علامت سوال هست موقع دادن خیلی تعجب کرده بودی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
که اینطور … ولی داستان در وری ایی بود… ننویس…
به نسبت داستانای مزخرفی که بعضی ها میذارن بد نبود البته عالی ام نبود فقط 2 تا سوال؟! مامان باباتون نگفتن اون وقت شب کدوم گوری اید؟! بعدشم به همین راحتی گذاشتی پردتو بزنه؟؟
سلام بچه ها تکاور چش شده?
ماشینت چی هست حالا؟ مدل چنده؟ چه رنگیه؟
پیشنهاد میکنم بهش وابسته نشو چون الان که بهش دادی میزاره میره.
بد نبود فقط آخراش دیگه هول شدی و خراب شدبیشتر تمرین کن و سعی کن به واقعیت نزدیک باشهخودت داستانت رو بخون تا بدونی چه علامت سوالی تو ذهن خواننده میاد همونو درست کنهمین که خانوادت نگفتن تو شب کجا رفتییا اینکه جوری تمومش میکردی که خیال دوستان راحت بشه جنده نشدیدر کل بد نبود بازم بنویس
چقدر هم این اسمای من در آوردت ضایع بوووووودد شهراد…؟؟!! نیلا…!!؟؟ من هم با دوست پسرم سکسهای زیادی داشتم اما هرچی به خودم فشار میارم نمیتونم قبول کنم که این حرفاش واقعیت مثلا این قسمت حرفهاش که میگهخدایا خواب بودم یا بیدار؟؟؟؟من!این وقته شب!تک و تنها!با یه پسر تو این خونه چی کار میکردم!؟؟؟تمام چهار ستون بدنم لرزید!ینی قرار بود چه اتفاقی بیوفته؟؟؟من یه سوالی از بچه های سایت دارم خواهش میکنم اگه خوندین جواب بدین به نظر شما چند درصدحرفای این دختر خانوم کم سن وسال واقعیت بود؟؟؟
بازم همون داستانهای تکراری و مزخرف …واقعیت داستان به اندازه ی فاصله ی بین علامت تعجب بود تا کلمات !!
ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺩﻫﺎﻧﺖ
كيري بود…
خوب نبودبدم نبود
MerC az hame!Dastam Kami ta ghesmativaghe.eebood,ba andaki tasarof.Mamnoon az hame unaee k taarif kardan,b unaee k fohsh dadan ham kari nadaram chon kare hamishegie!Daram roo y dastane donbale dar kar mikonam,unaee k neveshtanamo dood dashtan montazer bashan
دختر کودن
وووووی. باو داستان جدید بزا.طرف ایراد گیر مغزم داره خاک میخوره.زودی باش ادی(مخفف ادمین) :party:
پرستو جان قریب به %99یاور همیشه مومن: خوب سر کارش بوده دیگه(جندگی)
چرا ملتو خر فرض می کنی؟
جنرال به نظرت باید با همچین کوچولوهای کسخلی چیکار کرد؟؟؟
Ehterametoono hefz konid 😐
چه عجب بابا مهندس بالاخره اومدی.اين روزا تو کامنتا زياد دنبالت ميگشتم داداش
نويسندكي-بي صاحابكيبي صاحاب!در كمال احترام گفتما 😆 يه خونواده اي چيزي نداشتي؟؟؟درضمن ننه ي اون دكمه ي علامت تعجبو گاييدي!بجاي اينكه shift num1رو بزني همون نقطه رو ميزدي كه راحت تر بوديولي چون موضوعش بد نبود بازم بنويس،ترجيحا ادامه ي اين داستانو بنويس كه بفهميم آخرش چي شد؟دوباره ترجيحا يه نكته ي آموزشي(مثلا رفت و تنهات گذاشت-يه دفه مُرد و توم از غمش مُردي-بابات فهميد و كونش گذاشت و كون گشادي گرفت و خود كشي كرد و توم خودكشي كردي–سگ كيرشو گاز گرفت و خوردش و توم خودكشي كردي-ايدز داشت و جفتتون باهم مُردين-تصادف كردي و مُردي و دوس پسرت گفت به درك و با يكي ديگه پريد(روايت داستان ازون دنيا)-10 قلو حامله شديو موقع زایمان تو و 10 تا تولت همه با هم مُردينو دوس پسرت گفت به درك و با يكي ديگه پريد-كيرش از كار افتادو مُرد توم سكته كردي و مُردي -ماشينش بمب گذاري شده بودو توم پيشش بوديو هر دوتون باهم مُردين و…)داشته باشه(كلي واست مثال زدم!) تا بقيه از داستانت عبرت بگيرن :-D(كامنت شوخي بودا،جنبه داشته باشي 😀 هدف كمك به تو بود تا بهتر داستانو ادامه بدي 😀 )
ساحل عزيز اين چند روز كلي گرفتاري ريخته بود سرمالبته هنوزم ادامه داره…مهندس اين مرزو بومم ديگه،كارم زياده! :-Dتازه بعد ازونم دانشگا شروع ميشه :angry:ممنون از لطفت؛سرور مايي داداش
Mamnoon az rahnamaee hat mohandes :*Etefaghatn daram edame hamino minvisam
قابلی نداشت :-)آفرين؛خوب كاري ميكنيفقط حتما ازون راهنمايي هايي كه كردم استفاده كنيحالا واسه اينكه داستانت خيلي غم انگيز نشه و بخاطر غمش فحش كشت نكنن ميتوني از ماجراي قطع عضو(مثلا تو خيابون پاش ليز ميخوره و سرش ميخوره زمين و مرگ مغزي ميشه(البته در اینصورت هم مرده محسوب ميشه ولي با اهداي عضو هاش يه كار خيري هم كرديو اون دنيا با هم ميرين بهشتو و ادامه ي داستانتونو ميتوني از بهشت آپ كني)-بیفته تو موتور هواپيما و كمر به پايينش (مخصوصا شومبولش) كاملا رنده شه و ازون ور موتورش آشغال گوشت بيرون بياد-تانك از رو كيرش رد شه-فلافل بخوره و بگوزه و گوزش سمي باشه و باعث مرگ مغزيش بشه(بازم ماجراي اهدای عضو پيش مياد)-هلیکوپتر رو سرش فرود بياد-موقع كار با چرخ گوشت كمر به بالاش چرخ شه-تخماش خشك شن-سوراخ كونش بسته شه و نتونه برينه و منفجر بشه-ماشينش منفجر بشه و جفتتون تموم اندام جنسيتونو از دست بدين و…) هم استفاده كنيالبته تو استفاده ازينا مختاريبالاخره اگه داستانت آموزنده باشه ثوابم ميكنيو ميري بهشت و اونجا ميتوني داستانتو با يه غلمان خوشتيپ واسه ما آپ كني و…
داداش منم اين روزا درگيرم…کلاسا منم 26 يعنی همين امروز شروع ميشه…ولی خوب تو رو دوستت ميداريم ديگه…پيام نزاری دلتنگت ميشيم…خواهرانه دوستت ميداريم مهندس…انشالله مشکلاتت رفع بشه
دانشگا شروع شه كه كمتر ميام،منم كه شاگرد اولو درسخون! :-Dكلا بازديدا كمتر ميشهدرسه ديگه؛چيكارش ميشه كرد،ما ايروني ها هم عاشق درسو مدرسه!ممنون آبجي؛منم بهت ارادت دارمو برادرانه دوستت ميدارم :)ايشالا توم شاگرد اول بشي و داداشتو مشعوف و مسرور بنمويي !
دستت درست مهندس كلى خنديدم
هميشه بخندي زورو جان 😉
تبریک میگم تخمی ترین داستان بکن تو واسه تو افرین
بابا اینقدرم بد ننوشته که شما بهش فحش میدین از بعضی داستانهای تخمی تخیلی که اینجا میخونیم بیشتر به واقعیت نزدیکه میخواستین مثلا داستان سکسش با شرلوک هولمز رو براتون بنویسه تا جذاب باشه؟
nemishod hala in vasat daghe maro taze nakoni mohandes?! Cheragharo khamush konid ma daneshjo ha mikhaym sine bezanim 🙁
اخه کسی که چارستون بدنش از ترس بر لرز میوفته.میره سراغ لبای طرف? و سپس کس و میزاره تو سینی میگه خدمت آقا?یا جوری از اون خونه فرار میکنه که انگار 300 تا کیر پا دراوردن دارن دنبالش میکنن?