سلام دوستان
من سمانه هستم مطلقه 35 ساله میخوام داستان اولین سکسم با بهترین دوستمو بگم یعنی اولین لز
من و دوستم ندا از دوم دبیرستان صمیمی بودیم یک بار تو مدرسه ندا منو برد تو راه پله پشت بام مدرسه میخواست لب بره که نذاشتم چون اون ماهواره میدید اما ما تو خونمون نداشتیم . بعد اون هیچ اتفاقی نیفتاد
هیچی پنهون نمیکردیم ازهم عاشق هم بودیم
بعد از طلاق سال 98 یه دوست پسر داشتم که بعد یه سال ازدواج کرد ومن موندم چون تقریبا هفته ای سه بار سکس داشتیم بعد اون اذیت میشدم و حتی از مردها متنفرشدم
یه روز خونه دوستم رفتم دیدم بعدچای لپ تاپ و آورد که فیلم سکسی ببینیم قبول نکردم چون پسرش و خواهرش خونه بودن و منم سختم بود کلا با دوستم همچین کاری بکنم
بعد اون روز خیلی شبها فکرم پیشش می رفت ماجرای لپ تاپ و جریان مدرسه همه ش ذهنمو درگیر می کرد
ندا مدرک آرایشگری گرفت منم به ناچار تو شرکت کار میکردم هر دو یه پسر داشتیم شوهر اون راننده ترانزیت بود اکثرا دوست پسر داشت نه یه دونه بلکه چندتا چندتا
کم کم از تنهایی و بی کیری و نیاز جنسی بیشتر شبها به ندا فکرمیکردم و خودارضایی میکردم تا اینکه یه روز پیام دادم
بعد احوالپرسی گفتم حالم خوب نیست و یکی میخوام حال کنم
گفت برا خودت دوست پسر پیدا کن منم جریان و گفتم که از مردا متنفرم و خیلی پیچیده بهش فهموندم که دوست دارم سکس با هم جنسو تجربه کنم
گفت دیوونه تو لز شدی گفتم لز چیه که گفت همون همجنس بازی
گفتم چیکارکنم گفت منم هر وقت شوهرم نیست گاهی میزنه بسرم
گفت داره صبح میشه پاشوبیا آرایشگاه منم میام اونجا حال کنیم
گفتم باشه اما حین پیامک بازی باهاش ارضا شدم کنسل کردم و نرفتم
بعدها گفت من بخاطرت ملحفه و حوله و بادمجون با خودم بردم آرایشگاه که معذرت خواستم
من ازدواج کردم و شهر دور زندگی می کردم سه سالی ندیدمش فقط تلفنی حرف زدیم البته دخترش که بدنیا اومد با شوهرم کادو بردیم یه بار اما فقط در حد یه ساعت گپ و گفت…
بعدسه سال طلاق گرفتم ودوباره همون آش و همون کاسه کار پیدا کردم و اونم آرایشگر بود هنوز ومتاهل
دوباره لز شدم و حدود چهار پنج سالی به فکرش خودارضایی میکردم در این مدت یه بار رفتیم اپیلاسیون که هر دو همدیگه رو لخت دیدیم اون قشنگ زل زد من اما خجالت کشیدم
یه شب باهاش تو پیامک حرفای سکسی ردوبدل کردیم و هر دو ارضا شدیم.
بیشترشبها توذهنم کوسشو لیس میزدم و ممه هاشو میمالیدم ومیخوردم
یادم رفت بگم دوستم قدش حدود 170 وزنش 80 منم قدم 168 وزنم 75
ممه های ندا 90 بود و نوک نارنجی و پوست سفید و کونش زیاد گرد نبود اما بزرگ بود از اونا که انگار اتو کشیدن برجستگی نداره شکمم داره
منم پوستم گندمی و سینه 85 و نوک قهوه ای و باسن گرد و گودی کمر دارم که باسنم از هر لباسی مشخصه
روز موعود و آرزوم رسید
اون روز من قرار بود برم پیش رئیس یه شرکت که مثلا استخدام شم هرجا یکم کار میگردم بنا به دلایل کاری در میومدم
میدونستم پیرمرد روم کراشه 70 سالش بود بهم وعده داده بود که اگه باهام باشی هر ماه انقد میدم حالا بماند
خودمو تر تمیز کردم تو حموم دیدم زیر ممه چپم یه جوش سیاه گنده س هرچقدر سعی کردم نتونستم در بیارم خیلی درشت و زشت بود و معلوم بود قدیمیه اما زیر ممه م بود ندیده بودم اون روز اتفاقی تو آینه حموم دیدم یه دستی فشار دادماااا نمیشد دو دستی هم نمیشد ممه میفتاد روش نمیدیدم
توحموم شیطنتم گرفت گفتم بهونه جور شد به ندا میگم در بیاره یه روز
آماده شدم زود بود 3 بعدازظهر با حاجی قرار داشتم هنوز 1 ونیم بود زنگ زدم ندا و گفتم که همچین مشکلی دارم گفت میتونی بیا دربیارم بچه هاش خونه بودن و منم فقط بخاطر اینکه راحت تر از قبل باشیم میخواستم فقط دستش به ممه م بخوره بعدبرم با حاجی حال کنم
رسیدم خونشون تازه ناهار درست میکرد گفتم کارتو بکن بعد در میاری که مادر شوهرش اومد که میریم باغ بچه هارو با خودشون بردن
عالی شد راحت نبودم گفت در بیار ببینم سرپا مانتو رو در اورد یه تاپ حریر مشکی که سوتین مشکی گیپورم از زیر معلوم بود پوشیده بودم تاپمو بردم بالا سوتینمو یه ذره کشیدم بالا جوشو دید گفت این چیه خطرناکه وفلان گفتم نه بابا قدیمیه پر شده حتما فشار بده دربیاد
رفت نشست رو صندلی ناهار خوری گفت ببینمش اه دربیار دیگه نمیخوام بخورمت نترس منم قراردارم دوش گرفتم صبحی میرم پیش دوست پسرم
تابمو درآوردم ممه رو از زیر سوتین درآوردم که افتاد رو جوش
همین که دید گفت نوکشون شکلاتیه خوشم میاد قشنگن سوتینتم زیباست گفتم هر دو قابل ندارن ممه های تو قشنگترن گفت نه گفتم تو اپیلاسیون که دیدم هنوز جلو چشامن نوکشون نارنجی خوشگل گنده وسفید میشه ببینم یه لحظه
دیدم ممه راستشو درآورد باذوق گفتم ببین چقد قشنگه دست بزنم؟ گفت بزن آروم گرفتم چلوندم و نوکشو گرفتم خوشش اومد گفتم ندا ببوسمش دیگه مانع نشد بلافاصله بوس کردم و لیس زدم گفتم خیلی خوشمزه س کاش میتونستم دل سیر بخورم که اونم ممه چپمو چلوند و گفت صبر کن این جوش و درآرم جوش و به زور با ناخن مصنوعیاش کشید بیرون یکمش موند گفتم ولش کن دردم اومد آخه له له میزدم واسه ممه هاش .گفتم در بیار اون یکی رم بازی کنم خندید و درآورد منم درآوردم یکم مالیدم گفتم بخورم دیگه بلند شد گفت بیا رو کاناپه رفتیم دوتا ممه هاش وگرفتم و محکم میخوردمشون وای چه حالی میداد جای همتون خالی اونم ممه های منو مالید و خورد راحت نبودیم گفت بریم رو تخت رفتیم سوتینارو کندیم انداختیم زمین حشری شدم شلوارشو درآوردم پاهاشوبازکردم ازروی شورت کوسشو لیس زدم خیلی کیف داشت شورتشو درآوردم یه لیس زدم خودمم لخت شدم چوچولشو میک میزدم لبای کوسشو با ولع تمام میخوردم صدا ناله های پر عشوه و نازش چشای خمارش دیوونه میکرد لیس کامل میزدم و همه ی کوسشو میکردم تودهنم که ارضا شد حالا اون ممه هامو میخورد و میمالید نوکشونو گاز میگرفت بعد گفت دراز بکش کسمو میخورد و لیس وگاز میزد انگشتشو کرد توکسمو چوچولمو میک میزد و لیس محکم منم گفتم با خوردن ارضا نمیشم بیا بشین رو دهنم نشست و کسشو سیر خوردم و کنارم دراز کشید ممه شو میخوردم لباشو میخوردم با دست کوسشومیمالیدم خودمم پاهامو ضربدری قفل کردم و ارضا شدم ازهم تشکر کردیم ومن رفتم سرقرار ازاونروز چندماه میگذره چندبارم همدیگه رودیدیم اما بچه ها خونه بودن کاش دوباره و صدباره تجربه کنم
نظر بدین فحش ندین بوووووووس از کیرو کوس همه تون❤️🔥
من سمانه هستم مطلقه 35 ساله میخوام داستان اولین سکسم با بهترین دوستمو بگم یعنی اولین لز
من و دوستم ندا از دوم دبیرستان صمیمی بودیم یک بار تو مدرسه ندا منو برد تو راه پله پشت بام مدرسه میخواست لب بره که نذاشتم چون اون ماهواره میدید اما ما تو خونمون نداشتیم . بعد اون هیچ اتفاقی نیفتاد
هیچی پنهون نمیکردیم ازهم عاشق هم بودیم
بعد از طلاق سال 98 یه دوست پسر داشتم که بعد یه سال ازدواج کرد ومن موندم چون تقریبا هفته ای سه بار سکس داشتیم بعد اون اذیت میشدم و حتی از مردها متنفرشدم
یه روز خونه دوستم رفتم دیدم بعدچای لپ تاپ و آورد که فیلم سکسی ببینیم قبول نکردم چون پسرش و خواهرش خونه بودن و منم سختم بود کلا با دوستم همچین کاری بکنم
بعد اون روز خیلی شبها فکرم پیشش می رفت ماجرای لپ تاپ و جریان مدرسه همه ش ذهنمو درگیر می کرد
ندا مدرک آرایشگری گرفت منم به ناچار تو شرکت کار میکردم هر دو یه پسر داشتیم شوهر اون راننده ترانزیت بود اکثرا دوست پسر داشت نه یه دونه بلکه چندتا چندتا
کم کم از تنهایی و بی کیری و نیاز جنسی بیشتر شبها به ندا فکرمیکردم و خودارضایی میکردم تا اینکه یه روز پیام دادم
بعد احوالپرسی گفتم حالم خوب نیست و یکی میخوام حال کنم
گفت برا خودت دوست پسر پیدا کن منم جریان و گفتم که از مردا متنفرم و خیلی پیچیده بهش فهموندم که دوست دارم سکس با هم جنسو تجربه کنم
گفت دیوونه تو لز شدی گفتم لز چیه که گفت همون همجنس بازی
گفتم چیکارکنم گفت منم هر وقت شوهرم نیست گاهی میزنه بسرم
گفت داره صبح میشه پاشوبیا آرایشگاه منم میام اونجا حال کنیم
گفتم باشه اما حین پیامک بازی باهاش ارضا شدم کنسل کردم و نرفتم
بعدها گفت من بخاطرت ملحفه و حوله و بادمجون با خودم بردم آرایشگاه که معذرت خواستم
من ازدواج کردم و شهر دور زندگی می کردم سه سالی ندیدمش فقط تلفنی حرف زدیم البته دخترش که بدنیا اومد با شوهرم کادو بردیم یه بار اما فقط در حد یه ساعت گپ و گفت…
بعدسه سال طلاق گرفتم ودوباره همون آش و همون کاسه کار پیدا کردم و اونم آرایشگر بود هنوز ومتاهل
دوباره لز شدم و حدود چهار پنج سالی به فکرش خودارضایی میکردم در این مدت یه بار رفتیم اپیلاسیون که هر دو همدیگه رو لخت دیدیم اون قشنگ زل زد من اما خجالت کشیدم
یه شب باهاش تو پیامک حرفای سکسی ردوبدل کردیم و هر دو ارضا شدیم.
بیشترشبها توذهنم کوسشو لیس میزدم و ممه هاشو میمالیدم ومیخوردم
یادم رفت بگم دوستم قدش حدود 170 وزنش 80 منم قدم 168 وزنم 75
ممه های ندا 90 بود و نوک نارنجی و پوست سفید و کونش زیاد گرد نبود اما بزرگ بود از اونا که انگار اتو کشیدن برجستگی نداره شکمم داره
منم پوستم گندمی و سینه 85 و نوک قهوه ای و باسن گرد و گودی کمر دارم که باسنم از هر لباسی مشخصه
روز موعود و آرزوم رسید
اون روز من قرار بود برم پیش رئیس یه شرکت که مثلا استخدام شم هرجا یکم کار میگردم بنا به دلایل کاری در میومدم
میدونستم پیرمرد روم کراشه 70 سالش بود بهم وعده داده بود که اگه باهام باشی هر ماه انقد میدم حالا بماند
خودمو تر تمیز کردم تو حموم دیدم زیر ممه چپم یه جوش سیاه گنده س هرچقدر سعی کردم نتونستم در بیارم خیلی درشت و زشت بود و معلوم بود قدیمیه اما زیر ممه م بود ندیده بودم اون روز اتفاقی تو آینه حموم دیدم یه دستی فشار دادماااا نمیشد دو دستی هم نمیشد ممه میفتاد روش نمیدیدم
توحموم شیطنتم گرفت گفتم بهونه جور شد به ندا میگم در بیاره یه روز
آماده شدم زود بود 3 بعدازظهر با حاجی قرار داشتم هنوز 1 ونیم بود زنگ زدم ندا و گفتم که همچین مشکلی دارم گفت میتونی بیا دربیارم بچه هاش خونه بودن و منم فقط بخاطر اینکه راحت تر از قبل باشیم میخواستم فقط دستش به ممه م بخوره بعدبرم با حاجی حال کنم
رسیدم خونشون تازه ناهار درست میکرد گفتم کارتو بکن بعد در میاری که مادر شوهرش اومد که میریم باغ بچه هارو با خودشون بردن
عالی شد راحت نبودم گفت در بیار ببینم سرپا مانتو رو در اورد یه تاپ حریر مشکی که سوتین مشکی گیپورم از زیر معلوم بود پوشیده بودم تاپمو بردم بالا سوتینمو یه ذره کشیدم بالا جوشو دید گفت این چیه خطرناکه وفلان گفتم نه بابا قدیمیه پر شده حتما فشار بده دربیاد
رفت نشست رو صندلی ناهار خوری گفت ببینمش اه دربیار دیگه نمیخوام بخورمت نترس منم قراردارم دوش گرفتم صبحی میرم پیش دوست پسرم
تابمو درآوردم ممه رو از زیر سوتین درآوردم که افتاد رو جوش
همین که دید گفت نوکشون شکلاتیه خوشم میاد قشنگن سوتینتم زیباست گفتم هر دو قابل ندارن ممه های تو قشنگترن گفت نه گفتم تو اپیلاسیون که دیدم هنوز جلو چشامن نوکشون نارنجی خوشگل گنده وسفید میشه ببینم یه لحظه
دیدم ممه راستشو درآورد باذوق گفتم ببین چقد قشنگه دست بزنم؟ گفت بزن آروم گرفتم چلوندم و نوکشو گرفتم خوشش اومد گفتم ندا ببوسمش دیگه مانع نشد بلافاصله بوس کردم و لیس زدم گفتم خیلی خوشمزه س کاش میتونستم دل سیر بخورم که اونم ممه چپمو چلوند و گفت صبر کن این جوش و درآرم جوش و به زور با ناخن مصنوعیاش کشید بیرون یکمش موند گفتم ولش کن دردم اومد آخه له له میزدم واسه ممه هاش .گفتم در بیار اون یکی رم بازی کنم خندید و درآورد منم درآوردم یکم مالیدم گفتم بخورم دیگه بلند شد گفت بیا رو کاناپه رفتیم دوتا ممه هاش وگرفتم و محکم میخوردمشون وای چه حالی میداد جای همتون خالی اونم ممه های منو مالید و خورد راحت نبودیم گفت بریم رو تخت رفتیم سوتینارو کندیم انداختیم زمین حشری شدم شلوارشو درآوردم پاهاشوبازکردم ازروی شورت کوسشو لیس زدم خیلی کیف داشت شورتشو درآوردم یه لیس زدم خودمم لخت شدم چوچولشو میک میزدم لبای کوسشو با ولع تمام میخوردم صدا ناله های پر عشوه و نازش چشای خمارش دیوونه میکرد لیس کامل میزدم و همه ی کوسشو میکردم تودهنم که ارضا شد حالا اون ممه هامو میخورد و میمالید نوکشونو گاز میگرفت بعد گفت دراز بکش کسمو میخورد و لیس وگاز میزد انگشتشو کرد توکسمو چوچولمو میک میزد و لیس محکم منم گفتم با خوردن ارضا نمیشم بیا بشین رو دهنم نشست و کسشو سیر خوردم و کنارم دراز کشید ممه شو میخوردم لباشو میخوردم با دست کوسشومیمالیدم خودمم پاهامو ضربدری قفل کردم و ارضا شدم ازهم تشکر کردیم ومن رفتم سرقرار ازاونروز چندماه میگذره چندبارم همدیگه رودیدیم اما بچه ها خونه بودن کاش دوباره و صدباره تجربه کنم
نظر بدین فحش ندین بوووووووس از کیرو کوس همه تون❤️🔥
نوشته: سمانه
7 پاسخ به “لز سمانه و ندا”
بوس به ممه هایخودتتو ی داستان دیگه هم گفتم ، عاشق دیدن لز دوتا خانوم هستم ک بعدشم باهاشون سکس کنم
زنا اونقدر از شرت زنونه (مال خودشون یا دیگران) بدشون میاد مه فکر نکنم راضی بشن کس طرفو از رو شرت بلیسناین مردا هستن که بخاطر کس و کسلیسی هر کاری میکنن
باز این پسره اومدآقای ولع پرتابیان 😂👉
از عالیه همیشه 😍😍
داداش ریدی چون فکر کنم از آینده اومدیپوفیوز تو اول گفتی 98 طلاق گرفتی یه سال هم دوس پسر داشتی بعدش که هیچ بعد اون هم ازدواج کردی بعد سه سال دوباره طلاق پنج سال هم که خود ارضایی کردیدیوث این که شد سال 1408چجوری حساب کردی جقی بدبخت مغزت پوکیده
عالی نوشتی دمت گرم
سمانه جون عالی نوشتیمن عاشق ممه خوردن هستم لدت بردم از ممه خوردن هات گفتی