از اولش با زنم سمانه قرار گذاشتیم به فانتزی هامون در حدی که آبروریزی نشه و با آدمش باشه که امن باشه عمل کنیم با هم خیلی از فانتزی هامون عملی کردیم اون شرایطی فراهم کرد که من با اونی که می خوام سکس کنم منم شرایط فراهم کردم سمانه با کسی که دوست داشت سکس کنه البته لز هم توی فانتزی هاش بود که با خواهر بزرگم ستاره انجامش داد اما از اولش چشمش دنبال داداش کوچیکم آرش بود که گفتم نه خدایش آرش بی جنبه است حالا اگر متاهل بود یه چیزی اما مجرده پررو هم هست از فردا دیگه ولکن نیست روش توی رو ماه باز بشه من دیگه صاحب تو نیستم سمانه می گفت خوبه که هر وقت تو نخواستی به آرش میدم که هر چی گفت گفتم نه تا اینکه آرش اپلای کرد برای آلمان و همه کاراشم کرده بود و پنج شنبه قرار بود بره سمانه گفت الان چی ؟داره میره گفتم چون داره باشه گفت پس دو روز متفاوت باشه یکشنبه و سه شنبه باشه که همه جوره حال کنیم گفتم چرا دوبار ؟گفت می خوام طعمش از یادش نره گفتم از دست تو سمانه گفت فقط یادت نره یکشنبه شام آرش دعوت کن آرش حدود ساعت 8 اومد شام جوجه خوردیم و بعدش حدود یک ساعتی گپ زدیم که یهو سمانه یه آهنگ شاد گذاشت با یه شلوار قرمز و یه تاپ که سینه های گندش داخلش جا نمیشد اومد و شروع کرد برامون رقصیدن و یه چشمک به من زد منم به آرش گفتم بیا اینم گودبای پارتی تو سمانه آرش بلند کرد و با هم رقصیدن آرش چشم از کوس و کون و سینه های سمانه برنمیداشت که سمانه تاپش درآورد و سینه هاش افتاد بیرون آرش چشاش 4تا شده بود و نگاه من کرد سمانه گفت نگاه سروش نکن امشب سکس پارتیه مگه نه سروش ؟گفتم آرررررره که آرش افتاد به جون سینه های سمانه که سمانه خندید گفت سروش بیا کمکش الان خودکشی می کنه و خندیدیم سر آرش گرفتم گفتم سینه زن حرمت داره سینه زن تنها جاییه که از کودکی خوردنشو شروع کردیم گفتم خط وسط سینه رو اول باید ببوسی بعدش بری سراغ سینه راست نوکشو با زبونت لیس بزن و هر چند تا لیس یه گاز آروم بگیر سمانه گفت سروش جان تو هم لخت شو دوتایی بکنید گفتم باشه سمانه خوابید آرش کنارش خوابید داشت سینه می خورد و دستش وسط پای سمانه بود و کوسش میمالید راستش دوست نداشتم لخت بشم می خواستم فقط نگاهشون کنم آرش انقدر کوس سمانه مالید شلوارش خیس شده بود سمانه گفت پاشو کیرتو بکن توش آرش گفت باید اول کیرمو بخوری سمانه گفت باشه آرش ایستاده بود سمانه شلوارشو کشیده بود پایین و داشت کیرشو می خورد کیرش دراز بود برعکس کیر من که کلفت بود بعدش به سمانه گفت دوست دارم داگی بشی بکنم توی کوست سمانه براش داگی شد و گفت سروش بیا کیرتو بده بخورم این الان زود آبش میاد بعدش تو بکن توش گفتم باشه عزیزم من کیرم توی دهن سمانه بود و آرش کیرش توی کوس سمانه و داشت تلمبه میزد سمانه گفت دو تا داداشا چه بکن هستن آرش زن داداشت بهت حال میده ؟گفت محشره آرش نوش جونت عجب کوس خوشکلیو میکنی سمانه لذت محضه میدونستم اهلشید زودتر می کردمت سمانه خوشگله گفت نوش جونت رفتی آلمان یه زن شبیه من بگیر تا مثله آرش فقط لذت محض باشه برات منم فقط داشتم نگاه می کردم که آرش چطور بی رحمانه توی کوس سمانه تلمبه میزد که آبش اومد و کشید بیرون من رفتم کردم توی کوسش و شروع کردم تلمبه زدن آرش رفت دستشویی به سمانه گفتم کیر من بهت حال میده یا آرش ؟گفت کیر تو لذتش بیشتره عزیزم بکن سروشم بکن دارم میام تلمبه زدم تا دوتایی ارضا شدیم و منم آبم ریختم توی کوسش سمانه خودشو با دستمال پاک کرد رفت یه تاپ و شلوار دیگه پوشید گفت مرسی سروشم خیلی حال داد آرش که از دستشویی اومد سمانه توی آشپزخونه بود از پشت سمانه بغل کرده بود و با دستاش سینه هاشو گرفته بود به سمانه می گفت امشب کوستو جوری میگایم که نتونی راه بری سمانه گفت این وظیفته آرش گفت آخ جون اما عجب کونی داری سمانه سمانه گفت امشب فقط کوس میدم کون چهارشنبه آرش گفت آخ جون بازم هست ؟من فکر کردم فقط امشب می تونم بکنمت گفت نه چهارشنبه هم هست اون موقع هر دوتاش هم کون هم کوس میدم بکنی از حال بری گفت آخ جون کاش میشد نرم فقط تو رو بکنم و دوتایی خندیدن سمانه نشسته بود و آرش ایستاده بود و سمانه داشت کیرشو می خورد بعدش شلوار سمانه تا زانو داد پایین داگیش کرد کرد توی کوسش و آروم شروع کرد تلمبه زدن و حرف زدن می گفت سمانه موهاتو باز کنم بکشمشون از پشت گفت اگر دوست داری باشه اما خیلی سفت نکش گفت باشه کیرشو تا ته توی کوس سمانه جا می کرد و بهش می چسبید و موهاشو می کشید می گفت وای چه حالی میده کوست سمانه دوست دارم واسه همیشه توی کوست نگهش دارم سمانه گفت کیرت درازه وقتی تا ته میکنی خوشم میاد آرش از سمانه پرسید تا حالا چند نفر به جز سروش کردنت ؟سمانه گفت هیچکس تو اولین نفری گفت پس چطور راضیش کردی به من بدی ؟گفت قرارمون سکس سه نفره بود نمی دونم چرا الان نمیاد سروش بیا دیگه خوشیمون خراب نکن گفتم باشه الان میام رفتم دادم کیرمو سمانه بخوره آرش بعدش دیگه حرفی نزد و فقط تلمبه میزد سمانه هم فقط کیرمو می خورد آرش آبش اومد ریخت توی کوس سمانه سمانه گفت سروشم بدو بکن کردم توی کوسش حالا نوبت من بود یه جور تند تند تلمبه زدم صدای جیغ سمانه بلند شد آرش ترسیده بود و فقط نگاه می کرد گفتم زن متاهلو اینجوری باید جر بدی تا اینکه سمانه ارضا شد بعدش کیرمو کردم توی کونش و اونجا هم تند تند تلمبه زدم تا آبم اومد ریختم توی کونش آرش به سمانه گفت تو که گفتی امشب کون نمیدم گفت سروش فرق داره اون حق آب و گل داره تو مهمونی مایی مهمون فقط کوس باید بکنه به آرش گفتم امشب ماله خودته صبح جر خورده باید تحویلش بدی گفت مطمئن باش جرش میدم رفتم خوابیدم نصف شب بود که شاشم گرفته بود بیدار شدم دیدم از داخل اتاق صدا میاد رفتم دم اتاق سمانه می گفت بسه به خدا جر خوردم آرش خوابم میاد دیگه داره بیهوش میشم تخم سگ آرش می گفت یه بار دیگه کونت بکنم با هم می خوابیم سمانه گفت یه ساعته داری همینو میگی کون کن بدبخت این همه بهت کوس دادم بس نبود این کون پر گوه چی داره ؟ گفت چون گندست چشمم گرفته خواستم به چشام اثبات کنم اینم فقط گوشته مثبه سینه هاش آرش که مغزم قبول نمیکنه رفتم دستشویی یکمم لفت دادم اومدم دیدم دوتایی خوابیدن منم رفتم بغل سمانه خوابیدم صبح که بیدار شدیم دیدیم آرش نیست چهارشنبه هم نیومد و بعدش رفت آلمان دوسال بعد آرش با همسرش اومد ایران که داستان این رو بعدا میگم …
نوشته: سروش
3 پاسخ به “سمانه شمعی که هنوزم روشنه”
به ما نگفته بودن ایران تایلند شده خوبه شما خبر دادید
کل سایت شده دیوث و کونینه فقط سایت بلکه این دنیا هم دیگه به درد نمیخوره
مزخرف