فقط گندمی فقط سیما

مادرزن پسرخالم سیما خانم خیلی ظاهرش جوان بود البته جوان هم بود چون 39 سالش بود و دختر بزرگش مریم که زن پسر خالم آرش بود 18 سالش بود یه زن جذاب و سکسی اما برعکس دخترش که سفید بود سیما گندمی بود با موهای مشکی صاف بلند که اکثرا می بافتشون اولش زیاد توی نخش نبودم اما خودش خیلی نخ میداد توی یه مهمونی توی خونه پدر بزرگم توی اتاق داشت لباس عوض میکرد رفتم داخل گفت وای تویی مصطفی؟ ترسیدم با شورت و سوتین بود منم ایستادم نگاهش کردم و اون لباس مجلسی اش پوشید تازه ازم خواست زیپ لباسشم ببندم ازم پرسید خوشگل شدم ؟
گفتم خیلی و رفت بیرون از اتاق هیکلش با شورت و سوتین دیوونم کرده بود توی مهمونی دائم کنارش ایستاده بودم و با هم حرف می زدیم تلاش می کردم با خوشمزگیام بخندونمش که خوبم می خندید ازم پرسید پسر به این خوشتیپی چرا مجردی ؟گفتم هنوز دم به تله ندادم تازشم یه عقاب همیشه تنهاست از این حرفم خوشش نیومد و اخم کرد گفت نه اینو دوست ندارم یه مرد همیشه باید یه زن کنارش باشه وگرنه مردها دیوونگی شون زیاده گفتم کسی دوست نداشته تا الان کنارم باشه گفت نگران نباش افتخار بدی جناب عقاب خودم کنارتم گفتم واقعا؟قبوله گفت تو که عقاب تنها بودی ؟حالا زود قبول کردی؟ خندیدم گفت خنده هاتو دوست دارم قشنگ میخندی گفت من اغلب خونه تنهام دوست داری فردا بهم زنگ بزنی ؟گفتم باشه چشم گفت شمارمو نوشتم گذاشتم بالای آبگرمکن فردا منتظرتم و رفتن خونشون اما من موندم خونه پدر بزرگم رفتم بالای آبگرمکن دیدم یه کاغذ کوچیک هست بازش کردم آدرس بود گفتم اون گفت شماره این که آدرسه اطراف آبگرمکن خیلی گشتم اما جز این کاغذ چیزی نبود تردید داشتم برم باورم نمیشد سیما به این راحتی بهم پا داده خیلی با خودم کلنجار رفتم عصر بود رفتم به اون آدرس زنگ زدم از آیفن تصویری گفت چرا انقدر دیر اومدی؟ رفتم داخل دیدم با شورت و سوتین سفید گفت من یه شیر نر وحشی می خوام بهم حمله کنه گفتم باورم نمیشه برای من لخت شدی گفت چرا باورت نمیشه ؟ آخه چرا انقدر خنگی پسر من برای کسی که دوستش داشته باشم هر کاری میکنم لخت شدن که چیزی نیست تو بخوای امشب می تونی به کیرت یه حال اساسی بدی خر نباش پسر شلوارم از پام کند گفت این شورت چیه پوشیدی ؟ خندیدم شورتم کند گفت آخ جون میدونستم کیرت از اون کلفتاست سر کیرم لیس میزد می گفت امشب نمیذارم از کوسم بکشیش بیرون کیرم می بوسید روی چشاش میذاشت می گفت فدای این کیرت بشم مصی جون سینه های درشتش دیوونم کرده بود خوابیدم کنارش سینه هاشو می خوردم و اون کیرم توی دستش بود گفت هر وقت از خوردن سینه هام سیر شدی بریم سراغ اصل کاری دستم گذاشتم روی کوسش گفت دستش نزن با کیرت بمال بهش کوسش از بس با کیرم بهش مالیدم تپلی شده بود گفت حالا بکن توش کردم توی کوسش گفت جوووون بکن تا ته بخواب روم خوابیدم روش گفت نمیدونی چه لذتی داره مردی که دوست داری بکشی روی خودت تو هم سیما دوست داری ؟گفتم خیلی کوس قشنگ من شروع کردم تلمبه زدن ازم لب می گرفت می گفت باورم نمیشه که تو رومی مصی داری چیکارم میکنی ؟ گفتم دارم می کنمت گفت قشنگ بگو جیگرم حال بیاد گفتم دارم کوستو می کنم گفت آخ جوووون بکن مصی بکن منم تندتر تلمبه زدم و آبم اومد گفت کیرتو در نیار بخواب روم سینه هامو بخور تازه متوجه بوی عطر سینه هاش شدم نوک سینه هاشو گاز میدادم و میگفت آیییییییییی دوست داشتم آییییییییییی گفتنشو واسه همین نوک سینه هاشو خیلی گاز دادم گفت زخمشون کردی مصی گفتم ماله منه دوست دارم زخمش کنم گفت آخ جوووووون و ازم لب می گرفت گفت عاشق اینم یه مرد بگه من ماله خودشم گفتم از الان ماله منی گفت تا ابد می خوام ماله تو بمونم آروم آروم داشتم راست می کردم و کیرمو توی کوسش عقب جلو می کردم گفت این بار دوست دارم تند تند تلمبه بزنی گفتم باشه شروع کردم تند تند تلمبه زدن خیلی بیشتر حال میداد تا اینکه جیغ زد و ارضا شد گفت کیرتو بذار لای سینه هام چند تا تلمبه زدم آبم ریخت روی سینه هاش اون شب یه بار دیگه هم کردمش و با هم خوابیدیم و صبح رفتم خونه از اون روز تقریبا یه روز درمیون با سیما سکس می کردم دو سالی گذشته بود که آرش با مریم کارشون به طلاق کشید و مریم اومد خونه مامانش و دیگه نمیشد با سیما سکس کنم مریم هم کم کم بسمت من کشیده شد و سعی می کرد بهم نزدیک بشه به سیما گفتم گفت خب حق داره سلیقه اونم مثله مامانشه با خنده گفت مراقبش باش اعصابش بدجور داغونه آروم کردنش وظیفه توعه گفتم چرا من؟ گفت چون تو شوهرشی گفتم من ؟گفت چیه؟بده ؟گفتم شاید نخواد گفت اگه بخواد تو می گیریش ؟گفتم نمیدونم گفت مصی شک نکن بچم روز خوش ندیده بذار با تو طعم زندگیو بچشه با هماهنگی و نقشه سیما از مریم خواستگاری کردم و اونم قبول کرد و الان یه دختر دو ساله از مریم دارم اسمشم گذاشتیم مارال هنوزم هیچ کس رابطه ام با سیما نفهمیده اما کوس و کون و شهوت بالای سیما کجا کوس و کون شهوت مریم کجا چی فکر می کردیم چی شد اما سفیدا اونجور که باید حال نمیدن فقط گندمی فقط سیما البته تازگیا ام اس گرفته کمتر کردمش اما همونم لذتش ده برابر کردن کوس و کون مریمه .

نوشته: مصی

بازدید 11,068

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

5 پاسخ به “فقط گندمی فقط سیما”

  1. تا اونجایی که پشت پنجره رسیدی خوندم بعدش مطمئن شدم داری گووو میخوری ادامه ندادم گفتم بیام کیر خر نثار روح پدر مادرت کنم لاشی دروغگو

  2. گفت شماره نوشتم، آدرسشو نوشته بود! بعدشم تو همینطوری رفتی و کردیش! اونم که علم غیب داشت و گفت میدونستم از اون کیر کلفتاس!!یه روز در میون هم میکردیش!!لابد پریود نمیشد یا پریودش یک روزه بود!!مجلوق، عقل مغشوش، کون مخدوش!!

  3. همون قله ای ک عقاب تنها سرش میشینه توکونتتودیدیش اونم هیچ نگفت ارواح توکونت کونی کس خل توهم میزنی لااقل یه گو بخور باعقل جور بشه کونی ادم جنده رو میخواد بکنه اولش یه مراحلی دارهکیر تودهنت مصی همین مصی لیاقتت هست چون مصی برا دخترا هست ابنیکیر مسلمو ام ابول توکونت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید