فروشنده و حال خوب

سلام به همگی …
این داستان که نوشتم واقعیه و هیچ دروغی توش نیست
ازتون خواهشمندم بی ادبی نکنید
اسم من امید و ۳۶ سالمه ۱۷۰ قد و ۶۰ وزنمه هرکی منو میبینه میگه خیلی خوب موندی و اصلا سنت بهت نمیخوره .متاهلم اما از دوران مجردی به حال کردن با همجنس خودم علاقه داشتم اما ترس از آبرو و مسائل این‌چنینی سعی میکنم احساسمو کنترل کنم بگذریم چند وقت پیش تو برنامه دیوار دنبال شورت مردونه میگشتم که یه اگهی شورت فانتزی مردونه دیدم پیام دادم و چند تا عکس برام فرستاد شورت های خیلی سکسی و نازی بودن من همیشه شورت جذب و سکسی میپوشم بهش پیام دادم و شماره تماس داد‌.بهش زنگ زدم یه صدای خیلی اروم پشت خط بود گفتم دوسه تا شورت میخوام گفت از مدلایی که فرستادم انتخاب کردی گفتم اره خلاصه گفت اگه میخوای ادرس بدم بیا .ادرس گرفتم و قرار گذاشتیم رفتم به اون ادرسی که داده بود رسیدم بهش زنگ زدم و گفت الان میام چند دقیقه بعد یه پسر با قد حدود ۱۷۵ و یه کم لاغر اومد از ماشین پیاده شدم سلام دادم اومد نشست تو ماشین یه کوله همراهش بود که کلی شورت خوشگل توش بود تو همون برخورد اول ازش خوشم اومد اسمش عماد بود و خیلی ناز و آروم حرف میزد سه تا شورت انتخاب کردم و ازش خریدم بعد خداحافظی کردیم .تو راه برگشت بهش زنگ زدم گفتم اگه دوس داری از تنخور شورتا برات عکس بفرستم اونم گفت با کمال میل حتما تو تلگرام بفرست .
اومدم خونه و تو یه موقعیت که کسی نبود شورتا رو پوشیدم و چند تا عکس گرفتم فرستادم براش .
چند ساعت بعد جواب داد و گفت وای چقدر بهت میاد خیلی ناز و سکسی شدی خیلی از تعریفش خوشم اومد یه کم باهم چت کردیم،یهو گفت اگه میدونستم مشکلی با عکس گرفتن نداری بهت میگفتم بیای خونه کلی مدل داشتم بپوشی عکس بگیرم
منم گفتم اگه مایل باشی میام نمیدونم چی شد ولی بهش اعتماد کردم و سه روز بعد قرار گذاشتیم رفتم خونشون قبل رفتن دوش گرفتم اصلاح کردم و تمیز رفتم .
در خونه رسیدم کلی استرس داشتم اومد باهام دست داد و رفتیم تو خونه
زیر زمین خونشون در اختیار خودش بود و کسی نمیومد از این بابت خوب بود با اینکه ترس داشتم ولی رفتم
اول پذیرایی کرد و یه کم حرف زدیم و گفت میتونی کامل لخت بشی که عکسا بهتر باشه گفتم مشکلی ندارم فقط ممکنه کیرم راست بشه خندید و گفت اشکال نداره دوربین و سه پایه آورد و چند مدل شورت خفن سکسی هم اورد گفت پاشو آماده شو لباسامو در اوردم همش منتظر بودم چند نفر بریزن تو و بدبخت بشم اما واقعا خبری از خفت کردن و این چیزا نبود عماد واقعا پسر خوبی بود.
کامل لخت شدم و یه شورت پوشیدم همون اول کار کیرم شق شد دیدم عماد داره میخنده گفت بی جنبه ای چقدر گفتم نه بخدا دست خودم نیست این شورتا رو میپوشم اینجوری میشه بعد گفت اشکال نداره ژست بگیر عکس بگیرم منم چند حالت وایسادم چند مدل پوشیدم یکی از شورتا جلوش یه حالتی داشت باید کیر قشنگ تنظیم میشد تا بیرون نزنه من هرکار کردم نمیشد عماد خودش اومد گفت اشکال نداره دست بزنم منم با اشاره تایید کردم با دستاش کیرمو تنظیم کرد و چند تا عکس گرفت کارش تموم شد گفت مرسی که اومدی و بهم اعتماد کردی گفتم خواهش میکنم عزیزم یکی از شورتا قرمز توری بود خیلی خوشم اومده بود ازش خواستم لباسامو بپوشم که عماد گفت بیا از این خیلی خوشت میاد بپوش تنت باشه گفتم نه مرسی گفت بگیر تعارف نکن بپوش دوسش داری خیلی بهت می اومد گرفتم و پوشیدم گفت میشه لباسات رو نپوشی همین جوری بشینی کنارم من تو دلم داشت قند آب می شد گفتم باشه عزیزم رفتم و نشستم رو مبل .عماد اومد و گفت دوس داری منم لخت بشم گفتم آره چرا که نه اونم سریع لباساشو در اورد با شورت اومد کنارم نشست دیدم راست کرده بهش گفتم تو هم راست کردیا شیطون گفت خب تو اینجوری سکسی کنارمی راست میکنم دیگه گفت دوست داری باهم حال کنیم گفتم راستش اگه قول بدی دخول نکنی اره هستم گفت باشه منم دخول دوس ندارم مثل خودتم دستامو گرفت بغلم کرد وای چه گرمایی بینمون بود داشتم از شدت شهوت میمردم گفتم عماد هرکاری میخوای بکن باهام شروع کردیم لب گرفتن همزمان کیر همو میمالوندیم تو بغل هم
گفت بریم رو تخت با چشمام تایید کردم بغلم کرد رفتیم تو اتاق در رو بست انداختم رو تخت اومد روم مثل دیوونه ها داشت لبامو میخورد و خودشو میمالوند بهم گفت ساک دوس داری گفتم ۶۹ پایه ای تا اینو گفتم چرخید شورتمو درآورد و منم شورتشو دراوردم کیرش اومد رو صورتم شروع کردیم ساک زدن وایییی خیلی خوب بود حس قشنگ و خوبی بود اصلا رو زمین نبودم بعد کلی ساک زدن بلندم کرد و داگی شدم کیرشو گذاشت لای کونم و شروع کرد تلمبه زدن به کونم اما رو حرفش بود و توش نکرد کلی تلمبه زد داشت آبم میومد گفتم عماد من دیگه طاقت ندارم دارم ارضا میشم گفت بیا لای کون من ارضا شو خوابید منم رفتم روش کیرمو لای کونش مالیدم ابم اومد وای از هوش رفتم اونم رو سینم جق زد آبشو پاشید رو سینم دوتایی از حال رفتیم نیم ساعت بعد سرپا شدیم دوباره باهم حال کردیم کلی انگشتم کرد و دوباره ارضا شدیم .
وای خیلی تجربه خوبی بود بعد تمیز کردیم و لباسامو پوشیدم و کلی تشکر کرد و اون شورت قرمز رو هم داد به خودم …
هنوز هم باهاش در ارتباطم اما موقعیت نشده برم پیشش…
مرسی که وقت گذاشتین …
لایک و نظر فراموش نشه

نوشته: boy gh

بازدید 6,462

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “فروشنده و حال خوب”

  1. تکراری، چند تا جاشو تغییر خیلی کوچیک و نا محسوس داده فقط.کپی کرده دوسه تا کلمه بهش اضاف کرده

  2. جووون عالی بودولی یکی مفعول میشد خوب بودسینه های همدیگر و هم میخوردید

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید