علی و پسرخاله

سلام علیم ۱۹سالم ارومیه زندگی میکنم قدم ۱۹۰و وزنم ۶۸ و کون بی مو و تپلی دارم که این ماجرا برمیگرده به۱۵سالگیم که قرار بود بریم خونه داییم اینا که مغازه لوازم خانگی داشتن و بالاش هم دو مرتبه خونه خودشون بود خب خلاصه رفتیم و رسیدیم اونجا منم زیاد با پسر داییم بودم که اونم بدن عضلانی و تپلی داشت همش تو کفش بودم چون قبلاً یه رابطه گی با پسر عمم داشتم و دنبال فاعلی بودم که کونمو بگاد خب من رفتم مغازه که پسر داییم تنها بود و تقریباً مغزه هم خالی که مشتری نبود منم رفتم پیشش داشتیم باهم صحبت میکردیم که یهو گفت من میرم بیرون بشینم گذشتی از کنارم خودشو قشنگ بهم مالید و رفت که احساس کردم کیرش شق شده منم که کلا هیجانم رفته بود بالا با مالیدن خودش بهم یه استرسی اومد منم ناچار رفتم بیرون باهاش نشستیم و داشتیم میحرفیدیم که یهو گفت که

  • پسرعموم تو رو دیده حین سوپر نگاه کردن (راستش منو اون یکی پسر دایی هام باهم اوکی بودیم که یه روز رفته بودم خونشون داشتم فیلم سوپرهای اونو می‌دیدم منو گرفت منم همون طوری فرار کردم )
    _کی. نه (خب منم انکار کردم )
    +خودتو به اون راه نزن اون دیده داشتی تو سوپر می‌دیدی
    _خب
    +اگه میخوای به کسی نگم باید برام بکاری کنی
    _چی
    +باید بریم بالا باهم سکس کنیم
    منم استرسی بودم ‌تو اون شرایط کلا من قفل کرده بودم چون از یه طرف میترسیدم بهش اوکی بدم بعداً به همه بگه که اونم دهن لق بود از یه طرف هم میترسیدم اوکی بهش ندم و بره به خانوادم بگه و اونا هم منو خفت کنن چون خانوادم خیلی مذهبی و خرافاتی بودن و اگه همچنین چیزی میفهمیدن منو تا لب مرگ میزدنم
    خب خلاصه بهش گفتم
    _معلومه که نمیام اگه میخوای برو بگو کی باورت می‌کنه منم میگم دروغ میگه
    +آره کور خوندی به پسرعموم زنگ میزنم اونم همین ماجرارو میگه و…
    _منم گفتم اوکی اوکی
    +باشه بیا بریم
    اونم مغازه رو تحویل یکی دیگه داد و رفتیم
    همین که می‌رفتیم گفت بیا از آسانسور بریم کسی شک نکنه گفتم باشه رفتیم داخل آسانسور منم که تو دلم میگفتم اینقده تو کفه پسره بودی الآنم افتاد دستت چی میخوای بهتر از این و بعدش با خودم میگفتم الان اگه بهش بدم و رابطه مون زیاد شه قرار نیس کسی از موضوع بو ببره که داخل آسانسور بودیم منو بغل کرد دستشو یه لحظه برد توکونم اونم وای چه لحظه ای بود بدن عضلانیش چسبیده بود به بدنم بدنش گرم و هات و دستاشم تو کونم که دستاشم گرمی خودشونو به بدنم انتقال میدادن که یه لحظه رسیدیم طبقه بالا و رفتیم واحد بغل که اونجا هم خالی بود گفت اینجا واستا من همینجا هارو کنترل کنم کسی بویی نبره منم رفتم اتاق که یع عالمه تشک تقریباً قدیمی و نرم اونجا بودن روی یکی نشستم و چشمامو بستم که یه نفسی بکشم که یهو پسر داییم اومده بود و وای چه باور نکردنی بدن عضلانیش لخت و سفید جلوم بودن کیرش از رو شلوارش شق و رق شده بود منم که اون لحظه پراسترس بودم نتونستم چیکار کنم یه راست از زیر نافش زبونمو لیس زدم تا لبه دهنش بعدش عین فیلم سوپرا که مفعول رو سینه فاعل رو میخوره منم خوردمش وای چه قدر هات بود و خودش از بس مشغول کار بود تر کرده بودم عرق بدنش داخل زبونم چه طعمی میداد که اون لحظه حشریتم خیلی زده بود بالا بعد دستشو بردم بالا که زیر بغلش و لیس بزنم که یهو در قفل شده که مادرش سعی داشت بازکنه صداش در اومد منم گفتم به رفتیم که پسر داییم گفت تو خفه شو من برم ببینم چشه خب منم تو استرس و نگران قراره چی بشه تو اتاق موندم بعد پنج دقیقه رفت بیرون از واحد منم خب نامید رفتم بیرون از واحد که مامانش رفته بود اونم مامانش و کشوند خونه بعد خودش برگشت اینبار که برگشت در واحد باز بود منو از پاهام گرفت و بالا برد بغلش که اونم قدش از من کمی بلند تر بود منم حشری بودم خب کمی سرد شده بودم چون رفت بیرون و مامانش رو بپیچونه
    بعد که منو گرفت بغلش برد داخل واحد دررو یواش بست که کسی نشنوه منم برا اینکه حشریتمو ببرم بالا با پاهام از کمرش گرفتم لباسش رو در آوردم بعد لباس خودم رو درآوردم وای چه لحظه ای بود بدن عضلانیش به بدنم چسبیده بود اونم حین اینکه بغلش بودم داشت سینه هامو میک میزد منم پاهام چسبیده بود به پاهاش کیرشو از زیرشلوار حس میکردم که شق شده اونم چه شقی از زیر شلوار حس میکردم که خیلی بزرگ باشه خلاصه منم که اوج بودم سرشو گرفتم و قشنگ باهاش لب رفتم بعد همون‌طور که بغلش بودم منو برد اتاق دیگه همونجا تو بغلش که بودم هردومون تو همون حالت خوابیدیم زمین اونم لحظه ای که لب می رفتیم بعد شلوارمو در آورد و صورتمو کشید پایین بعد گفت چه دودول قشنگی داری و یه دقیقه ای برام ساک زد بعد تخمامو لیس زد و پاهامو برد بالا قشنگ کونمو لیس زد که یهو برعکس شد حالت 69بعد منو تو یهو تو یه حرکت منو برد بالا خودش دراز کشید تو همون حالت69منم رفتم بالا بعد شلوار اونو کشیدم وای بوی کیرش از زیر شورتش میومد که خیلی حشری کننده بود منم از بویکیرش مست شدم و شورتشو کشیدم وای چه کیری چه تخمی کیری که تقریبا کلفت و حدود 17سانت همشو کردم دهنم که واقعا طعم خوبی داشت لامصب کیرنبود عسل بود بعد یه دودقیقه دیدم شهوتش رفته بالا محکم از کمرم گرفت و کونمو قشنگ خورد که یه لحظه منو بازم برگردوند همون حالت خودش افتاد روم و من پایینش الآنم سرمو گذاشت وسط پاهاش قشنگ کیرشو کرد دهنم و واسش یه ساکی زدم عین فیلم های پورن بعد خسته شدم و اینم خیلی شهوتی شد پاهاشو محکم تر کرد قشنگ دهنم تلمبه زدن اونم حین اینکه کونمو میخورد چه هات بود بعدش از روم بلند شد منم خودمو حالت داگی کردم اونم قشنگ تف کرد رو کیرش قشنگ حق زد روی کونم بعد اینکه آب کیرشو ریخت روی کونم آب کیرشو مالید دستش، دستشو ازپشت گذاشت دهنم و با اون یکی دستش داشت کونمو انگشت میکرد که انگار به جای اون دو دست درشت که یکی دهنم یکی کونم انگار دوتا کیربود منم با دست اون که دهنم براش یعقوب یعقوب میکردم بعد تو همون لحظه دوباره شارژ شد و همه چهار انگشتو برد داخل کونم عاااهی کشیدم که تو کل اتاق پیچید اگه دستش دهنم نبود کل واحد رو صدا پرکرده بود لامصب کونمو میسوزوند با اون دستاش بعد کیرش که کلفتیش از کلفتی چهار دست کم بود کرد تو کونم وای هی بهم میگفت جنده خودمی خیلی دوست دارم اگه این کونمو نداشتی الان زیر این کیر نبودی من تا آخر عمر همینطور میگامد که هی قربون صدقم می‌رفت که انگار نه انگار آبی بیاد از کیرش تا یه ربع منو همون‌طور گایید که عرق از بدن اونو من می‌ریخت که گفتم که داره تموم میشه نه !تمومی ندارم دیدم تلمبه زدن هاشو پر زور و پر سرعت کرد و تا ته کیر خرشو کرد تو کونم منم براش التماس میکردم که ولم کنه بعد گفت ابم نمیاد کیرشو در آورد ولی به نظرم لبه ارضا شدنش بود که من خوابیدیم روی هم اونم منو بغل کرده بود لخت لخت بدنامون چسبید بهم کیرشو به کیر می‌مالید بعد یکم تند تند مالید تو بغل هم ارضا شدیم همینطور که لخت بودیم تو بغل هم گوشیش زنگ خورد که باباش بود گفت بیا مغازه کارت دارمو اونم منو چند بار بوسید اونم تو چه حالتی شنا می‌رفت منو می‌بوسید بعدش لباسامونو پوشیدیم رفت پی کارش مغازه منم رفتم پیش خانوادم خونه داییم که بعد از اون خیلی باهم سکس داشتیم که خواهم گفت …

نوشته: علی

بازدید 6,964

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “علی و پسرخاله”

  1. اگه باز میخوای با چرندیات حاصل از جق زدنات خواننده رو خررر حساب کنی و یه متن بی نظم و تخمی ماتیک تحویلمون بدی نه ننویس که هرچی سوراخ تو فامیلت داری توسط کامنت گذاران همیشه در صحنه مورد عنایت قرار خواهد گرفت

  2. من و پسر خاله هام که تو خیابونی جایی همو ببینیم نمیشناسیمالبته خود باقی بچه های فامیل هم مینطور ، در کل قوم خویش باید بریزی دریا کوسه بخوره

  3. چی میگی آخه؟؟عنوان زدی پسرخاله بعد شد پسر دایی کهفک کنم از اونجایی که کل فامیل بهت عنایت داشتن پسر خالت دیگه انصراف داده و سپردتت به پسر داییداستان که رو هوا ، نگارش که رو هوا ، نوشته ها که تو هم تو هم و خسته کننده و رو هوا ، لنگات هم که همش کلن رو هوامیشه ننویسی فقط بدی؟؟واسه خودت میگم هم خودت راحتتری هم ما فحشت نمیدیمکونی بی ذوق

  4. علی جووون مفعول هستی فدای سرت ولی بچه جون خونه دو طبقه آسانسورررررر داشت بعد با آسانسور رفتید که کسی متوجه نشه واقعا خوبی تو چی میزنی بچه جون

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید