ضربدری های من (۲)

درود به همه دوستان و تشکر ویژه دارم از ادمین محترم بکن تو
حدس میزدم قسمت قبلی داستانی که براتون نوشتم زیاد به دلتون نشسته باشه ولی چون تمام داستان واقعیت داره مجبورم همه داستان مو به مو بگم
بعد از رفتن حسن و دوستش حسابی بهم ریختم و لیلا هم همش دلداری میداد و میگفت ولشون کن دیگه شده کاریش نمیشه کرد
شبش رفتم خونه همش تو ذهنم بود اتفاق اون روز همینجور داشتم فکر میکردم و با گوشی داخل اینستا الکی میچرخیدم
ناخودآگاه رفتم قسمت سرچ زدم زوج دیدم کلی زوج اومد بالا سریع وارد یکی از پیج ها شدم دیدم چند تا عکس گذاشتن
اکثر عکس ها دو زن به صورت یکی در میون کنار دو مرد بودن
رفتم کامنت های یکی از عکس هارو باز کردم دیدم کلی ادم زیرش بصورت معرفی خودشون اسم سن خودشون و شهرشون نوشتن
اومدم پیام بدم گفتم با پیج خودم نباشه بهتره
و‌سریع یک پیج جدید برای خودم درست کردم و شروع کردم کامنت گذاشتن زیر پست ها و اسم مجازی و سن یک کم پایینتر رو کامنت کردم

و اونایی که کامنت گذاشتن و اونایی که لایک کرده بودنو بهشون درخواست فالوری دادم
سریع چند نفر فالو کردن دو سه روز کارم این بود
تا اینکه کلی از زوجها اومدن دایرکتم و از اونا بیشتر نفر سوم
میومدن چت می کرد و ویس میخواستن و میدادن و یک روز که رفتم خونه لیلا بهش نشون دادم پیچ و تمام دایرکتهایی که ویس پیام دادن ما هم وویس با اعلام ساعت دادیم…
تا اینکه یک زوجی به نام های علی و زیبا اومدن دایرکت و بعد از صحبت و ویس دادن قرار شد عصری ما هم ویس بدیم و رفتم خونه لیلا و ویس فرستادیم و شروع به رد و بدل عکسهامون کردیم و یواش یواش عکس ها به سمت عکسای لختی رفت
هر دومون که چت می کردیم حسابی حشری شده بودیم چون یواش یواش وارد سکس چت شدیم
علی مشخص بود خیلی با شخصیت و با فرهنگ‌بود و دقت زیادی داشت تو چتش بی ادبی نکنه
دو‌ و سه روز با هم چت میکردیم تا قرار گذاشتیم همو پنج شنبه شب ببینیم

لیلا خیلی مهمون نواز بود و واقعا معاشرت هم بلد بود
و روز پنج شنبه کلی تدارک غذا میوه …دید
ساعت ۷ شب قرارمون بود لوکیشن فرستادم ساعت ۷:۱۵ بود علی زنگ‌زد که پایین دریم سریع رفتم پایین و ریموت زدم ماشین اورد پارکینگ مهمان
و پیاده شدن زیبا یک خانم معمولی بود با قد ۱۶۵ و وزنش تقریبا ۶۵ میشد و علی از من ده سانت کوتاه تر بود ۱۷۵ و وزنشم ۷۵ میشد و پسرشون هم ده سالش بود با تعارف من اومدن بالا
و در زدیم لیلا در باز کرد و یک تیشرت آستین کوتاه پوشیده بود و یک‌شلوارم تا زانو و کون خیلی بزرگشو حسابی انداخته بود بیرون و با علی و زیبا و پسرشون دست داد و همه رفتیم داخل
و رو مبل نشستیم یک کم گذاشت لیلا با یک سینی چای اومد و به علی زیبا چای تعارف کرد به سمت پسرش که خم‌شد
چای بده کونش بزرگتر افتاد بیرون دیدم زیبا سریع برگشت علیو نگاه کرد علیم یک خنده ریز به زیبا زد
بعد رفت سینی گذاشت و برگشت به زیبا گفت اگه می خواهید بیایید داخل اتاق لباستون عوض کنید و هر دو رفتن داخل اتاق و چند دقیقه که صدای خنده از اتاق میومد زیبا با یک تاب و یک شلوار که بالای زانو بود اومد بیرون و نشست جلوی من
و شروع کردیم از سیاست شغل …صحبت کردن
و لیلا هم پذیرایی میکرد و به‌غذاش سالاد … می رسید تا اینکه زیبا رفت کمکش
بعد از یک‌ساعتی شام اومد رو میز غذا خوری و خوردیم جمع شد بعدش یک چای لیلا در حال پذیرایی میومد رد بشه از قصد چند باری کونشو به علی میمالید ساعت های ده بود که زیبا پسرشون برد تو اتاق و با کمک لیلا جا انداختن که پسرش بخوابه
و لیلا چراغ خاموش کرد اومد از اتاق بیرون و رو مبل نشست و زیبا موند که پسرش بخوابه تا بیاد ده دقیقه ای گذشت زیبا با لبخند اومد بیرون ده دقیقه ای داشتیم حرف میزدیم که پسرش از اتاق صدا زد مامان اب میخوام
و زیبا رو به علی گفت خواهش. میکنم تو ببر علی بلند شد گفت شما سه تا برید رو تخت من خوابوندمش میام بعد رفتن علی تو اتاق لیلا گیر داد شما دوتا برید ما هم‌میاییم
سرم سنگین شده بود گلوم خشک سریع یک کم آب خوردم
و با گرمایی که از سرم بیرون میومد با زیبا رفتیم اتاقی که تخت داشت
تا رسیدیم همو بغل کردیم و شروع کردیم لب گرفتن و از پشت کونشو کمرشو میمالیدم
دست انداختم تاپشو دراوردم و دکمه شلوارکشو باز کردم زیر شلوارک یک شورت لامبادا پوشیده بود سریع لباسهای خودمم درآوردم دراز کشش کردم رو تخت دراز کشیدم روش و شروع کردم همه جای صورتشو بوس کردن و پایین لاله گوششو‌ انداختم بین لبهام و اروم میک زدم و گردنشو بوس می کردم رفتم به سمت سینش یکی از ممه هاشو اوردم بیرون و زبونمو دور نوک قهوه ای ممش میمالیدم و نوکشو می کردم دهنم و میک میزدم اون یکی ممشم با دستم اروم اروم‌فشار میدادم زیبا چشماشو بسته بود صدای نفسش بلندتر شده بود یواش یواش رفتم پایین تر و شکمشو دوتا بوس کردم و بند شرتشو که افتاده بود وسط کسش دادم کنار و زبونمو کشیدم وسط کسش حسابی خیس شده بودشروع کردم چوچولشو میک زدن و زبونمو سفت میکرد و نوکشو می کردم تو کسش چند دقیقه ای که خوردم
بلند شدم نوک کیرمو وسط کسش مالیدم و چند دفعه این کارو کردم و اروم فرستادم تو کسش حال عجیبی بود حسابی داغ داغ شده بودم
من معمولا ارضا شدنم دست خودمه و میتونم نگه دارم مثلا میبینم داره ابم میاد ۱۰ ثانیه تلمبه نمیزنم بعد مجدد شروع میکنم تلمبه زدن اینجوری تا دو ساعتم رکورد داشتم
کیرم تا نصفه میاوردم بیرون تا ته میکردم توش جوری که خایه هام میخورد به سوراخ کونش و کسش حلقه زده بود دور کیرم و خیس آب کرده بودش کیرمو
و لبش تو لبم بود میک میزدم و داشتم چند دقیقه ای میکردمش که در باز شد
و لیلا علی اومدن داخل علی تا مارو دید گفت جوووون نوش جونتون بعد سریع لیلارو بغل کرد و کوتشو گرفت دستش گفت این همه کون جوووووون چقدر خوبه
و سریع شلوارک‌لیلارو‌کشید‌پایین
و سرشو کرد وسط کون بزرگ لیلا و‌چاک‌کونشو بوسید من که این صحنه رو دیدم کیرمو دراوردم نمیدونم چرا انقدر یک دفعه شهوتم صد برابر شد ابم اومد و بدون اینکه کسی بفهمه سریع ریختم بغل تخت و اومدم پایین شروع کردم کس زیبارو مجدد خوردن باورتون نمیشه دو دقیقه بعد دوباره کیرم بلند شد و پای زیبارو باز کردم و شروع کردم به کردنش
علی تمام لباسهای لیلارو در اورد و بعد لباس خودشو که دراورد دیدم کیرش چقدر کلفته دقیقا دو برابر کیر من بود کلفتیش و رونهای بزرگ لیلارو از هم باز کرد و با دهن افتاد به جون کس لیلا لیلا بلند بلند ناله میکرد که گفتم یواش بچه بیدار میشه علی گفت
نه خوابش سنگینه بزار راحت باشه و باز شروع کرد به خوردن کس لیلا ده دقیقه ای که وسط کس لیلارو که خورد رفت وسط رونهای لیلا و کیرشو نصفشو یک دفعه کرد تو کس لیلا
لیلا سریع گفت وایییییییی درش بیار مردم خیلی بزرگه خواهش میکنم دربیار علی کشید بیرو‌ن و کیرشو میمالید وسط کس لیلا و باز آروم کرد توش لیلا با دست نگهش داشته بود بیشتر نکنه توش اروم اروم میاورد بیرون و با وای وای گفتن لیلا باز نصفه میکرد توش چندین بار این کار کرد و یواش یواش بیشتر میکرد تو تا چند دقیقه همه کیر کلفتشو داخل کس لیلا بود
لیلا یواش یولش وای وای کنانش و اعتراضاتش تبدیل شد به ناله های اروم
یک ربع با هم تو کس زنها بصورت ضربدری تلمبه میزدیم
تا اینکه علی به لیلا گفت داگی بشو و اونم برگشت سرشو گذاشت زمین و کونشو داد سمت علی تا علی کون به اون بزرگی دید یک لحظه گفت‌ دیوانه کنندست دست انداخت لپهای بزرگ کونشوگرفت تو دستش از پشت کرد تو کسش پنج الی شش تا تلمبه نزده بود که کیر کلفتشو دراورد و ابشو با فشار ریخت رو کون بزرگ لیلا جوری فشار داشت تا گردن لیلا آبش پاشیده شد
. لیلا هم‌سریع پاشد رفت حموم من هم دراز کشیدم زیبا اومد روم و شروع کرد روم بالا پایین کردن یک لحظه از بغل نگاه کردم دیدم علی یک کم خم شده داره رفتن کیر من تو کس زنشو با دقت و شهوت نگاه میکنه و کیر کلفتشو میماله و جغ میزنه
ده دقیقه همینجور زیبا رو کیرم بالا پایین میشد که دوباره اب علی اومد و رو دستمال خالی کرد
من که این صحنه رو دیدم اب منم اومد و به زیبا سریع اطلاع دادم که ابم داره میاد و اونم بلند شد و آبمو ریختم رو شکمم و از علی دستمال خواستم و پاکش کردم
بعد اومدیم بیرون نشستیم و شروع کردیم به صحبت و من به زیبا گفتم بریم کله پاچه بگیریم و اونم قبول کرد و با هم رفتیم گرفتیمو برگشتیم و جاتون خالی نشستیم چهارتایی خوردن بعد خوردن کله پاچه زیبا و علی بلند شدن لباس پوشیدن و پسرشون رو بغل کردن رفتن
من بعد اینکه دوش گرفتم از لیلا خداحافظی کردن اومدم خونم انقدر خسته بودم سریع خوابم برد

ادامه دارد…

نوشته: Drrsh

بازدید 16,277

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

4 پاسخ به “ضربدری های من (۲)”

  1. اینقدر کونده پررویی که حد ندارد دیدی قسمت قبل همه نظر منفی رو کوصشعرات داشتن دوباره ادامه هم دادی؟خیلی دادی تو

  2. جسارتا شلوار تا بالای زانو رو بهش میگن شلوارکشما این رو نمیدونستی و انتظار داری باور کنیم ضربدری رو بلدی

  3. هزاران بار نوشتیم شرت خودش کوتاه هست و شرتک نداریم و اون شلوارک هست 🤔

  4. آخرش نوشتی پسر شون را بغل کردن و رفتن قبلش هم گفته بودی پسرشون ده سالش بود آخه شوت مشنگ دیگه کی میاد یه پسر ده ساله را بغل بگیره ببردش؟ بچه را فوقش تا چهار پنج سال بغلش میکنند نه دیگه ده سال ، پس نتیجه میگیریم که هرچی ور زدی دروغه 😂

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید