نور خورشید تو چشام میخورد از پنچره اتاق و کلافم کرده بود یه غلت زدمو سرمو تو سینه امین قایم کردم تا نور اذیتم نکنه تا سرمو چسبوندم به سینش دستاش دور بدنم قلاب شد فکر کردم بیداره سرمو بلند کردم ولی خواب خواب بود اروم رولباشو بوسیدمو دوباره سرمو تو سینش قایم کردم. صدای محکم کوبیده شدن قلبش و گرمای نفساش که به صورتم میخورد خواب رو از سرم پروند دلم میخواستش دوست داشتم زودتر بیدار شه تا لذت یه هم آغوشی دیگه رو با هم تجربه کنیم ولی از اونجایی که فقط جمعه ها رو میتونه بیشتر بخوابه دلمم نمیومد بیدارش کنم خودمو محکم چسبونده بودم به بدنش و کل تنم رو تنش مماس شده بود اروم شروع به نوازش سینش کردم و بوسه های ریز بود که سخاوتمندانه حواله سینه ستبرش میکردم که امن ترین مامن من تو این دنیاست دیگه تحملم تموم شده بود ساعتو نگاه کردم ساعته 9 رو نشون میداد لبامو گذاشتم رولباش و محکم بوسیدمش و ثابت نگه داشتم تا ببینم عکس العملش چیه چشاش بسته بود ولی شروع کرد به بوسیدن لبام بعد چند دقیقه لبامون از هم جدا شد
- سکسیه من باز هوس کردی جرت بدم؟؟؟؟؟؟؟؟
- اووووهوووووووم
- جووووووووون خودت خواستیاااااا پاشو اون پرده رو بنداز نور چشامو دراورد پا شدم پرده ضخیمو رو کشیدم و فضای اتاق خیلی خاص شده بود پایین تخت روبروش ایستادم وزل زده بودم به چشای عسلیش و لباس خوابمو با ناز شروع کردم به دراوردن سوتینمو باز کردم و شورتمم دراوردم و تو این مدت امین با نگاش داشت میخوردتم رو تخت نشسته بود و تکیه داده بود به دیوار دستاش از هم باز کرده بود که برم بغلش رو پاهاش نشسته بودم و فقط با نگاه همو سیر میکردیم انگار برا بار اول که لخت داریم همو میبینیم شروع کرد به لب گرفتنو همزمان نوازش کمرم دستامو دور گردنش قلاب کرده بودم داشتم تقلا میکردم تا کسم روی کیرش قرار بگیره و خودمو روش تکون میدادم وقتی شروع کرد به خوردن گردنم شونه هاش تکیه گاه دستام شد و سرمو بردم عقب تا لذت وصف نشدنی شو از دست ندم با مکث و حوصله فراوون مشغول خوردن گردن و گوشمو و مالیدن سینه هام بود احساس میکردم نفسم داره بند میاد لباش از بدنم جداشد
- عزیزم دراز بکش رو تخت اروم خوابیدم روتخت که ازجاش بلند شد
- هی آقاهه کجا میری؟
- مهلا اسپری کجاست؟
- میخوای چیکار؟ یه چشمک زد و گفت من امروز بدون اسپری از پس تو برنمیام بدجور امپرت بالاست بالشت پرت کردم سمتش که جا خالی داد
- کوووووووووفت خیلیییم دلت بخواد
- میخوااااااااااد عشقم خوبم میخواد مگه خر که نخواد فکر کنم نصف اسپری رو خالی کرد رو کیرش رفت دستشو شست و مجددا اومد رو تخت من طاقباز خوابیده بودم و امین به پهلو کنارم خوابیده بود و حریصانه همه جامو دید میزد چرخیدم سمتشو شروع کردم به خوردن لباش دستاش کل بدنمو سیر میکرد و منم بین دستاش از زور لذت وشهوت پیچ و تاب میخوردم اروم روم خوابیده بود و با مهارت هر چه تمامتر مشغول خوردن سینه هام بود و با دستاش پاهامو نوازش میکرد دستشو گرفتم گذاشتم رو کسم تا برام بماله تمام بدنم نبض داشت به محض اینکه دستش با رطوبت وسط پام برخورد کرد با شدت بیشتری شروع به خوردن سینه ام کرد و همزمان با بالای کسم ور میرفت کاملا تو فضا بودم و فقط صدای ناله های اروم من با نفسای تند امین به گوش میرسید موقع ارضا شدنم با تمام قدرتم سرشو فشار میدادم رو سینم و وقتی ارضا شدم کل بدنم بیحس بود لبامو اروم بوسید و زل زد تو چشام
- امین میخوام زود باش
- بذار نفست بالا بیاد به روی چشم رفت کیرشو شست و جلوی تخت منتظر ایستاده بود نشستم روبروش تا براش ساک بزنم و دوست داشتم کل لذتی رو که چند دقیقه پیش بهم داده بود تمام و کمال بهش برگردونم از سر کیرش تا تهشو لیس میزدمو سرشو اروم میک میزدم وقتی با دستاش سرمو رو کیرش نگه داشت فهمیدم دیگه بی طاقت شده و منتظره کیرشو تا حلقم فرو کنه اجازه دادم خودش با حرکت سرم بین دستاش تو دهنم عقب جلو کنه عاشق این پوزیشن و دوست نداشتم لذتشو ازش دریغ کنم وقتی از این حرکت خسته شد هولم داد رو تختو کامل دراز کشید روم و شروع کرد به خوردن لبامو مالیدن سینه هام از سینه هام گذشتو موقعی که زبونش با کسم برخورد کرد تمام بدنم غرق لذت بود و امین با تبحر تمام مشغول خوردنش به موقع لیس میزد به موقع میمکید و جایی که لازم بود گازای ریز میگرفت موقع ارضا شدنم بود که کارشو متوقف کرد و دوباره اومد سراغ لبام و کیرشو اروم فرستاد تو کسم و خیلی اروم و با مکث عقب جلو میکرد با لذت زل زده بودیم بهم و با لبخند رضایتمون از شرایط حال رو بهم اعلام میکردیم حرکاتش منظم و بی عجله بود و همین منو بیتابتر میکرد زمانی که ارضا شدم داشت با سینه هام بازی میکرد و کیرشو تو کسم عقب جلو میکرد
- اهههههههههههههههههه امین عاشقتم
- من بیشتر کیرش بیحرکت تو کسم بود و داشت گردنمو میخورد دیگه حتی توان باز نگه داشتن چشامو نداشتم گوشم یه میک زد و با یه لحن فوق حشری تو گوشم گفت:
- چطور بود؟
- بهتر از همیشه
- پس من جایزه میخوام منظورشو فهمیدم به پهلو چرخیدمو امین همزمان با بوسیدن کمرم مشعول ور رفتن با سوراخ کونم بود وقتی مطمین شد امادگی پذیرش کیرش تو کونمو دارم اروم اونو هدایت کرد داخل ناخوداگاه خودمو سفت کردمو یه ذره بدنمو کشیدم جلو دستاش دور بدنم حلقه شد تا دیگه حرکت نکنم اروم تو گوشم گفت
- کرم نریز دیگه جرت میدما
- دووووست دارم کرم بریزم
- خود کرده را تدبیر نیست جملش تموم نشده بود که با یه حرکت کل کیرش کرد داخل کونم
- اههههههههههههههه امین جر خوردم دیوونه
- خودت خواستی به من چه از پشت سفت بغلم کرده بود و با دستش با سینم ورمیرفت و با لباش گوشمو و گردنمو لیس میزد و اروم کیرشو تو کونم عقب جلو میکرد موقعی که یه ذره از بدنم فاصله گرفتو شدت کارش بیشتر شد فهمیدم موقع ارضا شدنش نزدیکه با صدای اه و ناله هام سعی در همراهیش داشتم و صورتمو به عقب متمایل کرده بودم و به صورت قشنگش نگاه میکردم موقعی که ابش با شدت تو کونم خالی شد خودشم مشعول خوردن لبام بود و برا چند دقیقه بیحرکت روم افتاده بود و دوباره گره خوردن لبامون بهم دیگه وقتی نگام به ساعت اتاق افتاد باورم نمیشد که یه ساعت و نیمه مشغول سکسیم و انقدر همه چیز لذت بخش بود که متوجه گذر زمان نشده بودیم و این صبح دل انگیز باعث آغاز یه روز قشنگ و یه هفته خیلی قشنگتر شد… امیدوارم تمام لحظات سکسیتون با کسی باشه تمام ذهن و روحتون متعلق به اونه چون فقط در اینصورت لذت واقعی سکس رو میچشید شاد باشین
نوشته: من
22 پاسخ به “صبح دل انگیز”
داستانت زیبا و با ذکر تمام جزییات بود واقعا حال کردم و کیرم راست شد مرسی
اميدوارم صبحهات هميشه دل انگيز باشه
قشنگ بود و جالب. اورین
تمام لحظات سکسیتون با کسی باشه تمام ذهن و روحتون متعلق به اونه چون فقط در اینصورت لذت واقعی سکس رو میچشیدافرین قابل توجه سکس های گروهی و تخمکیbiggrin
ادم لذت میبره وقتش رو صرف خوندن این داستانا میکنه
خوب بود منم از این صبحهامیخوام خوو اگه یه خانوم خوشل هم ازین صبحا بلده ودلش میخوادخصوصی بهم خبر بده
درود . . .
دوستان تعاریف لازم رو کردن امیدوارم هر انسان انسان صفتی از این خاطره خوبتان لذتی مثل من برده باشه که هم باعث دلگرمی و هم باعثه آرامش ونشاطه هر دو عزیز همیشه با چاشنی محبت موفق باشید از لذت شما لذت بردم…
متوسط…فضا سازی متوسط و نسبتا خوب…در کل نمرت 15i-m_so_happy
عالی بود. خوش بحال شما صبح ما که هیچ وقت دل انگیز نشد
سلامداستان خوب و زیبایی بودخسته نباشی
خدا رو شکر بعد از مدتها یه نفر پیدا شد نه مهندس کامپیوتر بود نه زیبایی اندام نه کیر 200 متری. .نه محارم. .خودش بود زیبا خوب وعالی
درود قشنگ بود فقط زنا زیر لباس خواب سوتین نمیبندنbiggrinاما قشنگ بود
اخی یاد شب جمعه هایی افتادم که با دوس پسرم برنامه داشتیم بعد تا لنگ ظهر جمعه بیهوش بودیم اکثرن هم من زودتر بیدار میشدم و کلی اذیتش می کردم تا بیدار شه همه چیز این داستان منو یاد اون روزا انداختsad
مرسیخیلی قشنگ بود
دوست داشتم داستانتو عزیزم.سکس اول صب خیلی مزه میدهblum3
داستان قشنگ و لطیف و سکسی بود منم با سکس اول صبح خیلی خاطره های خوبی دارم سکسای طولانی که بعد از سالها هنوزم برام زنده است امیدوارم همه تجربه کنند این مدل از سکس و مخصوصا تو هوای سرد زمستون یادش بخیر
مرسی امین.مرسی شما.مرسی این ملت جقی همیشه در صحنه…اگه یه روز مملکت آزاد شد به عنوان نویسنده داستان های سکسی واسه مجله م استخدامت میکنم.
اميدوارم هميشه خوش باشید و از وجود هم لذت ببرید لذت بردم خیلی توصیف زیبا و جالبی داشت .در پناه خدا شاد باشید
امیدوارم هميشه خوش باشید و از وجود هم لذت ببرید لذت بردم خیلی توصیف زیبا و جالبی داشت .در پناه خدا شاد باشید
واقعا بی نقص و عالی بود خدا نصیب همه بکنه سکس عاشقانهرو
عجیب است اساتید محترم اینبار احظار نظری درباره دروغ بودن نکردن دمشون گرم خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ