اردوی هیجان انگیز جنوب و سکس با خالد

سلام من میلادم ۱۹ سالمه قدم ۱۷۶ وزنم ۶۵ پوست سفید مایل به صورتی دارم اندام خوبی دارم ران های خوشگلی دارم باسنم خوش فرم من برعکس بعضها میگن بدنم زنونه اس نه من مدل بدنم کاملا پسرانه اما جذاب و خوشگل خوش اندام هستم کلا دست پنجه خوشگلی دارم هرجا که میرم پیشتر مردا نگاهشون به منه منم از این موضوع خوشم میاد وقتی سن کمی داشتم با چندتا پسر بزرگتر از خودم سکس کردم هرچی بزرگتر میشیم به واسطه بدن خوشگلی دارم این علاقه بیشتر و بیشتر شد وقتی جم هستم همه مردا چشمشون دنبال منه از سن چهارده سالگی علاقه خاصی سکس با سن بالا پیدا کردم باور کنید هر روز در رویاهام سکس با سن بالا فکر میکنم
بریم سر داستان از مدرسه به ما گفتن که اردو داریم هر کی خواست بره یه برگه رضایت نامه بدیم ببرید والدین امضا کنه اسم بنویسیم. زیاد دوست نداشتم ولی از روی کنجکاوی برگه را گرفتم رفتم خونه به بابام گفتم اونم امضا کرد فردا صبح بردم مدرسه تحویل دادم ناظم مدرسه گفتن خبر میدیم
بعد چند روز با ما اطلاع دادن دوشنبه ساعت ۱۰ صبح مدرسه باشین شب خانواده هاتون بگین وسایل مورد نیاز بردارین آماده شین بریم . اردو به یکی از شهرهای جنوب کشور بود خرمشهر
شب لباسامو آماده کردم رفتم حموم حسابی به خودم رسیدم کلا من به نظافتم خیلی میرسم لباسهای جذبی میپوشوم کلا حسابی تو دید هستم خلاصه صبح شدو رفتم مدرسه دیدم اتوبوس اومده بچه ها رو جم کردن رهنمای اردو اومد صحبت کرد که مواظب خودمون باشیم زیاد شلوغ نکنیم حواسمون جم باشه تو راه از اتوبوس جا نمانیم
رفتیم سوار شدیم بشتر بچه ها مال اون مدرسه نبودن دو سه نفر بود که با من هم کلاس نبودن رفتم نشستم صندلیه من تک نفری بود درست وسط اتوبوس نزدیک به جلو بود بغلم من دوتا پسر سرتق نشسته بودن همون از اول نگاهشون به من بود در گوش یک دیگه چیزی میگفتن میخندیدن تو راه چند بار راننده تذکر داد که زیاد سروصدا نکنید یکی از این پسرا بلند شد آب بخوره وقتی برگشت رو به من کرد گفت چه دختر نازی عروس ننم میشی منم چیزی نگفتم رومو کردم اونور اونم نشست سر جاش باز شروع کردن تیکه انداختن به من صندلی های دور برمون هم از اوضاع باخبر شدن اونا هم شروع کردن به تیکه انداختن سر و صدا زیاد شده بود راننده باز تذکر داد که ساکت باشن یکی از این پسرا برگشت گفت آقا فکر کنم ی نفر اشتباهی سوار شده منو نشون داد گفت این دختر و میگم راننده از آینه به من نگاه کرد و برگشت گفت ساکت باشین رهنما هم بلند شد گفت هر کی حرف گوش نکنه به خانواده تون خبر میدیم همه ساکت شدن
راننده یک مرد میانسال فکر کنم ۵۰ ساله میشود راهنما هم حدود ۴۵ سالش میشد راننده با هیکلی بزرگ قد بلند و سبیل های کلفت و خشن بود ولی بعد از حرف اون پسر دایم از آینه منو دید میزد و با دستش سیبیلاشو مرتب میکرد خلاصه بعد چند ساعت
رهنما گفت چند دقیقه دیگه نگه میداریم برا ناهار گفت که ما غذا سفارش دادیم لطفا نظم و روایت کنید ناهار خوردین زود برگردین اتوبوس اتوبوس نگه داشت منم منتظر بودم همه پیاده شن بعد من ولی راننده اتوبوس نگاهش به من بود کی پیاده میشم همه رفتن منم بلند شدم رفتم سمت در خرج رسیدم سمت در راننده گفت بچه ها زیاد اذیت نکردن که منم گفتم نه گفت دم در منتظر باش منم بیام با هم ناهار بخوریم چیزی نگفتم ولی ته دلم خوشحال شدم اومد سمت من گفت بریم رفتیم داخل رستوران راننده گفت بریم سرویس دستامونو بشوریم رفتیم سرویس من سرویس سرپایی داشتم رفتم زود برگشتم داشتم دستامو میشستم از پشت ی نفر خودشو چسبوند به من دستشو گذاشت رو شونم از اینه نگاه کردم دیدم بله آقا راننده بود انگار از دلم خبر داشت گفت بریم گفتم بریم همچین چسبیده بود به من انگار نامزدم بود با یه حال خاصی پیش من راه میرفت انگار میخواست من بفهمم اون زورش زیاده از کسی نمیترسه رفتیم نشستیم غذا آوردن چلو مرغ بود آقای راننده بیشتر حواسش به من بود تا غذا
شروع کرد ازم سوال پرسیدن که چند سالته و اسمت چیه منم کوتاه جواب می دادم برگشت گفت میلاد یه چیزی بگم گفتم بگو گفت تو پسر خیلی خوشگلی هستی تو عمرم پسر به این نازی ندیدم گفتم مرسی لطف دارین شما با یه حالت خاصی نگام میکرد انگار شکارچی به شکارش نگاه میکرد در همین لحظه رهنما هم اومد پیش ما راننده یکم پکر شد و به محمود که راهنما بود زیاد رو نداد ولی اونم با کمال پررویی نشست کنار ما
با دیدن من کنار راننده یکم شک کرده بود برگشت به من گفت چه عجب پیش بچه ها نیستی راننده برگشت گفت من گفتم بیاد کنار من اونم با یه حالت شکاکی گفت آهان راننده گفت دیدم بچه ها اذیت میکنن گفتم بیاد پیش من خلاصه ناهار خوردیم
آماده شدیم بریم سوار شیم راننده به راهنما گفت لطفا زود برین به بچه ها بگید آماده شن اونم رفت بعد رفتنش راننده دستشو گذاشت رو پای من گفت میلاد جون اگه میخوای صندلیتو عوض کنم من سرخ شدم چیزی نگفتم با دستش از لپم گرفت گفت خجالت نکش بگو منم گفتم راحتم ولی شما بگید اشکال نداره اونم خوشحالی تو چشماش برق زد و گفت پاشو بریم از در رستوران که میخواستم برم بیرون باز از پشت خودشو چسبوند به من فکر کنم خیلی حشری بود رفتیم کنار اتوبوس گفت پشت سرم میخوای بشینی گفتم خیلی دوست دارم جلو صندلی راهنما بشینم اونم فکری به سرش زد و به راهنما گفت آقا محمود شما باید جای این بشینید اونجا وسط اتوبوس هس از اونجا مواظب بچه ها باش اونم از ماجرا باخبر شده بود با لبخند ریز گفت گفت باشه نشستیم حرکت کردیم اسم راننده هم آقا ناصر بود
تو راه شروع کرد با نگاهش من خوردن منم یکم داغ کرده بودم
چند بار هم گفت میلاد جون برام آب میاری وقتی بلند میشود نگاهش به باسنم بود خیلی حشری شده بود انگار چند ماهی بود رابطه نداشته به هر قیمتی بود میخواست با من گرم بگیره دیگه یواش یواش داشت التماس میکرد برم نزدیکتر باهاش هم کلام بشم من از بچه های داخل اتوبوس خجالت میکشیم داشتن در گوش هم پچ پچ میکردن که خوش به حال راننده اون یکی هم میگفت راه ولی زیرش جر میخوره راننده هم داشت میشنید
با حرف بچه ها حشری تر میشد دلش میخواست همونجا منو بگیره لبامو بخوره وقتی داشت ازم چیزی می گرفت دستامو لمس میکرد
چند بار هم کشید کنار به بهانه پر کردن فلاسک از طرف من پیاده میشد و به من دست میزد دیگه کلا عوض شده بود تو حال خودش نبود انگار مست بود به حرفهای بچه ها توجه نمیکرد
دیگه حرفاش هم عوض شده بود ازم پرسید فکر کنم دوست دختر زیاد داری با این تیپ و قیافه خوشگلت منم ساکت بودن صورتم قرمز شده بود دیگه تحمل نکرد به نشانه اینکه میخواد به موهام دست بزنه دستشو کشید به صورتم بعد برد سمت لباش بوس کرد دیگه عملا داشت با من عشق بازی میکرد حالش خیلی خوب بود اینو از چشماش فهمیدم ی نخ سیگار روشن کرد و از ته دلش سیگار و میکشید و لذت میبرد هوا داشت تاریک میشود یکجا نگه داشت گفت میلاد جون بیا این چراغ قوه را نگه دار ببینم لاستیک کم باد نیستن میدونستم منظورش دست زدن به منه منم بدم نمیومد دستش به من بخوره یک طرف ماشینو نگاه کرد رفتیم از پشت دور بزنیم درست پشت ماشین یک دفعه از پشت منو بغل کرد از زمین بلندم کرد گفت میلاد جون چقدر سبکی یکم زیاد بخور چاق شو منم حاجو واج تو هوا بغلش بودم گفت میلاد جون آخ که چقدر جذابی از صورتم چند تا بوس کرد میخواست بیشتر حال کنه گفتم میبینن بزارم زمین همینکه میخواست بزاره زمین باسنمو ب سمت گیریش کشید وآااای کیرش بلند شده بود
با حالت التماس گونه میلاد جون چقدر نازی خیلی دوست دارم از این حرفا زود ازش جدا شدم رفتم کنار اتوبوس الکی نگاه کردیم اومدیم سوار شدیم من جلو تر بودم خواستم از پله ها برم بالا قشنگ به باسنم دست زد منم نمیتونستم چیزی بگم اومدیم نشستیم حرکت کرد وآییی تو راه دستشو گذاشته بود رو کیرش داشت حجم کیرشو به من نشان میداد از رو شلوار معلوم بود دراز و کلفت بود منم داشتم حشیری میشدم فهمید که بدم نمیاد خودشو بیشتر نشون میداد معلوم بود خیلی دلش میخواد تنها بودیم حسابی حال میکرد گفت میلاد جون نیم ساعت دیگه میرسیم به ی شهر وامیستم برا شام دوست داشتی بمون تو اتوبوس منم بیام گفتم نمیشه همه میفهمن مخصوصا آقا محمود که خیلی به ما شک کرده بود گفت نترس اون با من تو خودتو بزن به مریضی بگو حال ندارم بخواب تو ماشین
رسیدیم به ی شهری نگه داشت همه پیاده شدن منم نرفتم پایین یعنی دودل بودم برم یا نه صدای رهنما اومد آی پسر زود پیاده شو راننده میخواد در ماشینو قفل کنه همون لحظه راننده اومد جلو گفت چی شده گف یکی از پسرا خوابیده پیاده نمیشه
گفت بزار ببینم اومد سمت من الکی می پرسید چی شده حالت خوب نیس قبل اینکه من جواب بدم به آقا محمود گفت بریم بزار بخوابه شاید ماشین گرفته حالش خوب نیس راهنما گفت اتفاقی نیفتد راننده گفت نگران نباش میام سر میزنم در و بستن رفتن
منم هیجان داشتم که چه اتفاقی قراره بیفته بعد چند لحظه در ماشین باز شد راننده بود اومد تو در قفل کرد زود پرده های جلو را کشید اودم سمتم تا رسید بغلم کرد شروع کر بوسیدن من و قربون صدقم رفتن میلاد جون ممنون که موندی خیلی دوست دارم لباشو گذاشت رو لبام شروع کرد خوردن لبای من خیلی هول بود اشتیاق زیادی داشت مثل وحشیا داشت منو میخورد کیرش از رو شلوار زده بود بیرون هر چند دهنش بوی سیگار میداد ولی بدم نمیومد داشتم لذت میبردم باشتاب عجله زیپشو باز کرد کیرشو انداخت بیرون وآااااااای خدا یه کیر بزرگ و سفید با کله بزرگ قرمز جلو چشام بود همین که من نشسته بود رو صندلی اونم سرپا بود کیرشو آورد سمت صورتم گفت بخور میلاد جون بخور منم خجالت میکشیدم دستمو گرفت گذاشت رو کیرش آخ جون اخ جون میکرد کیرش داغ داغ بود با دستم گرفتم فشار دادم خیلی باحال بود سرمو بردم سمت کیرش سرشو گذاشتم رو لبام ی بوس کردم شروع کردم به لیس زدن سرش یکم براش خوردم وآی خدای من اونم حشریش زده بود بالا داشت ناله میکرد سرمو گرفته بود داشت تلمبه میزد فکر کنم داشت آبش میومد تلمبه ها شو تند تر کرد همه کیرشو کرد تو حلقم تمام آبشو ریخت حلقم همراه با نعره های بلند با رفتن آبش به حلقم منم حالم یجوری شد مزه بعدی داشت ولی دوست داشتم همه آبشو قورت بدم خیلی حالم خوب بود مزه کیرش خیلی خوب بود دوست داشتم باز بخورم ولی اون دیگه با اومدن آبش بیحال شد رو ابرها راه میرفت تنها کاری که میکرد خوردن لبای من بود منم تو بغلش حس خوبی داشتم بعد چند لحظه که آروم شد ازم تشکر میکرد و گفت که حسابی براش چسبید ولی گفت کارم باهات تموم نشده تا بریم برگردیم خیلی باهات کار دارم
راننده مرد خوش اخلاق و خوش برخورد بود مرد مهربانی بود که همین اخلاق خوبش باعث شد منم ازش خوشم بیاد و کاری که باهاش کردم کاملا رازی بودم
خودشو جم جور کرد در همین لحظه ی نفر با دست به در اتوبوس ضربه زد و ما رو صدا میکرد راننده باعجله در و باز کرد آقا محمود بود گفت نگران شدم اومدم ببینم چخبره راننده با یکم مِن مِن کرد گفت اومدم بهش سر بزنم اونم با دیدن سر وضع ما فکر کنم فهمید چخبره راننده پیاده شد رفت و آقا محمود هم با یه نگاه خاص دستی به صورت سرخ شده من کشید گفت ای بلا خوش گذشت بلخره با ناز اتفال راننده را از راه بدر کردی ولی خدایی خیلی خوشگل هستی منم بودم دلمو میباختم یه بشکون از لپم گرفت و گفت آخ چه شود این سفر ما از اوتوبوس پیاده شد رفت منم حالم خیلی خوب بود سوراخ باسنم زق زق میکرد انگار خبر داشت قراره چه اتفاقی بیفته سرمو گذاشتم رو صندلی چشامو بستم به ادامه راه فکر میکردم که صدای بچه ها اومد که داشتن سوار اوتوبوس میشدن همگی سوار شدن راننده هم اومد ی ظرف ی بار مصرف دستش بود اومد گفت میلاد بیا شام برات گرفتم منم گرفتم با ناز صدای ملوس گفتم مرسی اونم ی دستی به من کشید گفت خواهش میکنم عزیزم هواسش به بچه ها نبود اونا هم با شنیدن این حرف چند تاشو با صدای بلند گفتن اووووو که آقا محمود گفت ساکت باشین خلاصه حرکت کردیم
آقای راننده ولی باز چشمش به من بود که با خنده گفتم ببخشید
لطفا جلو نگاه کنید خطرناکه اونم خندید گفت باشه عزیزم
نمیدونم کجا بود راننده گفت بچه ها یکم جلوتر پلیس راه هس نگه میدارم استراحت میکنیم بعد حرکت میکنیم
شماره منو گرفت اتوبوس کشید کنار یه جای خلوت بود ماشینو خاموش کرد گفت چراغها را خاموش میکنم یکی دو ساعت استراحت میکنیم بعد حرکت میکنیم رفت پایین برام پیام اومد راننده بود نوشته بود بیا از ماشین پیاده شو بیا سمت جای خواب که بیرون اتوبوس بود درش به بیرون باز میشود جواب دادم که نمیتونم همه بیدارن نمیشه جواب داد باشه بزار ببینم چیکار کنم
بعد رهنمای سفر محمود آقا اومد پیشم گفت میلاد اگه حالت خوب نیس پیاده شو یکم هوا بخور اول تعجب کردم ولی بعد فهمیدم راننده با این هم دست شده برای من نقشه کشیدن اول گفتم نه مرسی بعد گفت در اتوبوس بسته شه دیگه هیچ کس نمیتونه پیاده بشه همه خسته راه بودن بیشتر بچه ها زود خوابیدن میدونستم چی در انتظار منه حشریم زده بود بالا ی حال خاصی داشتم دلو زدم به دریا گفتم باشه پیاده میشم
پیاده شدم پشت سر من محمود آقا هم پیاده شو راننده هم منتظر من بود تا منو دید گفت میلاد من جای خواب دارم اگه راحتی میتونی اونجا بخوابی بی اختیار گفتم باشه رفتیم سمت جای خواب او دو تا هم پشت سر من میومدن به همدیگه میگفتن عجب چیزیه به صد تا دختر می ارزه منم با شنیدن این حرف حسابی حشری میشدم باسنم خیلی خوش فرم بود عمدا یکم با ناز قر راه میرفتم تا اونا را دیوانه کنم رسیدیم در جای خواب درشو باز کرد گفت بفرما میلاد جون درش ارتفاع کمی داشت باید خم میشدم برم تو اومدم خم شم دوتاشون دستشونو گذاشتن رو باسنم آخ آخ جون کردن رفتم تو جای کوچکی بود ولی دو نفر راحت میتونست بخوابه پشت سر من محمود آقا هم اومد تو
آقای راننده گفتم من بیرونم سیگار میکشم شما بخوابین درو بست وآییی خدا بدنم داشت داغ میشد آقا محمود گفت خوب آقا میلاد حالت چطوره منم گفتم مرسی شروع کرد به لباساشو در آوردن بدن مردونه و خوبی داشت کمربندشو باز کرد شلوارشو نشسته داد پایین وای خدا کیرش سیخ سیخ شده بود منم با دیدن این صحنه چشام برق میزد لخت شد اومد سمت من شروع کرد به نوازش کردن منو حرفهای سکسی زدن لباشو گذاشت رو لبام خوابید روم شروع کرد به خوردن لبام از خردن لبام داشت لذت میبرد آخه خیلی خوشگل بودم از خوردن لبام سیر نمیشد بعد چند لحظه شرتشو داد پایین کیرش داد بیرون یه کیر دراز نسبتا کلفت گفت میلاد جون بیا بخورش منم گرفتم دستم سرشو کردم دهنم شروع کردم به ساک زدن ناله هاش شروع شد داشتم براش ساک میزدم اونم کیف میکرد شروع کرد لباسای منو در آوردن تیشرت نارنجی داشتم از تنم درآورد با دیدین بدن سفید بدون مو داشت دیوانه میشد شروع کرد مثل وحشیا خوردن گردن و بدن من هم زمان داشت شلوارمو میداد پایین یواش آوردم کشید پایین با دستهای مردونه و قوی از ران پاهام گرفته بود میمالید وای میلاد چه لذتی داری آدمو مست میکنی به شوم خوابیدم اونم اودم روم نشست رو پام شروع کرد به ماساژ دادن باسنم شرتمو کشید پایین خم شد شروع کرد به خوردن باسنم منم دیگه داشتم دیوانه میشدم ناله های ریزی میکردم اونم با شنیدن ناله هام خوردنشو تند تر میکرد با انگشتش شروع کرد با سوراخ کونم بازی کردن یکم بازی کرد ی تف انداخت سر کیرشو گذاشت رو سوراخم ی فشار داد بزور سرش رفت تو کیرش زیاد کلفت کیر آقای راننده خیلی کلفتر از کیر این بود شروع کرد به تلمبه زدن ولی کیرشو تا ته میکرد تو در میاورد لذت خاصی میبردم زیاد درد نداشتم گفت میلاد یکم داکی وایسا زانوهامو جم کردم باسنمو دادم بالا اونم زیاد نمیتونست زیاد بلند بشه فضای کمی بود ولی به شدت داشت تلمبه میزد کیرشو کشید بیرون محکم یه تلمبه احساس کردم آبش داره میاد چند تا تلمبه محکم زد و فریادی کشید تمام آبشو خالی کرد به داخل کونم داشت نعره میزد و با دستش محکم میزد رد کونم آخ جون میاد عجب کونی داری کشتی منو و از این حرفا کیرشو کشید بیرون ولو شد به یطرف منم حسابی داغ کرده بودم آب کیرشو تو کونم حس میکردم اونم مست دراز کشیده بود تکون نمیخورد کیرش داشت میخوابید منم با خودم بازی میکردم دست به باسنمو راناهام میزدن تنگت سیر نشده بودم دلم میخواست باز کیر بره کونم منم لذت ببرم بعد چند لحظه پا شد لباساشو پوشید از صورتم بوسید گفت میلاد تا به حال اون به این قشنگی و ناز نکرده بودم از تشکر کرد رفت بیرون انگار صبر راننده تمام شده بود با رفت اون فوری اومد داخل مجال نداد به من منو زیرش گرفت و شروع کرد خوردن همه جای بدنم راننده خیلی خوب وارد بود داشت منو دیونه میکرد سینه هامو میمالید و لبامو مثل وحشیا میخورد انگار دوست داشت فقط منو بخوره نیم ساعت با من بازی کرد حسابی منو سرحال آورد شروع کرد به لخت شدن منم دیگه داشتم میمردم واییییی کیرشو تو دستش گرفت خیلی بزرگ و کلفت بود
منم معطل نکردم کیرشو گرفتم دستم شروع کردم به خوردن کیرش از دفعه قبل صفت تر شده بود هر چقدر میخوردم بزرگتر میشد منو گرفت به شکم پرتم کرد رو زمین شروع کرد به خوردن باسنم خیلی حرفه ای داشت سوراخمو لیس میزد منم از خود بیخود شده بودم ناله میکردمو دلم میخواست کیرشو بکنه تو کونم جرم بده انگشتشو که اندازه ی کیر معمولی بود کرد تو سوراخم داشت قشنگ به من حال میداد دوست داشتم ضربه های محکم بزنه به لپ کونم بهش گفتم ضربه بزن اونم با شنیدن حرفم من محکم چندتا ضربه زد مثل دیوونه ها داشت به کونم ضربه میزد و میگفت آخ جون میلاد قربونت برم چقدر تو زیبا خوشگل هستی
خم شد یک طرف لپ کونمو کرد دهنش داشت میمکید حق داشت این همه لذت ببره یه پسر مثل عروسک زیرش بود داشت حسابی حال میکرد انگار دلش نمیخواست این ثانیه ها بگذره
بهش گفتم چرا دفعه قبل زود آبت اومد گفت از بس تو جذاب و خوشگل هستی ولی نترس قرص تاخیری خوردم میخوام حسابی بکنمت. حسابی سوراخمو آماده کرده بود سر کیرشو گذاشت رو سوراخم و فشار فشار داد انقدر سرش بزرگ بود که نرفت توش
گفت انگار نمیشه صبر کن یه چیزی دارم اون بردارم بغل ی جعبه بود درشو باز کرد ی کرم برداشت گفت این خیلی خوبه روون کننده هس اذیت هم نمیشی یکم مالید به سوراخم یکم هم به کیرش
باز سرشو گذاشت رو سوراخم ی فشار داد سرش بزور رفت تو ولی خیلی درد داشت محکم جیغ زدم و آی آی کردم تکون نخورد یک لحظه صبر کرد گفت دردت کم شد با سر گفتم بله یکم دیگه فشار داد تا نصفه کیرش رفت تو خیلی درد داشت بزور داشتم تحمل میکردم کم کم داشت دردم کم میشد اونم به آرامی تلمبه میزد دستاشو از بغل گذاشته بود زمین نصف کیرش تو کونم بود در هوا تلمبه میزد مواظب بود نچسبه به من اگه میچسبید تمام کیرش میرفت تو اذیت میشدم در آخر می خواست بلند شه ی ضربه محکم زد تمام کیرش تا ته رفت تو فریاد زدم آخ یواااااش
که زود کیرشو کشید بیرون ولی لذت خاصی میکردم گفت میلاد به پشت بخواب منم برگشتم پاهامو انداخت رو شونش شروع کرد به تلمبه زدن منو یکم از زمین بلند کرده بود باسنم یکم تو هوا بود همون حالت هام تلمبه میزد هم از من لب میگرفت ولی تو کردن خیلی استاد بود هم زمان که می کرد سینه هامو میخورد سیبیلاش میخورد به منم خیلی حال میداد مخصوصا با حرفهای سکسیش حسابی منو حشری میکرد خودشم دیگه هیچی حالیم نبود فقط تلمبه میزد خسته هم نمیشد بکوب تلمبه میزد بعد ۳۰ چهل دقیقه کردن گفت میلاد آبم داره میاد کجا بریزم منم دوست داشتم بخوابم رو باسنم آبشو بریزه گفتم رو باسنم گفت زود بخواب منم به حالت دراز کش خوابیدم چند تا با دستش جق زد داشت نفس نفس میزد انگار داشت منفجر میشد یه فریاد بلند کشید و آبشو با فشار پاشید رو باسنم انقدر با فشار ب پاشید که تا
پشت کردنم پرت شد خیلی لحضه خوبی بود حسابی سیرم کرده بود کاملا از کردن کونم ارضا شده بودم خودش هم بیحال افتاد بغلم منم یکم همون حالت خوابیدم بعد بزور خودمو بلند کردم پشتمو پاک کردم لباسامو پوشیدم میخواستم بلند شم از دستم گرفت چند تا از صورتم بوسید گفت میلاد جون عجب بدنی داشتی خیلی اندام خوبی داری من تا به حال کمرم اینطور خالی نشده بود منم گفتم ممنون تو منو حسابی سیرم کردی
در باز کردم رفتم بیرون آقا محمود بیرون بود نشسته بود زمین به لاستیک تکیه کرده بود خیره به آسمان بود من دید گفت عجب جانوری هستی درست الان یک ساعته زیرش هستی فکر کنم پدرشو درآوردی خندید منم خندیدم رفتم سمت داخل اتوبوس همه خواب بودن از بس کیر آقا راننده بزرگ بود باور کنید درست نمیتونستم راه برم رفتم نشستم خیلی خسته بودم داشت با حال خوبم خوابم میبرد نمیدونم چند ساعت خوابیده بودم چشامو باز کردم دیدم داره صبح میشه ی نگاه به راننده کردم دیدم شاد شنگول پشت فرمون نشسته سیگار به لب اونم ی نگا به من کرد گفت آقا میلاد حالش چطوره منم با حالت خواب آلود گفتم ممنون خوبم فکر کنم داشتیم میرسیدیم راهنما گفت بچه ها داریم میرسیم بیرون مواظب خودتون باشید اونجا ی نفر منتظر ماست که ما را ببره به جاهای دیدنی خرمشهر و یکم رد کردیم رسیدیم به یه مکانی که نمیتونم اسم بیارم اتوبوس نگه داشت ما همه پیاده شدیم بیرون یک نفر با لباس عرب که قد بزرگی داشت هیکلی ولی اصلا شکم نداشت با احوال پرسی از ما خوشامد گویی میکرد خیلی چرب زبان و آدم فهمیده بود ولی دائم دستش رو کیرش بود
باهاش بازی میکرد رفتم جلو تا منو دید ی نگاه خاص با لبخند ریز کرد و با لهجه عربی گفت ماشالاه آه ه ه خوش آمدی برارررر
دستمو با دستهای بزرگ سیاهش گرفت فشار داد خیره شد به من نمیدونم چرا ولی با دیدن این آقا دیگه راننده و آقا محمود از یادم رفت منم خیره شدم بهش مرد جذابی بود قد بلند و تنومند اصلا شکم نداشت سنش فکر کنم دور بر ۴۰ یا یکم پایین تر میشد
یه افتابی که مخصوص آبادانی ها زده بود خیلی خوشتیپ بود راستش یه جورایی دلم براش رفت از تیپ و قیافه اش و طرز صحبت کردنش خوشم اومد خلاصه هوا خیلی گرم بود رفتیم داخل مکان هوای خنکی داشت با این که خیلی بزرگ بود ولی با کولر خنک کرده بودن یکم رفتیم نشستیم برا ما یکم عکس از اینجور چیزا نشان دادن قرار شد بریم خوابگاه یکم استراحت کنیم
سوار شدیم اتوبوس اون آقا هم با یک ماشین دولتی شاسی بلند جلو ما بود رفتیم داخل شهر رسیدیم خوابگاه پیاده شدیم جای نسبتن خوبی بود رفتیم داخل من دلم میخواست زود برم حموم ی دوش بگیرم آخه وعضم خیلی خراب بود ولی همش تو فکر او آقاهه بودم به چهار نفر از بچه ها یک اتاق دادن رفتیم اتاق سرویس حمام مشترک داشتیم چند تا حمام دستشویی تو سالن بود بچه ها به نوبت میرفتن سرویس منم ی حوله برداشتم رفتم سمت حمام ی دوش گرفتم برگشتم اتاقم رو تختم دراز کشیدم خیلی خسته بودم یکم داری کشیدم اما فکرم پیش اون آقا بود ی پیرن اسلش باشلوار اسپرت مشکی پوشیدم گفتن نیم ساعت دیگه بیاین سالون غذا خوری برا نهار منم با همون تیپ رفتم سالون چشمم دنبال اون آقا عرب بود نشستم سر میز نهار آوردن خوردیم میخواستیم بلند بشیم راهنما آقا محمود اومد گفت بچه ها بعد نهار میخوایم بریم از چند جا دیدن کنیم گفت که آقا خالد مار رهنمایی میکنه دیدم آقا خالد با ی لباس عربی خیلی تر تمیز طوسی رنگ چپی به سر و آفتابی به چشم دوتا انگشتر عقیق به دست با تسبیح اومد کنار ما صحبت کرد که کجا میخوایم بریم
چند تا مکان اسم برد ولی من به دلایلی نمیتونم اسم ببرم
گفت برید استراحت کنید صدا میکنیم دیگه اصلا هواسم به راننده و آقا محمود نبود رفتم اتاقم کرم ضد آفتاب و زدم و یه ادکلن خوب هم داشتم که بوش خوب بود زدم هم اتاقیام خیلی اسرار کردن براشون بزنم ولی نزدم خسیس نیستم ولی میخواستم اون بو فقط از من بیاد صدا کردن آماده شین بریم من همان تیپ اسپرتی ی تیشرت گشاد که خیلی بهم میومد با یه جفت کتانی خفن آماده شدم یعنی اینطوری بگم خودمو برا آقا خالد آماده میکردم رفتیم سوار اتوبوس شدیم آقا خالد با ماشین خودش جلو ما بود ما هم پشت سرش حرکت میکردیم بیست دقیقه طول کشید رسیدیم به یکی از مکانها همه پیاده شدیم منم میخواستم پیاده شم راننده گفت میلاد حالت خوبه منم سنگین جواب دادم پیاده شدم آقا خالد هم اومد سمت ما داشت توضیح میداد که ای مکان چه اتفاقی افتاده خولاصه از این حرفا داشتیم تو اون مکان قدم میزدیم اما من فقط هواسم به خالد بود اونم زیر چشمی منو میپاید یک بار به عمد تیشرتمو که خیلی گشاد بود دادم بالا جلو چشم خالد که بدنمو بینه آخه من کمر باریکی دارم باسنم خیلی توچشمه وزن زیادی ندارم ولی باسنم بزرگه و لپ های باسنم قشنگ از رو شلوار اسپرت معلومه شلوار اسپرتم میرفت داخل چاک باسنم کاملا باسن خوش فورمم تو دید بود میخواستم آقا خالد و حشری کنم ولی زیاد باهاش گرم نمیشدم چند بار به من نزدیک شد ولی من ازش فاصله میگرفتم از دور بهش نخ میدادم
این کارم باعث میشد بیشتر پیگیرم باشه منم همونو میخواستم
خلاصه دس زدن برای من شد براش حسرت دیگه زیادی پیگیرم بود داشت تابلو میشد بخصوص راننده با آقا محمود بو برده بودن
بعضی از بچه ها هم فهمیده بودن ولی برام دیگه مهم نبود بدجور به خالد فکر میکردم یه جا حواسم نبود دیدم اومده کنار وایساده زل زده به باسنم تا نگاهش کردم برگشت اونور نکا کرد منم خندیدم رفتم جلو داشت دیوونه میشد براش ناز میکردم ولی ازش فرار میکردم خوب میدونستم تیپ اندام سکسی که داشتم بعید بود ازم دست بکشه جدای اینکه اندام خوبی داشتم صورت زیبایی هم داشتم با لب دهن کوچک لبام خیلی خوشرنگ بود انگار که روژ لب زده بودم موهام هم خرمایی بلند بود به یه طرف شونه کرده بودم خلاصه تعریف نباشه از صد تا دختر خوشگل بودم
دیگه هر جا میرفتم اونم دنبالم بود رفتم جلو با ناز گفتم آقا ببخشید اینجا سرویس کجای نگار دنیا را بهش دادن با دست پاچگی گفت اونجاس نگا کن با دست نشونم داد منم رفتم سمت سرویس میدونستم دنبالم میاد رفتم داخل سرویس برگشتم میخواستم دستامو بشورم از اینه دیدم داره میاد میخواست به بهانه سرویس رفتن از پشتم رد شه همین که خواست از پشتم رد شه خودشو بچسبونه به من زود راست شدم تا نتونه به باسنم بچسبه رد شد رفت منم رفتم بیرون وایسادم تا بیاد اومد باز با ناز عشوه گفتم ممنون آقا خالد اونم گفت خواهش میکنم زود میخواست سر صحبتو باز کنه گفت تو هم از کرج اومدی ی بله نصف و نیمه گفتم دور شدم راهنما اومد پیشم گفت این خالد زیادی پیگیرته اذیت میکنه بگو گفتم نه بهش رو ندادم رفتم پیش بچه ها از مکان دیدن کنم جاهای خوبی بود برام تازگی داشت حس خاصی داشتم هوا داشت غروب میکرد گفتن سوار اوتوبوس بشین بریم غروب جنوب خیلی قشنگه من تعریف آبادن را شنیده بودم ولی ندیده بودم از خرمشهر تا آبادان نزدیک بود ولی ما خرمشهر بودیم دوست داشتم برم آبادن را ببینم فقط ی راهی داشت برم آبادن اونم خالد بود همه بچه ها جم شدن سوار شدیم اتوبوس حرکت کرد تو راه خالد دنبال ما میومد یک دو بار عمدا از کنار اتوبوس ما رد میشد تا منو ببینه ی بار که رد میشد براش دست تکان دادم اونم برا من دست تکون داد به ماشینش گاز داد یعنی میخواست خودشو به من نشون بده جلو ما یه ویراژ داد و رفت من از هل بودن او خندم گرفته بود نا سلامتی اون رهنمای بود ولی به تهش هم فکر میکردم قراره چی بشه حسابی لذت میبردم رسیدم به در خوابگاه پیاده شدیم خوابگاه یه محوطه بزرگی داشت مثل پارک مانند بود درخت و چمن زار بود
رفتم نشستم زیر یک درخت تو فکر ی رابطه توپ بودم دیدم بله آقا خالد میاد به سمتم به خودم مشغول شدم با گوشی ور میرفتم اومد نزدیک شد گفت ماشالله گل پسر خوش گذشت
امروز منم یه نگاه بهش کردم بله خوب بود بهش گفتم ببخشید احساس میکردم شما امروز دنبال میکردی با چرب زبانی گفت بله
عطر خوبی داشتی هی منو به بطرف خودت میکشیدی واقعا عطر بینظیری داری گفتم …عه فقط عطرم خندید گفت …ممم نه خوب خودتم خوشگل هستی گفت از استراحتگاه راضی هستی
گفتم بله بد نیست ولی دلم میخواست برم شهر آبادان و از نزدیک ببینم اما فکر کنم نمیشه فردا باید برگردیم گفت آهان خیلی عالی من خونم آبادانه میتونم ببرمت آبادان گفتم چجوری نمیشه که راهنما اجازه نمیده گفت اره به اینجاش فکر نکرده بودم
وقتی با من حرف میزد دستاش میلرزید خودشو گم کرده بود
منم عاشق این رفتارش بودم خیلی اتش داشت به من دست بزنه
گفتم الان میبینن شمارتو بده شاید یه راهی پیدا کردیم
شمارشو گرفتم زود بلند شدم گفتم برو دیگه الان تابلو میشه
اصلا دلش نمیخواست از من جدا شه بزور رفت گفت حتما تماس بگیر گفتم باشه رفتم داخل خوابگاه تو اتاقم رو تختم دراز کشیدم
داشتم فکر میکردم پاشدم رفتم سمت اتاق راهنما درشون باز بود منو دید گفت به به آقا میلا چه عجب یادی از ما کردی در همین هین راننده هم اومد اونم با من احوال پرسی کرد گفت نیستی مشکوک میزنی گفتم … نه… گفت خوب حرفتو بزن گفتم دلم میخواد برم آبادان با تعجب گفتن الان نمیشه ما جایی بریم بچه ها تنهان یه سکوت کردم گفتم خوب یه نفر هس منو ببره
به همدیگه نگاه کردن گفتن کی گفتم… خوب… آقا خالد
با حالت عجیب به من نگاه کردن گفتن آهان پس که اینطور
آقا میخواد با اون باشه رهنما گفت امروز دیدم چقدر دنبالت بود
پس نگو خبرایه گفت که نه نمیتونم اجازه بدم مسئولیت داره برام
گفتم نترسید برم بگردم تا صبح با شما هستم باز قبول نکردن
منم با ناراحتی گفتم باشه ولش کن اصلا نمیرم میخواستم برم از پشت صدا زد میلاد برا ما دردسر نشه گفتم نه فقط میرم شهر و ببینم زود برمیگردم
اینم میدونستم من از اونا آتو داشتم وگرنه اجازه نمیدادن
گفت که خیلی مواظب باش از ما گفتن منم گفتم باشه گفتن حالا چجوری بهش بگیم باید دنبالت منم زود گفتم من خودم زنگ میزنم دوتایی گفتن ای جونور کی شمارشو گرفتی منم صورت سرخ شد و زود رفتم بیرون بهش پیام دادم حله بیا دنبالم بریم
زود جوابمو داد که من بیرون منتظر تو بودم جایی نرفتم زود بیا دم در بریم ولی با همون تیپ بیا امروز تیپت خیلی عالی بود
منم نوشتم باشه رفتم اتاقم به بچه ها گفتم دوست بابام میاد دنبالم برم خونشون زود میام اونا هم گفتن اره جون خودت دوست بابات کجا بود دیگه ادامه ندادم کوله مو برداشتم رفتم
از آقا محمود خداحافظی کردم رفتم بیرون دیدم بله آقا کلا نرفته منتظر من بوده
در باز کردم سلام دادم اونم با هیجان خاصی جواب سلام منو داد در و بستم حرکت کردیم گفت بخدا باورم نمیشه اومدی ماشین من خیلی خوشحالم کردی خیلی
منم خودمو زدم به اون راه گفتم دستت درد نکنه خیلی دلم میخواست آبادان رو ببینم اونم گفت رو جف چشام الان میبرمت آبادان همه جا شو نشون میدم گفتم ممنون ولی تو فیلما دیدم ی پل قشنگ داره میخوام برم اونجا اونم گفت باشه الان سه سوته میبرمت اونجا تو راه خیلی سعی میکرد دست بهم بزنه ولی من نمیذاشتم میخواستم حسابی تشنش کنم
تو راه دائم صحبت میکرد یادش رفته بود اسممو بپرسه که کجا یادش افتاد ازم بپرسه منم گفتم میلاد وااااا ماشالاه چه اسم قشنگی میلاد جون
به شهر نزدیک می شدیم از دور واقعا زیبا بود شب شده بود نور چراغها جلوه خاصی به شهر داده بود رسیدیم به اون پل ماشینو کنار پل پارک کرد پیاده شدیم گفتم میخوام برم رو پل
دستمو گرفت گفت بریم وآی انگار از دست دختر گرفته بود
خیلی با احساس گرفته بود منم ی لحظه فکر کردم دخترم حالم خیلی خوب بود خیلیی حس عاطفی براش داشتم از روی شهوت نبود اونم همینطور رسیدیم به وسط پل وآاای از رو پل شهر چقدر زیبا بود تو رویا هم همچین تصویری ندیده بودم نور چراغها میزد به آب جلویه خاصی بود داشتم لذت میبردم بخصوص خالد مرد رویاهام در کنارم بود حس امنیت داشتم ی مرد قد بلند با اندام فوق العاده
همین که دستامو گذاشته بودم به میله های پل داشتم نگاه میکردم خالد از پشت خودشو چسبوند به منم دستاشو گذاشت رو دستم وآااای عجب صحنه ای بود خم شد از لبام بوس کنه ولی صورتمو دادم جلو از لپم بوس کرد و از ته دل یه نفس کشید یکی دیگه بوس کرد معلوم بود خیلی تو دلش گیر کرده بودم دستاشو از رو دستم برداشت با دستای بزرگش از زیر تیشرتم که خیلی گشاد بود برد سمت کمرم از هر دو طرف کمرمو گرفت کشید سمت خودش وآاااای احساس کردم کیرش سیخ شده تو همون حالت داشت از لپام بوس میکرد وضعش خیلی خراب بود گفتم آقا خالد اینجا بیرونه میبینن زشته اونم یه معذرت خواست گفت ببخشید دست خودم نیست تو خیلی خوشگلی نمیتونم خودمو کنترل کنم یه دستی بهم کشید ازم یکم فاصله گرفت داشتم از منظره لذت میبردم گفت میلاد سیر شدی بریم گفتم باشه بریم
رفتیم داخل شهر ی دور زدیم گفت بریم خونه بعده تا اینجا بیایی خونه نریم ما آبادانیا مهمون نوازیم هاااا عاشق لهجه اش بودم
گفتم باشه بریم رفتیم سمت خونشون یه در بزرگ داشت که با ریموت باز میشود درو از تو ماشین باز کرد با ماشین رفتیم داخل حیاط حیاط بزرگی داشت نمای ساختمان خیلی علی بود معلوم بود خیلی پول داره
در باز کرد رفتیم تو وآی یه خونه لوکس که همه جا برق میزد
یه پذیرایی بزرگ با کلی مبل های خوشگل و گرانقیمت رفتم نشستم گفت میلاد شما سفارش بدم گفتم نه گشنم نیس
اونم قبول نکرد سفارش داد گفت نوشیدنی چی دوس داری برات بیارم گفتم فرقی نمیکنه رفت با دو تا لیوان خوشگل آب پرتقال آورد نشست پیشم داشت بال بال میزد شروع کرد صحبت کردن گفت راستش میلاد وقتی که دیدمت خیلی به دلم نشستی خدا خدا میکردم باهات دوست شم آخه تو خیلی خوشگل و زیبا هستی
و دوست داشتنی شروع کرد هی ازم تعریف کردن گفت که رو پل وقتی چسبیدم بهت انگار دنیارو دادن به من باور نمیشه توئی که به من محل نمیذاشتی الان خونه منی خیلی ممنون که اومدی
آب میوه گفت بلند شم لباسامو عوض کنم با اینا نمیشه تو خونه راه رفت رفت عوض کرد اومد وآی عجب بدنی داشت ی تیشرت سفید نازک که بازوهاش زده بود بیرون با شلوار راحتی سفید گشاد اومد نشست پیشم گفتم آقا خالد عجب بدن ورزشکاری داری اونم گفت قبلا خیلی باشگاه میرفتم ولی الان تو خونه یه اتاق دارم اونجا ورزش میکنم دوست داری بریم نگاه کن گفتم بریم
رفتیم اتاقش برای خودش ی باشگاه بود همه چی داشت گفت حالشو داری یکم ورزش کنیم گفتم اره دست کرد پیرهنشو درآورد وآااای عجب بدنی داشت تمام عضله رنگ بدنش برنزه بود دیگه بزور خودمو کنترل میکردم چند حرکت کشیشی انجام داد به من گفت پاشو دیگه نمیخایی ورزش کنی رفت سمت دمبل ها داشت بالا پایین میکرد من چهار چشمی بهش خیره شده بودم مخصوصا
اینکار میکرد من بدنشو ببینم گفت یالا بیاد بیا دیگه رفتم جلو وزنه های سبک نشون داد گفت با اونا بزن منم اصلا بلد نبودم
اومد یادم بده وزنه را داد ستم کمکم میکرد درست بزنم سر پا بودیم اون پشتم بود مثلا میخواست یادم بده خودشو چسبوند به من از اینکه بدن لختش میخورد به من لذت میبردم ول باز میخواستم تشنه ترش کنم بروم نمیاوردم گفت میلاد بدن خوبی داری ولی خیلی ظریفه بدنسازی برات خوب نیست تیشرت را در بیار ببینم منم با مکس تیشرتمو در آوردم با دیدن بدن من گفت وآااای چه بدن خوشگلی داری !؟ کمرم باریک بود سینه های پسرانه داشتم گردنم یکم بلند بود سرشانه های بالایی داشتم زیاد ورزش نمی کردم بدنم خدادادیه فقط بعضی وقتا شنا میرم
خلاصه با دیدن بدنم حسابی داغ کرده بود داشت حشری میشد
وقتی داشت به سینه هام دست میزد احساس کردم کیرش داره بلند میشه اینو از رو شلوار نازک سفید که پوشیده بود فهمیدم
وسط اتاق ی بادکنک ماندی بود ولی بزرگ بود گفتم اون چیه گفت برا تعادل خوبه من زیاد استفاده نمیکنم گفتم برم بشینم روش گفت برو رفتم نشستم روش وآی خیلی حال میداد روش بالا پایین میکردم اونم داشت منو نگاه میکرد با کمر خم نشسته بود اومد جلو گفت یکم سینتو بده جلو باسنتو بده عقب وآی منو به یه حالت سکسی نشوند باسنم بزرگ بود یکم هم دادم عقب بزرگتر دیده شد دیگه داشت دیوونه میشد نمیتونست خودشو کنترل کنه همون حال منو بغل کرد سرشو آورد پایین نزدیک صورتم چشماش خمار شده بود لباشو گذاشت رو لبام چشاشو بست شروع کرد به خوردن لبای منم اونم با چه لذتی منم باهاش همکاری کردم دستمو انداختم گردنش شروع کردم لب دادن با چه هیجان و لذتی میخورد انکار تو عمرش اصلا رابطه نداشته
واااای کیرش داشت بزرگتر میشد لبام رو لباش بود خیلی با احساس لبامو میخورد منم داشتم لذت میبردم انگار نه انگار ما همجنس بودیم مثل ی دختر تو بغلش بودم
دستشو انداخت زیر پام یه دست دیگشم پشتم بود منو همین حالت بغل کرد رفت سمت اتاق خوابش منو برد به اتاق خواب پرتم کرد رو تخت خواب یه تخت خواب شیک و دونفره فضای اتاق خواب خیلی رویایی بود تر تمیز با بوی خوب دست کرد به شلوار راحتیم کشید پایین منم از پایین تنه خیلی سکسی بودم باسن خوش فرم و ران های صاف گوشت ژله ای
افتاد رو جون من شروع کرد به خوردن همه جای بدنم قشنگ با دستهای بزرگش همه جای بدنمو لمس میکرد قربون صدقه ام میرفت آخ میلاد تو کجا بودی این مدت چرا زودتر ندیدمت از این حرفها منم سکوت کرده بودم فقط زیر دستاش ناله میکردم
منو به شکم خوابوند با هر دو دستش باسنمو ماساژ میاد یهویی شرتمو کشید پایین سرشو خم کرد شروع کرد باسنمو خوردن وآی چه لذتی داشت خیلی خوب منو حشری کرده بود دیگه داشتم مست میشدم داشتم ازحال میرفتم پاشد سرپا وایساد وآااای کیرش داشت شلوارشو پاره میکرد شکل کیرش از رو شلوار نازک کاملا معلوم بود شلوارشو داد پایین گفت بیا جلو میاد جون بیا که دارم میمیرم یه شرت خوشگل تنش بود اشاره کرد من درش بیارم دستمو از رو شورت گذاشتم رو کیرش وآییی صحنه عجیبی بود اونم سرشو گرفته بود بالا آخ جون اخ جون میکرد به زانو نشسته بودم جلوش با دو دستم شرتشو گرفتم یواش کشیدم پایین وآااااااای خدای من کیر بزرگ و سیاهش افتاد بیرون زیاد کلفت نبود ولی بزرگ خوشگل بود از اون کیرا بود که دوست داشتی تا صبح باهاش حال کنی کیرش خیلی تر تمیز بوی خوبی میداد
با دستم گرفتم یکم بالا پایین کردم از سرش ی بوس کردم شروع کردم به لیس زدن سرش یکم براش لیس زدم کیرشو کردم دهنم وآااای خیلی مزه خوبی داشت شروع کردم براش ساک زدن
اونم نفس نفس میزد بدنش دآغ کرده بود ناله میکرد یکم براش خوردم منو پرت کرد رو تخت خواب به شکم خوابیدم دست کرد به کشو تخت خواب یه کاندم براداش کشید رو کیرش اومد سمتم با دستهای بزرگش چندتا ضربه به لوپهای باسنم زد منم عاشق ضربه به باسنم بود از این کار لذت میبردم گفتم همراه با ناله گفتم آقا خالد بزن بیشتر بزن با این حرفم انگار وحشیش کردم چند تا ضربه پشت سر هم محکم به باسنم زد و یه روغن آورد که بوی خوبی داشت ریخت رو کمر و باسنم با دستاش مالید به پاهامو باسنم با نوک انگشتانش یکم مالید به در سوراخم یکی از انگشتشو کرد به سوراخم یکم باهاش بازی کرد یکم دیگه دوتا انگشتشو کرد به سوراخم میخواست جا باز کنه اومد روم نشست رو باسنم کیرشو گذاشت رو سوراخم ی فشار محکم داد و سر کیرش رفت کونم کیرش زیاد کلفت نبود برا همین درد زیادی نداشتم شروع کرد عقب جلو کردن وآی خدای من بهترین حالی بود داشتم میکردم منو به حالت داکی کرد بدن منم خوراک داکی بود کمر باریک و باسنم بزرگ گرد منم به مدل عقربی خوابیدم با این حرکت من داشت دیوانه میشد نیم خیز شد کیرشو کرد تو کونم با دستاش از کمرم گرفته بود داشت تلمبه میزد همچین میزد که صداش تو اتاق پیچیده بود خیلی حرفه ای داشت منو میکرد کمرش هم صفت بود آبش نمیومد منو به پشت خوابوند
پاهامو انداخت رو شونش شروع کرد به تلمبه زدن وقتی تلمبه میزد خایه هاش میخورد به باسنم منم حشریم صد برابر میشد
دوست داشتم تا صبح همینجوری من بکنه باز به شکم خوابیدم پاهامو باز کرد اومد وسط پام باز چند ضربه به لوپهای باسنم زد
کیرشو گذاشت رو سوراخم فشار داد تو همون حالت هم داشت تلمبه میزد منم با دستام از شهوت زیاد تخت خوابو جنگ میزدم
رو تخت چهار دستو پام باز بود اونم داشت همراه با ناله تلمبه میزد احساس کردم داره آبش میاد گفت میلاد میخوام بریزم رو لبات دوس داری آخه من عاشق لباتم منم پاشدم به زانو نشستم کیرشو گرفتم کاندومو در اوردم براش جق زدم سر کیرش داشت میترکید منم تندتر براش جق زدم آب کیرش با فشار پاشید رو صورتم اونم داشت فریاد میکشید آااای میلاد مردم دارم میمیرم فدات شم تو خیلی خوبی از این حرفا آب کیرش کلا خالی شد رو صورتم آبش خیلی زیاد بود ب تمام صورتم پخش شده بود
خودشم ولو شد رو تخت منم از رابطه با خالد خیلی خوشم اومد حسابی ارضا شدم منم رو تخت دراز کشیدم به سقف اتاق نگاه میکردم اتاق خواب دور سرم میچرخید چشامو بستم انگار رو ابرها راه میرفتم مست مست بودم یکم همون حالت خوابیدم
بلند شدم دیدم خالد همون حالت بی حال خوابیده با دستم تکون دادم گفت آقا خالد پاشید دیر میشه من برم با همون حالت خوابیده گفت میلاد کجا بری همینجا پیشم بمون گفتم نمیشه باید برم گفتم حموم کجاس من ی دوش بگیرم به زور بلند شد منو تو آغوش گرفت گفت میلاد خیلی دوست دارم میخوام ی قولی به
من بدی گفتم چه قولی گفتم میخوام تو فقط مال من باشی دیگه با هیچ کس نباش منم سکوت کردم سرمو انداختم پایین
با صدای آروم گفتم میخوام دوش بگیرم گفت باشه سمت چپ بیرون در حمامه از تخت رفتم پایین به سمت حمام شرتمو پوشیدم لباسامو برداشتم رفتم ی دوش گرفتم میخواستم بیام بیرون در و زد گفت اجازه هس عروس خانوم برام حوله آورده بود در باز کردم حوله را گرفتم پیچیدم به خودم خالد هم اومد تو بغلم کرد و از لبام ی بوس کرد گفت میخوام منم دوش بگیرم
گفتم میخوام همینجا باشم به شما نگاه کنم ی بوس از لپم کرد گفت باشه رفت زیر دوش منم پیش خودم میگفتم کاش بیشتر بمونم پیشش آخه هام اخلاق خوبی داشت هم تیپ و قیافه هم سایزیش خوب بود از همه نظر علی بود خیره شدم بهش اونم داشت خودشو میشست آب میخورد بهش جذاب تر میشد
دوش گرفتنش تموم شد اومد سمت من حوله را باز کردم اونم اومد پیشم چسبید به من حوله را پیچوندیم دور خودمون همدیگه را لخت بغل کردیم خالد اومد سراغ لبام لباشو گذاشت رو لبام
ول کن هم نبود بخدا کیرش داشت بلند میشد ولی من دیگه نا نداشتم گفتم آقا خالد من دیگه نا ندارم دلم میخواد ولی نمیتونم تحمل کنم گفت باشه پس بچرخ رو باسنت چند تا ضربه بزنم بریم منم چرخیدم چند تا ضربه محکم به باسنم زد گفت بریم منم بغلش کردم بوسش کردم رفتیم لباسامو پوشیدم
آماده شدم منو ببره خوابگاه اونم آماده شد رفتیم سوار ماشین شدم تو ره بهش گفتم تو ازم یه قولی گرفتی میخوای جوابشو بدم گفت اره عزیزم بگو
گفتم من قول میدم تا وقتی که شما بیایین کرج پیش من تا اون موقع با هیچ کس نباشم با لهجه شیرین عربی گفت الهی فدات شم که این همه با معرفتی گفت من به تو قول میدم تا وقتی که بیام پیشت با هیچ کس نباشم تا دختر منو کشید سمت خودش از سرم چندتا بوس کرد و گفت میلاد خیلی دوست دارم اوضاع داشت هندی میشد اشک تو چشم هر دوتامون حلقه زده بود
منم با بغض گفتم منم دوست دارم رسیدیم در خوابگاه دلم نمیخواست پیاده شم در باز کردم میخواستم پیاده شم برگشتم سمتش لبامو گذاشتم رو لبش همراه با گریه گفتم آقا خالد منتظرت هستم بیایی اونم با بغض گفت باشه میلاد جان حتما میام
خداحافظی کردم پیاده شدم در ماشینو بستم براش دست تکون دادم رفتم سمت در خوابگاه زنگ زدم در باز شد هنوز نرفته بود
دلم میخواست برگردم محکم بغلش کنم ولی بهش نگاه کردم رفتم تو اونم رفت
آقا محمود با راننده منتظر من بودن منم بدون توجه به اونا رفتم اتاقم در بستم بچه ها خواب بودن منم رفتم تختم دراز کشیدم
با چشمهای اشک آلود خوابم برد
با صدای آقا محمود چشمامو باز کردم دیدم بالا سرمه داره بیدارم میکنه بیدار شدم انگار همه اون اتفاق ها فقط یک خواب بود
اثر لذت دیشب هنوز تو بدنم بود دیشب فقط یه رابطه نبود یه رابطه با عشق از ته دل با تمام وجود بود
خلاصه گفتم آماده شین میخوایم حرکت کنیم کولمو برداشتم همه چیو جم کردم رفتم سمت اتوبوس سوار شدم وقتی داشتیم از خرمشهر به سمت اهواز میرفتیم چشمم به دنبال خالد بود ولی ندیدمش
تا کرج هم با کسی صحبت نکردم
همش با خالد داشتم چت میکردم
امیدوارم از داستان خوشتون اومده باشه
با تشکر فراوان از شما

نوشته: میلاد

بازدید 10,828

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

3 پاسخ به “اردوی هیجان انگیز جنوب و سکس با خالد”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید