یi شب از بس با کیرم ور رفته بودم زنگ زد اما خایه های مبارکم شدیدا درد داشتن پرسید چته بهش گفتم نمیشه گفت مردونست یکم که پیله کرد گفتم ما مردها اگه تحریک بشیم ارضا نشم درد میگیره بیضه هامون.طرف کلی مثلا ناراحت شدو قهرکرد که من از اوناش نیستم.فرداش اس داد که ارش جان بهتر شدی؟درد نداری منم جواب دادم اره.باز سگ شدوپاچمو گرفت که یالا بگو چطور خوب شدی چطور ارضا شدی و…منم ازخداخواسته گفتم که حسودیشون زده بالا.گفتم با دختر همسایه.حسابی اشکشو در اوردم.اخ که چه حالی میده دختر تازه بالغ شده رو اببندی کنی.احساساتشون در حده تیم ملیه.خلاصه که با تحریک حسادتش بهش گفتم تو که نمیای فقط منو واسه حرف زدن میخوای و…بلاخره خرشد و قرار شد بیاد خونم…من واسه خودم خونه دارم سنم 27 ساله اما کارم و تحصیلاتم ردیفه.وای وقتی اومد اولش با بلوز وجین بود کم کم که یخش باز شد راضش کردم لخت شه اما شورتو وسوتینشو شرط گذاشت درنیاره.خداااااااااااااااای من نمیدونید چه لعبتی دیدم خجالتش میشد گففتش بزار من تو اطاق لخت شدم صدات میکنم وقتی پشت در بودم منتظرش یسال نه یقرن کذشت.طاقتم نشد رفتم تو طفلک از بس خجالتش میشد بدو اومد طرفم تو بغلم با بلوزش چشامو گرفت و گفت نگام نکن فقط لمسم کن باورتون نمیشه انگار یه الماس نه یه ادم رو با هلو ساختن وتراشش دادن.دقیقا انحناهای اندامش مثله روز و شب از هم متمایز بود.با انگشتام میدیدمش.و با لبام لباشو میفهمیدم.نمیدونم چقد اینطوری بودیم که دستشو کرد تو بیرهنم باموهای سینم بازی میکرد.کیرم شده بود تیرچراغ برق.دستشو گرفتم اروم کردم تو شورتم.دستش که به کیرم خورد دیگه روانم ازاد شده بود.بعد از چنددقیقه خسته شدیم که گفتش ارش درد داره ؟؟؟گفتم الان نه اما اگه ابمونیاری اره دردناک میشه.گفتش الهی قربونش برم وبلوزشو از چشام زد کنار.باورم نمیشد .محاله کسی بتونه از اندامش ایراد بگیره.سینه هاش دقیقا اندازه لیمو شیرین سفت و سفید.موهاش مجعد و مشکی تا باسنش.کمرش کاملا باریک با یه لایه چربی نازک اما شگژکمش کاملا صاف.یهو که دیدم اندامشو کیرم تازه شد محشروسیخ.دیگه طاقت نیاوردم وخوابوندمش و اول از همه جا کسشو خوردم.کس که نه متل غنچه کوچیک و صورتی رنگ.همینطور که قربون صدقش میرفتم و میخوردمش گفتش ارش من دختر بدی هستم؟اه اه.کلا کیرم پنچر شد.بهش گفتم اره اگه نبودی الان کیر شوهرتورها نمیکردی اینو که گفتم سمیرا پاشد و کیرمو اول خوب نگاش کرد بعد بوسیدشو پرسید ماله منه آرش؟ گفتم اره نفسم.ارووم سرشو گذاشت دهنشو شروع کرد به ساک زدن .باورم نمیشد اینقد باحال ساک بزنه دندوناش اصلا به کیرم نمیخورد.با دستشم خوایه هامو ماساز میداد و بعدم خوایه هامو کرد دهنشو مک زد.دوست ندارم واستون خلاصش کنم .باقیشو بعدا سر فرصت اگه خواستید میگم.که چطور بکارتشو باز کردم وچه دردسری شد واسم وشوهر کرد و الانم گاهی میاد میکنمش.
نوشته: flat.worm
12 پاسخ به “آشنایی با سمیرا تو عروسی داداشم”
خيلى بد بود،ارزش خوندن نداشت!
اول مثل همیشه ممنون که نوشتی.بعدم کییییییییرم تو تک تک اعضای بدنت با این داستانت.کیییییییرررررم تو تک تک گلوبولایه سفیدت.آخه بیناموس شماره دادی گفتی میوه خواستن زنگ بزنه ببری.شانس آوردی من تو اون عروسی نبودم وگرنه هم به تو تمامه خانوادت تجاوز میکردم.کیییییییییییییرم تو چشم سمته چپت.(از بچه هامعذرت میخوام فحش دادم )
لامذهب شیشه نکش خوب نیست
آروق و خمیازه اسب آبی تو کونت…
بد نبود ولی بیشتر از نظر دوستان خندیدم دمت گرم
عابرریزیش ینی چی؟؟؟بچه کجایی حاجی 😀
این هم داستان یک فعله وقتی که تازه از چاله میدون اومده سر رایانه آفرین آفرین باز م بنویس من فحش نمی دم ولی برخی دوستان از خجالتت در میان
اتفاقا چندتا کس توپ هم تو خونواده تو هست. به ناموس مردم به چشم کس نگاه نکن
شاشم تو اون داستانت با او اشنایی تو
بچه زرنگ…ریدی…پروتکل الحاقی تو غینت.!!!
ﭘﺮ ﺍﺯ ﻏﻠﻂ ﺍﻣﻼﻳﯽ و ﻳﮏ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﺨﻤﯽ ﺗﺨﻴﻠی.
باز یک شر و ور دیگه