شب طولانی خاله زیر پتو

سلام این یه داستان سکسی نیست یه خاطره است
یکی دو سال پیش خاله مذهبی ما بعد از مدت ها نامزد کرد
خالم 35 بود که نامزد کرد قدش 170 وزنش فک کنم 60 ایناست
سینه های کوچیکی داره و یه کون گرد بعد چند وقت پارسال رفتم شهرستان خونه مادربزرگم خاله اینا هم اونجا بودن راستی اسم خاله ام سمیه است رفتیم اونجا و شب خوابیدم وسطای شب دور و بر ساعت 3 دیدم صدای نفس نفس زدن میاد نگران شدم گفتم نکنه مادربزرگمه سرمو آوردم بالا ببینم نَخَبره که دیدم دوتا پای سفید خالم از زیر پتو زده بیرون لای دوتا پای مردونه است و پتو رو کشیدن کامل روشونو سمیه خانوم الان جر نخور کی جر بخور خودمو زدم به خواب گفتم ولشکن نامزدن اومدن شهرستان عشق و حال تهش چند دیقه دیگه تموم میشه دیدم نخیر اینا بیخیال بشو نیستن یه ساعته داره تلمبه میزنه یه دوتا سرفه کردم دیدم همچنان داره می کوبه توش گفتم پاشم برم آشپزخونه سر و صدا رو میشنون بیخیال میشن رفتیم اومدیم دیدیم ای دل غافل سمیه تازه رفته زیر از کجا فهمیدم؟ حالت پاهایی که زده بود بیرون و کله نامزدش که هی تکون میخورد اون زیر بعصی وقتها میزد بیرون از پتو یعنی من داشتم راه میرفتم بالا سرشون خاله ما شل کرده بود و کون میداد شایدم کص نمیدونم😐😂انگار نه انگار من اونجام هیچی دیگه بیخیال شدیم تا صبح صدای نفس نفس زدن سمیه رو گوش دادیم یه هفته اونجا بودم هرشب همین بساط بود سمیه پاهاشو باز میکرد نامزد دیوثش می‌کرد توش آخر سر رفتم خونه عموم موندم من در عجبم خالم با این حد از شهوت چجوری تا 35 سالگی مونده😐😂
خدافز😑

نوشته: ss330

بازدید 18,798

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

21 پاسخ به “شب طولانی خاله زیر پتو”

  1. اولا اگه داستان نیس گوه خوردق نوشتیثانیا خالت و نامزدش سکس میکنن قبضش میاد در خونه تو گوه کص و کیر ملتو میخوری؟

  2. خوشم میاد طرف صدای پشه میاد تیز میشه که بزنه قبل نیش زدن پشه رو ناکار کنه ولی این دوست نویسنده اس ام اس ما رو حتی اندازه پشه هم حساب نکردن😂😂😂خدایی ناراحت اینی که خاله ات رو پیشت کردن یا اینکه پشم هم حسابت نکردن؟

  3. اخی طفلی رو یه چسم حساب نکردن.اگه راسه چرا جق نزدی کودک درون که هنوز تو روده خالتی

  4. خیلی جمع و جور بود داستانت. بخاطر جمع و جور بودنش لایک می‌کنم و تونستم خودمو جای خالت بزارم حس خوبی داشت. واقعا لذتبخشه خونه فامیل به شوهرت بدی

  5. نه بلدی درست بنویسی نه حالیته این کسشعری که تفت دادی داستانه فقط داستان خوندی از سر جوگیری یه چیزی نوشتی

  6. دخترای سن بالا شهوتشون خیلی زیادهمن خودم زنم سی سالش بود ازدواج کردیم دنیای شهوت بود و هست

  7. لایک دادم بهت که اول زود تمومش کردی دوم که دلم سوخت که خالت و نامزدش پشمم حسابت هم نکردن طفل معصومعجب آدمای سنگ دلی هستن اونا حالا خودمونیم کف دستی هم زدی شیطون

  8. منطقی ترین داستانی که تو این سایت خوندم با اختلاف همین بود 😂👌🏻خدا قوت

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید