شب شراب (۱)

بچه خوابش برده بود تازه … از پشت خودش رو بهم چسبوند . کیرش سفت سفت شده بود .
-دیوونه! بیدار میشه بچه
-نمیشه……
از اتاق اومدیم بیرون … لبش رو سفت چسیونده بود به لبم . داشت میمکید لبم رو دیوانه وار و سینه هام رو میمالید . من بالا بودم . بند بند وجودم از اینکه در آغوشش بودم غرق در لذت بود . لباسامو داشت به سرعت در میاورد از تنم روی کاناپه هال منو انداخت . ساپورتمو میکند … دونه دونه انگشتای پامو داشت میخورد . انگار روی اسمون بودم . سرم هم گرم بود . سر شب دو سه تا پیک مشروب خورده بودم تو بغلش . نمیذاشتم ازم لب بگیره جلوی بچه . رسید به لای پام و مرحله در اوردن شرتم . از روی شرت داشت کص ام رو میخورد . داشتم دیوونه میشدم … میدونست راه دیوونه کردنم رو بعد از این همه سال …
وقتی شرتشو در اوردم و اون کیر تپل و دوست داشتنی اش رو دیدم … اون آب نبات چوبی گنده و خوشمزه … برای خوردنش له له میزدم . تا ته تو حلقم کرده بودش.
-اااااااااااااه
-روانی آروم تر … بچه بیدار میشه .
-عیبی نداره … بزار بیدار شه کیر من رو تو دهن مامان خوشگلش ببینه .
صدای ناله هاش فضا رو پر کرده بود .
هر دو غرق در لذت بودیم . اون داشت از این که کیر گنده اش تو دهنم بود لذت میبرد و من از خوردن کیر مرد ام و اینکه لذت داشتم براش و سکس مون هنوز تازگی اون روزا رو داره داشتم لذت میبردم .
اومدم روش … داشتم کیرش رو به سوراخم میمالیدم . دیگه دیوونه شده بودم از لمس کیر بزرگش روی لبه های کص کوچولو و تنگم .
-خانمی ؟
-جونم عشقم ؟
-قول دادیاااا
-حمییییییید ! نه … گفتم نه
-قول دادی
-گفتم به روز … نگفتم امروز
نذاشتم جواب بده … نشستم روی کیر گنده اش . انگار خون تازه ای جاری بشه تو وجودم … خیس خیس بودم . از همون سر شب خیس بودم. از لحظه ای که از در وارد شدم .
کمر سفتش … کیر کلفتش و نوع عشقبازی ش همه و همه برام دوست داشتنی بود. روش نشسته بودم در حالی که بالا و پایین میرفتم لبامون تو هم گره خورده بود .
منو برگردوند … اومد روم …پاهام روی شونه هاش بود و از لذت صدای تلمبه زدنش توی کص خیسم روی اسمون بودم . طبق معمول داشتم زودتر تر از حمید ارضا میشدم . یه جیغ اروم همیشه آخر کار من بود … من شده بودم و پاهام رو دورش حلقه زده بودم که نتونه کیرش رو بکشه بیرون …بالا رفتن صدای ناله هاش و سفت تر شدن کیری که کص ام رو پاره کرده بود خبر از این میداد که …
پاهامو از هم باز کرد و اومد روم … تمام آبش با فشار روی سینه هام خالی شد … یه بخشی هم روی صورتم … هر دو به اوج رسیدیم… من تو بغلش بودم…
-مگه قول نداده بود؟
با عشوه گفتم بهش
-مگه تو سر قولت موندی ؟
با خنده جواب داد …
-من قول داده بودم ولی نه امشب …
-۵ ساله هنوز نذاشتی اون کون خوشگل رو فتح کنم … انتظار نداشته باش منم ریسک کنم آبمو بریزم توت … اگه بچه دار شدی و قرص اثر نکرد چی؟
نمیدونست همین بچه هم حاصل بی احتیاطی خودش بود.
و از همه مهمتر نمیدونست که ازدواج من با اون رفیق دیوثش – که الان هم شوهرم بود – عشقم به اون کیر گنده دوست داشتنیش بود .
قضاوت ممنوع !

ادامه دارد …

نوشته: نسرسن

بازدید 8,663

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

7 پاسخ به “شب شراب (۱)”

  1. قلم خوبی داری ،، تعلیق پایانی این قسمت هم عالی بود ، یه جورایی خواننده دچار گیجی میشه که انتظار برای قسمت بعدی رو جذاب تر میکنه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید