حدودا 5-6 ماه ازاین اتفاق گذشته بود که نفتمون تموم شده بود رفتم از شرکت نفتی که تو روسا بود نفت بگیرم که خونه پدریه همون پسره نزدیک شرکت بود من تو نوبت نفت بودم که یه دفعه چشمم خورد به همون دختره چند دقیقه بهمدیگه نگاه کردیم و یه چشمک بهش زدم بعد اونم یه لبخندی زد و رفت داخل کوچشون چد ماه بازم ندیدمش ولی این بار شانس بهم رو کرد ما یه همسایه داشیم که تازه رفته بودند تو شهر زندگی کنن و خونشون خالی مونده بود این تازه عروس و داماد ها این خونه را اجاره کردن و اومدن همسایه ما شدند و یواش یواش با این دختره دوست شدیم وازش شماره کرفتم چند مدت تلفنی باهاش حرف زدیم اولش قبول نمیکرد ولی مخشو زدم که باهم سکس داشته باشیم شوهرش میرفت شهر کارگری میکرد بهم گفته بود خودم برنامه ریزی میکنم یه شب بیا خونمون و یه روز بهم زنگ زد کفت شوهرش اضافه کاری داره میمونه خونه مادر این خانم خوشکل چون خونه مادرش تو شهر بود بهم گفت امشب میتونی بیای پیشم از خوشحالی داشتم بال درمیاوردم حدود ساعت 11شب بود دیگه خیابانها تقریبا خلوت شده بود بهش اس دادم که درشون را باز بذاره البته درب حیاط نداشتن باید مستقیم میرفتم تو خونه گفتم بیاد سر سگشون را گرم کنه که منو نبینه البته از سگ نمیترسم ولی خوب اگه منو میدید سروصدا راه مینداخت بلاخره رفتم تو یکم باهم حرف زدیم بعد شروع کردیم به سکس بازی حدود دوسال باهم بودیم و هرموقع فرصت میشد یا اون روزها میومد خونه ما یا من شبا میرفتم خونه اونا خلاصه خیلی بهم خوش میگذشت ولی الان یه ساله بدبختانه بهم نگاهم نمیکنه و سیم کارتشو هم عوض کرده هنوز نمیدونم چرا باهام قهر کرده … ببخشید سرتونو درد آوردم . خوش باشید
نوشته: شاهین
21 پاسخ به “شاهین و زن همسایه”
lol
من نمیدونم اینا همراه داستانشون پولم میفرستن واس آدمین ک چاپ میشه؟؟من خودم دوبار چند تا از دوستامم که میان اینجا همه میگن یکی چند بار داستان دادیم ولی چاپ نمیشه.نمیدونم این چی بود آخه…
offfffkossher
من فک میکنم که داستانت چیزی دیگه بوده و تو چیزی دیگه تعریف کردی.اخرشم ک گفتی تحویلت نمیگیره و سیمکارتشو عوض کرده …یا داستانتونو فهمیده کسی و به اون گفته .یا اینکه تو از بث ندیده بازی و لوس بازی در اوردی ک دیگه عادی شدی براش و اون کم کم ازت دلسرد شده و بدش اومده ازت …ویا پیش خودش فک کرده ک شویش جوابگوش هست و نیازی به دومی نیست.
yani madareto gaiidam ba in dastanet koli khandidamlolbiggrin
مرد حسابي، تو اون روستاي وامونده تون مدرسه نداشتين كه سواد دارتون كنه؟ تا حالا كسي بهت ياد نداده از نقطه استفاده كني كه وقتي كس شعر مينويسي حداقل بشه فهميد چه مهملاتي سر هم ميكني؟ اصلا معلوم نيست كي به كيه تو اين روستايي كه حياطشون در نداره!
چرا این کس شعرا را سر هم میکنین حیاطشود در نداره اما خیابونش شلوغه بعدش تو مرغداری کار میکنن ولی شوهرش میره شهر کارگری بالاخره کدومیکی درست است اول یه بار داستانتو بخون بعد تایپش کن
کیرتوکونت
اولا بهت بگم که استان اربیل نه استان اردبیل .اربیل ماله عراق هستش .آبروی هم استانی هاتم اینجا بردی با این کس شعر .یعنی کدوم روستای مشگینه که باید تا 11 منتظر بمونی تا خیابون خلوت شه .جالق المجلوف من الجلق
goodتقدیم با عشق
اخی گت ورن نه بزار فارسی بنویسم تا همه دوستای گلم بخونن اخه کونده روستایی که گاز نداره هنوز چجور خیابون داره اخه گت ورن بگو منتظر بودم تا گوسفند ها بیاین برن طویله کیرم تو کون تنگت
كير تو نوشتنت
مرتیکه کس کش با اون داستان نوشتنت آبروی مشکین شهرو بردی…ان آقا
واقعا که این کس شعرا چیه تف دادی اخه جمشید تو کونت بزاره دیوانه
با زن همسایه سکس بازی کردی!!؟ROFLکوچولو نگفتی چند سالته؟بازی های بچه های بد: دکتر بازی ،مامان بازی،سکس بازی
خاک بر سر تو یکی…
چرا همه داستانهد مال چند سال پیشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اخه مرغ داری و اضافه کاری؟lolاگه بره مرغ های فلج و با ویلچر جابجا کنه
چی بگم؟
خیلی کس وشعر گفتی کونیحیف که 2 دقیقه از وقتمو برای داستان مزخرفت هدر دادم
چی بود این؟؟؟؟ واقعا داستان سکسی بود!!!