سلام
راستش تا چند سال پیش رابطه با خواهر برای مغز من قفل بود و امکان نداشت ولی برای من پیش اومد و زندگی هم من و هم خواهرمو تغییر داد
سال ۱۴۰۰ بود خواهرم تازه عقد کرده بود تو سن ۲۰ سالگی ی دختر ناز با اندام ناز تر من اون موقع هم مخالف بودم رود ازدواج کنه ولی گفتن پسره خوبه و این حرفا
خونه گرفته بود پسره پول کم آورده بودن قرار بود ۶ ماه بعد عروسی بگیرن
من ۲۷ سالم بود و خب با خواهرم خیلی صمیمی بودیم ی روز بهم گفت به شهرام شک دارم گفتم چرا مگه چی شده گفت نمیدونم حسمه گفتم الکی جوگیر نشو اگر چیزی دیدی مغزتو درگیر کن
خلاصه بگم که بله خیانت کرده بود و دعوا و طلاق کشی و تمام
خونه و به عنوان مهریه گرفتیم ازش و خواهرم اونجا مونده بود نزدیک بودیم کلا چهار تا کوچه فاصله داشتیم
یکسال گذشت شده بود مرداد ۱۴۰۱ خواهرم از همیشه داغونتر بود پر از غصه چون شده بود انگشت نمای فامیل و دوست خیلی غصه میخورد من میخواستم برم ترکیه جنس سفارش بدم مامانم گفت چرا النا رو نمیبری گفتم میخوام برم پنج روزه برگردم گفت ببرش هوا عوض کنه گناه داره بهش گفتم اول گفت اصلا دوست ندارم از خونه بیام بیرون خیلی زودرنج شده بود زود گریه میکرد اعتماد به نفسش شدیداً اومده بود پایین و فکر میکرد تمام مردم دارن راجع به این حرف میزنن
خلاصه راضیش کردیم که بریم کاراشو کرد و رفتیم باهم اونجا رسیدیم هتل معمولی بود ولی خب رو به روش استخر داشت منم واقعا دلم براش میسوخت وقتی میدیدم خواهر من از اون من انرژی و خوشکلی چقدر داغون شده بهش گفتم هرچی میخای بخوری هرکاری میخای بکنی آزاد فقط عشق و حال میکنیم اونم از روز اول شلوارک و تی شرت میرفتیم میچرخیدیم استخر رفتیم که همه دیدش میزدن بهش گفتم تمام مردای اینجا ارژوسونه تورو داشته باشن میگفت نه ایناهم دنبال فقط سکسن و اینا خیلی ناز بود خواهرم مودم بیشتر نگاهش میکردم دیگه کلاب می رفتیم رستوران خلاصه سنگ تموم براش گذاشتم شب آخر بود رفتیم کلاب مست کردیم و ی دختر که چندبار اونجا باهاش بودم و سکس کرده بودم منو دید و اومد و بغلم کرد خواهرمو معرفی کردم و اینا مست مست بودم که ازم خواست بریم سکس کنیم رفتیم بالا اتاق جدا داشتن رفتم ی نیم ساعتی بود سکسمون اومدم پایین دیدم خواهرم نیست هرچی گشتم نبود تا آخرش رفتم دستشویی دیدم ی پسر مست چسبوندتش به دیوار دست برده زیر شورتش خاهرمم کیرشو میماله و لب میخورن چنان پسره رو پرت کردم کنار زدم تو گوش خواهرم مثل چی بگم گردنشو گرفته بودم تا سوار تاکسی سدیم یسرع داشت گریه میکرد رسیدیم هتل گفتم شوهرت حق داشت تو شعور نداری ی لحظه نبودم داشتی کیر پسره رو میمالیدی بدبخت خلاصه فقط تحقیر مردم یهو اون برید و شروع کرد داد زدن که فقط شما مردا حق دارین بکنین همه رو بکنین ما حرف نزنیم گفت اون شهرام دیوث رقت کرد ازش جدا شدم آبروم همه جا رفته همه میگن طلاق گرفتس مگه من چی کم بود خلاصه این حرفا و گریه باز دلم براش سوخت بغلش کردم گفتم فدات شم نه تو هم حق داری ولی نتونستم ببینم اون صحنه رو غلط کردم منو ببخش مست بودم خلاصه ارومش کردم منم واقعا رو پام بند نبودم افتادم همونجوری النا هم خوابیده بود کنارم تو بغلم تا ساعتی دو سه صبح بود یکم بهتر شدم دیدم با لباس بیرونم رفتم سیگار کشیدن تو تراس لباسامو کندم اومدم بخابم کونشو دیدم هنوز یکم مست بودم ولی نمیدونستم چکار کنم الکی بین خواب و بیدار گفتم قربونت برم با لباس بیرون سخته و این حرفا تا لباساشو درآوردم مونده بود با شورت فقط خیلی خیلی داغ شده بودم یکم نشستم رو تخت نگاهش میکردم و میمالیدم کیرمو سیخ سیخ شده بود که یهو النا برگشت و دید و هول شد فوری لحاف گرفت جلو سینه هاشو و کیر منو دید گفت تو چرا لختی داری چیکار میکنی و منم بدتر از اون ریده بودم به خودم گفتم هیچی داشتم اینستا میدیدم تحریک شده بودم گفت تو چرا منو لخت کردی خخخ گفتم با لباس بیرون خواب بودی گفت خاک بر سرت داشتی با بدن خاهرت خود ارضایی میکردی گفتم نه چه حرفیه گفت آره تابلو گفتم نه اون هی میگفت آره گفت فقط خودت مهمی ی دختر و بکنی با خواهرت حق بزنی ولی خواهرت نیاید دست بزنه به کسی همتون لاشی هستین و اینا گفتم من گیجم تا صبح غر بزن ساعت یازده باید بریم فرودگاه چشمام گرم شده بود که دیدم اومدن بغلم کونو چسبیوند بهم دستمو گذاشتم رو سینه هاش هیچ حرفی نزد منم هیچی نگفتم چند دقیقه گذشت خیلی خیلی آروم کونشو میمالید بهم
من دیگه خوابم پریده بود و داغ شده بودم ولی واقعا نمیدونستم چکار کنم هم ترس داشتم هم خجالت فقط آروم منم سینه هاشو یکم فشار میدادم شاید ی ربع همسن وضعیت و داشتیم که دستشو آورد عقب از رو شورت میمالید برام من سراسر شهوت بودم ولی جرات نداشتم بیشتر انجام بدم خواهرم برگشت از جلو بغلش کردم کیرم جوری سیخ شده بود از زیر شورت که گذاشتم با پاهاش ی ربع عاشقانه فقط لب بازی کردیم و دستمالی کردم کونشو واقعا حسش خوب بود چون با احساس بودیم دیگه نتونستم خودمو بگیرم درش آوردم و چرخیدم روش هم مست بودم هم ترس داشتم کیرم سیخ بود آبم نمیومد و وقتی آبم اومد تازه فهمیدم چی شده فرداش اصلا انگار نه انگار اتفاقی افتاده کاملا عادی پاشدیم لباس پوشیدیم و تا چند ماه اصلا به روی خودمون نمیاوردیم حتی وقتی تنها بودیم تا ی شب بهمن ماه بود پیام داد بهم اون شب خیلی بهم خوش گذشت منم گفتم برای من بیشتر گفت حیف شد خواهرتم وگرنه از ته دل دلم میخواست هر شب باهات سکس کنم و اون شب هم رفتم و پارسال ازدواج کرد دوباره
راستش تا چند سال پیش رابطه با خواهر برای مغز من قفل بود و امکان نداشت ولی برای من پیش اومد و زندگی هم من و هم خواهرمو تغییر داد
سال ۱۴۰۰ بود خواهرم تازه عقد کرده بود تو سن ۲۰ سالگی ی دختر ناز با اندام ناز تر من اون موقع هم مخالف بودم رود ازدواج کنه ولی گفتن پسره خوبه و این حرفا
خونه گرفته بود پسره پول کم آورده بودن قرار بود ۶ ماه بعد عروسی بگیرن
من ۲۷ سالم بود و خب با خواهرم خیلی صمیمی بودیم ی روز بهم گفت به شهرام شک دارم گفتم چرا مگه چی شده گفت نمیدونم حسمه گفتم الکی جوگیر نشو اگر چیزی دیدی مغزتو درگیر کن
خلاصه بگم که بله خیانت کرده بود و دعوا و طلاق کشی و تمام
خونه و به عنوان مهریه گرفتیم ازش و خواهرم اونجا مونده بود نزدیک بودیم کلا چهار تا کوچه فاصله داشتیم
یکسال گذشت شده بود مرداد ۱۴۰۱ خواهرم از همیشه داغونتر بود پر از غصه چون شده بود انگشت نمای فامیل و دوست خیلی غصه میخورد من میخواستم برم ترکیه جنس سفارش بدم مامانم گفت چرا النا رو نمیبری گفتم میخوام برم پنج روزه برگردم گفت ببرش هوا عوض کنه گناه داره بهش گفتم اول گفت اصلا دوست ندارم از خونه بیام بیرون خیلی زودرنج شده بود زود گریه میکرد اعتماد به نفسش شدیداً اومده بود پایین و فکر میکرد تمام مردم دارن راجع به این حرف میزنن
خلاصه راضیش کردیم که بریم کاراشو کرد و رفتیم باهم اونجا رسیدیم هتل معمولی بود ولی خب رو به روش استخر داشت منم واقعا دلم براش میسوخت وقتی میدیدم خواهر من از اون من انرژی و خوشکلی چقدر داغون شده بهش گفتم هرچی میخای بخوری هرکاری میخای بکنی آزاد فقط عشق و حال میکنیم اونم از روز اول شلوارک و تی شرت میرفتیم میچرخیدیم استخر رفتیم که همه دیدش میزدن بهش گفتم تمام مردای اینجا ارژوسونه تورو داشته باشن میگفت نه ایناهم دنبال فقط سکسن و اینا خیلی ناز بود خواهرم مودم بیشتر نگاهش میکردم دیگه کلاب می رفتیم رستوران خلاصه سنگ تموم براش گذاشتم شب آخر بود رفتیم کلاب مست کردیم و ی دختر که چندبار اونجا باهاش بودم و سکس کرده بودم منو دید و اومد و بغلم کرد خواهرمو معرفی کردم و اینا مست مست بودم که ازم خواست بریم سکس کنیم رفتیم بالا اتاق جدا داشتن رفتم ی نیم ساعتی بود سکسمون اومدم پایین دیدم خواهرم نیست هرچی گشتم نبود تا آخرش رفتم دستشویی دیدم ی پسر مست چسبوندتش به دیوار دست برده زیر شورتش خاهرمم کیرشو میماله و لب میخورن چنان پسره رو پرت کردم کنار زدم تو گوش خواهرم مثل چی بگم گردنشو گرفته بودم تا سوار تاکسی سدیم یسرع داشت گریه میکرد رسیدیم هتل گفتم شوهرت حق داشت تو شعور نداری ی لحظه نبودم داشتی کیر پسره رو میمالیدی بدبخت خلاصه فقط تحقیر مردم یهو اون برید و شروع کرد داد زدن که فقط شما مردا حق دارین بکنین همه رو بکنین ما حرف نزنیم گفت اون شهرام دیوث رقت کرد ازش جدا شدم آبروم همه جا رفته همه میگن طلاق گرفتس مگه من چی کم بود خلاصه این حرفا و گریه باز دلم براش سوخت بغلش کردم گفتم فدات شم نه تو هم حق داری ولی نتونستم ببینم اون صحنه رو غلط کردم منو ببخش مست بودم خلاصه ارومش کردم منم واقعا رو پام بند نبودم افتادم همونجوری النا هم خوابیده بود کنارم تو بغلم تا ساعتی دو سه صبح بود یکم بهتر شدم دیدم با لباس بیرونم رفتم سیگار کشیدن تو تراس لباسامو کندم اومدم بخابم کونشو دیدم هنوز یکم مست بودم ولی نمیدونستم چکار کنم الکی بین خواب و بیدار گفتم قربونت برم با لباس بیرون سخته و این حرفا تا لباساشو درآوردم مونده بود با شورت فقط خیلی خیلی داغ شده بودم یکم نشستم رو تخت نگاهش میکردم و میمالیدم کیرمو سیخ سیخ شده بود که یهو النا برگشت و دید و هول شد فوری لحاف گرفت جلو سینه هاشو و کیر منو دید گفت تو چرا لختی داری چیکار میکنی و منم بدتر از اون ریده بودم به خودم گفتم هیچی داشتم اینستا میدیدم تحریک شده بودم گفت تو چرا منو لخت کردی خخخ گفتم با لباس بیرون خواب بودی گفت خاک بر سرت داشتی با بدن خاهرت خود ارضایی میکردی گفتم نه چه حرفیه گفت آره تابلو گفتم نه اون هی میگفت آره گفت فقط خودت مهمی ی دختر و بکنی با خواهرت حق بزنی ولی خواهرت نیاید دست بزنه به کسی همتون لاشی هستین و اینا گفتم من گیجم تا صبح غر بزن ساعت یازده باید بریم فرودگاه چشمام گرم شده بود که دیدم اومدن بغلم کونو چسبیوند بهم دستمو گذاشتم رو سینه هاش هیچ حرفی نزد منم هیچی نگفتم چند دقیقه گذشت خیلی خیلی آروم کونشو میمالید بهم
من دیگه خوابم پریده بود و داغ شده بودم ولی واقعا نمیدونستم چکار کنم هم ترس داشتم هم خجالت فقط آروم منم سینه هاشو یکم فشار میدادم شاید ی ربع همسن وضعیت و داشتیم که دستشو آورد عقب از رو شورت میمالید برام من سراسر شهوت بودم ولی جرات نداشتم بیشتر انجام بدم خواهرم برگشت از جلو بغلش کردم کیرم جوری سیخ شده بود از زیر شورت که گذاشتم با پاهاش ی ربع عاشقانه فقط لب بازی کردیم و دستمالی کردم کونشو واقعا حسش خوب بود چون با احساس بودیم دیگه نتونستم خودمو بگیرم درش آوردم و چرخیدم روش هم مست بودم هم ترس داشتم کیرم سیخ بود آبم نمیومد و وقتی آبم اومد تازه فهمیدم چی شده فرداش اصلا انگار نه انگار اتفاقی افتاده کاملا عادی پاشدیم لباس پوشیدیم و تا چند ماه اصلا به روی خودمون نمیاوردیم حتی وقتی تنها بودیم تا ی شب بهمن ماه بود پیام داد بهم اون شب خیلی بهم خوش گذشت منم گفتم برای من بیشتر گفت حیف شد خواهرتم وگرنه از ته دل دلم میخواست هر شب باهات سکس کنم و اون شب هم رفتم و پارسال ازدواج کرد دوباره
نوشته: احسان
14 پاسخ به “سکس ناخواسته با خواهرم”
اولا کیرم تو لنگای خواهرت که واقعا جنده استدوما کیرم را بگیر تو دستت و باهاش بنویس چون کمتر از قلمت غلط املایی مینویسهسوما کیر اسب آبی تو ماتحتت که خیلی دیوثی
چه خانواده ی لاشی و مزخرفی هستین.نه واسه سکس با خواهرت که دروغ بود. واسه بالا کشیدن خونه جوون مردم.
چیگفتی کسو
خیلی جملاتت نصف و نیمه بود و کلی غلط املائیشماها جایزه بگیر هستید
ریدن توی نوشتنت و طرز فکرتاوسکول پلشت بحساب خودت غیرت داشتی که نزاشتی یکی خواهرتو بکنه بعد خودت کردیش و اشکالی نداشتهمستی هم خوب بهونه ای شده واسه داشتن ذات خرابهرگوهی دلشون میخواد میخورن بعد میگن مست بودیم نفهمیدیم
واقعا چرا بعضی از مردم فکر میکنن چون پسرن همه کاری رو آزادن انجام بدن ولی بنظرشون دختر نباید هیچکاری بکنه و دنبال دختر آفتاب مهتاب ندیده هم هستن؟
تو بخوای از عوارضی روبشی باید مجوزبگیری ،بعد واسه ما رفتی خارج کلاب،بنگ کشیدی همه ی این هارو تصوير سازی ذهنی کردی اومدی این جا نوشتی
بقول تتلفکر کردی بگی مست بودم ، میگیم خب باشه مست بود ولی بیغیرتا مثل بابات میمیرن
نصف مردای اینجا هم آرژوسونه ورود کسخلایی مثل تو اینجا ممنوع بشه، ریمه مین کلهت.
محبور نیستی بنویسی وقتی فارسی نوشتنت خوب نیست.
واقعا رابطه با خواهرش چیز خوبیه، که ما نداشتیم
کیرم نو غیرتت که خواهرتو ول کردی رفتی پی سکس خودت
کاش ما هم که تو آلمان هستیمازین کلاب ها داشتیم 😂👉
داستان های یک جقی کونی که برای اینکه یکی براش بماله 8 دور کون میده!