یه روز تو حونه ما جشن تولد خواهرم بود خونمون خیلی شلوغ بود منم سرم شلوغ بود واصلا حواسم به دوروورم نبود یکی ازدوستاموکه خیلی بهش اعتماد دارم دعوت کرده بودم که کمکم کنه واسه پذیرایی و رسیدن به مهمونا. وقتی نوبت به کادو دادن رسید دوستم ارش اومدکنار دستمو گفت کریس اون دختره که ماکسی زرشکی پوشیده کیه؟؟؟گفتم بیشعور احمق زن داییمه (البته من تااون روز اصلا نگاهمومتوجه زن داییم نمیکردم به نظر بدنگاش نمیکردم)واسه چی؟گفت از اول مراسم بدجورداره نگات میکنه این نگاه معمولی نیست.گفتم برو گمشو خواهشا نظر نده.اون شب گذشت فرداش آنیتا (زن داییم) اومد زنگ در خونه رو زد خواهرم رفت در رو واسش باز کرد به خواهرم گفت زود باش بریم دیر میشه ها. منم رفتم گفتم سلام کجا بسلامتی؟ گفتند میریم واسه ناهار خرید داییم قراره ناهار ازسرکاربیادخونه ما.گفتم باشه برید ولی مواظب چشماتون باشید آنیتامنظورموگرفت اومدجلوآروم درگوشم جوری که صدای نفس هاشو میشنیدم گفت باشه عزیزم…قلبم ایستاد نفسم بالانمیومد تاحالا اینقدزن داییم بهم نزدیک نشده بود.اینقد تو شوک بودم که مامانم سه بار صدام زد که متوجه نشدم.
ظهر که ازدانشگاه برگشتم خونه رفتم تو اتاقم هنوزتوشک بودم داشتم آهنگ گوش میدادم چشماموبسته بودم که یه دفه یکی باپالگدم زد خواهرم بود یه دفه بدجورترسیدم گفت پاشوبیا ناهار بخور.وقتی رفتم یرسفره بعدازاحوال پرسی باداییم و خسته نباشید به بابام دیگه یه کلمه ازمن درنیومد مات ومبهوت نگاه ناز آنیتا بودم.یه هفته بعدازون ماجرا دایییم بهم زنگ زد گفت پاشوبیا خونه ما کامپیوترم خراب شده درستش کن منم گفتم باشه ورفتم مشغول شدم داشت تریبا تموم میشد که داییم گفت من میرم 20دیقه بخوابم تموم که شدبیدارم کن منم ازخداخواسته گفتم باشه.داشتم باکامپیوترورمیرفتم که یه پوشه عکس های که داییم هاییدن کرده بود روباز کردم چشمام یه لحظه وایساد.عکس های اززن داییم که همشون آخرسکس بودن توهمین حال زن داییم بایه لیوان قهوه اسپرسو که همه میدونن عاششم اومد گفت داری چیکار میکنی؟بدجور دلمریخت گفتم اتفاقی بود بخدابیا بستمش.قهوه رو که بهم دادبعدپنج دیقه بهم گفت خوشکل بودن؟منم قهوه پرید توگلوم گفتم چی زن دایی؟؟؟گفت عکسام؟گفتم اره چطور مگه؟گفت یعنی تو تاحالا نفهمیدی که یه ساله تمومه من تواتلیه مدلینگم؟گفتم نه بخداازکجابدونم خوب اونم گفت ازبس گیجی.توهمین حال وهوابودیم که داییم بیدار شدگفت من میرم عجله دارم کامپیوتوروکه درستش کردی بعدش با آنیتا برید خونه شما منم شب منم اونجا.منم گفتم دایی تمومه منم باهات میاموکه یه دفه زن داییم گفت پس انتی ویروس چی؟مگه قرار نشدفتوشاپم نسب کنی؟؟؟خدایا ماهمجین قراری نداشتیم!!!داییم گفت باشه خودتون یه کاریش بکنید من عجله دارم.داییم رفت و مشغول کامپیوترشدم آنیتا اومد گفت من میرم یه دوش بگیرم تا تموم شه توم تموم کن که بریم.گفتم باشه.سرگرم بودم که یه دفه صدام زد.کریس جان لباس هامو واسم بیار روتخت جاگذاشتم.منم گفتم باشه الان میارم.ازهمه جابی بررفتم رو تخت یه تاب و ساپورت مشکی افتاده بود برش داشتم بردمکه بهش بدم وقتی ازلای در حموم دیدمش فاز ازسرم پری.خدایا این آنیتاست جلوچشم من؟؟؟جوری وایساده بود که که یکی ازسینه هاش لای در کاملا معلوم بود.سفت وتپل یه دفه گفت پس لباس زیرام کو خنگه؟؟؟گفتم کجاس؟گفت برو ازتوکشوکمدم بردار هرکدوم که دوسداشتی به سلیقه خودت.خدایادیگه طاقتم تموم شد وقتی کشوروبازکردم دیگه کیرم مث لوله اهن زیر شلوارم سفت شد یه دست قرمز که خیلی دوسدارم واسش بردم.رفتم نشستم وقتی ازحموم اومدبیرون یه حوله بزرگ تنش بود رفت تواتاق خواب بعدپنج دیقه بااون صدای نازش سدام زد.گفتم بله؟؟؟گفت بیاکارت دارم.منم رفتم دیدم ساپورتشوپاش کرده ولی بندکرستشونمیتونه ببنده.گفت بیا ببندش ولی نگاه نکنی آ؟گفتم باشه منم رفتم جلوناخواسته کیری مث رغدشده بود به کونش که هرچی ازش بگم کم گفتم خورد اونم فورا فهمید گفت چیه تا حالا زن دایی به خوشکلی دیدی؟؟؟خداااااااااااااا این زن دایی منه؟منم دیگه گفتم فردین بازی بسته.آروم رفتم درگوشش مث خودش ولی پشت گفتم نه عزیزم.اینو که شنید برگشت و گفت میدونی چن وقته که من عاشقتم وبهم بی محلی میکنی؟منم گفتم باشه عزیزم اشکال ازمن بود توببخش اینوکه گفتم لباشوگذاشت رو لبام اینقد باولع میخوردکه انگار باراوشه.خوابوندمش رو تخت کرستی که قراربود بسته شه رودرآوردم اینقداون سینه های نازش رو خوردم که قرمز شد صدای اه واوهش داشت بلند میشد بازبونم روشکمش پایین میومدم که رسیدم به ساپورتش و درش آوردم/بعد گفتم نفسم اجازه هست شورتتودربیار بیارم؟؟؟گفت زود باش دارم میمیرم وقتی آروم شورتشودرآوردم کسی رو دیدم که تاحالا تو هیج فیلمی مال هیشکدوم ازدوسدخترام اینجوری به خشکلی به نازی به تپلی و سفیدی و تنگی این کس ندیده بودم فورا گفتم دایی کوفتت بشه وبا زبونم افتدم به جونش آنیتام که میگفت آآآآآآییییییییی ااااااااووووووو هه ه ه ه ه ه ه ه ه دیگه رفتم بهشت…پاشدم لباسامودرآوردم کیرم گذاشتم دهنش چنان ساکی میزد که الکسی تگزاز بایدازش یادمیگرفت.بدنشوکاملا صافکردم خوابیذم روش سرکیرمودم کسش وای خدااینقد تنگ بود که اول نمیرفت بادستش سرکیرموبیشترخیس کرد تاراختر بره تو گفت بکن توش دیگه مردم واسه کیر زودباش جرم بده اااااااا ییییییی منم کاملا کیرمرموتاآخرفرستادم توکس نازش و شروع کردم به تلنبه زدن اینقدزیرم ناز کرد و داد زد که داشت ازصداش آبم میومد.بعدهفت هشت دیقه عقب و جلوکردن داشت آبم میومد فهمیدبادستهاش کمرموگرفت و گفت خالی کن تو کسم بذاروجدت بیاد تووجودم آبموکه خالی کردم ده دیقه بیهوش افتادم که صدام زد پاشو عزیزم برو دوش بگیر که سرحال شی بعش بریم و بعش گفت چی میشداگه توشوهرم بودی////بعداون روز دیگه آنیتا شده بود مال من چن بار دیگه باهم سکس کردیم اگه خوشتون اومد بازم ازسکسمون میفرستم.
نوشته: کریس
27 پاسخ به “سکس با زن داییم”
کی خرابی کامپیوتر ار داستانای ما حذف خواهد شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/dash1
بابا فردین ، بابا آخر غیرت 😐 چرا همه زن داییاشون و زن عموهاشون زود پا میدن؟؟
کیرم تو اون داستانت. نمی دونم مردم فکر میکنن ماهم مثل خودشون جقی هستیم ک این کسشرای ساخته ی ذهن یه ملجوقو بخونیم عمو جون، دیگه این ورا نبینمت وگرنه تو و اون زندایی خیالیتو همچین میکنم که تا دم در خونتون سینه خیز برید
کریس؟!! حتما رونالدو!!
کریس؟؟؟!!!..فک کنم توام از اون عشقه کریس رونالدوها هستی…کاری به خیالی یا واقعی بودن داستان ندارم.ولی یه نکته ک متذکر میشوم اینه ک اون دوستت برا جشن تولد اوردی کمکت کنه و گفتی مورد اعتماد بوده…میگم خیلی مورد اعتماد بوده ک چشم و چار میکرده و فهمیده زن داییت نگات میکنه.
faghat mitavan goft baar digar kos neveshtehaye yek maghze majlugh…sorry2
دهنتو کلی خندیدم :)))نخسوزن اینجاش :توهمین حال وهوابودیم که داییم بیدار شدگفت من میرم عجله دارم
خیلی کسسسسسسسسسسسسسسسسس کشی
خوب بود . بازم بنويس.كيرم تو كس آنيتا
زنداییت خواست صدات کنه نگفت کیری بیا منو بکن کسکش
ای کاش منم دایی داشتم که … خوشم میاد تو داستانها زن دایی ها میان میگن منو بکن تمام قضایا هم طوری پیش میره که درجا زن دایی ها میگن بیا منو بکن حالا کاری ندارم که زن داییش گفته بیا منو بکن ولی چرا زن دایی ها همش جنده از آب در میان که میگن منو بکن.dash1wacko
تو کریس نیسی کیریسی چاقال… آب شنگولم تو خمه ابروهات جلووق!!! ننویس
من فقط اولشو خوندم.اول که همه دخترا 175 تا قد دارن. بابا میانگین قد تو ایران 170. این یعنی نصف مردم باید زیر 170 باشن. پس اون داستانایی که زیر 170 هستن دخترا کجان؟دوم اینکه دوستت اومده میگه اون داره بدجور نگاهت میکنه نگاهش طبیعی نیست. یعنی یه نفر به تو زل میزده تو نمیفهمی اونوقت دوست تو فهمیده. اونش به کنار. کی میاد توجه کنه که یه نفر به کی داره توجه میکنه.یعنی این دو تا رو که خوندم فهمیدم چقدر دری وریه. به هر حال موفق باشی.
خدایا چرا ما رو از زن دایی بی نصیب کردی همه زن دایی ها کونی شدن از شانس کیری ما کیرم تو کون پلمپ زنداییت حتما نه داییت عقلش کشیده تا حالا زندایی رو از کون بکنه نه تویه بیشور عقل کشیده تا حالا از کون بکنی زندایی رو به سلامتی هر چی زن دایی کونیه ما که ندیدیم خدایش
کريس جان مسي و دايي جونت هم خواهرت رو از کون شريکي مي کنن تو باز هم بي خبري!!
عمو کریس کس نگو ، تاوون داره / مهم اینه که واست پوش توش داره؟؟؟
آرزو بر جوانان عیب نیست.اما دوست از همه جا بی بر،فارسی رو نمیخواد پاس بداری،ولی جون خودت دفعه دیگه که خواستی خیالپردازی کنی،متن رو یه بار خودت نشخوار کن بعد به خورد خواننده بده.مرسی پسرم
کیرم تومخت با این کس شعری که نوشتی.فکر کنم چندباری دیدی که پسرعمت مامانتوجر داده فکرکردی همه ی زن دایی ها عین مامانت جنده هستن که اینارونوشتی.
اخه چی بگم.اغاسینا اینجا جای عکس کیر گزاشتنه.این یه توهین به اعضای بکن توه
کس شرمحض تعریف کردی.
ببینم!! شما با کیریس انجل نسبتی نداری؟!!!..
پس چرا زندایی های ما این طور نیستننننننننننdash1
scratch_one-s_headاین حتما داشته فیلمSex tape رو نگاه می کرده …
چه وقتی میذارن برا فکر کردنو نوشتن ایناااا
من ۵ تا زن دایی دارم نمیدونم چرا اینا زن دایی ما پا نمیدن.همشون کامپیوتر دارن؟؟؟؟؟؟؟؟
و باز هم خرابی کامپیوترdash1
اخه گریس اینم داستان بود نوشتی…با این ذهن تخمی تخیلیت…ننویس دیگه فردین جلقو