سلام دوستان ، تو قسمت قبل تعریف کردم چطور تو کیش ، کوس کون گنده نسرین رو با امیرعلی جرر دادیم .
نسرین و امیر لخت رو تخت ، خواب بودن ، پاشدم رفتم پایین دوش گرفتم ، یه شلوارک پوشیدم ، ولوو شدم رو کاناپه .
نیم ساعتی گذشته بود دیدم گوشی نسرین کنارم زنگ میخوره ، نگاه کردم دیدم یه شماره که سیو شده ، مهدی با چند تا قلب .
سریع گوشی و برداشتم رفتم بالا که بدم نسرین ، دیدم صدای خنده امیر و آه و اوه نسرین از داخل حموم میاد .
در حمومو زدم ، امیر داد زد : جونم داداش ؟
گفتم : امیر داداش ، مهدی داره زنگ میزنه پشت سر هم به گوشی نسرین . یه دقیقه زنشو جرر نده ببینیم چی میخواد .
امیر در حمومو باز کرد . دیدم نسرین دستاشو زده به دیوار حموم ، کیر امیر تا خایه تو کون گنده نسرینه .
امیر گوشی رو گرفت ، جواب داد ، گذاشت رو اسپیکر گذاشت کنار گوش نسرین . بعد همینجوری که کیرش تو کون نسرین بود ، سینه های نسرین و با دست میمالوند .
نسرین : هااااا ، چه خبره آنقدر زنگ میزنی ؟
مهدی : عزیزم کجایی ؟ چرا جواب نمیدی ؟ سمینار چطور بود ؟
نسرین : دارم کون میدم . کجام ؟ خوب بود سمینار ، یکی از بزرگترین سمینارهایی بود که دیدم .
امیر یه نگاهایی به من کرد و آروم گفت : الان سمینار تو کون زنشه ، بعد خندید . کیرشو کشید بیرون یهو فشار داد تو باز .
نسرین : آااااااخ
مهدی : چی شد ؟
نسرین : حواسمو پرت کردی انگشت پام خورد لبه تخت .
مهدی : باشه بابا ، خداحافظ
امیر گوشیو گرفت قطع کرد داد به من و گفت : داداش اگه تو هم میخوای تو سمینار شرکت کنی بیا تو . بعد دوتایی زدن زیر خنده .
گفتم : شما راحت باشید . درو بستم رفتم پایین .
نیم ساعت دیگه دیدم امیر با یه شورت اسلیپ مشکی ، نسرینم با شورت و سوتین مشکی دارن از پله ها میان پایین . وسطای پله نسرین یهو یه گوز با صدای بلند داد ، بعد سریع یه دستشو گذاشت در کونشو خندید و گفت : وایی ببخشید .
خندیدم گفتم : امیر چیکار کردی با نسرین بدبخت ، دیگه اختیار گوزشو نداره ، چه ستی هم زدین باهم ، جفتتون شورت مشکی پوشیدین .
امیر اومد زنگ زد یه چیزی آوردن خوردیم . بعد بطری خانواده نوشابه رو خوابوند وسط میز و گفت : سر بطری سمت هرکه افتاد ، از هرکسی که خواست میتونه هرچی دلش خواست بپرسه ، و اون باید راستشو جواب بده .
به نظرم جالب بود ، بعد بطری رو چرخوند ، افتاد به نسرین .
نسرین رو به من گفت : نوید تاحالا پسر از کون کردی ؟
وایی ، واقعا نمیخواستم جواب بدم . ولی چون قسم خورده بودیم جون همو که راستشو بگیم ، گفتم : ۱ بار ، وقتی ۱۸ سالم بود ، محمد و از کون کردم . بعد زدم زیر خنده و دستمو به حالت شرم گذاشتم رو صورتم .
نسرین : خاک بر سرت ، محمد کیه ؟
گفتم : محمد برادر شوهر عزیزت .
نسرین : واییی ، باورم نمیشه .
بعد خود نسرین بطری و چرخوند افتاد به امیر .
امیر رو کرد به نسرین و گفت : نسرین بعد ازدواج با مهدی با چند نفر سکس داشتی ، به جز مهدی ؟
نسرین : به جون مادرم فقط شما دو نفر . ولی راستش دلم میخواد باز سکس با نفرات جدید و تجربه کنم ، البته اگه ناراحت نمیشید .
امیر : از بس که جنده ای ، کوس طلا .
امیر باز چرخوند و باز افتاد به خودش .
نسرین : وااا ، داری تقلب میکنی .
امیر دوباره رو کرد به نسرین و گفت : جنده خانوم ، چه فانتزی تو ذهنت هست که دوست داری تجربه کنی ؟
نسرین : یبار یه فیلم سکسی میدیدم ، زنرو جلو شوهرش میکردن و شوهرش نگاه میکرد ، هیچی نمی گفت . ولی میدونم که هیچوقت عملی نمیشه .
امیر : دوست داری یکی نقش شوهرتو بازی کنه برات و این اتفاق بیفته ؟
نسرین : واییی از خدامه ، حالا کی بشه شوهرم ؟
امیر خندید و گفت : آقا نوید .
گفتم : دهنت سرویس امیر ، من بشم یه شوهر بیغیرت ؟
امیر خندید و گفت : خب بزار نسرین جون به آرزوش برسه
بعدم مگه تو واقعا شوهرشی که ناراحت میشی ؟
راستش برا خودمم جالب بود . گفتم قبول .
امیر ، پس پاشید بریم ساحل . لباس بپوشید بریم .
نسرین اومد جلوم ، لبامو بوس کرد و گفت : مرسی شوهر بی غیرتم . بعد رفت حاظر شه .
رو به امیر گفتم داستان چیه ؟ شر نشه ؟
امیر : نه بابا ، فوقش میکنن نسرین و ، اینم از خداشه ، ببین نوید این زن الان از شوهرش دوره دلش میخواد هرچیزیو که دوست داره تجربه کنه . سخت نگیر .
پاشدم لباسمو پوشیدم ، امیر هم پوشید ، نشستیم تا نسرین بیاد بیرون .
نسرین اومد بیرون ، یه لباس ساحلی سفید با طرح های برگ آبی تنش بود ، لباس تا مچ پاش بود ، و لباس گشاد و آزادی بود که فقط کمرش تنگ بود که معلوم میشد چه کون گنده ای داره . من فکر کردم الان با یه لباس میاد که همه تنش و لباس زیرش پیداست .
امیر : نسرین زیر لباست چی پوشیدی ؟
نسرین لباس و داد بالا و شورت و سوتین سفیدشو نشون داد .
امیر : میشه زیر لباس ساحلیت ، لباس زیر نپوشی ؟
نسرین همونجا شورتشو درآورد ، بعد پشت به امیر لباسشو داد بالا که سوتینشو در میاره .
حالا نسرین با یه لباس ساحلی که زیرش هیچی نبود جلو ما بود .
امیر : بچه ها این ساحلی که میریم ، اسکله دامون اسمش .
اونجا پور از پسرایی هست که قایق تندرو و جت اسکی اجاره میدن ، همشون از این پسرایی هستن که حسابی سیاه شدن زیر آفتاب و تو کف زنای سفیدی مثل نسرین هستن و به پسرو دختر رحم نمیکنن. اونجا بعد از ظهرها تقریبا خلوت اما شبا شلوغ .
قراره اونجا ، نسرین جون حسابی با این کون گندشو سینش دلبری کنه و عشوه بیاد و تو آقا نوید ، نقش مردابی که اصلا تو باغ نیستن .
نسرین : فقط ببین چجوری جنده بازی در بیارم .
یکم استرس داشتم ولی گفتم هرچه بادا باد .
با ماشین رفتیم ساحل ، امیر با فاصله از ما میومد ، یه باد خنکی هم بود که گاهی لباس نسرین جوری از پشت میچسبید به کونش که نگو .
چندتا قایق تندرو و جت اسکی اونجا بود که صاحبش کنارش وایساده بودم .
نسرین دستمو گرفته بود قدم میزدیم ، بهم گفت نوید به نظرت سوار کدوم قایق شیم ؟
خندیدم و گفتم سوار قایق یا سوار صاحب قایق ؟
نسرین : آفرین ، تو اگه شوهرم میشدی ، یه شوهر بیغیرت خوب میشدی .
گفتم : نسرین اون پسر و ببین جت اسکی داره .
نسرین : کدوم ؟
گفتم همونی که سنش از همه کمتره ، فکنم ۱۸ یا ۱۹ سالشه ، شلوار گرمکن پاشه. میخوای با اون شروع کنیم ؟ خطرش کمتره .
نسرین : باشه ، بیا بریم پیشش ، فقط یادت باشه ، تو یه شوهر خنگ و گاگولی .
گفتم : امروز تموم میشه نسرین ، دارم برات .
رفتیم سمت پسره ، نسرین با ناز و عشوه سلام کرد و قیمت جت اسکی و پرسید .
پسره گفت : ۱۵ دقیقه ۴۵۰ هزار .
نسرین : اوووه چه خبره ، مگه بنزه ، من یه جا سراغ دارم نیم ساعت میده ۴۰۰ ، بعد عین جنده ها خندید .
پسره فهمید چه خبره و گفت : خب شما دو نفرید ، فشار میاد به جت اسکی .
نسرین : نه بابا ، شوهرم سوار نمیشه ، میترسه .
پسره : خودت بلدی ؟
نسرین : نه ، مگه شما یاد نمیدید ؟
پسره : کار خاصی نداره ، فقط موقع دور زدن حواست باشه .
جت اسکی یه دو متری جلو تر از ساحل بود ، باید یکم میرفتی تو آب بعد سوار میشدی .
نسرین رفت سمت جت اسکی ، تا کمر تو آب بود ، بعد به پسره گفت ، میشه بیای کمک ؟ نمیتونم سوار شم . آنقدر ناز حرف میزد ، کیرم داشت بلند میشد .
پسره یه نگاهی به من کرد منم بهش گفتم : توروخدا هرچی میگه گوش کن وگرنه تا شب بهم غر میزنه .
پسره که از خداش بود رفت سمت نسرین ، پشتش وایستاد ، داشت توضیح میداد پاشو کجا بزاره چیکار کنه , نسرینم تابلو بود داره کونشو میماله به پسره .
پسره برگشت منو نگاه کنه ، سریع سرمو بردم تو گوشی که یعنی حواسم نیست . ولی زیر چشمی نگاه میکردم .
یه دفعه نسرین دم گوش پسره یه چیزی گفت بلند زد زیر خنده .
نسرین بلند داد زد : عشقم ، من نمیتونم باید آقا فواد با من بیاد کمکم کنه .
منم نگاه کردم با دست یه لایک نشون دادم .
دیدم فواد عین فنر نشست پشت نسرین و جت اسکی و روشن کرد . حالا کون گنده نسرین قشنگ جلو فواد بود . به گوشیم یه پیام اومد ، دیدم امیر نوشته : نسرین رفت که کون بده .
برگشتم دیدم دور تر نشسته .
فواد چند بار با جت اسکی دور زد ، و با هر موج میدونستم داره یه تقه رو کون گنده نسرین میزنه ، یبار از جلوم با فاصله کم رد شد ، دیدم حسابی از پشت چسبیده به نسرین ، نسرین هم با خوشحالی جیغ و داد میزنه .
یه لحظه دیدم خیلی دور شدن ، به سختی میشد دیدشون ، اما معلوم بود جت اسکی بی حرکت و ایستاده .
بعد یه ربع برگشتن ، نسرین با فواد اومدن سمتم .
نسرین : عشقم آقا فواد خیلی زحمت کشید ، اگه میشه بهش بیشتر از ۴۵۰ بده ، بعد با ناز گفت : کاری که وظیفه تو بی عرضه بود و آقا فواد انجام داد .
بعد فواد کارتخونو آورد جلو و با خنده گفت : هروقت خانومت هوس جت اسکی کرد بیارش خودم سوارش میکنم .
منم ۵۰۰ کشیدم براش ، ولی دلم میخواست بزنم لهش کنم تا یه ذره بچه با من با این هیکل اینجوری حرف نزنه .
ازش فاصله گرفتیم . نسرین : نوید مرسی ، خیلی کیف داد ، ببخشید بد حرف زدم .
گفتم نوش جونت ، حالا دادی بهش یا نه ؟
نسرین : اره بابا ، همون دم جت اسکی تا کون گندمو مالیدم بهش حسابی راست کرد . یکم دور زدیم ، بهش گفتم فواد منو ببر وسط دریا . وقتی رفتیم جلو ، گفتم فواد میشه کیرتو ببینم ؟
فواد : پس شوهرت چی ؟
نسرین : فواد اون دارو میخوره مریضه ، تو رو خدا کیر بهم بده ، بعد خم شدم رو فرمون جت اسکی لباسمو تا بالای باسنم دادم بالا ، کونمو که دید یه جووون گفت
فواد : یعنی خاک بر سر شوهر بیغیرت تو که زنشو با یه همچین کونی تنها میفرسته جت اسکی سوار شه .
.بعد شلوارشو تا نصف داد پایین . کیرشو توف زد کرد تو کونم ، خیلی راحت رفت تو کونم ، که گفت : ماشالا کونت
زیاد گذاشتن ، دو سه دقیقه کرد ، کیرشو در آورد و آبشو ریخت رو کونم ، بعد گفت : برو بده اون شوهرت بلیسه .
بعد برگشتیم و بقیشو که خودت میدونی .
گفتم : خیلی جنده ای نسرین .
نسرین : واقعا حس خوبی بود ، خیلی دوست داشتم تجربه کنم .
گفتم : نسرین ، بریم پیش امیر دیگه ، زشته تنهاست .
تا رسیدیم پیش امیر ، گفتش : جنده بازی تو در آوردی نسرین خانوم ؟
نسرین : وایی مرسی ، ولی کاش جای نوید شوهر واقعیم بود .
امیر : خدارو چه دیدی ، شاید جلو چشم مهدی گاییده شدی ، بعد خندید .
سوار ماشین شدیم ، رفتیم چند تا پاساژ ، نسرین کلی لباس و لوازم آرایش و لباس زیر خرید . منم چند دست تیشرت و شلوار خریدم . رفتیم یه رستوران عربی شام خوردیم . رفتیم هتل وسایلو جمع کردیم ، تسویه کردیم ، برگشتیم خونه امیر . دیگه شب آخر بود و فردا ۵ عصر باید میرفتیم فرودگاه .
تصمیم گرفتیم امشب خونه امیر باشیم به جا هتل .
نسرین : واقعا دلم نمیخواد برگردم تهران امیر . کاش زن تو بودم . هر شب با کیر گندت کیف میکردم .
امیر : اگه تو زنم بودی دیگه نمیتونستی راحت به هرکی میخوای بدی .
نسرین : بلند خندید و گفت ، پس هیچی ، کنسله .
امیر : تو واقعا سیر نمیشی این همه کوس و کون میدی ؟ خیلی حشر ی تو زن .
نسرین : من الان دلم میخواست به ۱۰ تا کیر گنده بدم ، تازه راه کوسم و کونم حسابی باز شده .
گفتم : نسرین ، من امشب نهایتا یک بار بکنم .
نسرین : ولی امشب شب آخر ، من دلم یه جنده بازی حسابی میخواد .
امیر : نوید بسپارش به من . بعد روبه نسرین گفت : مشروب میخوری ؟
نسرین : اره ، دلم میخواد خیلی هم بخورم .
امیر براش مشروب آورد ، نسرین خیلی بیشتر از اون شب خورد . حسابی مست بود
نسرین لباسشو در آورد ، با شورت و سوتین نشسته بود . امیر هم با شورت .
امیر : نسرین امشب فقط خودم میکنمت ، حق نداری به نوید بدی ، تا دیگه اینجوری خودشو نگیره .
نسرین : چشم سرورم .
امیر یه آهنگ پلی کرد ، نسرین شروع کرد رقصیدن .
امیر داشت حسابی از نسرین فیلم میگرفت . نسرین هم کون گنده و سینشو تکون میداد . بعد امیر اشاره کرد به نسرین همینجوری که میرقصه لخت کامل شه . نسرینم همین کارو کرد . کلی لخت رقصید .
بعد امیر بهش گفت : نسرین رو کاناپه دراز بکش تا چندتا عکس از حالتهای مختلف ازت بگیرم . نسرین انگار اصلا براش مهم نبود . راحت گوش میکرد . امیر هم چندتا عکس که حسابی کوس خوشگلش معلوم بود گرفت .
آهنگ و قطع کرد و روبه نسرین گفت : بیا بشین کنارم .
امیر : نسرین امشب فقط میخوام از کون گندت بکنم ، جوری که فردا فقط بگوزی واسه مهدی ، بعد زد زیر خنده .
نسرین : جوووون ، جوری کونمو با کیر گندت بکن که انگار شب آخریه که منو داری .
نسرین افتاد به جون کیر امیر ، کونش سمت من بود . راستش خیلی حشری شدم . لخت شدم ، کیرم حسابی راست بود . نسرین برگشت یه نگاهی کرد خندید ، بعد همونجوری چهار دست و پا اومد سمتم شروع کرد ساک زدن . امیر بلند شد اومد پشت نسرین ، جوری کیرشو تا خایه کرد تو کون نسرین که از جیغ نسرین گوشم کر شد .
بعد شروع کرد محکم تلمبه زدن تو کون نسرین .
کیرمو تو دهن نسرین عقب جلو میکردم ، امیرم حسابی داشت کونشو جرر میداد . بلند شدم ، امیر و زدم کنار ، کیرمو گذاشتم تو کون نسرین ، وایی چقدر خوب و عالی بود کون نسرین . همینجوری ۵ دقیقه تلمبه زدم ، امیر هم کنار وایستاده بود که هولم داد اونور ، کیرشو گذاشت تو کون نسرین ، نسرین حسابی آه و نالش کل خونه رو پر کرده بود . منو امیر فقط دلمون کردن کون نسرین و میخاست ، چند بار جامونو عوض کردیم دیگه آبم تو مرز اومدن بود ، به امیر اشاره کردم آبم داره میاد ، امیر گفت آب منم داره میاد .
امیر گفت تو بکن نوید بریز تو کونش ، من دلم میخواد آبمو بده نسرین جون بخوره .
چندتا تلمبه تو کون نسرین زدمو تمام آبمو خالی کردم تو کونش .
امیر نسرین و خوابوند کف زمین ، رفت نشست بالا سرش ، کیرشو گذاشت دهنه نسرین ، چندتا تلمبه زد تو دهنش بعد گردن نسرین و گرفت و کیرشو تا جایی که میتونست فشار داد تو دهنش . فهمیدم دیگه آبشو خالی کرده تو حلق نسرین .
نسرین داشت دست و پا میزد و با مشت میکوبید به کمر امیر ، ولی امیر کیرشو در نمیآورد .
فکنم دو دقیقه کیرشو نگه داشت تو دهن نسرین بعد کشید بیرون .
نسرین : خدا لعنتت کنه امیر ، گلوم پاره شد ، مجبور شدم همشو قورت بدم که خفه نشم .
امیر : نوش جونت ، برو استراحت کن بازم باهات کار دارم .
نسرین : من گوه بخورم امشب سکس میخوام باز ، بعد رفت حموم .
گفتم : امیر عکس و فیلما چی میگفت گرفتی ؟
امیر : راستش میخوام بکنمش جنده کیش نسرین و . این نسرین شاه کوسه . میدونی عربا چه پولی واسه نسرین میدن . بعدشم ، میخوام یه سفر ببرمش دبی .
فهمیدم دیگه امیر قرار نیست دست از سر نسرین برداره . بهتر ، دیگه نسرین با من کاری ندارم .
وقتی برگشتیم تهران دو هفته بود اصلا نسرین بهم زنگ نمیزد . راستش دلم میخواست بازم بکنمش . ولی معلوم بود با امیر حسابی سر گرمه . بعد چند وقت امیر بهم پیام داد : داداش میام عید بریم دبی ؟
فهمیدم امیر کار خودشو کرده و حسابی نسرین و جنده کرده . نوشتم : تو فقط بگو کی .
تو قسمت بعد داستان سفر من و امیر و نسرین رو به دبی میگم …
نسرین و امیر لخت رو تخت ، خواب بودن ، پاشدم رفتم پایین دوش گرفتم ، یه شلوارک پوشیدم ، ولوو شدم رو کاناپه .
نیم ساعتی گذشته بود دیدم گوشی نسرین کنارم زنگ میخوره ، نگاه کردم دیدم یه شماره که سیو شده ، مهدی با چند تا قلب .
سریع گوشی و برداشتم رفتم بالا که بدم نسرین ، دیدم صدای خنده امیر و آه و اوه نسرین از داخل حموم میاد .
در حمومو زدم ، امیر داد زد : جونم داداش ؟
گفتم : امیر داداش ، مهدی داره زنگ میزنه پشت سر هم به گوشی نسرین . یه دقیقه زنشو جرر نده ببینیم چی میخواد .
امیر در حمومو باز کرد . دیدم نسرین دستاشو زده به دیوار حموم ، کیر امیر تا خایه تو کون گنده نسرینه .
امیر گوشی رو گرفت ، جواب داد ، گذاشت رو اسپیکر گذاشت کنار گوش نسرین . بعد همینجوری که کیرش تو کون نسرین بود ، سینه های نسرین و با دست میمالوند .
نسرین : هااااا ، چه خبره آنقدر زنگ میزنی ؟
مهدی : عزیزم کجایی ؟ چرا جواب نمیدی ؟ سمینار چطور بود ؟
نسرین : دارم کون میدم . کجام ؟ خوب بود سمینار ، یکی از بزرگترین سمینارهایی بود که دیدم .
امیر یه نگاهایی به من کرد و آروم گفت : الان سمینار تو کون زنشه ، بعد خندید . کیرشو کشید بیرون یهو فشار داد تو باز .
نسرین : آااااااخ
مهدی : چی شد ؟
نسرین : حواسمو پرت کردی انگشت پام خورد لبه تخت .
مهدی : باشه بابا ، خداحافظ
امیر گوشیو گرفت قطع کرد داد به من و گفت : داداش اگه تو هم میخوای تو سمینار شرکت کنی بیا تو . بعد دوتایی زدن زیر خنده .
گفتم : شما راحت باشید . درو بستم رفتم پایین .
نیم ساعت دیگه دیدم امیر با یه شورت اسلیپ مشکی ، نسرینم با شورت و سوتین مشکی دارن از پله ها میان پایین . وسطای پله نسرین یهو یه گوز با صدای بلند داد ، بعد سریع یه دستشو گذاشت در کونشو خندید و گفت : وایی ببخشید .
خندیدم گفتم : امیر چیکار کردی با نسرین بدبخت ، دیگه اختیار گوزشو نداره ، چه ستی هم زدین باهم ، جفتتون شورت مشکی پوشیدین .
امیر اومد زنگ زد یه چیزی آوردن خوردیم . بعد بطری خانواده نوشابه رو خوابوند وسط میز و گفت : سر بطری سمت هرکه افتاد ، از هرکسی که خواست میتونه هرچی دلش خواست بپرسه ، و اون باید راستشو جواب بده .
به نظرم جالب بود ، بعد بطری رو چرخوند ، افتاد به نسرین .
نسرین رو به من گفت : نوید تاحالا پسر از کون کردی ؟
وایی ، واقعا نمیخواستم جواب بدم . ولی چون قسم خورده بودیم جون همو که راستشو بگیم ، گفتم : ۱ بار ، وقتی ۱۸ سالم بود ، محمد و از کون کردم . بعد زدم زیر خنده و دستمو به حالت شرم گذاشتم رو صورتم .
نسرین : خاک بر سرت ، محمد کیه ؟
گفتم : محمد برادر شوهر عزیزت .
نسرین : واییی ، باورم نمیشه .
بعد خود نسرین بطری و چرخوند افتاد به امیر .
امیر رو کرد به نسرین و گفت : نسرین بعد ازدواج با مهدی با چند نفر سکس داشتی ، به جز مهدی ؟
نسرین : به جون مادرم فقط شما دو نفر . ولی راستش دلم میخواد باز سکس با نفرات جدید و تجربه کنم ، البته اگه ناراحت نمیشید .
امیر : از بس که جنده ای ، کوس طلا .
امیر باز چرخوند و باز افتاد به خودش .
نسرین : وااا ، داری تقلب میکنی .
امیر دوباره رو کرد به نسرین و گفت : جنده خانوم ، چه فانتزی تو ذهنت هست که دوست داری تجربه کنی ؟
نسرین : یبار یه فیلم سکسی میدیدم ، زنرو جلو شوهرش میکردن و شوهرش نگاه میکرد ، هیچی نمی گفت . ولی میدونم که هیچوقت عملی نمیشه .
امیر : دوست داری یکی نقش شوهرتو بازی کنه برات و این اتفاق بیفته ؟
نسرین : واییی از خدامه ، حالا کی بشه شوهرم ؟
امیر خندید و گفت : آقا نوید .
گفتم : دهنت سرویس امیر ، من بشم یه شوهر بیغیرت ؟
امیر خندید و گفت : خب بزار نسرین جون به آرزوش برسه
بعدم مگه تو واقعا شوهرشی که ناراحت میشی ؟
راستش برا خودمم جالب بود . گفتم قبول .
امیر ، پس پاشید بریم ساحل . لباس بپوشید بریم .
نسرین اومد جلوم ، لبامو بوس کرد و گفت : مرسی شوهر بی غیرتم . بعد رفت حاظر شه .
رو به امیر گفتم داستان چیه ؟ شر نشه ؟
امیر : نه بابا ، فوقش میکنن نسرین و ، اینم از خداشه ، ببین نوید این زن الان از شوهرش دوره دلش میخواد هرچیزیو که دوست داره تجربه کنه . سخت نگیر .
پاشدم لباسمو پوشیدم ، امیر هم پوشید ، نشستیم تا نسرین بیاد بیرون .
نسرین اومد بیرون ، یه لباس ساحلی سفید با طرح های برگ آبی تنش بود ، لباس تا مچ پاش بود ، و لباس گشاد و آزادی بود که فقط کمرش تنگ بود که معلوم میشد چه کون گنده ای داره . من فکر کردم الان با یه لباس میاد که همه تنش و لباس زیرش پیداست .
امیر : نسرین زیر لباست چی پوشیدی ؟
نسرین لباس و داد بالا و شورت و سوتین سفیدشو نشون داد .
امیر : میشه زیر لباس ساحلیت ، لباس زیر نپوشی ؟
نسرین همونجا شورتشو درآورد ، بعد پشت به امیر لباسشو داد بالا که سوتینشو در میاره .
حالا نسرین با یه لباس ساحلی که زیرش هیچی نبود جلو ما بود .
امیر : بچه ها این ساحلی که میریم ، اسکله دامون اسمش .
اونجا پور از پسرایی هست که قایق تندرو و جت اسکی اجاره میدن ، همشون از این پسرایی هستن که حسابی سیاه شدن زیر آفتاب و تو کف زنای سفیدی مثل نسرین هستن و به پسرو دختر رحم نمیکنن. اونجا بعد از ظهرها تقریبا خلوت اما شبا شلوغ .
قراره اونجا ، نسرین جون حسابی با این کون گندشو سینش دلبری کنه و عشوه بیاد و تو آقا نوید ، نقش مردابی که اصلا تو باغ نیستن .
نسرین : فقط ببین چجوری جنده بازی در بیارم .
یکم استرس داشتم ولی گفتم هرچه بادا باد .
با ماشین رفتیم ساحل ، امیر با فاصله از ما میومد ، یه باد خنکی هم بود که گاهی لباس نسرین جوری از پشت میچسبید به کونش که نگو .
چندتا قایق تندرو و جت اسکی اونجا بود که صاحبش کنارش وایساده بودم .
نسرین دستمو گرفته بود قدم میزدیم ، بهم گفت نوید به نظرت سوار کدوم قایق شیم ؟
خندیدم و گفتم سوار قایق یا سوار صاحب قایق ؟
نسرین : آفرین ، تو اگه شوهرم میشدی ، یه شوهر بیغیرت خوب میشدی .
گفتم : نسرین اون پسر و ببین جت اسکی داره .
نسرین : کدوم ؟
گفتم همونی که سنش از همه کمتره ، فکنم ۱۸ یا ۱۹ سالشه ، شلوار گرمکن پاشه. میخوای با اون شروع کنیم ؟ خطرش کمتره .
نسرین : باشه ، بیا بریم پیشش ، فقط یادت باشه ، تو یه شوهر خنگ و گاگولی .
گفتم : امروز تموم میشه نسرین ، دارم برات .
رفتیم سمت پسره ، نسرین با ناز و عشوه سلام کرد و قیمت جت اسکی و پرسید .
پسره گفت : ۱۵ دقیقه ۴۵۰ هزار .
نسرین : اوووه چه خبره ، مگه بنزه ، من یه جا سراغ دارم نیم ساعت میده ۴۰۰ ، بعد عین جنده ها خندید .
پسره فهمید چه خبره و گفت : خب شما دو نفرید ، فشار میاد به جت اسکی .
نسرین : نه بابا ، شوهرم سوار نمیشه ، میترسه .
پسره : خودت بلدی ؟
نسرین : نه ، مگه شما یاد نمیدید ؟
پسره : کار خاصی نداره ، فقط موقع دور زدن حواست باشه .
جت اسکی یه دو متری جلو تر از ساحل بود ، باید یکم میرفتی تو آب بعد سوار میشدی .
نسرین رفت سمت جت اسکی ، تا کمر تو آب بود ، بعد به پسره گفت ، میشه بیای کمک ؟ نمیتونم سوار شم . آنقدر ناز حرف میزد ، کیرم داشت بلند میشد .
پسره یه نگاهی به من کرد منم بهش گفتم : توروخدا هرچی میگه گوش کن وگرنه تا شب بهم غر میزنه .
پسره که از خداش بود رفت سمت نسرین ، پشتش وایستاد ، داشت توضیح میداد پاشو کجا بزاره چیکار کنه , نسرینم تابلو بود داره کونشو میماله به پسره .
پسره برگشت منو نگاه کنه ، سریع سرمو بردم تو گوشی که یعنی حواسم نیست . ولی زیر چشمی نگاه میکردم .
یه دفعه نسرین دم گوش پسره یه چیزی گفت بلند زد زیر خنده .
نسرین بلند داد زد : عشقم ، من نمیتونم باید آقا فواد با من بیاد کمکم کنه .
منم نگاه کردم با دست یه لایک نشون دادم .
دیدم فواد عین فنر نشست پشت نسرین و جت اسکی و روشن کرد . حالا کون گنده نسرین قشنگ جلو فواد بود . به گوشیم یه پیام اومد ، دیدم امیر نوشته : نسرین رفت که کون بده .
برگشتم دیدم دور تر نشسته .
فواد چند بار با جت اسکی دور زد ، و با هر موج میدونستم داره یه تقه رو کون گنده نسرین میزنه ، یبار از جلوم با فاصله کم رد شد ، دیدم حسابی از پشت چسبیده به نسرین ، نسرین هم با خوشحالی جیغ و داد میزنه .
یه لحظه دیدم خیلی دور شدن ، به سختی میشد دیدشون ، اما معلوم بود جت اسکی بی حرکت و ایستاده .
بعد یه ربع برگشتن ، نسرین با فواد اومدن سمتم .
نسرین : عشقم آقا فواد خیلی زحمت کشید ، اگه میشه بهش بیشتر از ۴۵۰ بده ، بعد با ناز گفت : کاری که وظیفه تو بی عرضه بود و آقا فواد انجام داد .
بعد فواد کارتخونو آورد جلو و با خنده گفت : هروقت خانومت هوس جت اسکی کرد بیارش خودم سوارش میکنم .
منم ۵۰۰ کشیدم براش ، ولی دلم میخواست بزنم لهش کنم تا یه ذره بچه با من با این هیکل اینجوری حرف نزنه .
ازش فاصله گرفتیم . نسرین : نوید مرسی ، خیلی کیف داد ، ببخشید بد حرف زدم .
گفتم نوش جونت ، حالا دادی بهش یا نه ؟
نسرین : اره بابا ، همون دم جت اسکی تا کون گندمو مالیدم بهش حسابی راست کرد . یکم دور زدیم ، بهش گفتم فواد منو ببر وسط دریا . وقتی رفتیم جلو ، گفتم فواد میشه کیرتو ببینم ؟
فواد : پس شوهرت چی ؟
نسرین : فواد اون دارو میخوره مریضه ، تو رو خدا کیر بهم بده ، بعد خم شدم رو فرمون جت اسکی لباسمو تا بالای باسنم دادم بالا ، کونمو که دید یه جووون گفت
فواد : یعنی خاک بر سر شوهر بیغیرت تو که زنشو با یه همچین کونی تنها میفرسته جت اسکی سوار شه .
.بعد شلوارشو تا نصف داد پایین . کیرشو توف زد کرد تو کونم ، خیلی راحت رفت تو کونم ، که گفت : ماشالا کونت
زیاد گذاشتن ، دو سه دقیقه کرد ، کیرشو در آورد و آبشو ریخت رو کونم ، بعد گفت : برو بده اون شوهرت بلیسه .
بعد برگشتیم و بقیشو که خودت میدونی .
گفتم : خیلی جنده ای نسرین .
نسرین : واقعا حس خوبی بود ، خیلی دوست داشتم تجربه کنم .
گفتم : نسرین ، بریم پیش امیر دیگه ، زشته تنهاست .
تا رسیدیم پیش امیر ، گفتش : جنده بازی تو در آوردی نسرین خانوم ؟
نسرین : وایی مرسی ، ولی کاش جای نوید شوهر واقعیم بود .
امیر : خدارو چه دیدی ، شاید جلو چشم مهدی گاییده شدی ، بعد خندید .
سوار ماشین شدیم ، رفتیم چند تا پاساژ ، نسرین کلی لباس و لوازم آرایش و لباس زیر خرید . منم چند دست تیشرت و شلوار خریدم . رفتیم یه رستوران عربی شام خوردیم . رفتیم هتل وسایلو جمع کردیم ، تسویه کردیم ، برگشتیم خونه امیر . دیگه شب آخر بود و فردا ۵ عصر باید میرفتیم فرودگاه .
تصمیم گرفتیم امشب خونه امیر باشیم به جا هتل .
نسرین : واقعا دلم نمیخواد برگردم تهران امیر . کاش زن تو بودم . هر شب با کیر گندت کیف میکردم .
امیر : اگه تو زنم بودی دیگه نمیتونستی راحت به هرکی میخوای بدی .
نسرین : بلند خندید و گفت ، پس هیچی ، کنسله .
امیر : تو واقعا سیر نمیشی این همه کوس و کون میدی ؟ خیلی حشر ی تو زن .
نسرین : من الان دلم میخواست به ۱۰ تا کیر گنده بدم ، تازه راه کوسم و کونم حسابی باز شده .
گفتم : نسرین ، من امشب نهایتا یک بار بکنم .
نسرین : ولی امشب شب آخر ، من دلم یه جنده بازی حسابی میخواد .
امیر : نوید بسپارش به من . بعد روبه نسرین گفت : مشروب میخوری ؟
نسرین : اره ، دلم میخواد خیلی هم بخورم .
امیر براش مشروب آورد ، نسرین خیلی بیشتر از اون شب خورد . حسابی مست بود
نسرین لباسشو در آورد ، با شورت و سوتین نشسته بود . امیر هم با شورت .
امیر : نسرین امشب فقط خودم میکنمت ، حق نداری به نوید بدی ، تا دیگه اینجوری خودشو نگیره .
نسرین : چشم سرورم .
امیر یه آهنگ پلی کرد ، نسرین شروع کرد رقصیدن .
امیر داشت حسابی از نسرین فیلم میگرفت . نسرین هم کون گنده و سینشو تکون میداد . بعد امیر اشاره کرد به نسرین همینجوری که میرقصه لخت کامل شه . نسرینم همین کارو کرد . کلی لخت رقصید .
بعد امیر بهش گفت : نسرین رو کاناپه دراز بکش تا چندتا عکس از حالتهای مختلف ازت بگیرم . نسرین انگار اصلا براش مهم نبود . راحت گوش میکرد . امیر هم چندتا عکس که حسابی کوس خوشگلش معلوم بود گرفت .
آهنگ و قطع کرد و روبه نسرین گفت : بیا بشین کنارم .
امیر : نسرین امشب فقط میخوام از کون گندت بکنم ، جوری که فردا فقط بگوزی واسه مهدی ، بعد زد زیر خنده .
نسرین : جوووون ، جوری کونمو با کیر گندت بکن که انگار شب آخریه که منو داری .
نسرین افتاد به جون کیر امیر ، کونش سمت من بود . راستش خیلی حشری شدم . لخت شدم ، کیرم حسابی راست بود . نسرین برگشت یه نگاهی کرد خندید ، بعد همونجوری چهار دست و پا اومد سمتم شروع کرد ساک زدن . امیر بلند شد اومد پشت نسرین ، جوری کیرشو تا خایه کرد تو کون نسرین که از جیغ نسرین گوشم کر شد .
بعد شروع کرد محکم تلمبه زدن تو کون نسرین .
کیرمو تو دهن نسرین عقب جلو میکردم ، امیرم حسابی داشت کونشو جرر میداد . بلند شدم ، امیر و زدم کنار ، کیرمو گذاشتم تو کون نسرین ، وایی چقدر خوب و عالی بود کون نسرین . همینجوری ۵ دقیقه تلمبه زدم ، امیر هم کنار وایستاده بود که هولم داد اونور ، کیرشو گذاشت تو کون نسرین ، نسرین حسابی آه و نالش کل خونه رو پر کرده بود . منو امیر فقط دلمون کردن کون نسرین و میخاست ، چند بار جامونو عوض کردیم دیگه آبم تو مرز اومدن بود ، به امیر اشاره کردم آبم داره میاد ، امیر گفت آب منم داره میاد .
امیر گفت تو بکن نوید بریز تو کونش ، من دلم میخواد آبمو بده نسرین جون بخوره .
چندتا تلمبه تو کون نسرین زدمو تمام آبمو خالی کردم تو کونش .
امیر نسرین و خوابوند کف زمین ، رفت نشست بالا سرش ، کیرشو گذاشت دهنه نسرین ، چندتا تلمبه زد تو دهنش بعد گردن نسرین و گرفت و کیرشو تا جایی که میتونست فشار داد تو دهنش . فهمیدم دیگه آبشو خالی کرده تو حلق نسرین .
نسرین داشت دست و پا میزد و با مشت میکوبید به کمر امیر ، ولی امیر کیرشو در نمیآورد .
فکنم دو دقیقه کیرشو نگه داشت تو دهن نسرین بعد کشید بیرون .
نسرین : خدا لعنتت کنه امیر ، گلوم پاره شد ، مجبور شدم همشو قورت بدم که خفه نشم .
امیر : نوش جونت ، برو استراحت کن بازم باهات کار دارم .
نسرین : من گوه بخورم امشب سکس میخوام باز ، بعد رفت حموم .
گفتم : امیر عکس و فیلما چی میگفت گرفتی ؟
امیر : راستش میخوام بکنمش جنده کیش نسرین و . این نسرین شاه کوسه . میدونی عربا چه پولی واسه نسرین میدن . بعدشم ، میخوام یه سفر ببرمش دبی .
فهمیدم دیگه امیر قرار نیست دست از سر نسرین برداره . بهتر ، دیگه نسرین با من کاری ندارم .
وقتی برگشتیم تهران دو هفته بود اصلا نسرین بهم زنگ نمیزد . راستش دلم میخواست بازم بکنمش . ولی معلوم بود با امیر حسابی سر گرمه . بعد چند وقت امیر بهم پیام داد : داداش میام عید بریم دبی ؟
فهمیدم امیر کار خودشو کرده و حسابی نسرین و جنده کرده . نوشتم : تو فقط بگو کی .
تو قسمت بعد داستان سفر من و امیر و نسرین رو به دبی میگم …
نوشته: نوید
9 پاسخ به “کردن کون گنده و پروتزی زن پسر داییم (4)”
اینا همش تخیلات و تو پورن هاب هم قفلهولی بعنوان ی داستان و فانتزی خوبه
کسشر محض
شایدم راست باشه ، اتفاقی که واسه یکی از همسایه های ما افتاد یجورایی مثل همین بود ، تفاوتش فقط تو این بود زن طرف با یه زن دوست شده بود که تو عراق جندگی میکرد ، بعد به خاطر اینکه دلاری پول بهش میدادن و درامدش بالا بود ، اینم وسوسه میشه چند بار میره و میاد تا سری اخر که بچه های بالا بهش مشکوک میشن که این داستانش چیه که ماهی دو با سه بار میره عراق ، اونجا پیگیرش میشن و میفهمن خانم خانما میرفته زیر عربا ، بعد به شوهر یارو اطلاع میدن و دعوا درگیری بینشون پیش میاد ، خبرش یجوری تو محلمون پبچید که بدبختا دو ماهه تو خونه ای که مال خودشونه رفت و امد ندارن
چقدر کصشر نوشتیاز اول تا آخرش با عقل جور در نمیاد
قسمت اولش فقط ارزش داشت
چهار داستان و کلی دیسلایکبدون حتی یدونه لایک
یه خانمی بنام صغری رمضان زاده مقدم توی کیشه که اصالتش رشتیه یه قدکوتاه سبزه تیره که کارش همینه دقیقا دخترا و زنهای مردم رو اغفال میکنه میبره دبی میخوابونه زیر کیر عربها دبی بارها وبارها بهش هشدار دادم برام یه شری درست کرد که نگو جالبتر که همسرش آخونده حسنقلی کمسایی یه همچین اسمی داره بازنشسته شده. یعنی فقط به تنهایی عامل ۴۰٪ طلاق توی ایرانه دخترشو مدتی فرستاد ترکیه ولی خودش عمان خواست کار خاله گری انجام بده چوب توی کونش کردن باز مسیر کیش و دبی رو راه انداخته جالبتر که اسم پسرش فواد و پسرشم ساکن کیشه.لطفا مواظب باشین با هرکسی مچ نشین
ادامهش چیشد
۴۲ هزار نفر خوندندهیچکس لایک نکردهمیدونی چرا ؟؟🐐