رامین شوهرم یه روز از سرکار برگشت و گفت که واسه فردا شب همکارم و خانومش رو واسه شام دعوت گرفتم
گفت که انقد همش میگه که دلم میخواد خانوم هامون باهم آشنابشن و دوست بشن منم هی تفره میرفتم دیگه امروز گفتم باشه فردا شب شام مهمون مایید گفتم حالا کدوم یکی از همکاراته گفت پژمان همون که چند باری جلو شرکت دیدیش
همین که گفت پژمان چشام برق زد و لبخندم پررنگ شد ولی سریع خودم رو جمع کردم و گفتم باشه عزیزم
نگم براتون از تیپ و قیافه پژمان فوق العاده بود یعنی من اولین بار که دیدمش زبونم بند اومده بود قد بلند بود و اندام ورزشکاری داشت منم که از مردای چشم و ابرو مشکی زیادی خوشم می اومد
خلاصه بگذریم فردا رسید و منم تا جای که میتونستم سنگ تموم گذاشتم چند نوع غذا و دسر درست کردم وقتی کارام تموم شد دوش گرفتم و یه آرایش قشنگ هم کردم یه بلوز سفید برداشتم با شلوار دمپای مشکی که پایینش چاک داشت و اندامم رو قشنگ تر و کشیده تر نشون میداد و یه کمربند سفید مشکی هم بستم میدونستم اینجوری برجستگی کونم و کمر خوش فرمم بیشتر جلوه میکنه خلاصه که اومدن و تو نگاه اول وقتی خانومش رودیدم تودلم یه فحش آب دار بهش دادم که ایخدا اخه این اصلا به تونمیاد خودت انقد جذابی این عجوزه رو چرا گرفتی سر میز شام همش از دستپختم و میز و غذا ها تعریف میکرد تو کل شب هروقت که پذیرایی میکردم نگاهش رو اندامم حس میکردم به اصرار زیاد پژمان و رویا قبول کردیم تعطیلات اخر هفته بریم ویلای اونا شمال ماهم قبول کردیم
روز رفتن رسید و راهی شدیم اونجا که رسیدیم پژمان گفت تقسیم کار کنیم و آشپزی با ساراخانم باشه و بقیه کاراهم بین خودشون تقسیم کردن منم خوشحال ازاینکه از دستپختم خوشش اومده بود قبول کردم
روز دوم بود باهم رفتیم بیرون و دیگه پژمان انقد بهم لبخند زده بود و بهم نگاه میکرد که کاملا متوجه شدم ازم خوشش میاد
شبش توهال نشستیم و تصمیم گرفتیم همون جا رخت پهن کنیم و فیلم ترسناک ببینیم رویا که انقد جیغ جیغ کرد و بازوی پژمان رو فشار داد که خاموشش کرد و یه فیلم عاشقانه گذاشت که خانوم همون جا خوابش برد آرمین(شوهرم) هم که شبا عادت داشت زود مبخوابیدهم خوابید و فقط ما دوتا بیدار بودیم حس میکردم که زیر چشمی داره نگام مبکنه گفتم آقاپژمان من میخوام واسه خودم چای بذارم شمام میخواید گفت که اره اگه زحمتتون نمیشه
رفتیم تو آشپزخونه داشتم چای رو دم میکردم که حس کردم اومد و نشست رو صندلی منم توجه نکردم و خودم رو مشغول کارم نشون دادم که گفت ساراخانوم شما واقعا کدبانویی برگشتم و منم رو صندلی روبروش نشستم و گفتم ممنون نظر لطفتونه
سرحرف روباز کرد و گفت که رویا زیاد غذاپختن بلدنیست و چندساله غذای خوشمزه مثل غذاهای من نخورده بود منم با ناز و عشوه توچشاش نگا میکردم و جوابش رو میدادم بلند شدم که چای بریزم که یهو ازپشت بغلم کرد منم که جا خوردم گفتم وای چیکارمیکنی ولم کن گفت تروخدا وایسا دارم دیونه میشم اخه لعنتی تو چرا انقد جذابی گفتم ولم کن الان بیدار میشن زشته گفت بیدارم که بشن به اینجا دید ندارن بعدم من تو ماست اونا که باچیپس خوردیم قرص خواب آور ریخته بودم همین جوری که ازپشت بغلم کرده بود برجستگی کیرش رو حس میکردم شروع کرد به بوسیدن گردنم و موهام رو باز کرد منم که بی میل نبودم باهاش راه اومدم برم گردوند و بالبخند شروع کرد به خوردن لبام دستشو اززیر لباسم رد کردو سینه هامم فشار میداد گفت بریم بالا منم گفتم باشه که یهو بغلم کرد گفتم وای چیکار میکنی که لباش روگذاشت رولبم و تا اتاق بالا همین جوری داشت لبام رو میخورد انداختم رو تخت و خودش خوابید روم شروع کرد به درآوردن تیشرت و سوتینم بایه دستش سینه م رو فشارمیداد و اون یکی رو میخورد داشتم دیونه میشدم حسابی کسم خیس شده بود دستش رو برد پایین و کرد توشلوارم وکسم رو میمالید شلوار و شرتم رو باهم درآورد و پاهام روباز کرد همین که چشمش به کس بی مو و سفیدم افتاد دیگه تاقت نیاورد و شروع کرد به خوردن صدای اه و ناله م کل اتاق رو برداشته بود عوضی خیلی خوب داشت میخورد داشتم ارضا میشدم که لباسای خودشم درآورد واای چی میدیم کیرش واقعا بزرگ و کلفت بود کیر آرمین نصف این بود سرکیرش رو گذاشت روکسم و یکم که فشارداد گفت چقد تنگی سارا گفتم کیر تو زیادبزرگه جرم میدی گفت اره میخوام جرت بدم و کیرش رو کرد توکسم وای داشتم میمردم تلمبه که میزد کل کسم پرمیشد ازکیرش خیلی خوب بود ناله هام واقعا حشریش کرده بود تند تلمبه میزد فکرنمیکردم کس دادن به یه کیر کلفت اتقد خوب باشه یه نالع کرد و ارضاشد و آبش رو ریخت رو کسم و افتادروم منم که چندبار ارضاشده بودم دیگه نای بلند شدن نداشتم صدای نفس های تند هردومون هنوزم تو اتاق پیچیده بود لبام رو بوسید و گفت سارا تو فوق العاده ای تاحالا سکس به این خوبی نداشتم
خلاصه که برگشتیم تهران و هنوزم ماهی یکی دوبار باهم سکس داریم و هرنوع سکسی که فکرش رو بکنید باهم تجربه کردیم و اون میگه که رویا تاحالا نزاشته کیرش رو کامل بکنه تو کسش و ازاینکه بامنه خیلی خوشحاله و منم که آرمین اصلا نمیتونست ارضام کنه و خیلی زود خودشم ارضا میشد کیر پژمان مثل یه معجزه بود برام
گفت که انقد همش میگه که دلم میخواد خانوم هامون باهم آشنابشن و دوست بشن منم هی تفره میرفتم دیگه امروز گفتم باشه فردا شب شام مهمون مایید گفتم حالا کدوم یکی از همکاراته گفت پژمان همون که چند باری جلو شرکت دیدیش
همین که گفت پژمان چشام برق زد و لبخندم پررنگ شد ولی سریع خودم رو جمع کردم و گفتم باشه عزیزم
نگم براتون از تیپ و قیافه پژمان فوق العاده بود یعنی من اولین بار که دیدمش زبونم بند اومده بود قد بلند بود و اندام ورزشکاری داشت منم که از مردای چشم و ابرو مشکی زیادی خوشم می اومد
خلاصه بگذریم فردا رسید و منم تا جای که میتونستم سنگ تموم گذاشتم چند نوع غذا و دسر درست کردم وقتی کارام تموم شد دوش گرفتم و یه آرایش قشنگ هم کردم یه بلوز سفید برداشتم با شلوار دمپای مشکی که پایینش چاک داشت و اندامم رو قشنگ تر و کشیده تر نشون میداد و یه کمربند سفید مشکی هم بستم میدونستم اینجوری برجستگی کونم و کمر خوش فرمم بیشتر جلوه میکنه خلاصه که اومدن و تو نگاه اول وقتی خانومش رودیدم تودلم یه فحش آب دار بهش دادم که ایخدا اخه این اصلا به تونمیاد خودت انقد جذابی این عجوزه رو چرا گرفتی سر میز شام همش از دستپختم و میز و غذا ها تعریف میکرد تو کل شب هروقت که پذیرایی میکردم نگاهش رو اندامم حس میکردم به اصرار زیاد پژمان و رویا قبول کردیم تعطیلات اخر هفته بریم ویلای اونا شمال ماهم قبول کردیم
روز رفتن رسید و راهی شدیم اونجا که رسیدیم پژمان گفت تقسیم کار کنیم و آشپزی با ساراخانم باشه و بقیه کاراهم بین خودشون تقسیم کردن منم خوشحال ازاینکه از دستپختم خوشش اومده بود قبول کردم
روز دوم بود باهم رفتیم بیرون و دیگه پژمان انقد بهم لبخند زده بود و بهم نگاه میکرد که کاملا متوجه شدم ازم خوشش میاد
شبش توهال نشستیم و تصمیم گرفتیم همون جا رخت پهن کنیم و فیلم ترسناک ببینیم رویا که انقد جیغ جیغ کرد و بازوی پژمان رو فشار داد که خاموشش کرد و یه فیلم عاشقانه گذاشت که خانوم همون جا خوابش برد آرمین(شوهرم) هم که شبا عادت داشت زود مبخوابیدهم خوابید و فقط ما دوتا بیدار بودیم حس میکردم که زیر چشمی داره نگام مبکنه گفتم آقاپژمان من میخوام واسه خودم چای بذارم شمام میخواید گفت که اره اگه زحمتتون نمیشه
رفتیم تو آشپزخونه داشتم چای رو دم میکردم که حس کردم اومد و نشست رو صندلی منم توجه نکردم و خودم رو مشغول کارم نشون دادم که گفت ساراخانوم شما واقعا کدبانویی برگشتم و منم رو صندلی روبروش نشستم و گفتم ممنون نظر لطفتونه
سرحرف روباز کرد و گفت که رویا زیاد غذاپختن بلدنیست و چندساله غذای خوشمزه مثل غذاهای من نخورده بود منم با ناز و عشوه توچشاش نگا میکردم و جوابش رو میدادم بلند شدم که چای بریزم که یهو ازپشت بغلم کرد منم که جا خوردم گفتم وای چیکارمیکنی ولم کن گفت تروخدا وایسا دارم دیونه میشم اخه لعنتی تو چرا انقد جذابی گفتم ولم کن الان بیدار میشن زشته گفت بیدارم که بشن به اینجا دید ندارن بعدم من تو ماست اونا که باچیپس خوردیم قرص خواب آور ریخته بودم همین جوری که ازپشت بغلم کرده بود برجستگی کیرش رو حس میکردم شروع کرد به بوسیدن گردنم و موهام رو باز کرد منم که بی میل نبودم باهاش راه اومدم برم گردوند و بالبخند شروع کرد به خوردن لبام دستشو اززیر لباسم رد کردو سینه هامم فشار میداد گفت بریم بالا منم گفتم باشه که یهو بغلم کرد گفتم وای چیکار میکنی که لباش روگذاشت رولبم و تا اتاق بالا همین جوری داشت لبام رو میخورد انداختم رو تخت و خودش خوابید روم شروع کرد به درآوردن تیشرت و سوتینم بایه دستش سینه م رو فشارمیداد و اون یکی رو میخورد داشتم دیونه میشدم حسابی کسم خیس شده بود دستش رو برد پایین و کرد توشلوارم وکسم رو میمالید شلوار و شرتم رو باهم درآورد و پاهام روباز کرد همین که چشمش به کس بی مو و سفیدم افتاد دیگه تاقت نیاورد و شروع کرد به خوردن صدای اه و ناله م کل اتاق رو برداشته بود عوضی خیلی خوب داشت میخورد داشتم ارضا میشدم که لباسای خودشم درآورد واای چی میدیم کیرش واقعا بزرگ و کلفت بود کیر آرمین نصف این بود سرکیرش رو گذاشت روکسم و یکم که فشارداد گفت چقد تنگی سارا گفتم کیر تو زیادبزرگه جرم میدی گفت اره میخوام جرت بدم و کیرش رو کرد توکسم وای داشتم میمردم تلمبه که میزد کل کسم پرمیشد ازکیرش خیلی خوب بود ناله هام واقعا حشریش کرده بود تند تلمبه میزد فکرنمیکردم کس دادن به یه کیر کلفت اتقد خوب باشه یه نالع کرد و ارضاشد و آبش رو ریخت رو کسم و افتادروم منم که چندبار ارضاشده بودم دیگه نای بلند شدن نداشتم صدای نفس های تند هردومون هنوزم تو اتاق پیچیده بود لبام رو بوسید و گفت سارا تو فوق العاده ای تاحالا سکس به این خوبی نداشتم
خلاصه که برگشتیم تهران و هنوزم ماهی یکی دوبار باهم سکس داریم و هرنوع سکسی که فکرش رو بکنید باهم تجربه کردیم و اون میگه که رویا تاحالا نزاشته کیرش رو کامل بکنه تو کسش و ازاینکه بامنه خیلی خوشحاله و منم که آرمین اصلا نمیتونست ارضام کنه و خیلی زود خودشم ارضا میشد کیر پژمان مثل یه معجزه بود برام
دوستان حتما نظر بدید که خیلی برام مهمه
نوشته: گیس بریده💇
35 پاسخ به “سکس من و همکار شوهرم”
نویسنده پسرهدیس
اول🙃
حق هر آدمیه که سکس خوب رو تجربه کنه،ولی نه با دریوزگی و لاشی بازی،
همین جلقی ها روغن رو لیتری ۳۰۰ هزار کردن 😐
چی بگیم!!!° نظری ندم بهتره
چند تا شوهر داری؟آرمین یا رامین.تاقت هم با ط دسته داره اسکول. به قول آقا علی دایی کیلم دهنت.
ای بابا کی حالا گیس هات رو بریده آزیتا جون،گفتی آزیتا بودی دي
اولش رامین بود بعد شد آرمین حتما همینطور ادامه میدادی امین و آمین هم اضافه میشدنکونی متجلق
کسی مجبورت کرده دروغ سرهم کنی .بدون مقدمه توی چیپس قرص خواب آور ریخته آخه چیپس مردمومن بعدباماست ماست مالی کردی ولی خب تاهمینجاخوندم وادامش و متوجه نشدم .
قشنگ بود عزیزم. یکم سریع داستان جلو رفت ولی من خوشم اومد
اگر به منم کس بدی نظرم مثبته
خانومها یا آقایونی که میاید از خیانت مینویسید.باور کنید حس خیانت اینطوری نیست.از واژه واژه ی داستانت میشه فهمید که داری فانتزیات رو مینویسی چه مرد هستی چه زن.
داش ساقی تو عوض کن،🤣 اول داستان شوهرت رامینه بعد میشه آرمین، آخه قرص خواب تو ماست؟ اوسکول؟
حرف نداشت دوستم من که شق کردم
کم کم داره باورم میشه نویسنده های داستانها تو یه کره دیگه زندگی میکنن و موضوعاتشون با هم کره ای هاشون اتفاق افتاده چرا که خصوصیات شون با واقعیت زندگی ما زمینی ها سنخیت نداره مردای اون کره همگی قد بلند و خوشگل و هیکل ورزشی با کیر بزرگ و کلفت که در حالت عادی تقریبا دو برابر کیر شوهرها درمیاد ضمن اینکه ترمزاشونم همه بالا اومده راحت یک ساعت لگد میکنن زناشونم که دیگه نگم همه زیبا رو، کمر باریک، کون برجسته، کس تنگ و لیزر شده…وات د فاک؟؟؟!!!
کار درست و بجای کردین .عم خودت لذت میبری هم اوشون
این داستان:کیرِ معجزهگر
قبل از اینکه برینم ب هیکل نویسنده بزارید برینم ب هیکل اون 16نفری ک لایک کردن،خاک تو سرتون جقی های بدبخت خااااک،من کاری ندارم نویسنده کدوم خریه پسره یا دختر تخمم نیس،اول اینکه شوهر کستانت اسمش رامین بود یهو شده ارمین،دوم اینکه،تو همه کستانهای ما ایرانیا ک درموردخیانت نوشته میشه مثل سریالهای تخمی صداو سیما ی سری قواعدهست ک تکراریه1خانمهای کستان مانتو نمیپوشن یا لباس بلندک اندامشون دیده بشه2شوهرشون هیچ وقت مخالفت نمیکنه بااین کارخانمشون3دوست شوهرشون همیشه اندام خوبی داره و ورزشکاره وخانمه تو کف ایشونه4همیشه یکی از دوخانواده تو شمال ویلا دارن4قبل خواب همیشه ی فیلم میبینن5مشروب باید بخورن اصن نخورن نمیشه6شوهر خانمی ک میخواد کص بده همیشه زود میخوابه7در بعضی موارد اقایی ک میخواد زن دوستشو بکنه از زن خودش راضی نیسو مورد8ک خیلی مهمه همه ماها کسخلیم،وعمیقا این کستانارو باورمیکنیم و بلافاصله شق کرده میریم جلق میزنیم،کیر تمام بکن تو تو کونت نویسنده ریدم تو کستانت
گیس بریده ان شاا… واقعا گیست بریده میشه با این چرندیاتتاصل کلی داستان های اینجا اینه:طرف قیافه فوق سکسی داره(چه مرد چه زن)یکی از طرفین زود میخوابه و دوشقهش کنی هم بیدار نمیشهمرد داستان کیر داره اندازه لوله ده اینچسه ساعت پشت سر هم تلمبه میزنهزن داستان هم کپی سفید برفی و بدون موباسن کارداشیان و سینه الکسیسقد دومتر و نیمسیرمونی ابدا ندارهاز سوراخ بینی هم میده چه برسه به مابقی سوراخ هابهترین سکسی هست که هر دو تا اونموقع تجربه کردندکسی تا ابد متوجه رابطهشون نمیشه و حتی جای شک هم باقی نمیزارند
👍 👍 👍
چرا همه بعد ی هفته میرن ویلای شمالبعد دو هفته برید تنوع بشه
و باز هم. حماسه ایی دیگر در کهکشان بکن تو بازم زنی که ندیده کشید پایین گفت بیا منو بکن بازهم داشاخ کلفت مردم و دولت کوچیک همسر این داستانها فقط و فقط در سرزمین هزار و یک شب بکن تو
باشه کص ننت دیگه ننویس اوبنهای
بازم کسشعرای تکراری.بعدم کسخل جان شما قرص خواب رو همینطوری با اب بخوری نیم ساعت میکشه اثر کنه بعد چه الاغی با ماست قاطی میکنه .بعدم کسشعری که تو این داستانا باب هست قرص خواب که ادم رو بیهوش نمیکنه که هیچی نفهمی فقط کمک میکنه زودتر خوابت ببره.ایندفعه خواستید کستان بنویسید اول اطلاعات خودتون رو ببرید بالا بعد بیاید کسشعر بگید
فشرده ای از نصف داستانهای تخمی سایتریدی عزیزم
عالی هستش و حق جفت تون بوده که با هم باشید و اصلا هم خیانت نیستش
این نوشته یه آقای جقیه
باحال
بالاخره یکی مثل شما خاله یاعمه کسی میشه که میاد اینجا از سکس با محارمش میگه…عزیزم یه جنده همیشه جنده میمونه…
سلام ۳۵سالمه از پاکدشت یه خانم باشخصیت وحشری میخوام
ای گیس بریده خائن😅
پس تو چیپسشون قرص خواب اور ریخته بودی مگه مزه مشروبداشتین بعد چرا تو ازون قرصا نخوردی چرا زن رفیقت از اون چیپسانخورد اونکه نمیدونست قرص توشونه ، نمیدونم این چرتو پرتاکی تمومی داره بعدم میگن این یک اتفاق واقعی بوده 👙💄👠
گاییدن کوس زن شوهردار ی حال دیگه ای داره 👙👠💄
جنده خیالباف دروغگو
ایرادهای زیادی داشتی اما حداقلمی گفتی باهات هماهنگ کرده بوده که از چیپس هایی که توشون ماست و قرص ریخته بودتو نخورهمه خوردید اما تو خوابت نبرد😎