سلام این داستان واقعی فقط اسامی تغییر کردن
اسم من مهرانه مجردم و ۳۷ سالمه
با خانمی که ۶ سال ازم کوچکتر بود به اسم الهام دوست شدم
بعد از چند بار قرار بیرون گذاشتن توافق کردیم که بریم خونه . بعد از اولین سکسمون همونجا بهم گفت شوهر داره و به خاطر اینکه شوهرش میل جنسی نداره با من سکس کرده .اولش چند روزی من باهاش کات کردم ولی از اونجا که وقتی کیرت شق میشه هیچی حالیت نمیشه دوباره بهش پیام دادم و گفتم برام مهم نیست که شوهر داری . چند باری با هم بیرون میرفتیم و سکس هم در ضمنش بود . یه فتیش بدی توی ذهنم مثل خوره افتاده بود که یه پسر کم سن رو هم موقع سکس بیاریم . توی چت کردنام باهاش هی موضوع رو میشکوندم به یکی دیگه که بیاد ماساژ مون بده و این صحبتا . دیدم اونم استقبال میکنه و کلا همه اینا در حد شوخی بود و استیکر خنده و این حرفا . ولی این فتیش از ذهنم بیرون نمیرفت . یه روز توی گروه های تلگرام میگشتم که یه گروه چت سکسی رو پیدا کردم اونجا با یه پسر ۲۲ ساله که تجربه سکس با زوج داشت آشنا شدم . میگفت تا حالا با زوج های زیادی بوده و کار بلده . قیافشو برام تایمی فرستاد و عکس بدنش . منم دیدم هیکلش بد نیست و بیبی فیسه . بهش موضوع رو گفتم و اونم قبول کرد . با زیدم قرار خونه گذاشتم . اول پسره اومد و من در حد مرگ خجالت میکشیدم با اینکه بزرگتر بودم ازش . چون بار اولم بود . زیاد با پسره حرفی نزدیم چون حرفامونو توی تلگرام زده بودم . بعد الهام اسنپ گرفته بود و اومد . تا اومد تو خونه پسره رو دید گفت ایشون کی هستن گفتم از همسایه های قدیمیه و بعضی وقتا باهاش باشگاه میرم . الهام گفت سنش بهت نمیخوره گفتم اره ولی پسر خوبیه و میشناسمش . نشستیم صبحونه خوردیم و یکم حرف زدیم و همگی کلا فاز خجالت بودیم . تا اینکه من به الهام اشاره کردم بیا توی اتاق . اونم اومد و شروع کردم لب گرفتن . الهام گفت بذار پسره بره بعد . گفتم خودش میره نگران نباش . درو از پشت قفل کردم و لباسامو دراوردم . الهام لباساشو درنمی اورد میگفت تا پسره باشه در نمی آرم . من شلوارشو در آوردم گفتم در قفله اونم نمیاد تو . احتمالا تا الان رفته . خلاصه الهامو لختش کردم و لب و سینه خوردم و رفتم سراغ کوص .خیسش کردمو و کیرمو فرو کردم توش تلمبه زدم داشت لذت میبرد زیرم که بهش گفتم بگم پسره بیاد تو اتاق. گفت نه و وای و پرو نشو . قسم الکی خوردم که فقط واسه ماساژ میاد و میره . خلاصه راضی شد . شورت پوشیدیم . ملافه انداخت روی خودش و منم رفتم در اتاقو باز کردم پسره که کیرش شق شده بود ومنتظر بود بهش گفتم ضایع نکن اولش به عنوان ماساژور بیا تو . اونم اوکی داد و اومد تو اتاق . گفت چخبر در چه حالین گفتم دوستم کمردرد ماساژ لازمه گفت در خدمتم . منم روغن بچه داشتم . آوردم و دادم به پسره . پسره ملافه رو کنار زد و روغن ریخت روکمر الهام شروع کرد ماساژ . گاهی وقتا تا گردن میرفت و گاهی بالاهای کونشو ماساژ میداد دیدم الهام بدجور حشریه پسره اشاره کرد شورتشو درار .منم در آوردم البته الهام نمیذاشت اولش ولی راضی شد . پسره هم کون الهامو ماساژ داد بعد بهش گفت برگرد الهام برگشت ولی دستشو لای پاش گذاشته بود کوسش دیده نشه پسره شروع کرد ماساژ گردن و کم کم سینه ها که دیدم الهام بدجور داغ شده پسره اشاره کرد کوص الهامو بلیس . منم دستشو زدم کنار پاهاشو باز کردم کوصشو حسابی لیسیدم که الهام دیگه داشت داد میزد از حشر . پسره دیدم کم کم شلوارشو دراورد شرتشو داد پایین کیرشو داد دهن الهام .الهام یه نگاه بهم کرد دید من لبخند میزنم اونم لبخند زد کیر پسره رو شروع کرد ساک زدن . حسابی کیرشو خورد . پسره که حشری شده بود بهم گفت برو کنار . اومد پاهای زیدمو داد بالا کیرشو کاندوم کشید تا ته کرد توی کوص الهام . شرط من با پسره استفاده از کاندوم بود . شروع کرد تلمبه زدن من که کیرم سیخ شده بود رفتم از پشت دید زدن . خایه های پسره محکم میخورد به زیر کوص الهام تق تق صدا میداد . حشری شدم یواش رفتم جلوتر شروع کردم مالوندن خایه های پسره . پسره معلوم بود که حرفه ایه و هیچ ری اکشنی نداشت . خوب خایه مالوندم دست خودم نبود انگار بد مست شده بودم . یکم که گایید کیرشو دراورد کاندومشو کشید بیرون رفت داد دهن الهام . زیدمم شروع کرد خوردن کیر پسره . پسره باز اشاره کرد کوصشو خیس کنم با زبونم . منم رفتم کوص الهامو خوردم کلا یه مزه جدیدی میداد . یکم خوردم پسره گفت پوزیشن عوض کنیم . بهم گفت به پشت بخواب من خوابیدم زیدمو بلند کرد برعکس گذاشت روی من جوری که بتونم کوص الهامو بلیسم بهم گفت حالا بلیس . خودش رفت کیرشو تا ته میکرد حلق الهام . الهام یکم ساک زد گفت دیگه نمیتونم . پسره در حالی که من زیر بودم داشتم کوص میخوردم حرومزاده اومد کیرشو کرد توی کوص الهام . منم اون زیر بودم یعنی نوک دماغم زیر خایه های پسره بود . شروع کرد تلمبه زدن پسره بهم گفت از این فاصله ببین لذتش برات بیشتره . منم مست شده بودم راست میگفت حال میداد . منم کوس الهامو در حالی که کیر توش بود میلیسدم . پسره حرومزاده بعضی وقتا عمدا خودشو میداد پایین تر که خایه هاش بخوره به دماغ و دهنم . منم ناخودآگاه مزه خایه اشو چشیدم . بعد حشری شدم خایه هاشو لیسیدم . پسره دم گوش الهام جوری که منم بفهمم بهش گفت دوستت اون زیر داره تخمامو میخوره دوتایی به من خندیدن . پسره چند تا تلمبه که زد از شدت حشر داشت آبش می اومد که کاندوم رو یهو درآورد آبشو خواست بریزه رو کون زیدم من سریع از همون کنارم دستمال برداشتم گرفتم دور کیرش که آبشو ریخت توی دستمال . بعدم یه لب از الهام گرفت و تشکر کرد و رفت توی پذیرایی لباس پوشید و به منم گفت دمت گرم و رفت . منم رفتم پیش الهام و بغلش دراز کشیدم و هردومون از این اتفاق توی شوک بودیم . و همین موضوع دلیلی شد که الهام باهام کات کرد و با اینکه اون روز بهش خوش گذشت بهانه آورد که دیگه نمیتونیم با هم باشیم و رفت که رفت
این داستان واقعیه و خواهشا کس شعر نگین از خودم درآوردم .و هر کی هم فحش بده کوص خواهرش
اسم من مهرانه مجردم و ۳۷ سالمه
با خانمی که ۶ سال ازم کوچکتر بود به اسم الهام دوست شدم
بعد از چند بار قرار بیرون گذاشتن توافق کردیم که بریم خونه . بعد از اولین سکسمون همونجا بهم گفت شوهر داره و به خاطر اینکه شوهرش میل جنسی نداره با من سکس کرده .اولش چند روزی من باهاش کات کردم ولی از اونجا که وقتی کیرت شق میشه هیچی حالیت نمیشه دوباره بهش پیام دادم و گفتم برام مهم نیست که شوهر داری . چند باری با هم بیرون میرفتیم و سکس هم در ضمنش بود . یه فتیش بدی توی ذهنم مثل خوره افتاده بود که یه پسر کم سن رو هم موقع سکس بیاریم . توی چت کردنام باهاش هی موضوع رو میشکوندم به یکی دیگه که بیاد ماساژ مون بده و این صحبتا . دیدم اونم استقبال میکنه و کلا همه اینا در حد شوخی بود و استیکر خنده و این حرفا . ولی این فتیش از ذهنم بیرون نمیرفت . یه روز توی گروه های تلگرام میگشتم که یه گروه چت سکسی رو پیدا کردم اونجا با یه پسر ۲۲ ساله که تجربه سکس با زوج داشت آشنا شدم . میگفت تا حالا با زوج های زیادی بوده و کار بلده . قیافشو برام تایمی فرستاد و عکس بدنش . منم دیدم هیکلش بد نیست و بیبی فیسه . بهش موضوع رو گفتم و اونم قبول کرد . با زیدم قرار خونه گذاشتم . اول پسره اومد و من در حد مرگ خجالت میکشیدم با اینکه بزرگتر بودم ازش . چون بار اولم بود . زیاد با پسره حرفی نزدیم چون حرفامونو توی تلگرام زده بودم . بعد الهام اسنپ گرفته بود و اومد . تا اومد تو خونه پسره رو دید گفت ایشون کی هستن گفتم از همسایه های قدیمیه و بعضی وقتا باهاش باشگاه میرم . الهام گفت سنش بهت نمیخوره گفتم اره ولی پسر خوبیه و میشناسمش . نشستیم صبحونه خوردیم و یکم حرف زدیم و همگی کلا فاز خجالت بودیم . تا اینکه من به الهام اشاره کردم بیا توی اتاق . اونم اومد و شروع کردم لب گرفتن . الهام گفت بذار پسره بره بعد . گفتم خودش میره نگران نباش . درو از پشت قفل کردم و لباسامو دراوردم . الهام لباساشو درنمی اورد میگفت تا پسره باشه در نمی آرم . من شلوارشو در آوردم گفتم در قفله اونم نمیاد تو . احتمالا تا الان رفته . خلاصه الهامو لختش کردم و لب و سینه خوردم و رفتم سراغ کوص .خیسش کردمو و کیرمو فرو کردم توش تلمبه زدم داشت لذت میبرد زیرم که بهش گفتم بگم پسره بیاد تو اتاق. گفت نه و وای و پرو نشو . قسم الکی خوردم که فقط واسه ماساژ میاد و میره . خلاصه راضی شد . شورت پوشیدیم . ملافه انداخت روی خودش و منم رفتم در اتاقو باز کردم پسره که کیرش شق شده بود ومنتظر بود بهش گفتم ضایع نکن اولش به عنوان ماساژور بیا تو . اونم اوکی داد و اومد تو اتاق . گفت چخبر در چه حالین گفتم دوستم کمردرد ماساژ لازمه گفت در خدمتم . منم روغن بچه داشتم . آوردم و دادم به پسره . پسره ملافه رو کنار زد و روغن ریخت روکمر الهام شروع کرد ماساژ . گاهی وقتا تا گردن میرفت و گاهی بالاهای کونشو ماساژ میداد دیدم الهام بدجور حشریه پسره اشاره کرد شورتشو درار .منم در آوردم البته الهام نمیذاشت اولش ولی راضی شد . پسره هم کون الهامو ماساژ داد بعد بهش گفت برگرد الهام برگشت ولی دستشو لای پاش گذاشته بود کوسش دیده نشه پسره شروع کرد ماساژ گردن و کم کم سینه ها که دیدم الهام بدجور داغ شده پسره اشاره کرد کوص الهامو بلیس . منم دستشو زدم کنار پاهاشو باز کردم کوصشو حسابی لیسیدم که الهام دیگه داشت داد میزد از حشر . پسره دیدم کم کم شلوارشو دراورد شرتشو داد پایین کیرشو داد دهن الهام .الهام یه نگاه بهم کرد دید من لبخند میزنم اونم لبخند زد کیر پسره رو شروع کرد ساک زدن . حسابی کیرشو خورد . پسره که حشری شده بود بهم گفت برو کنار . اومد پاهای زیدمو داد بالا کیرشو کاندوم کشید تا ته کرد توی کوص الهام . شرط من با پسره استفاده از کاندوم بود . شروع کرد تلمبه زدن من که کیرم سیخ شده بود رفتم از پشت دید زدن . خایه های پسره محکم میخورد به زیر کوص الهام تق تق صدا میداد . حشری شدم یواش رفتم جلوتر شروع کردم مالوندن خایه های پسره . پسره معلوم بود که حرفه ایه و هیچ ری اکشنی نداشت . خوب خایه مالوندم دست خودم نبود انگار بد مست شده بودم . یکم که گایید کیرشو دراورد کاندومشو کشید بیرون رفت داد دهن الهام . زیدمم شروع کرد خوردن کیر پسره . پسره باز اشاره کرد کوصشو خیس کنم با زبونم . منم رفتم کوص الهامو خوردم کلا یه مزه جدیدی میداد . یکم خوردم پسره گفت پوزیشن عوض کنیم . بهم گفت به پشت بخواب من خوابیدم زیدمو بلند کرد برعکس گذاشت روی من جوری که بتونم کوص الهامو بلیسم بهم گفت حالا بلیس . خودش رفت کیرشو تا ته میکرد حلق الهام . الهام یکم ساک زد گفت دیگه نمیتونم . پسره در حالی که من زیر بودم داشتم کوص میخوردم حرومزاده اومد کیرشو کرد توی کوص الهام . منم اون زیر بودم یعنی نوک دماغم زیر خایه های پسره بود . شروع کرد تلمبه زدن پسره بهم گفت از این فاصله ببین لذتش برات بیشتره . منم مست شده بودم راست میگفت حال میداد . منم کوس الهامو در حالی که کیر توش بود میلیسدم . پسره حرومزاده بعضی وقتا عمدا خودشو میداد پایین تر که خایه هاش بخوره به دماغ و دهنم . منم ناخودآگاه مزه خایه اشو چشیدم . بعد حشری شدم خایه هاشو لیسیدم . پسره دم گوش الهام جوری که منم بفهمم بهش گفت دوستت اون زیر داره تخمامو میخوره دوتایی به من خندیدن . پسره چند تا تلمبه که زد از شدت حشر داشت آبش می اومد که کاندوم رو یهو درآورد آبشو خواست بریزه رو کون زیدم من سریع از همون کنارم دستمال برداشتم گرفتم دور کیرش که آبشو ریخت توی دستمال . بعدم یه لب از الهام گرفت و تشکر کرد و رفت توی پذیرایی لباس پوشید و به منم گفت دمت گرم و رفت . منم رفتم پیش الهام و بغلش دراز کشیدم و هردومون از این اتفاق توی شوک بودیم . و همین موضوع دلیلی شد که الهام باهام کات کرد و با اینکه اون روز بهش خوش گذشت بهانه آورد که دیگه نمیتونیم با هم باشیم و رفت که رفت
این داستان واقعیه و خواهشا کس شعر نگین از خودم درآوردم .و هر کی هم فحش بده کوص خواهرش
نوشته: مهران
6 پاسخ به “سکس سه نفره با زید شوهردار”
زیدت فهمید که کون تشریف داری به همین خاطر باخودش گفت اگه از بی کیری بمیرم بهتره بایه جاکش و خایه خور زید باشم…
اينكه تو به طرف نميگى و بعدش با استفاده از موقعيتى كه ساختى حريم شخصى و خصوصيش رو پاره ميكنى شايد اون لحظه چاره ايى جزً كنار امدن نداشته باشه ولى بعدش دلشو ميزنى چون تو خلوت خودش به اين فكر ميكنه كه اولويت تو اول خودت و اون پسره بودين بعد دوست دخترت،ضمنا ممنكه دختره تو فانتزياش اين بوده ولى هيچ در واقعيت جزوه علايق و عقايدش نبوده،پس تو يه بى احتراميه چند جانبه كردى چرا بايد باهات بمونه؟قهطيه دوست پسر امده؟
فهمیده بدرد نخوری و بی جنبهولت کرده😆👉
خیلی حرکت بدی کردی ، مشخص هست که وقتی در آن لحظه تحریک کردیش حرفی نزده ، حتی وقتی به یک زن تجاوز میشود، بخاطر تحریک شدن و بیدار شدن شهوت درونش ، آه و آوخ و جون هم میگه ، حتی ممکنه بگه تند تر ، محکم تر بکن ، یا بگه جون کیرت و بکن توش دارم میمیرم و از این دست جملات ، اما پس از اینکه شهوت فروکش کرد آنوقت مغز دوباره فرماندهی و بعهده میگیره و در این مورد تو ، زن متوجه شده که با مردی طرف هست که نمیفهمد باید با تمام توان از زنی که شریک رابطه اش هست مراقبت کند و حفظ امنیت روحی و روانی و جنسی او ، همچنین جسمی او بعهده اش هست . برعکس اینکه به خواسته زن توجه کنه ، اونو دچار استرس و نگرانی هم کرده و ازش بخاطر لذت بردن خودش سواستفاده کرده .
در کتابی خوانده بودم، مردهایی که از سکس همسر خودشون لذت میبرند، اگر عشق و علاقه ای به همسرشون داشته باشند ، وقتی صحبت این که چنین کاری و عملی کنند ، زمانی که دارند سکس میکنند و شهوتی شدند ات بیان میکنن ، اما بعد از سکس چنین بحثی و مطرح نمیکنن یا از زن خودشون اگر با کسی بفهمند پنهانی وارد رابطه شده بشدت ناراحت و خشمگین میشن . این که جدی جدی بدون اطلاع دوست دخترت نفر سوم آوردی وارد رابطه کنی ؟ تجاوز کردید بهش . برای همین دیده تو نمیتونی مرد زندگیش باشی
با اینکه حرکتت بد بود و شاید میتونستی راضیش کنی و بعد این حرکت رو بزنی ولی داستانت جالب بود و لایک میدم