سلام خدمت دوستان جقی.
مشخصات خودم و زنمو یه بار دیگه میگم که اونایی که نخوندن قسمت اول و دوم رو بدونن زنم الهه الان 22 سالش شده و خودمم 29 خصوصیاتش قدش 160 با 60 کیلو وزن و سینه 85 بو کون قلمبه و کس کوچیک و تپلش ما از یکی از شهر های غرب کشوریم. گفتم بهتون تو قسمت اول و دوم که الهه کم کم راضی شد اول با داییم بعد هم با دوست صمیمیم وارد رابطه شدیم وه کم کم این تنوع اومد تو زندگیمون بعد از اون جریانات دوستم زن گرفت و رابطش بعد از عروسیشون با زنم کم کم. کم شد چون همسرش رفیق الهه بود بعد یه مدتی یه روز یه نفر به همسرم پیغام داد و بعد از کلی جر و بحث باهاش فهمید که یکی از آشناهاس که ما وام ازدواجمون رو بهش فروختیم دو سال پیش به بهانه وام با زنم ارتباط برقرار کرد تو این مدت منم در جریان بودم خودش با من هماهنگی کرد که بزار یه سری ب سرش بزنم ببینم چی میگه چند روز همین جوری گذشت که الهه گفت من زندگیمو دوست دارمو نمیخوام آریا شوهرم بفهمه و اونم که خودش متاهل بود همین ترسو داشت و گفت خیالت راحت با آبروت بازی نمیکنم نمیدونست که من در جریانه همه چی هستم اون بنده خدا زنم دیگه رفته بود سر کار وه اونم تهران زندگی میکرد وه یه مدت یه بار میومد یه سر ب زنو بچش میزد میرفت تا این که به زنم گفت دیگه میخوام ببینمتو اینا اونم به من گفت منم اجازه رو بهش دادم وقتی که برگشت برن با هم یه چند ساعتی روز موعود رسید اونم برگشته بود یه روز قبلش زنم حسابی به خودش رسید رفت لیزرو اینا کاملا خودشو تمیز و بدون حتی یه زره مو نداشت چونکه تا الان کسی بدنشو حتی با یه زره مو ندیده بود شبش به من گفت که من ماشینو میبرم چونکه شهرمون کوچیکه فردا برم با اون یه دور بزنیم فرداش رسید رفت سر کار از اونجا دیگه از زبون الهه میگم که رفتیم یه جا اونو سوار کردمو چون شیشه هایه ماشین من دودی کامل بود خیالم راحت تر بود طرفو که اسمشو میزارم بهرام سوار میکنم 43 سالشه و یه زره شکم داشت رفتیم تا خارج شهر و یه جا پارک کردمو میگفت تو کل راه دستش تو رونو پرو پاچم بود انگار خیلی عجله داشت رسیدیم و یه جایه پرت نگه داشتم منم رفتم عقب اونم اومد صندلی عقب پیشم و مشغول شدیم ن سکس کامل فقط در حد اینکه سینه هامو بیرون آورد و کلا تو حالت تعجب بود که خیلی بدنت زیباست سینه هات بزرگو نوک صورتی منم کلا میخندیدم که آریا هم همش همینو میگه ولی یه زره ناراحت شد که اسم تورو نیارم دیگه و تو دیگه باید مال من بشی منم گفتم باشه فعلا مشغول باش سینه هامو یکی یکی تو دهنش کردو گردنمو میخورد بالا تنمو کامل لخت کرد و مشغول لیسیدن شد و دستشم کرد داخل ساپورتمو کسمو لمس کرد گفت دختر تو چرا اینقد هاتیو کست کامل آب انداخته منم گفتم همیشه اینجوریم یه زره باهام ور برن کامل وا میدمو اونجام آب شهوت راه میوفته هی لیس میزد همه جامو خاست ساپورتمو بکنه که گفتم نه فعلا خیلی زوده هرچن خودمم دلم خیلی میخواست همونجا جرم بده و کامل جیغ بزنم زیرش ولی یه خورده چونکه کیرش به دلم ننشسته بود گفتم بزار تا همینجا پیش برم ولی اون قول داد که داخل نمیکنم و منم بهش اجازه دادم ساپورتمو با یه حرکت کامل در آورد و مشغول خوردن شد دیگه من تو ابرا بودم خیلی حال میکردم که بعد از اون دو نفر که جوون بودن با یه سن بالاهم وارد رابطه شدم حس قدرت داشتم اونم داشت میخورد دیگه جیغم به هوا رفته بودو سرسو یه کسم فشار میدادم اونم سوراخ کونمم لیس میزد خیلی حال میکردم دیگه بهش گفتم بسه چند بار ارضا شده بودم از روم بلند سد منم دست بردم شلوارشو کندم وه حمله کردم به کیرش کلی بهش حال دادم زبون میزدم رو سر کیرشو میخوردم که سرمو گرفت تن تند تو دهنم تلمبه میزد داشتم خفه میشدم که دستشو ورداشتمو گفتم میخوام خودم با استراحت بخورمش اونم مطیع بود حدود یه ربع براش ساک زدمو گفت آبمو میخوری که گفتم اصلا نمیتونم تا حالا نخوردم اونم بعد از چند دیقه سرمو جدا کردو آبشو تو یه دستمال خالی کرد منم چند باری ارضا شده بودم حین خوردنش دیگه کم کم جمو جور کردیمو راه افتادیم خیلی ازم تشکر کردو گفت برگشتنی برات جبران میکنم تو راه همش دستش تو رونم بودو باهام ور میرفت گردنمو یه خورده واست کبود کرده بود که گفتم الان برگردم به آریا چی بگم گفت یه جور نزار نزدیکت بشه تا خوب میشه نمیدونست که تو در جریانیو خودت بهم گفتی برو اومدیم نزدیک ماشینش که شدم گفت وایسا تو اینجا تا من میرمو میام منم نشستم با تو حرف میزدم تا اون برگشت یه چند سیخ جیگر با پسته و تنقلات و یه نایلون دستش بود که بازش کردم کلی کادو توش بود گفت اینم واسه اینکه به من افتخار دادیو بهم اجازه دادی که باهم باشیم منم دیگه بازشون نکردم و چندتا بوس ازم گرفتو از هم خداحافظی کردیم برگشتن خونه حدود ساعت 12 شده بود اینقد بهم خوش گذشت ساعت 8 رفتیم 12 برگشتیم از اینجا بعدشو ب زبون خودم میگمم اومد کلی وسیله دستش بودو گفت ببین بهرام برام چی خریده یه گل تو یه جعبه که گفت هر وقت نگاش کنی به فکر من بیافتی با یه ست لباس زیر که گفت دفعه بعد اینو بپوش برام کلی تنقلات گرفته بود خیلی هم شهوتی بود یه سکس کامل باهم داشتیمو رفتیم واسه خواب کلا هرکاری کرده بودنو واسم تعریف میکرد کلی خوشحال بود فقط میگفت یه زره شکم داره وسنشم بالاس و کیرش نصبت به تو کوچیکترو لاغر تره نزاشتم بکنه گفتم حریص بشه واسه دفعه منم آب بیغیرتیم واسه حرفاش راه افتاده بود گفتم باهاش در ارتباط میخوای باسی که گفت آره فکر کنم خوب خرج میکنه بزار ببینم چجوری پیش میریم فرداش تا چند روزی کلا سکس چت میکردنو به منم میگفت منم کیرم راست میشدو سکس خوبی میکردیم اونم اینقد خوشحال بود که واماشو خوب ب خوب پرداخت میکرد هر هفته یه بار کلی تنقلات واسه الهه میخریدو میداد پیک میاورد براش میگفت باید تقویت بشی اونم خوشحال میشد از اینکه اینقد مورد توجه ش قرار گرفته گفته بود سریه بعد بیای میریم یه خونه تو خارج شهر مال یکی از رفیقاش اونجا باید بیشتر باهم باشیمو کلی واسش شوق داشت بهرام الهه هم از خدا خواسته با کلی ناز قبول کرد سریه بعد که برگشت بهم گفت آریا بهرام برگشته میگه امشب قبل شام برم پیشش چی بگم منم از خدا خواسته آب بیغیرتیم راه افتادو گفتم هرچی خودت صلاح میدونی ولی هواست باشه فیلم اینا نگیره اونم تایید کردو گفت چشم عشقم ولی من با هرکی باشم فقط با تو حال میکنم و قبل شام یه دوش گرفتو بدنشم که لیزر کامل بود مو نداشتو یه عطر خوب زدو شیکو پیک شد که خودم واسش راست کردم اون لباس زیریو که بهرام براش خریده بودو پوشیدو دیگه سوتین و شورت ننداخت یه ساپورت مشکی نازک با یه تیشرت یقه باز یه مانتو جلو باز که گفتم اینارو میپوشی ساق پاش تا بیس ثانت بالاتر از مچش بیرون بود که گفت با ماشین میرم نترس کسی نمیبینه منم بغلش کردمو گفتم خوب کسی شده جنده اونم گفت خودت جندم کردی تو دوسداری که من جنده شدم منم تایید کردم دیگه رفتو منم رفتم پیش دوستام تو اون حینم چند بار باهاش تماس گرفتم که یه بار صدا نفساش منظم نبود منم گفتم داری چیکار میکنی که گفت خونه دوستمم داریم شوخی میکنیم باهم ساعت 5 رفت ساعت یک زنگ زد گفت سریع زنگ بزن پنج دیقه دیگه بگو زود برگرد دیگه دیر شده منم همون کارو کردم اونم گفت باشه دارم میام بعد چل دیقه اومد منم سوار کردو اومد رفتیم خونه که دیگه از زبون خودش میگم رفتم سوارش کردم تا اومد سوار شد همون تو ماشین دستمو بوسیدو کفت بریم یه نایلونم تو دستش بود گفتم این چیه گفت یه خورده وسایله اونجا چیزی نداره بخوریم تقویت شیم خوب حالمون جا بیاد رفتیم رسیدیم به یه خونه باغ که مال دوستش بود که نگاه کردم از بیرون که دوربین داشت گفتم برو دوربینارو خاموش کنو بیا که گفت بخدا قبل تو اومدم خاموش کردم منم خیالم راحت شدو رفتیم داخل همون جلو در دستش تو باسنم بود گفتم چه عجله ایه بزار بیام داخل که گفت اینجوری حالش بیشتره رفتیم داخل وسایلو گذاشت اومد بغلم نشستو گفت بیا تو بغلم باش منم رفتم رو کیرش نشستم که راست شده بود رفته بود تو چاک کونم احساسش میکردم دست کرد لباسامو کندو وقتی لباس زیرایه خودشو که خریده بود دید کلی خوشحال شدو کلی لبو گردنمو خوردو منم دیگه داغ شده بود اون نشسته بود رو مبل رفتم جلوش زانو زدمو کیرشو بیرون آوردم کلی واسش ساک زدمو تخماشو خوردم یه دور با ساک زدن آبشو آوردم خواستم دیر آبش بیاد که یه استراحت کردیم شام سفارش داد آورد خوردیم اون با یه شورتو منم با اون لباس زیرا همش دستش تو سینم بود غذا که تموم شد اومد بلندم کرد تو بغلش برد داخل هال دستش تو کونم بودو بوسش میکرد انداخت زمین اومد روم کلی لبو بوس و گردنمو خوردو منم همراهیش میکردم دستش رفته بود تو کسم منم وقتی داشت اینارو واسم تعریف میکرد داشتم کسشو میخوردم کیرم راست شده بود شدید بیغیریت شده بودم داشت تعریف میکرد ب اوج جنون رسیده بودم بعدش که دستش تو کسم بود لباسامو کند اومد کسمو چندتا زبون زدو حدود یه ربع فقط میخورد گفتم بسه بیا کیرتو بزار تو کس زن آریا اونم خوشحال شد که وقتی سرشو وارد کسم کرد یه لرزه ب بدنم افتادو ارضا شدم چند ثانیه وایسادو اومد روم تلمبه میزد که تو زنگ زدی گفتم وایسا گوشی بغل دستم بود گفتم درش نیار میخوام وقتی باهاش حرف میزنم کیرت تو کسم باشه اونم همین کارو کردو منو تو هم چند ثانیه حرف زدیمو قطع کردیم که اونم گفت نمیدونه زنش زیرمه گفتم آره زنشو جر بده اونم وحشی شدو تلمبه هاشو تند تند کرد تا چند دیقه همون جوری کردو بلند شدیم منم ب حالت داگی کردو اومد از مشت کیرشو چپوند تو کسم منم یه آه کردمو اونم وحشی شدو تلمبه میزد عرق از بدنش میریخت رو بدنم من از زیر با کسم ور میرفتم تا اینگه یه ارگاسم بلند با لرزش همیشگی شدمو اونم دیگه نتونست گفت بلند شو میخوام وقتی آبم میاد بپاچم تو صورتت هرچند واسه تو این کارو نکردم ولی نتونستم نه بگم بلند شدم با کیرش ور رفتم تا آبش اومد پاچید کلی آب رو سر و صورتم اون موقع دیگه حس کامل جندگی داشتم بعدش با هم رفتیم یه دوش گرفتیم تو حموم کلا نزاشت کاری کنم خودش منو شستو اومدیم بیرون گفت هیجی نپوش تا میریم لخت بیا کنارم کارت دارم منم حوله رو از تن کندم رفتم او بغلش کیرش رفت تو چاک کسم دوباره نایلنی که آورده بودو برداشت گفت چشاتو ببند یه دستبند طلا کرد دستم منم کلی خوشحال شدم ازش تشکر کردمو گفت بازم چشاتو ببند بستم گفتم دیگه چیه چشامو باز کردم که رفته بود یه ست کامل لباس محلیمونو واسم خریده بودو آورد اینقد خوشحال بودم تو پوست خودم نبودم ازش تشکر کردم یلند شدم یه بوس از سر کیرش زدم گفتم با این کارت دیگه کاری کردی نتونم ولت کنم اونم خوشحال شدو یه یه ساعت دیگه گذشتو زنگ زدی داشتم واسش ساک میزدم که تو گفتی چرا صدات اینجوری منم گفتم داریم به دویتم شوخی میکردم کیرشم تو دهنم بود دیگه بعدس تو قطع کردی گفت میخوام وقت برگشت واسم ساک بزنی یه دور دیگه آبمو بیاری گفتم باشه ولی تو دهنم نریزی جون نمیخوام آریا بفهمه زنش امروز جندگی کرده واست اونم تایید کردو تو راه یه بیس دیقه واسش ساک زدم تا آبش اومد تو دستمال خالی کردو رسیدیم خودمونو مرطب کردیم اون خداحافظی کردو رفت اومدم تورو سوار کردم منم اینارو واسم تعریف میکرد ایقد کسشو خوردم که حشری شده بودو یه دور دیگه باهاش سکس کردم واسه اون یه دور دیگه بود واسه من اولین بار بود تا اینکه بازم با حرفاس حشری سده بود ارگاسم شد گفت میخوام وقتی آبت اومد بپاچی تو ثورتم تا بفهمی زنت چه شکلی بوده وقتی بهرام اینکارو کرده منم حشری شدمو جلو صورتش آبمو پاچیدمو کلی شکل جنده ها شده بودو رفتیم دوش گرفتیمو خوابیدیم ببخشید طولانی شد آریا بیغیرت وه زن جنده ادامه دارد …
مشخصات خودم و زنمو یه بار دیگه میگم که اونایی که نخوندن قسمت اول و دوم رو بدونن زنم الهه الان 22 سالش شده و خودمم 29 خصوصیاتش قدش 160 با 60 کیلو وزن و سینه 85 بو کون قلمبه و کس کوچیک و تپلش ما از یکی از شهر های غرب کشوریم. گفتم بهتون تو قسمت اول و دوم که الهه کم کم راضی شد اول با داییم بعد هم با دوست صمیمیم وارد رابطه شدیم وه کم کم این تنوع اومد تو زندگیمون بعد از اون جریانات دوستم زن گرفت و رابطش بعد از عروسیشون با زنم کم کم. کم شد چون همسرش رفیق الهه بود بعد یه مدتی یه روز یه نفر به همسرم پیغام داد و بعد از کلی جر و بحث باهاش فهمید که یکی از آشناهاس که ما وام ازدواجمون رو بهش فروختیم دو سال پیش به بهانه وام با زنم ارتباط برقرار کرد تو این مدت منم در جریان بودم خودش با من هماهنگی کرد که بزار یه سری ب سرش بزنم ببینم چی میگه چند روز همین جوری گذشت که الهه گفت من زندگیمو دوست دارمو نمیخوام آریا شوهرم بفهمه و اونم که خودش متاهل بود همین ترسو داشت و گفت خیالت راحت با آبروت بازی نمیکنم نمیدونست که من در جریانه همه چی هستم اون بنده خدا زنم دیگه رفته بود سر کار وه اونم تهران زندگی میکرد وه یه مدت یه بار میومد یه سر ب زنو بچش میزد میرفت تا این که به زنم گفت دیگه میخوام ببینمتو اینا اونم به من گفت منم اجازه رو بهش دادم وقتی که برگشت برن با هم یه چند ساعتی روز موعود رسید اونم برگشته بود یه روز قبلش زنم حسابی به خودش رسید رفت لیزرو اینا کاملا خودشو تمیز و بدون حتی یه زره مو نداشت چونکه تا الان کسی بدنشو حتی با یه زره مو ندیده بود شبش به من گفت که من ماشینو میبرم چونکه شهرمون کوچیکه فردا برم با اون یه دور بزنیم فرداش رسید رفت سر کار از اونجا دیگه از زبون الهه میگم که رفتیم یه جا اونو سوار کردمو چون شیشه هایه ماشین من دودی کامل بود خیالم راحت تر بود طرفو که اسمشو میزارم بهرام سوار میکنم 43 سالشه و یه زره شکم داشت رفتیم تا خارج شهر و یه جا پارک کردمو میگفت تو کل راه دستش تو رونو پرو پاچم بود انگار خیلی عجله داشت رسیدیم و یه جایه پرت نگه داشتم منم رفتم عقب اونم اومد صندلی عقب پیشم و مشغول شدیم ن سکس کامل فقط در حد اینکه سینه هامو بیرون آورد و کلا تو حالت تعجب بود که خیلی بدنت زیباست سینه هات بزرگو نوک صورتی منم کلا میخندیدم که آریا هم همش همینو میگه ولی یه زره ناراحت شد که اسم تورو نیارم دیگه و تو دیگه باید مال من بشی منم گفتم باشه فعلا مشغول باش سینه هامو یکی یکی تو دهنش کردو گردنمو میخورد بالا تنمو کامل لخت کرد و مشغول لیسیدن شد و دستشم کرد داخل ساپورتمو کسمو لمس کرد گفت دختر تو چرا اینقد هاتیو کست کامل آب انداخته منم گفتم همیشه اینجوریم یه زره باهام ور برن کامل وا میدمو اونجام آب شهوت راه میوفته هی لیس میزد همه جامو خاست ساپورتمو بکنه که گفتم نه فعلا خیلی زوده هرچن خودمم دلم خیلی میخواست همونجا جرم بده و کامل جیغ بزنم زیرش ولی یه خورده چونکه کیرش به دلم ننشسته بود گفتم بزار تا همینجا پیش برم ولی اون قول داد که داخل نمیکنم و منم بهش اجازه دادم ساپورتمو با یه حرکت کامل در آورد و مشغول خوردن شد دیگه من تو ابرا بودم خیلی حال میکردم که بعد از اون دو نفر که جوون بودن با یه سن بالاهم وارد رابطه شدم حس قدرت داشتم اونم داشت میخورد دیگه جیغم به هوا رفته بودو سرسو یه کسم فشار میدادم اونم سوراخ کونمم لیس میزد خیلی حال میکردم دیگه بهش گفتم بسه چند بار ارضا شده بودم از روم بلند سد منم دست بردم شلوارشو کندم وه حمله کردم به کیرش کلی بهش حال دادم زبون میزدم رو سر کیرشو میخوردم که سرمو گرفت تن تند تو دهنم تلمبه میزد داشتم خفه میشدم که دستشو ورداشتمو گفتم میخوام خودم با استراحت بخورمش اونم مطیع بود حدود یه ربع براش ساک زدمو گفت آبمو میخوری که گفتم اصلا نمیتونم تا حالا نخوردم اونم بعد از چند دیقه سرمو جدا کردو آبشو تو یه دستمال خالی کرد منم چند باری ارضا شده بودم حین خوردنش دیگه کم کم جمو جور کردیمو راه افتادیم خیلی ازم تشکر کردو گفت برگشتنی برات جبران میکنم تو راه همش دستش تو رونم بودو باهام ور میرفت گردنمو یه خورده واست کبود کرده بود که گفتم الان برگردم به آریا چی بگم گفت یه جور نزار نزدیکت بشه تا خوب میشه نمیدونست که تو در جریانیو خودت بهم گفتی برو اومدیم نزدیک ماشینش که شدم گفت وایسا تو اینجا تا من میرمو میام منم نشستم با تو حرف میزدم تا اون برگشت یه چند سیخ جیگر با پسته و تنقلات و یه نایلون دستش بود که بازش کردم کلی کادو توش بود گفت اینم واسه اینکه به من افتخار دادیو بهم اجازه دادی که باهم باشیم منم دیگه بازشون نکردم و چندتا بوس ازم گرفتو از هم خداحافظی کردیم برگشتن خونه حدود ساعت 12 شده بود اینقد بهم خوش گذشت ساعت 8 رفتیم 12 برگشتیم از اینجا بعدشو ب زبون خودم میگمم اومد کلی وسیله دستش بودو گفت ببین بهرام برام چی خریده یه گل تو یه جعبه که گفت هر وقت نگاش کنی به فکر من بیافتی با یه ست لباس زیر که گفت دفعه بعد اینو بپوش برام کلی تنقلات گرفته بود خیلی هم شهوتی بود یه سکس کامل باهم داشتیمو رفتیم واسه خواب کلا هرکاری کرده بودنو واسم تعریف میکرد کلی خوشحال بود فقط میگفت یه زره شکم داره وسنشم بالاس و کیرش نصبت به تو کوچیکترو لاغر تره نزاشتم بکنه گفتم حریص بشه واسه دفعه منم آب بیغیرتیم واسه حرفاش راه افتاده بود گفتم باهاش در ارتباط میخوای باسی که گفت آره فکر کنم خوب خرج میکنه بزار ببینم چجوری پیش میریم فرداش تا چند روزی کلا سکس چت میکردنو به منم میگفت منم کیرم راست میشدو سکس خوبی میکردیم اونم اینقد خوشحال بود که واماشو خوب ب خوب پرداخت میکرد هر هفته یه بار کلی تنقلات واسه الهه میخریدو میداد پیک میاورد براش میگفت باید تقویت بشی اونم خوشحال میشد از اینکه اینقد مورد توجه ش قرار گرفته گفته بود سریه بعد بیای میریم یه خونه تو خارج شهر مال یکی از رفیقاش اونجا باید بیشتر باهم باشیمو کلی واسش شوق داشت بهرام الهه هم از خدا خواسته با کلی ناز قبول کرد سریه بعد که برگشت بهم گفت آریا بهرام برگشته میگه امشب قبل شام برم پیشش چی بگم منم از خدا خواسته آب بیغیرتیم راه افتادو گفتم هرچی خودت صلاح میدونی ولی هواست باشه فیلم اینا نگیره اونم تایید کردو گفت چشم عشقم ولی من با هرکی باشم فقط با تو حال میکنم و قبل شام یه دوش گرفتو بدنشم که لیزر کامل بود مو نداشتو یه عطر خوب زدو شیکو پیک شد که خودم واسش راست کردم اون لباس زیریو که بهرام براش خریده بودو پوشیدو دیگه سوتین و شورت ننداخت یه ساپورت مشکی نازک با یه تیشرت یقه باز یه مانتو جلو باز که گفتم اینارو میپوشی ساق پاش تا بیس ثانت بالاتر از مچش بیرون بود که گفت با ماشین میرم نترس کسی نمیبینه منم بغلش کردمو گفتم خوب کسی شده جنده اونم گفت خودت جندم کردی تو دوسداری که من جنده شدم منم تایید کردم دیگه رفتو منم رفتم پیش دوستام تو اون حینم چند بار باهاش تماس گرفتم که یه بار صدا نفساش منظم نبود منم گفتم داری چیکار میکنی که گفت خونه دوستمم داریم شوخی میکنیم باهم ساعت 5 رفت ساعت یک زنگ زد گفت سریع زنگ بزن پنج دیقه دیگه بگو زود برگرد دیگه دیر شده منم همون کارو کردم اونم گفت باشه دارم میام بعد چل دیقه اومد منم سوار کردو اومد رفتیم خونه که دیگه از زبون خودش میگم رفتم سوارش کردم تا اومد سوار شد همون تو ماشین دستمو بوسیدو کفت بریم یه نایلونم تو دستش بود گفتم این چیه گفت یه خورده وسایله اونجا چیزی نداره بخوریم تقویت شیم خوب حالمون جا بیاد رفتیم رسیدیم به یه خونه باغ که مال دوستش بود که نگاه کردم از بیرون که دوربین داشت گفتم برو دوربینارو خاموش کنو بیا که گفت بخدا قبل تو اومدم خاموش کردم منم خیالم راحت شدو رفتیم داخل همون جلو در دستش تو باسنم بود گفتم چه عجله ایه بزار بیام داخل که گفت اینجوری حالش بیشتره رفتیم داخل وسایلو گذاشت اومد بغلم نشستو گفت بیا تو بغلم باش منم رفتم رو کیرش نشستم که راست شده بود رفته بود تو چاک کونم احساسش میکردم دست کرد لباسامو کندو وقتی لباس زیرایه خودشو که خریده بود دید کلی خوشحال شدو کلی لبو گردنمو خوردو منم دیگه داغ شده بود اون نشسته بود رو مبل رفتم جلوش زانو زدمو کیرشو بیرون آوردم کلی واسش ساک زدمو تخماشو خوردم یه دور با ساک زدن آبشو آوردم خواستم دیر آبش بیاد که یه استراحت کردیم شام سفارش داد آورد خوردیم اون با یه شورتو منم با اون لباس زیرا همش دستش تو سینم بود غذا که تموم شد اومد بلندم کرد تو بغلش برد داخل هال دستش تو کونم بودو بوسش میکرد انداخت زمین اومد روم کلی لبو بوس و گردنمو خوردو منم همراهیش میکردم دستش رفته بود تو کسم منم وقتی داشت اینارو واسم تعریف میکرد داشتم کسشو میخوردم کیرم راست شده بود شدید بیغیریت شده بودم داشت تعریف میکرد ب اوج جنون رسیده بودم بعدش که دستش تو کسم بود لباسامو کند اومد کسمو چندتا زبون زدو حدود یه ربع فقط میخورد گفتم بسه بیا کیرتو بزار تو کس زن آریا اونم خوشحال شد که وقتی سرشو وارد کسم کرد یه لرزه ب بدنم افتادو ارضا شدم چند ثانیه وایسادو اومد روم تلمبه میزد که تو زنگ زدی گفتم وایسا گوشی بغل دستم بود گفتم درش نیار میخوام وقتی باهاش حرف میزنم کیرت تو کسم باشه اونم همین کارو کردو منو تو هم چند ثانیه حرف زدیمو قطع کردیم که اونم گفت نمیدونه زنش زیرمه گفتم آره زنشو جر بده اونم وحشی شدو تلمبه هاشو تند تند کرد تا چند دیقه همون جوری کردو بلند شدیم منم ب حالت داگی کردو اومد از مشت کیرشو چپوند تو کسم منم یه آه کردمو اونم وحشی شدو تلمبه میزد عرق از بدنش میریخت رو بدنم من از زیر با کسم ور میرفتم تا اینگه یه ارگاسم بلند با لرزش همیشگی شدمو اونم دیگه نتونست گفت بلند شو میخوام وقتی آبم میاد بپاچم تو صورتت هرچند واسه تو این کارو نکردم ولی نتونستم نه بگم بلند شدم با کیرش ور رفتم تا آبش اومد پاچید کلی آب رو سر و صورتم اون موقع دیگه حس کامل جندگی داشتم بعدش با هم رفتیم یه دوش گرفتیم تو حموم کلا نزاشت کاری کنم خودش منو شستو اومدیم بیرون گفت هیجی نپوش تا میریم لخت بیا کنارم کارت دارم منم حوله رو از تن کندم رفتم او بغلش کیرش رفت تو چاک کسم دوباره نایلنی که آورده بودو برداشت گفت چشاتو ببند یه دستبند طلا کرد دستم منم کلی خوشحال شدم ازش تشکر کردمو گفت بازم چشاتو ببند بستم گفتم دیگه چیه چشامو باز کردم که رفته بود یه ست کامل لباس محلیمونو واسم خریده بودو آورد اینقد خوشحال بودم تو پوست خودم نبودم ازش تشکر کردم یلند شدم یه بوس از سر کیرش زدم گفتم با این کارت دیگه کاری کردی نتونم ولت کنم اونم خوشحال شدو یه یه ساعت دیگه گذشتو زنگ زدی داشتم واسش ساک میزدم که تو گفتی چرا صدات اینجوری منم گفتم داریم به دویتم شوخی میکردم کیرشم تو دهنم بود دیگه بعدس تو قطع کردی گفت میخوام وقت برگشت واسم ساک بزنی یه دور دیگه آبمو بیاری گفتم باشه ولی تو دهنم نریزی جون نمیخوام آریا بفهمه زنش امروز جندگی کرده واست اونم تایید کردو تو راه یه بیس دیقه واسش ساک زدم تا آبش اومد تو دستمال خالی کردو رسیدیم خودمونو مرطب کردیم اون خداحافظی کردو رفت اومدم تورو سوار کردم منم اینارو واسم تعریف میکرد ایقد کسشو خوردم که حشری شده بودو یه دور دیگه باهاش سکس کردم واسه اون یه دور دیگه بود واسه من اولین بار بود تا اینکه بازم با حرفاس حشری سده بود ارگاسم شد گفت میخوام وقتی آبت اومد بپاچی تو ثورتم تا بفهمی زنت چه شکلی بوده وقتی بهرام اینکارو کرده منم حشری شدمو جلو صورتش آبمو پاچیدمو کلی شکل جنده ها شده بودو رفتیم دوش گرفتیمو خوابیدیم ببخشید طولانی شد آریا بیغیرت وه زن جنده ادامه دارد …
نوشته: آریا
4 پاسخ به “سکس زن دومم با دوست صمیمیم (۲)”
تکراری کیر توناموس نویسنده
البته به خودت مربوطه دوست دارید خودت و زنت اینطوری زندگی کنید اما بنظرم نباید بیای تعریف کنی اینجا چون کاربران خبر ندارند چه اثری روی روح و روان آنها میگذاره، بسیاری از جوان ها دچار مشکلات روحی و روانی میشوند و نمیتونن بدون خیانت زندگی کنند و زندگی مشترک خودشون و خیلی ساده بخاطر اینکه نمیتوانند پایبند همسر باشند خراب میکنند خصوصا خانم ها که احساساتی جدا از شما آقایان دارند واقعا دیگه نمیتونن با شوهر خودشون زندگی کنند و تمام زندگی و سرنوشت خودشون و نابود میکنند و تا سن چهل سالگی همینطوری میچرخند با این و اون هستند بعد شروع میشه بدبختی و تنهایی اون بیچاره که با تعریف های شما یا کسای دیگه توی جامعه نابود میشن تنها و بدور از محبت واقعی فقط کسانی با اونها هستن که همه میدونیم محبت هاشون دروغی هست و از روی شهوت هست همین که همش دوست دارم و میخوامت و بدون تو میمیرم فقط تا لحظه ای هست که بتونه کیرش و بگذاره داخل وازن زن و آبش بیاد تموم اون دوستت دارم هاشون فراموش میشه و بعد از مدتی هم دلش و میزنیم و میره سراغ یکی دیگه و ما آخی و بد میشیم براشون ، پس با این داستانها ذهن ما ها رو خراب نکن لطفا و خودت که دوست داری خودت حالش و ببر ولی برای ما از این ها ننویس باور کن همه زندگی ماها رو اینطوری نابود میکنید اگه دوست ما هستی از این ها دیگه ننویس واسه ما ، بگذار زندگی
وهوهوه
جوووووون آریا جون بده ماهم زنت روبکنیم