سلام من میثمم و دو سالی هست با لیلا ازدواج کردم.منو لیلا شناختی از هم نداشتیم و سنتی ازدواج کردیم،من 32 سالمه و لیلا 30 سالشه با قد 155 و 50 کیلو وزن و 75 سایز سینه هاشه و کونی گرد ک وقتی لباس جذب میپوشه خودنمایی میکنه،
اوایل نامزدیمون وقتی با خانواده هامون برای خرید میرفتیم بیرون تمام تلاشمون این بود ک دست همو بگیریم و لیلا داخل پاساژ های ک میرفتیم مخفیانه روی پله ها لب میگرفتیم،
لیلا اینقدر حشری بود ک ی ساعت بعد از عقدمون رفتیم اتاق و همونجا شروع کرد به ساک زدنو و بدون اینکه معطل کنه نشست و پرده را ب باد داد
بعضی وقتا من و لیلا برای اینکه ارضاش کنم تا چهار راند هم سکس میکردیم ک لیلا تخلیه شه ولی براش کم بود
ک دفعات اخر فقط من میکردم که لیلا ارضا شه خسته شدم دیگه بدنم نمیکشید
من داستان سکسی زیادی میخوندم تا چندتا داستان بیغیرتی خوندم و با خودم گفتم من ک کم اوردم بذار یکی دیگه بعضی وقتا بیاد و بکنه
با لیلا حرف زدم اولش فکر میکرد برای سکسمون جذاب بشه دارم میگم ولی فهمید ک شوخی نمیکنم و گفت یعنی میخوای بگردی ببینی برای زنت کیر پیدا کنی ک زنتو بکنه
چند هفته ای گذشت و منم دیگه توان نداشتم لیلا را سیر بکنم
هرچی بیشتر میخواست من کمتر میتونستم بکنمش
ی بار ک داشتم میکردمش بهش گفتم یبار تست میکنیم خوب نبود کنسل دیگه
قبول کرد
داخل گروه های تلگرامی گشتیم و چت میکردیم و میدیدم کدوم کیرش بزرگتره تا یکی را پیدا کردیم اسمش رسول بود 25 سال سنش بود و تقریبا 17 سانت کیرش بود ب گفته خودش تجربه داشته
ی قرار گذاشتیم و رفتیم بیرون و قرار شد اگه خوشمون امد بریم مسافرخونه دوتا اتاق بگیریم و بریم روی کار
پسر بدی بنظر نمی رسید و مثلا تمام تلاششو میکرد تا خوب بنظر برسه
با لیلا مشورت کردمو گفت ی باره بریم مسافر خونه
من ب رسول گفته بودم اگه خوب بودی ادامه داره وگرنه اخرین باره و تمام تلاشتو بکن ک لیلا از زیرت راضی بیاد بیرون
رفتیم و دو تا اتاق گرفتیمو ی نیم ساعتی گذشت ب رسول گفتیم بیاد اتاق ک لیلا گفت خودت خواستی بعد پشیمون نشی من نخواستم
رسول امد و کم کم شروع کرد لیلا را لخت کردن اروم ازش لب میگرفت موهاشو ناز میکرد و اصلا هیچ عجله ای نداشت راحت داشت لذت میبرد
بعد از بیست دقیقه لباسهای لیلا را درآورد و کم کم رفت سمت سینه های لیلا خیلی اروم توی دنیای خودش بود انقدر لذیذ روی سینه ها رو می بوسید و اروم میرفت سمت نوک سینه ها
دیگه صدای ریز لیلا بلند شد و نفساش عمیق تر شد معلوم بود از خوردن سینه هاش داره لذت میبره مثل مار ب خودش میپیچید و با موهای رسول بازی میکرد و گاهی روی تن خودش دستشو بازی میداد
رسول کمکم میرفت پایین سمت شکم ک برسه ب کس لیلا
اروم رسید ب شورت لیلا و کنار های رون رو میبوسید و بو میکرد غرق لذت بودن جفتشون
شورت را کشید پایین و شروع کرد ب خوردن کس ی چند دقیقه نگذشته بود لیلا التماس کرد تو رو خدا کیرتو بده من دارم میمیرم
رسول وقتی التماسهای لیلا را شنید رفت سمت لیلا شورتشو درآورد و کیرش پرید بیرون لیلا بدون حرف کیر را گرفت و گذاشت دهنش و تند تند ساک میزد
لیلا مست شهوت شده بود انگار ک هیچی زمانی نیست و فقط زمان لذت بردنه
لیلا ی بوسه از سر کیر رسول کرد و گفت رسول بذارش سر جاش ک کصم داره میمیره براش
رسول پاهای لیلا را گذاشت روی شونه هاش و آروم فشار میداد بعد از چند دقیقه دیگه سرعت رسول زیاد شد فقط داشت تلمبه میزد صدا ناله های لیلا و رسول کل اتاق رو پر کرده بود ک رسول کل آبشو ریخت روی تن لیلا هر دو بیحال بودن ی نیم ساعتی گذشت ک لیلا بهم گفت اجازه میدی ی بار دیگه بکنه تا شب ی چهار راند دیگه روی کار بودن الان چند ماهی هست رسول شده نفر سوم ما
اوایل نامزدیمون وقتی با خانواده هامون برای خرید میرفتیم بیرون تمام تلاشمون این بود ک دست همو بگیریم و لیلا داخل پاساژ های ک میرفتیم مخفیانه روی پله ها لب میگرفتیم،
لیلا اینقدر حشری بود ک ی ساعت بعد از عقدمون رفتیم اتاق و همونجا شروع کرد به ساک زدنو و بدون اینکه معطل کنه نشست و پرده را ب باد داد
بعضی وقتا من و لیلا برای اینکه ارضاش کنم تا چهار راند هم سکس میکردیم ک لیلا تخلیه شه ولی براش کم بود
ک دفعات اخر فقط من میکردم که لیلا ارضا شه خسته شدم دیگه بدنم نمیکشید
من داستان سکسی زیادی میخوندم تا چندتا داستان بیغیرتی خوندم و با خودم گفتم من ک کم اوردم بذار یکی دیگه بعضی وقتا بیاد و بکنه
با لیلا حرف زدم اولش فکر میکرد برای سکسمون جذاب بشه دارم میگم ولی فهمید ک شوخی نمیکنم و گفت یعنی میخوای بگردی ببینی برای زنت کیر پیدا کنی ک زنتو بکنه
چند هفته ای گذشت و منم دیگه توان نداشتم لیلا را سیر بکنم
هرچی بیشتر میخواست من کمتر میتونستم بکنمش
ی بار ک داشتم میکردمش بهش گفتم یبار تست میکنیم خوب نبود کنسل دیگه
قبول کرد
داخل گروه های تلگرامی گشتیم و چت میکردیم و میدیدم کدوم کیرش بزرگتره تا یکی را پیدا کردیم اسمش رسول بود 25 سال سنش بود و تقریبا 17 سانت کیرش بود ب گفته خودش تجربه داشته
ی قرار گذاشتیم و رفتیم بیرون و قرار شد اگه خوشمون امد بریم مسافرخونه دوتا اتاق بگیریم و بریم روی کار
پسر بدی بنظر نمی رسید و مثلا تمام تلاششو میکرد تا خوب بنظر برسه
با لیلا مشورت کردمو گفت ی باره بریم مسافر خونه
من ب رسول گفته بودم اگه خوب بودی ادامه داره وگرنه اخرین باره و تمام تلاشتو بکن ک لیلا از زیرت راضی بیاد بیرون
رفتیم و دو تا اتاق گرفتیمو ی نیم ساعتی گذشت ب رسول گفتیم بیاد اتاق ک لیلا گفت خودت خواستی بعد پشیمون نشی من نخواستم
رسول امد و کم کم شروع کرد لیلا را لخت کردن اروم ازش لب میگرفت موهاشو ناز میکرد و اصلا هیچ عجله ای نداشت راحت داشت لذت میبرد
بعد از بیست دقیقه لباسهای لیلا را درآورد و کم کم رفت سمت سینه های لیلا خیلی اروم توی دنیای خودش بود انقدر لذیذ روی سینه ها رو می بوسید و اروم میرفت سمت نوک سینه ها
دیگه صدای ریز لیلا بلند شد و نفساش عمیق تر شد معلوم بود از خوردن سینه هاش داره لذت میبره مثل مار ب خودش میپیچید و با موهای رسول بازی میکرد و گاهی روی تن خودش دستشو بازی میداد
رسول کمکم میرفت پایین سمت شکم ک برسه ب کس لیلا
اروم رسید ب شورت لیلا و کنار های رون رو میبوسید و بو میکرد غرق لذت بودن جفتشون
شورت را کشید پایین و شروع کرد ب خوردن کس ی چند دقیقه نگذشته بود لیلا التماس کرد تو رو خدا کیرتو بده من دارم میمیرم
رسول وقتی التماسهای لیلا را شنید رفت سمت لیلا شورتشو درآورد و کیرش پرید بیرون لیلا بدون حرف کیر را گرفت و گذاشت دهنش و تند تند ساک میزد
لیلا مست شهوت شده بود انگار ک هیچی زمانی نیست و فقط زمان لذت بردنه
لیلا ی بوسه از سر کیر رسول کرد و گفت رسول بذارش سر جاش ک کصم داره میمیره براش
رسول پاهای لیلا را گذاشت روی شونه هاش و آروم فشار میداد بعد از چند دقیقه دیگه سرعت رسول زیاد شد فقط داشت تلمبه میزد صدا ناله های لیلا و رسول کل اتاق رو پر کرده بود ک رسول کل آبشو ریخت روی تن لیلا هر دو بیحال بودن ی نیم ساعتی گذشت ک لیلا بهم گفت اجازه میدی ی بار دیگه بکنه تا شب ی چهار راند دیگه روی کار بودن الان چند ماهی هست رسول شده نفر سوم ما
نوشته: شلوغ کار
18 پاسخ به “فقط یه تست ساده بود”
خوش به حالتون ،همیشه خوش بگذره
خوب داری بیغیرتی مد میکنن
چرا هیچ زوجی از شیراز نیست من نفر سوم اونا بشم
به یارو گفتن قصه حضرت یوسف را تعریف کنگفت چیز مهمی نبود گم شد پیداش کردنشده حکایت تواین چه وضع روایت قصه س
دمت گرم فقط واقعا پرده داشت یا تو نفر صدم بودی که به کوس گشاد زنت رسیدی بالام جان
۱۷سانت؟کیر دراز پیدا کردی؟خودت که سه سانت داشتی کلااز این به بعد باید شیرجه بزنی توش
خیلی خوب و مختصرممنونم
ای کاش من یک رسول بودم .امام خمینی
دارن خیلی شیک بی ناموسی رو رواج میدن.مردک جغیه پفیوز مگه سکس فقط کردنه که نتونستی زنتو سیر کنی و دادیش زیر یه نفر دیگه!؟ تو احتمالا از اوناییکه تا دست میزنی به زنت آلت میاد.زنی نیست که با ۲۰، ۳۰ دقیقه معاشقه و نوازش و بعدش دو بار دخول ارضا نشه.
مشکل مشترک داریم بیا خصوصی
این چرندیات دوستان مغز خسته ی یه جقی که میخواد مد کنه کونییییییی
آفرین دلاور
باورش سخته . حداقل تو گفتن سن دقت میکردی . چون یه دختر سی ساله نمیتونه پرده داشته باشه . فقط علاقه ذهنی خودتو تایپ کردی .
به نظر من واقعی بودچون خودم تجربه نفر سوم بودن رو داشتم
قشمhttps://www.bokon.to/forum/topic/پذیرایی-در-قشم
نه لباس سکسی نه ماندومی نه هیچی راست راست رفتو کردو تموم و به همین خوشیو خرمی شد نفر سومتون
خوش بگذره
زن حشری خییییلی کمهولی اگه زن کسی هات باشه وفادار نگه داشتنش سخته