سکس بی لذت

سلام این اولین باره داستان مینویسم کامنت شما نشانه شخصیت شماس من رضا 25 این داشتان بر میگرده به وقتی که 21 سال داشتم اون موقع ها من زیاد تو چت بودم و با ادما زیاد چت میکردم اون روز با یه دختری چت کردم شماره به هم دادیم رفت بعد چند روز صحبت اشنایی بهم گفت به جز من با چند نفر دیگه ام هست خیلی ناراحت شدم تصمیم گرقتم باهاش تموم کنم و همین کارم کردم

این ماجرا گذشت تا 3 ماه بعد یه شب گوشیم زنگ خورد شماره ناشناس بود جواب دادم دیدم صدای یه دختر بود گفتم شما گفت لیلا اسم مستعار گفتم شماره منو از کجا اوردی اینا که گفت از دفتر خواهرم برداشتم چندتا اسم بود چون اسم شماره تو از همه دورتر بود زنگ زدم دیگه صحبت های ما زیاد شده بود تو یه روز بیشتر وقتا با لیلا بودم نزدیک 4 ماه رابطمون تلفتی همیشه ازم سوال میکرد منو واسه سکس میخوای یا خودم منم میگفتم سکس اگه تو رابطه یواش یواش اون رابطه سست میشه نه اون با پسره دیگه بود نه من با دختره دیگه حس میکردم حرفهاشو باور دارم باور دارم برام همه چیو رک تعریف میکرد از رایطه قبلش کلا یه جوری شده بود حرفهاش برام دروغ نبود
گذشت تا اینکه با خانوادش اومد تهران روز اولی هم که اومد سریع اومد پیش من وقتی دیدمش باورم نشد اخه من اینو تو این 4 ماه اصلا ندیده بودم فقط عکسش دیده بودم خیلی ماه بود لاغر کمر باریک همونی که میخواستم هنوز باورم نمیشه وقتی لیلا اومد سوارش کردم بردم خونه خودم هیچ واکنشی نشون نمیداد انگار بهم اعتماد کامل داشت فقط بهم گفت مواضبش باشم گفتم یعنی چی گفت همون جور که من بهت اعتماد کردم تو هم کاری کن من بهت اعتماد کنم منظورشو فهمیدم گفتم خیالت راحت من همچین ادمی نیستم یه لبخندی زد رفتیم تو خونه به محض وارد خونه شدیم تو بغلم گرقتمشو بوسش کردم همه جا خونه بهش نشون دادم گفت خونه قشنگیه من چون این اولین تجربه سکسم بود کمی استرس داشتم دیدم داره لباساشو میکنه بار اولم بود بدن عریان یه زن میبینم از نزدیک خیلی هیجان زده بودم وقتی همه لباساشو در اورد هیجانم به اوجش رسیده بود ناخداگاه بفلش کردم خودمو روش انداختم منم لباسامو در اوردم راستش کمی هم خجالت کشیدم یعنی به چشمای زیباش نگاه نمیکردم دیکه نمیدونم چی شد به هم گره خوردیم یه احساسی داشتم لدت بی لدتی اروم کیرمو گداشت تو دهنش هیچ وقت بادم نمیره فقط 2 بار عقب جلو کردو در اورد من کیرم هنوز بیدار نشده بود گرفتم خوابیدم روش ولی باور کنین بهم لدت نمیداد نمیخوام بگم اون دختر چیز بد بود نه اصلا شاید خیلی از پسرا فقط تو حسرت بدن اون دختر بودن ولی نمیدونم چرا تو اون لحظه من لدت نمیبردم شایدم واسه بار اولم بود یا اینکه خوب ساک نزد کیر من هنوز بیدار نشده بود که مجبور شدم اب دهن زدم یه خورده مالوندم تا بیدار شه لیلا پوست سبزه و کس نقلی داشت خیلی ناز بود وقتی کیرمو گداشتم نو کسش یه دفعه بدنم اتیش گرفت بعد چند دقیقه تلنمبه ابم اومد ولی بازم لذت نداد بهم بعد این ماجرا چند روز بیشتر با لیلا نبودم و به بهونه سفر باهاش تموم کردم امید وارم هر جا هست منو ببخشه الان که دارم این خاطره مینویسم 3 سال خورده از اون ماجرا میگذره و با خودم مبگم هیچکی اندازه لیلا منو دوست نداشت این داستان کاملا واقعی بود دلیل تموم کردنم با لیلا فقط عذاب وجدان بعد سکس بود.

نوشته: sex_for_u

بازدید 4,118

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “سکس بی لذت”

  1. کامنت شما نشانه شخصیت شماست!!معلوم بود که خودتم میدونستی با این داستان دوستان چیزایی بارت میکنن!بگذریم…به نظرم “سکس” اوج یک رابطه ی عاشقانه هست…از این هوس بازا که سر هوس دلبسته میشن بگذر…دارم از احساس عمیق قلبی میگم!! سکس با عشق سراسر لذت هست…چون اونقدر عاشقی که نقصی هم باشه نمیبینی…اگه آنقدر که ادعا داری دوسش داشتی،الان رابطه اینطور نمیشد!!!خیلی تعجب برانگیزه!unknw

  2. آخه چرا دروغ میگی که هر چی لایق هست بارت کنن؟؟ کس مغز چلغوز. به همین سرعت لخت شد و گذاشت از جلو بکنیش؟ کیرم دهنت ملجوق…

  3. ﻭﻗﺘﯽ ﻟﯿﻼ ﺍﻭﻣﺪ ﺳﻮﺍﺭﺵ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﺩﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﻮﺩﻡﻫﯿﭻ ﻭﺍﮐﻨﺸﯽ ﻧﺸﻮﻥ ﻧﻤﯿﺪﺍﺩ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻬﻢ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﺎﻣﻞ ﺩﺍﺷﺖﻓﻘﻂ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻮﺍﺿﺒﺶ ﺑﺎﺷﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ ﮔﻔﺖ ﻫﻤﻮﻥﺟﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺑﻬﺖ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﻫﻢ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻦ ﻣﻦ ﺑﻬﺖﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﻢبعد با اعتماد کامل لخت شدبعد با اعتماد کامل کوس دادکیرم تو خودتو داستانت

  4. خب اگر دوسش نداشتی چرا میکردیش دیگه |:همون اول قالشو میکندیدختر خوشگل دوستتم داشته دیگه کونت میخاریده دوسش نداشتیbiggrin

  5. 21 سالته وقتی اومد سوارش کردی بردیش خونه خودت؟؟؟کسکش کونی اگر دخترلخت بشه ساک بزنه کیرت بلند نشه شک نکن اوب داری.ببینم، راستشو بگوکیر کلفت بزرگ میبینی یجورایی نمیشی؟دستات لطیفو نرم نیست؟شل حرف نمیزنی مث دخترا؟دیدی دیدی گفتم کونی خودت .عکس کیرمو توی خصوصی بفرستم برات جیگرم؟give_rose

  6. اولین بارت بود ولی کیرت راست نشد؟21 سالت بود و خونه داشتی؟طرف اگه پرده نداشته،دیگه میخاستی مواظب چی باشی که به اعتمادش خیانت نکنی؟ خوب جنده بوده دیگه.تو هم به مرد بودنت شک کن که کیرت راست نیشدار.

  7. دوستان خواهشن از کلمات بد استفاده نکنید منظور از اعتماد این بود که برنامه نچینم‌با چندتا از دوستام بهش تجاوز کنم کاری که بیشتر پسر ها میکنن و باید بگم بله من از بچه‌گی هر‌چی میخواستم داشتم و چیز عجیبی نیست تو ۲۱ سالگی خونه داشتن تجدید نظر کنید این داستان کاملا واقعی

  8. بد ام میاد از پسرايي که یه دختر دوسشون داره و بخاطر اینکه دوست داشتنشون رو نشون بده حاضر میشه تنش ر و در اختیار این نامردا قرار بده بعد پسره از رو نامردی میزنه بهم .آخه بی مرام اینو ول میکنی ميري دنبال دختر دیگه ای فکر نمیکنی اونم یه نامردی مثل خودت همین کارو باهاش کرده???

  9. بچه ها حرف بد نزنین بهش. روحیه اش لطیفهمثلا باید بهش بگین: 1- مردانگی ام به کامت2- نشیمنگاهت متزلزل باد3- ای مردی که با مردای دیگر رابطه نامشروع داریخوب شد؟اینجوری دوست داری عمویی؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید