سکس با ساحل لب ساحل

سلام خدمت دوستان بکن تو
علی هستم و 40 سالمه و متاهل هستم و شغلم آزاد هست و میخواستم خاطره سکس خودمو با ساحل تو کیش براتون بنویسم.
ماجرا از این قرار بود که با اکیپ دوستامون قرار شد تو مرداد ماه باهم بریم کیش و برای 10 مرداد بلیط خریدیم و حدود 15 نفر با بچه ها رفتیم به سمت کیش و قرار شد 5 روز آنجا باشیم .
تو اکیپ ما یه خانواده هستن که اسم زن وشوهرساحل و کمال هست و چند سالی هست که باهم رفت و آمد داریم و تقریبا از تموم اتفاقات همدیگه خبر داریم و یه مقدار به خاطر بچه ننه بودن شوهرش با هم اختلاف نظر دارن . ساحل یه زن 37 ساله با قد 180 و وزن حدود 50 کیلو و تقریبا لاغر و با سینه های 65 و موهای فر تا پایین کمرو خیلی خوش هیکل و مانکنی که دوتا پسر 8 و 4 ساله داره .
روز سفر رسید و همه ساعت 8 صبح فرودگاه بودیم که به پرواز ساعت 30/9 برسیم و کارای بلیط و تحویل بار رو انجام دادیم و منتظر پرواز شدیم و سوار هواپیما شدیم و ساعت حدود 30/11 رسیدیم کیش و رفتیم به سمت هتل و اتاق رو تحویل گرفتیم و همه رفتن برای استراحت و قرار شد ساعت 6 تو لابی هتل باشیم بریم تو شهر دور بزنیم ، در حال لباس پوشیدن بودم که دیدم زنم یه شلوار کوتاه که 15 سانت از مچش بالاتر بود پوشیده که بریم ، گفتم فکر میکنی لباست خوبه ، گفت : اره بابا از لباس بقیه خیلی مناسب تره و رفتیم به سمت لابی ، داخل لابی شدیم من یه لحظه از دیدین ساحل جا خوردم ، یه لباس هاوایی سفید پوشیده بود و زیرش یه تاپ و شلوارک جذب سرخابی پوشیده بود و یه ارایش سبکم کرده بود و منتظر بودن که جمع بشیم و راه بیفتیم ، همه راه افتادیم رفتیم سمت مرکز خرید و تو پاساژ شروع به خرید کردیم و قرار شد اونجا برای شب مشروب بگیریم و بریم لب ساحل بخوریم . ساعت حدود 30/7 بود که دیدم ساحل و شوهرش با عجله اومدن سمت من و زنم که ساحل گفت کمال میخواد برگرده تهران و مادرش حالش بد شده و منم باید برگردم ، یه شیشه اب دستم بود و گفتم یه ذره آب بخورین تا بتونید راحتتر تصمیم بگیرین ، نشستیم یه گوشه و کمال گفت من به ساحل میگم بمونه ، من یه روزه میرم برمیگردم تا خیالم راحت بشه ، اینم بگم که کمال همیشه سوتی رو جلوی ساحل میداد ، ساحل اصرار داشت که باهم برن و بچه ها پیش ما بمونن ، ولی کمال گفت من یه بلیط لحظه آخر میگیرم و فردا شب برمیگردم ، دیگه خانمم ساحل رو راضی کرد که بمونه تا فردا شب شوهرش برگرده ، کمال با ساحل رفت سمت هتل تا راهی بشه بره سمت فرودگاه و ما هم با بچه ها رفتیم سمت ساحل که شروع به مشروب خوری کنیم ، سه تا شیشه مشروب گرفته بودیم و دو تا شو دادیم به ساحل تا ببره تو هتل بذاره تا واسه شبای دیگه داشته باشیم ، قرار شد ساحل بعد از اینکه کمال رفت ، برگرده و بیاد پیش ما ، تقریبا تا ساعت 30/9 نشسته بودیم لب ساحل روی شن داغ و گیرایی مشروب هم دو برابر شده بود که خانمم با حالت مست زنگ زد به ساحل که چرا نمیای که دیدم قیافه خانمم عوض شد و گفت بریم هتل ، همه جمع و جور کردیم و رفتیم و من خانمم دو نفری رفتیم سمت اتاق ساحل که دیدیم ساحل با قیافه گرفته در رو باز کرد و شروع به صحبت کرد که وقتی اومدن ، تو گوشی کمال متوجه شده که مادرش حالش زیاد بد نیست و خواهراش هستن ولی اون اصرار داره که بره و با هم یه مقدار بحث کردن و کمال رفته و اونم تنها تو هتل مونده واسه خودش یه کم مشروب خورده تا فکر و خیال از سرش بره ، یه مقدار خانمم باهاش صحبت کرد و من رفتم سمت اتاق رو تخت دراز کشیدم و خانمم هم اومد پایین و بچه رو خوابوند و اومد کنار من رو تخت دراز کشید و داشتیم از هم لب میگرفتیم که دیدم در اتاق رو زدن و منم سریع بدون اینکه حواسم باشه که فقط شورت و زیرپوش پوشیدم رفتم در رو باز کردم که دیدم ساحله و میخواد خانمم بیاد که برن دکتر ، چون حالش بده میخواد که یکی همراهش باشه ، بوی مشروب هم تموم راهرو هتل رو گرفته بود ، ساحل همچنان با همون لباسایی که پوشیده بود اومده بود و خانمم گفت که بچه خوابه و نمیتونه بچه رو بذاره و ساحل گفت باشه من خودم میرم ، در رو بستیم اومدیم رو تخت که من به خانمم گفتم میرفتی باهاش که گفت خیلی خستم و حالش رو نداشتم ، یه مقدار هوا بخوره خوب میشه ، خانمم گفت میخوای تو برو شاید پول همراش نبوده که سابقه همراه نداشتن پول رو داره ، شاید واسه همین اومده بود که من لباس پوشیدم و سریع رفتم که دیدم تو لابی نیست و یه 2 بار بهش زنگ زدم ، جواب نداد دفعه سوم جواب داد که پرسیدم کجایی و گفت دارم پیاده میرم سمت دکتر شاید قدم بزنم بهتر بشم ، گفتم هر جا هستی بمون تا منم بیام ، یه 10 دقیقه طول کشید که رسیدم بهش و کنار خیابون با هم قدم میزدیم که شروع به درد و دل کرد و گفت کمال مادرش حالش بد بود و منم تنها گذاشت و مادرش بهانه ای شد تا یه شب دوست دخترشو بیاره خونه و منم چون میدونستم ، یه مقدار باهاش بحثم شد و100% امشب برسه اول دوست دخترشو میاره خونه و فردا میره سراغ مامانش و منم امشب باید تنها باشم و منم یه مقدار نصیحت کردمشو وگفتم ناراحت نباش ، فردا کمال میاد و من باهاش صحبت میکنم و ساحل گفت دلم میخواد برم لب ساحل و به خانمم زنگ زدم و گفتم ساحل بهتره و فقط میخواد بره لب ساحل تا یه مقدار بهتر بشه و گفت اگه حالش خیلی بد شد به من خبر بده و یه ماشین گرفتیم و ساحل به راننده گفت که ما روبه ساحل خلوت برسون ورفتیم لب یه ساحل و دوتایی اونجا نشستیم و تو سکوت به دریا نگاه میکردیم و مست مست بودیم ، من دراز کشیدم و به اسمون نگاه میکردم و ساحل هم تو فاصله 1 متری دراز کشیده بود و باهم صحبت میکردیم و ساحل گفت قرار بود با کمال امشب بیام اینجا ولی اون منو تنها گذاشت و منم مست بودم گفتم اشکال نداره امشب با من اومدی بهترکه شدی ، فردا با کمال بیا ، حرفی نزد و از جاش بلند شد وچهار دست و پا روی شن داغ اومد سمت من و اومد نزدیک صورتم و گفت پس امشب منو بساز وبا اون لبای قلوه ای که داشت یه لب ابدار از من گرفت و گفت امشب میخوامت و منم شوکه شده بودم و نمیتونستم حرف بزنمو دیدم رفت سمت شلوارمو و تو یه لحظه کیرمو درآورد و کرد تو دهنش و شروع به ساک زدن کرد و گفت مطمئنم که الان کمال رسیده و داره کس دوست دخترش رو جر میده و نمیخوام من از امشب لذت نبرم و یه جوری ساک میزد که روی شنای داغ مثل مار به خودم میپیچیدم و ناله میکردم و یه10 دقیقه ای برام ساک زد و من کشیدمش رو خودم و اون لباس سفید هاوایی که تنش بود رو از تنش درآوردم و روی تاپ سینه هاشو میخوردم وکسش رو میمالیدم و اون ناله میکرد و میگفت فقط کیرتو میخوام و منم شلوارکشوکشیدم پایین و یه مقدار کس خیسشو خوردم وسینه هاشو میمالیدم و بعد چند دقیقه رفتم سمت کسشو کیرم رو گذاشتم دم کسشو و روش دراز کشیدم و خیلی اروم کیر17 سانتی که قطرش 5 سانته رو کردم تو کسش و اروم شروع به تلمبه زدن کردم و رو شن داغ لب ساحل داشتم ساحل رو میکردم که اونم ناله میکردم و کلمه اه و جون رو پشت سر هم میگفت و تو حالت مستی حالیش نبود داره چکار میکنه و هی میگفت کمال کجایی که زنت داره کنار ساحل داغ کس میده وگفت برگرد میخام بیام روت و برگشتم وپشت به من و رو به دریا نشت رو کیرم موهای بلندش انداخت رو شکمم و شروع به تلمبه زدن کرد و داد میزد و میگفت عجب انتقامی شد و گفت علی ابتو بریز تو کسم که بسوزم و تند تلمبه میزد تا ابم بیاد ، بعد از 5 دقیقه تلمبه زدن اون ارضا شد و گفت تو هم بریز تو کسم و منم تموم آبمو با فشار ریختم تو کسش از پشت بغلش کردم تو همون حالت یه لب حسابی ازش گرفتم و سریع لباسامونو تمیز کردیم و پوشیدیم و رفتیم سمت هتل ساعت 2 بود رسیدیم هتل و سریع رفتیم سمت اتاقامون و سریع خوابیدم .
صبح ساعت 9 رفتیم برای صبحانه و دیدم ساحل هم تو راهرو منتظر من و زنمه و حالش بهتر بود و گفت کمال داره بعد ازظهر میاد و به من نگاه کرد و گفت کمال دیشب که رسیده کارشو انجام داده و امروز میاد ، از تو هم ممنونم دیشب باهام همراه بودی و قدم زدی.
از اون موقع دیگه هیچ رابطه ای نداشتیم همه چی به حالت عادی سپری میشه .

نوشته: علی

بازدید 13,496

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “سکس با ساحل لب ساحل”

  1. اصلا حتی مجال ندادی تصویر سازی کنم داستانو هول هولکی نوشتی و آبتو ریختی و تماااام پ ما چی ناکس

  2. یک لحظه داشتم قد 180 و وزن 50 را تصور می‌کردم که یاد نی‌قلیون فتحعلی‌شاه افتادم. حالا چطوری این بدن خوش‌هیکل بوده را درک نکردم. شاعر میگه: ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو جلقی به کف آری و به غفلت نزنی. 15 نفر بودید ولی تا به کیش رسیدید همه متفرق شدند و فقط تو موندی و ساحل؟ کنار ساحل چقدر هم خلوت بوده که انواع تلمبه زدن را انجام دادید و کسی ندید! خوش به حالتون چه راحت زن‌های دیگران میان براتون از جنده‌بازی شوهرانشون تعریف می‌کنند. خیلی اوپن مایند هستید. راستی گفتی بوی مشروب توی راهروی هتل پیچیده بود؟

  3. عزیز مطمئنی کیش بودید؟ تا جابی که من سفر رفتم و…همچین صحنه هایی در سواحل نه دیدم نه شنیدم چه برسه سواحل کیش. درسته منطقه آزاده ولی…و کل راهرو هتل رو بوی مشروب گرفته بود؟ خوبه.

  4. دوستان توجه کردین که تموم ساعت هایی که گفت یه پسوند 30 داشت ! پرواز از فرودگاه 9:30 ، رسیدن به کیش 11:30 . ساعت 7:30 اومدن به اینا گفتن که کمال میخواد بره تهران و اینا هم تا ساعت 9:30 کنار ساحل نشسته بودند !جریان 180 سانت قَد و 50 کیلو وزن رو هم که رفیق شفیق کاکا رستم نوشته و من دیگه چیزی نمی گم !فازت چیه یا اَخی ؟

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید