سکس با بابایی جونم

سلام من نیلوفرم و اسم بابا علیرضا و ۱۸ سالمه
از ۱۶ سالگی تو کف بابامم و دوست دارم حداقل درحد میک لاو باهم باشیم ولی قسمت نشد اینم بگم مامانم صبحا میره سرکار و بابامم شیفت عصره
یعنی منو بابام صبحا تنهاییم
تازگیا جلوش شورتک کوتاه میپوشم که تحریک بشه ولی زیاد نگاه نمیکنه ولی با هر بهونه ای میاد پیشم بشینه
تا یک روز صبح تاپ و شورتک پوشیدم و رفتم رو تخت بغلش خوابیدم
دیدم از پشت بغلم کرد و دستش کم کم میرفت سمت ممه هام
بزرگی کیرشو لای پاهام داشتم حس میکردم یکم نفس نفس زدم ولی اون به کار خودش ادامه میداد و میمالیدم هرطور که میشد گفتم بابا داری چیکار میکنی گفت دخترمی دیگه قربونت بشم
ساعت نزدیکای ۱۲ بود و مامانم کم کم میرسید ولی همچنان به کار خودش ادامه میداد و گردنمو میخورد و دستشم تو سوتینم بود
صدای کلید در اومد گفتم مامان داره میاد تو ولی توجهی نکرد فقط پتو رو اورد بالاتر که پیدا نباشه دستش کجاست به منم گفت خودتو بزن به خواب
مامانم سلام کرد و گفت من باید ناهار بخورم و برم شرکت چون امروز کار زیاد داریم و بابام گفت تو ناهارتو بخور نیلو که خوابه منم گرسنم نیست. در حینی که مامان داشت ناهار میخورد بابام همچنان کیرشو میمالید به کونم و دستش تو سوتینم بود تا اینکه مامان از در رفت بیرون و گفت پاشو ببینم جنده. منم از خدا خواسته نشستم رو تخت و یهو بابا افتاد روم و ازم لب گرفت منم با ولع لباشو میخوردم و دستمو میکردم تو موهاش. شورتشو در اورد و بعد از دیدن کیرش فهمیدم مامانم چه حالی میکنه گفت بخور جنده خانوم فکر کردی من نمیفهمم که بخاطر من لباس لختی میپوشی
منم سرمو اوردم سمت کیرش که یهو گفت نه نه به این اسونیا نیست باید بیوفتی دنبالم سگ جنده. از تخت رفت پایین و منم چهار دست و پا دنبال کیرش میرفتم ۵ دقیقه ای همینطوری گذشت دلم میخاست کیرشو تو دهنم حس کنم ولی نمیزاشت که رفت سمت اتاق منم به همون حالت رفتم دنبالش نشست رو تخت و گفت بخور. ۸ ۹ دقیقه ای براش ساک زدم انقد کیرش گنده بود که بعضی وقتا نفس نمیتونستم بکشم ابش که اومد خالی کرد رو صورتم.
رفت دسشویی و برگشت صورتمو با دستمال پاک کرد و بازم از هم لب گرفتیم
گفت امشب قراره جنده من باشی منم گفتم جنده خودتمممم تا ابدددد
کیرشو میمالید رو کصم داشتم میمردم میخاستم بکنه توم ولی نمیکرد که یهو گفتم بکنم کصکشششش که یضرب کرد تو کصم و انقد تلمبه زد که ارضا شدم همشم بهم میگفت جندههه حرومزاده
هنوز ارضا نشده بود کیرشو از کصم اورد بیرون و گذاشت لای پام و ابش که داشت میومد همه رو ریخت رو ممه هام و گفت حیف که باید برم دوباره میام پیشت جنده کوچولوی بابا

نوشته: نیلو

بازدید 7,603

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

36 پاسخ به “سکس با بابایی جونم”

  1. بسیار مزخرف ، حیفه وقتی که واسه تایپ این مزخرفات گذاشتی ، به جاش می تونستی بری قشنگ کونتو بدی سر حال بیارن.

  2. چه بابای صادقی داری که بهت میگه حرومزاده اصلا یادش نمیاد تو چه جوری عمل اومدی واقعا دمش گرم

  3. فشار آب کیر از فشار روغن جک ۱۰۰ تنی بیشتره. اینجوری می زنه به مغز و میره جلو.

  4. کل مار آناکوندا تو کون خودت و تراوشات ذهنی تخیلیت مجلوق کسخولضمنا یه سری جقی خودکم‌بین میان اینجا چرت و‌پرت مینپیسن تا بقیه بیان بهشون فحش بدن و عقده‌هاشونو خالی کنن

  5. خب نتیجه بابات که نمیکنتت تو ام که کفت زده بالا تو بکن تو بکن زیاد هست قابل اعتمادم هستن از پسرای محلتونم کار بلد ترن یکیشونو انتخاب کن بهش بده راحت شو

  6. خلخالی آگه زنده تو رو به خاطر این اراجیف خشکه خشک میدووند و دادگاه صحرایی میکرد عمه ننه

  7. کاری با کص شعراش ندارم اما هر مردی دختر داشته باشه اون دخترو مثل یه تیکه از وجودش میدونه و براش جون میده اصلا جدا از اینکه این قضیه سکس هیچوقت اتفاق نمیوفته بلکه یه پدر دخترشو اونقدری میخواد که فقط به فکر تامین اسایشه بچشه چه برسه به فحش دادن و چیزای دیگه پس لطف کن دیگه داستان ننویس چون تخیلت افتضاحه

  8. خوب من نفهمیدم الان دقیقا جنده بودی ک پرده نداشتی بعدش باباتم میدونست با خیال راحت فرو کرد تو کوست مطمئنی پسر نیستی یکی فرو نکرده تو کونت توهم زدی 😂

  9. گویا خوای دیدی ولی جالب بود ک بهت گفته حرومزاده بابای بد دهنی داریا ینی نمیدونه حاصل کار خودشی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید