سکسی که نباید میشد (۱)

به پیشنهاد امیر شب رفتیم باغ دوستش عصر رسیدم اونجا امیر و میلاد مشغول مرتب کردن خونه شدن منم چرخی زدم تو باغ و بهشون کمک کردم
شب ساعت 9 بساط قلیون و مشروب و شام رو آماده کردند و هر سه تایی سر میز چوبی شکسته نشستیم امیر ساقی بود . میلاد هم گیر میداد که پر بریز بالاخره مثل همیشه اخر شب میلاد قاطی کرد بردمش اتاق و دراز کشید و خب منم یکم عصبی بودم که چرا باید اینجوری بشه . اومدم بیرون یه نخ سیگار برداشتم و رفتم قدم بزنم تو حال خودم بودم که دیدم امیر پشت سرم هست
من و میلاد نزدیک 3 سال هست ازدواج کردیم اسم من نرگس هست و 29 سالمه میلاد 35 و امیر 43 داداش میلاد و مجرد خشن ولی مهربون
چند ماه بعد ازدواج گیر های میلاد شروع شد که بلد نیستی سکس کنی یکم یاد بگیر چه میدونم ال کن بل کن چند باری هم فیلم گذاشته بود و تیکه مینداخت که ببین یاد بگیر . راستش من مشکلی نداشتم با این که هیچ تجربه ای نداشتم اما بلد بودم چیکار کنم . مشکل از سایز میلاد بود نه من و نمیخواستم به روش بیارم که سایز تو مشکل هست . البته اندازه سایزش من رو ارضا میکرد برای من نرمال بود ولی پوزیشن های که میخواست با سایز اون نمیشد واقعا سخت بود مثلا سر پا . رو شکم خوابیده از پهلو نمیشد کامل اجرا کرد . خیلی تحقیرم میکرد و اذیت
از همان اول با امیر رابطه خوب و صمیمی داشتم و رفته رفته بیشتر شده بود چند باری موقع مشروب خوردن باهاش دردودل کرده بودم که میلاد گیر میده و از این حرف ها بعد از اون رفتار امیر با من تغییر کرده بود گاهی جدی گاهی شوخی بغلم میکرد بوسم میکرد البته از لپم گاهی هم برخی حرف ها عجیب میزد که بلد نیست تو رو ارضا کنه دو سه باری شده بود که دیده بودم کار داره به جای باریک میکشه از دستش در رفته بودم … وارد جزییات نمیشم و خلاصه میکنم
اون شب من رفتم قدم زدم و دیدم امیر پشتم هست اومد دستم رو گرفت باهم قدم زدیم یکم حرف زدیم و بحث رو برد به سمت سکس تا اینکه برگشتیم سمت اتاق کنار ماشین من رو برگردوند طرف خودش و شروع کرد لبهام رو خوردن تا حالا این اتفاق نیفتاده بود هم زمان سینه هام رو فشار میداد چند ثانیه طول کشید سریع از بغلش کشیدم بیرون .
هل شده بودم گیج بودم با حالت عصبانیت من رو کشید طرف خودش و محکم بغل کرد و شروع کرد خوردن گردنم و یکم نازم کرد و تقریبا خوابند رو کاپوت ماشین لب ها رو گرفت و دست گذاشت رو کصم و شروع کرد به مالیدن من دیگه ول کرده بودم و شاید یکی دو دقیقه همان حالت لبم رو خورد و کصم رو مالید . راستش دیگه رد داده بودم کم اورده بودم از طرفی سینه هام و کصم داشتن منفجر میشدن .بلندم کرد از پشت بغلم کرد گردنم رو خورد . تیشرت و شلوار تنم بود از زیر تیشر دست برد و سینه ها سوتینم رو زد بالا و سینه ها رو فشارد میداد و یه دستش رو کصم بود و میمالید یادمه گفت عجب سینه های نرمی داری دختر چه نوکی زده ازش همان حالت لب گرفت ازم منم اینبار یکم همراهی کردم . کصم همچنان دستش بود فشار میداد و میمالید که گفت بزار ببینم کصت هم اب انداحته .
تا بیام بکشم کنار دستش رو کصم بود و انگشتش لایی کصم . هم باد کرده بود هم پر آب بود توش چند بار انگشت کشید. تونستم خودم رو جدا کنم و فاصله گرفتم . اومدم اتاق پیش میلاد . اهان اینم بگم که وقتی بغلم کرده بود میگفت من فقط میخوام لذت ببری .ارضا بشی زندگیت به هم نریزه . نترس تو مثل میلاد مهم هستی برام و بیشتر
اتاق اومدم کنار میلاد دراز کشیدم خوب نبودم قلبم تند میزد . دلم میخواست دل سیر کس بدم گیج بودم نمیدونستم چیکار کنم اگه یکم هم ادامه داده بود من واقعا ارضا میشدم .
امیر اومد اتاق سه تایی کنار هم باید میخوابیدیم . من خودم رو به نیمه خواب زدم حرف نمیزد و یکم بعد از پشت بغلم کرد اروم .واکنشی نشون ندادم اروم لمسم میکرد . میخواستم ارضا بشم . یه پام رو کشیدم سمت شکمم که از پشت بتونه کصم رو کامل لمس کنه ولی مثلا خواب هستم یکم چسبید بهم شروع کرد لمس کردن پاهام و کمرم و یه چیز های هم میگفت عشق کوچولوی من یه بار هم دست کشید لای کصم بوسم کرد رفت عقب . دیوانه شده بودم به میلاد فحش میدادم که چرا وقتی میخوام نیستی . چند لحظه بد دست کشید به باسنم دیگه برگشتم خیلی تند گفتم تموم کن . بسته دیگه میرم ها . چند تا حرف دیگه …
نزدیک ظهر بیدار شدم دیدم نه میلاد هست نه امیر رفتم بیرون اب زدم سر صورتم دستشویی رفتم تازه فهمیدم دیشب چی شده کم کم همه اتفاقا میومد تو ذهنم . نیمرو انداختن کم خوردم دوباره برگشتم اتاق امیر اومد داخل یکم سرسنگین بودم باهاش . اومد جلو لپم رو بوس کرد گفت دیوانه من نمیخوام بهت آزار برسونم امروز هم برگشتیم دیگه من رو نمیبینی مزاحمتون نمیشم . برا همیشه میرم . رفت بیرون این حرفش به فکر برد چون واقعا کسی که درد ودل میکردم امیر بود و حتی در مورد سکس .
سر ظهر نشسته بودیم میلاد داشت چرخ میزد تو باغ . گفتم کجا میخوای بری تا اونجا حرف خاصی رد و بدل نشده بود گفت جایی نمیرم نمیخوام مزاحم بشم دیگه . یکم حرف زدیم . گفت دیشب عصبانی بودی حرف های خوبی هم زدی بهم . گفتم خب تقصیر خودت بود . من اذیت میشم . گفت خب کار خاصی نمیخواستم بکنم فقط میخواستم بغل هم باشیم و نازت کنم .
بهش گفتم.
گفتم که اذیت میشم . منظورم این بود که وقتی ارضا نمیشم به هم میریزم
امیر گرفته بود منظورم رو . رفتم اتاق امیر اومد گفت ببخشید باید دیشب ارضات میکردم تا بهم نریزی . گفتم نه کلی گفتم از پشت بغلم کرد یکم کشیدم جلو گفت خیلی خب ناز نکن قهر نکن . بزار کار نیمه تمام رو تمام کنم . یکم مقاومت حرف و شروع کرد خوردن گردنم دوباره همان کار های شب سینه هام رو گرفتم و کصم رو مالید اینبار زودتر از دیروز خیس کرده بودم و آب انداخته بود . همان حالت شرت و شلوارم رو کشید پایین . باز یکم مقاومت کردم نه نه نمیشه من رو خم کرد سمت مبل دستام رو مبل بود کصم رو میمالید منم میگفتم بسته دیگه تموم کنیم بره خوب نیست . که کیرش رو دیدم میماله به کصم میکشه چاک کصم و اروم اروم میخاد بکنه تو و همین کار هم کرد چند بار آروم سرش رو تو کرد کشید و فشار داد تو دقیقا همان حسی رو داشتم که بار اولم که با میلاد سکس داشتم . حس کردم یه چیزه گنده داخل شکمم هست . اروم چند بار عقب جلو کرد من خم شده بودم و دستام تقریبا رو مبل بود .بعد چند ضربه محکم و شروع کرد تلمبه زدن . دیگه حالم تو خودم نبودم نفس نفس میزدم حس میکردم الان هست که جیش کنم دست ها اصلا خودم رو زمین هوا بودم . همان حالت سرپا خم شده محکم میکرد . این مدل سکس رو تجربه نداشتم وقتی داشتم ارضا میشدم ازش جدا شدم . با دست سر رفتم رو مبل پاهام میلرزید فکر نمیکردم به این زودی ارضا بشم . امیر از پشت بغلم کرد و خوابند زمین و خودش نشست رو پاهام و دوباره کیرش رو کرد داخل کصم و حس عجیبی بود پاهام رو با پاهش باز کرده بود و داشت تلمبه میزد . ضربه هاش رو حس میکردم سگینی بدنش .فشار کصم هر بار که ضربه میزد حس عجیبی میومد بهم هر بار کصم بدنم حس خاصی تجربه میکرد نمیخواستم تموم بشه ول سنگینی و فشار رو هم حس میکردم هم داخل کصم هم رو بدنم تا اینکه آبش رو ریخت رو باسنم و کمرم من هم بار دوم ارضا شده بودم خوابید روم بوسم کرد گفت یکم استراحت کن . به خودت برس بیا بیرون .
یکم همان حالت بودم . پاهام شل بود . نمیدونستم چی شده شلوار شرتم یه پام بودن کی در اورده بود اینا رو . هما حالت نشسته . دست کشیدم رو کصم هنوز نبض داشتم پاشدم سریع خودم رو پاک کردم به خودم رسیدم رفتم بیرون .
موقع برگشت تو ماشین امیر و میلاد شوخی میکردن ولی من تا خونه اصلا حرف نزدم حدود دو ساعتی که تو ماشین بودم حرف نمیزدم و فکرم درگیر بود که چیکار کردم . چرا اینجوری شد . مار رو جلو در خونه پیاده کرد و من تا رسیدم خونه رفتم حمام . بعد من میلاد رفت من داشتم خودم رو خشک میکردم که میلاد با تن پوش اومد سمتم و شروع کرد بغل بوس . پس زدم گفتم الان نه ولی قبول نکرد زیرش خوابیدم و پاهام رو داد بالا کصم رو خورد و افتاد روم و کیرش رو کرد کصم چشم ها رو بستم و یکبار دیگه ارضا شدم. دیگه مثل همیشه ایراد نمیگرفت ازم بلد نیستی و و و میلاد هم زود ارضا شد و خودش رو جمع جور کرد رفت چایی بزاره .
شب داشتم فکر میکردم چرا اینکار رو کردم . با اینکه سکس با میلاد ارضاع کامل نمیکنه ولی برام کافی بود . نه به خاطر اندازه کیرش به خاطر تحقیر کردنم و رفتار های بدی که داشت . و به این فکر میکردم که اون دو حالتی که سکس کردم خیلی جذاب بود و تجربه نداشتم تو اون پوزیشن ها .
ادامه دارد
ادامه داستان امیر زنگ زد . میلاد خونه هست گفتم نه کی میاد ؟ عصر
دارم میام اونجا
باز تپش قلب گرفته بودم . میدونستم میاد کصم بزاره با اینکه نمیخواستم این اتفاق بیوفته رفتم دوش گرفتم و اماده شدم .

نوشته: نرگس

بازدید 9,340

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

5 پاسخ به “سکسی که نباید میشد (۱)”

  1. تو خوب کص میدی اصلا هم بی تجربه نیستی خواستی تا منم بیام امتحان کنم ببین واقعا خوب میدی یا نه

  2. کاش رابطه با برادرشوهر و خواهرزن در حد فانتزی و همین داستان های سایت میموند ، دوستی داشتم که زنش با برادرشوهرش وارد رابطه شده یودن ،بعد عاشق هم شده بودن و در نهایت فرار کردن ،من تموم شدن این دوست و سر این اتفاق دیدم

  3. امیر و میلاد هماهنگ بودن ، همش نقشه شوهرت بود که زیر کیر دوستش بخابی، دوس داشته یه کیر کلفت زنشو سیراب کنه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید