این خاطره برای روز پنجشنبه ۱۷ خرداد ۹۷هست
مدت یک هفته بود که ناراحتی کلیه داشتم و چشمتون روز بد نبینه یکشنبه ۱۳ خرداد سنگ کلیه دفع کردم رفتم دکتر برام آزمایش ادرار و خون و سنوگرافی نوشت و چون به تعطیلی خورده بود تصمیم گرفتم پنجشنبه برم خلاصه پنجشنبه صبح حموم رفتم و حسابی خودم رو تمیز کردم تا مویی رو کیر و اطراف کیر و شکمم نباشه ساعت ۹ رفتم سونوگرافی وارد مطب که شدم دیدم یک دختر نسبتا خوشگل و بیست و سه یا چهار ساله پشت میز نشسته و منشی دکتر هست رفتم و نوبت گرفتم از همون اول دختره یه جوری نگاه میکرد خلاصه نوبت گرفتم و رفتن رو صندلی نشستم دیدم ۵ نفر جلوم هستند منتظر موندیم تا دکتر بیاد ساعت ۹ دکتر اومد اونم یک دکتر خانم بود که بهش میخورد ۲۷ یا ۲۸ ساله باشه و خیلی هم شبیه منشیه بود که بعد فهمیدم خواهرشه و اسمش هم مرجان هست خلاصه منتظر موندم تا نوبتم بشه تو این مدت که تو مطب بودم سرم همش تو گوشیم بود و گاه گداری که سرم رو بالا می آوردم میدیدم منشیه که اسمش مریم بود داشته نگام میکرده خلاصه نزدیک ساعت ۱۰ که شد دیدم منشی درب ورودی مطب که رو به خیابون بود رو بست و فقط درب خروجی مطب که به کوچه باز میشد رو باز گذاشت تقریبا ساعت ۱۱ بود که نوبت من شد که آخرین نفر بودم همراه منشی رفتم داخل و نسخه دکترم رو به خانم دکتر نشون دادم یک نگاهی به من کرد و گفت برو
رو تخت دراز بکش پراهنتم در بیاره دراز کشیدم اومد بالا سرم و یه محلولی که نمیدونم چی بود شایدم اب بود رو پهلوی سمت راستم مالید و شروع کرد به اسکن کردن بعد پهلوی چپ وبعدشم که مثانه ام رو چک کرد و گفت خدا رو شکر مشکلی ندارند در زمانی که داشت مثانه ام رو چک میکرد مریم ایستاده بود داشت با یک لبخند شهوت آلود قشنگ بدنم رو دید میزد چشمم بهش خیره شد دیدم یه مانتو جلو باز پوشیده و یه ساپورت نازک هم تنش هست و سفیدی روناش رو میشد تا حدودی دید مرجان بهم گفت که پروستات و مجاری ادرار و آلتت رو هم دکتر گفته باید چک بشه گفتم یعنی چی با یه لبخندی گفت باید کاملا لخت بشی.
شهوتی شدم فکر اینکه دو تا زن میخوان کیرم رو ببینن باعث شد راست کنم بلند شدم میخواستم شلوارم رو در بیارم دیدم کیرم بد جور راست کرده ولی خب چاره ای نبود کمر بندم رو باز کردم و دکمه های شلوار جینم رو باز کردم و اومدم شلوارم رو بیارم پایین دیدم کیرم که راست کرده نمیزاره با بدبختی شلوارم رو کشیدم پایین کیرم آزاد شد و راست تر وایساد یک نگاه کردم به مرجان و مریم دیدم هردو دارند برجستگی شرتم رو نگاه میکنند و میخندن خودمم خنده ام گرفت شرتم رو کشیدم پایین و کیرم نمایان شد جفتشون اومدن جلو مرجان با اسفنج کیرم رو خیس کرد و دستگاه اسکن رو رو کیرم حرکت داد و شروع کر
د به اسکن حالا مریم هم داره چهار چشمی به کیرم نگاه میکنه تقریبا کار اسکن کیرم تموم شده بود ولی مرجان داشت لفتش میداد داشتن حسابی کیرم رو دید میزدن مریم طاقت نیاورد و دستش رو دور کیرم حلقه کرد وای داشتم دیوونه میشدم دست لطیف و نرم یک دختر رو کیرم بود و داشت رو کیرم عقب جلو میکرد کیرم هم که خیس بود حسابی حال داد چند بار که با دستش کیرم رو مالید مریم سرش رو اورد پایین و کیرم رو کرد تو دهنش و برام ساک زد وای خدا داشتم بال در میآوردم کیرم حسابی سنگ شده بود مرجان هم دستش رو کرده بود تو شرتش رو داشت کسش رو میمالید یه ۲ دقیقه ای مریم برام ساک زد که دیدم دارم ار
ضا میشم خواستم به مریم بگم که کیرم رو دربیاره از دهنش ولی یک دفعه اب کیرم با جهش زیاد ریخته شد تو دهن مریم دیدم مریم بدش نیومده و قشنگ اب کیرم رو قورت داد بی حال شدم مریم هم کیرم رو از دهنش در آورد بلند شد
ادامه دارد…
نوشته: kirkolofthastam
مدت یک هفته بود که ناراحتی کلیه داشتم و چشمتون روز بد نبینه یکشنبه ۱۳ خرداد سنگ کلیه دفع کردم رفتم دکتر برام آزمایش ادرار و خون و سنوگرافی نوشت و چون به تعطیلی خورده بود تصمیم گرفتم پنجشنبه برم خلاصه پنجشنبه صبح حموم رفتم و حسابی خودم رو تمیز کردم تا مویی رو کیر و اطراف کیر و شکمم نباشه ساعت ۹ رفتم سونوگرافی وارد مطب که شدم دیدم یک دختر نسبتا خوشگل و بیست و سه یا چهار ساله پشت میز نشسته و منشی دکتر هست رفتم و نوبت گرفتم از همون اول دختره یه جوری نگاه میکرد خلاصه نوبت گرفتم و رفتن رو صندلی نشستم دیدم ۵ نفر جلوم هستند منتظر موندیم تا دکتر بیاد ساعت ۹ دکتر اومد اونم یک دکتر خانم بود که بهش میخورد ۲۷ یا ۲۸ ساله باشه و خیلی هم شبیه منشیه بود که بعد فهمیدم خواهرشه و اسمش هم مرجان هست خلاصه منتظر موندم تا نوبتم بشه تو این مدت که تو مطب بودم سرم همش تو گوشیم بود و گاه گداری که سرم رو بالا می آوردم میدیدم منشیه که اسمش مریم بود داشته نگام میکرده خلاصه نزدیک ساعت ۱۰ که شد دیدم منشی درب ورودی مطب که رو به خیابون بود رو بست و فقط درب خروجی مطب که به کوچه باز میشد رو باز گذاشت تقریبا ساعت ۱۱ بود که نوبت من شد که آخرین نفر بودم همراه منشی رفتم داخل و نسخه دکترم رو به خانم دکتر نشون دادم یک نگاهی به من کرد و گفت برو
رو تخت دراز بکش پراهنتم در بیاره دراز کشیدم اومد بالا سرم و یه محلولی که نمیدونم چی بود شایدم اب بود رو پهلوی سمت راستم مالید و شروع کرد به اسکن کردن بعد پهلوی چپ وبعدشم که مثانه ام رو چک کرد و گفت خدا رو شکر مشکلی ندارند در زمانی که داشت مثانه ام رو چک میکرد مریم ایستاده بود داشت با یک لبخند شهوت آلود قشنگ بدنم رو دید میزد چشمم بهش خیره شد دیدم یه مانتو جلو باز پوشیده و یه ساپورت نازک هم تنش هست و سفیدی روناش رو میشد تا حدودی دید مرجان بهم گفت که پروستات و مجاری ادرار و آلتت رو هم دکتر گفته باید چک بشه گفتم یعنی چی با یه لبخندی گفت باید کاملا لخت بشی.
شهوتی شدم فکر اینکه دو تا زن میخوان کیرم رو ببینن باعث شد راست کنم بلند شدم میخواستم شلوارم رو در بیارم دیدم کیرم بد جور راست کرده ولی خب چاره ای نبود کمر بندم رو باز کردم و دکمه های شلوار جینم رو باز کردم و اومدم شلوارم رو بیارم پایین دیدم کیرم که راست کرده نمیزاره با بدبختی شلوارم رو کشیدم پایین کیرم آزاد شد و راست تر وایساد یک نگاه کردم به مرجان و مریم دیدم هردو دارند برجستگی شرتم رو نگاه میکنند و میخندن خودمم خنده ام گرفت شرتم رو کشیدم پایین و کیرم نمایان شد جفتشون اومدن جلو مرجان با اسفنج کیرم رو خیس کرد و دستگاه اسکن رو رو کیرم حرکت داد و شروع کر
د به اسکن حالا مریم هم داره چهار چشمی به کیرم نگاه میکنه تقریبا کار اسکن کیرم تموم شده بود ولی مرجان داشت لفتش میداد داشتن حسابی کیرم رو دید میزدن مریم طاقت نیاورد و دستش رو دور کیرم حلقه کرد وای داشتم دیوونه میشدم دست لطیف و نرم یک دختر رو کیرم بود و داشت رو کیرم عقب جلو میکرد کیرم هم که خیس بود حسابی حال داد چند بار که با دستش کیرم رو مالید مریم سرش رو اورد پایین و کیرم رو کرد تو دهنش و برام ساک زد وای خدا داشتم بال در میآوردم کیرم حسابی سنگ شده بود مرجان هم دستش رو کرده بود تو شرتش رو داشت کسش رو میمالید یه ۲ دقیقه ای مریم برام ساک زد که دیدم دارم ار
ضا میشم خواستم به مریم بگم که کیرم رو دربیاره از دهنش ولی یک دفعه اب کیرم با جهش زیاد ریخته شد تو دهن مریم دیدم مریم بدش نیومده و قشنگ اب کیرم رو قورت داد بی حال شدم مریم هم کیرم رو از دهنش در آورد بلند شد
ادامه دارد…
نوشته: kirkolofthastam
26 پاسخ به “سونوگرافی سکسی”
میدونی…شانس اوردی فردا ی امتحان سنگین دارم و حال ندارم منورت کنم…ولی ننویس… د اخه کص مشنگ یه دکتر تو 27,8سالگی طرح دوره عمومیش تموم شده…خو میخوای کص بنویسی قبلش ی تحقیق کن اقلا…
خواهر هر چی تخیل گاییدی.مرتیکه جقی.تخیلها و فیلم سوپرهای قبل تو توهم بوده
ازروی فیلم پورن ژاپنی کبی کردی ؟خوب بودپیشرفت میکنی
فقط یک کلمه در وصفش دارم کسشر
ریدم تو ذهن جقولت خخخخ آرزو برجوانان عیب نیس
بیمارستان هم دیگه شده جنده خونه خدایا
کجا هست مطبش؟؟؟فکر کنم اشتباهی جنده خونه رفتی .کم کص بگو مومن
یعنی دکتره سونو زن بود؟ منشیش هم اومد کیرتو دید میزد؟ساک زد برات ؟باور میکنی خودت
جق مغزتو گاییده
وااای تو چقدر سکسی و لاکچری هستی
اووووووفینی خار هرچی کسشعر رو گاییدیا کیرکلفتاحسنت بر تو پسر
گاگول ! من دارم پزشکی میخونم و برای آلت اونجوری اسکن نمیکنن! اصن اسکن نمیکنن و معاینات دیگه دارهبعدشم روزانه انقد مردای جذاب میان که تو توشون گمی و عن کسی حسابت نمیکنهجقتو بزن و دیگه ننویس
از فواید جق اینه که خودت اینجایی کیرت تو کون الکسیسه.بهتره ادامه چون دیگه کونت قابلیت گشادی اضافه نداره
جق بعلاوه درد به شدت زیاد سنگ کلیه خیلی به ذهنت فشار اورده خدا بفریادت برسه ، منم دقیقا مشکل تورو داشتم به چند سونوگرافی مراجعه کردم اونهایی که پزشکشون خانم بود از انجام این سونو خودداری کردن ، تورو نمیدونم کجا رفتی ادرس بده بگو منم برم یه دلی از عذا در بیاریم با دو تا خواهر جیگر
تن رئیس برازرس تو گور لرزید با این داستان کسشرت مرتیکه جقی چقدم هماهنگ شده نوشتی… ۵ نفر جلوی من بودند که من اخرین نفر بودم… معلومه داری کس میگی اخه وسط روز تو اخرین نفر باشی
من كه تخمام جوجه شدن فرار كردن كسي ديدشون بگين برگردن نيازشون دارم
جقیا چقد زیاد شدن
من چرا اینجا هستم یکی منو ببرهمسخر بازیه باباحیف که اسلام دست وپای منو بسته
مردک حشری کسمغز یبار رفته سونوگرافی از کلیش چون دکتر زن بوده هنوز داره به یادش جق میزنه این داستانم تراوشات ذهن ملجوقشه
فانتزی فیلم پورن داره چاقال
یه جوری دروغ بگو که بشه باور کرد (dash)
فیلم سوپر تعریف میکنیخخخخخ
بخدا خودمون کلی فیلم سوپر دیدیم.داستان مینویسید از خاطرات خودتون یا فانتزی باید بنویسید لطفا راوی فیلم پورن نباشید
مریم هم کیرم رو از دهنش در آورد بلند شد، یه دفعه از خواب پریدم ، دیدم زدم به جدول.کوووووووونییی… برو جلقتو بزن…
با سلام و عرض ادبدوست عزیز شما دچار بیماری نادری به اسم گوز پیچ شدن مغز شدی که تو این بیماری سلولای خاکستری مغزت به قهوه ایی تغییر رنگ میده،در نتیجه فرق واقعیت و توهم رو حالیت نمیشه و وقتی داری فیلم سوپر میبینی خودتو جای کاراکتر اون فیلم قرار میدی،درمانیم نداره متاسفانه،بشین باقی عمرتو انقد بزن تا جغمرگ شی
خداشانس بده