بچه هات منو بکنی نکنه میخوای جلو مامان و هیراد هم بکشم پایین بهت کص بدم . گفتم جون اگه میشد همینجا پای سینک میکردمت گفت خفه شو زن جنده گفتم اره هم زنم جندس هم خواهرم جنده داداششه از پشت چسبیده بودم به سهیلا که هلیا وارد شد ما را تو اون وضع دید جا خورد از سهیلا جدا شدم هلیا اب دهنش را قورت داد گفت عمه چایی حاضره بریزم سهیلا گفت نه عمه جون الان دم بکشه می ریزم و میارم تو برو هلیا رفت و برگشت رو بهم گفت خیلی جاکشی الان سونا بود چه گوهی میخوردی جو هلیا که پاک آبروم را بردی الان میگه عمم که جنده بابامه خیلی عوضی هستی از حالا دیگه نمیگذارم دست بهم بزنی گمشو برو میخوام چایی بریزم رفتم از آشپزخونه بیرون .
بعدش سهیلا با چایی آمد .بعد کمی نشستیم حرف زدیم و چای و میوه خوردیم آخرای شب بود که سهیلا به سونا گفت من دیگه برم کاری نداری مامان که سونا گفت دیره کجا میری شب بمون هیراد شروع کرد به گیر دادن به سهیلا که راضیش کرد بمونه سهیلا بلاخره راضی شد رفت تو اتاق خودش که تختش هم هنوز اونجا بود به خوابه سونا هم با هیراد رفتن اتاق سونا بخوابن من هم گفتم برم خونه دوش بگیرم که سونا گفت همینجا دوش بگیر دیگه لباس تو کشو داری گفتم باشه میمونم صبح میرم دوش میگیرم و بعد رفتم نشستم جلو تلویزیون یک کمی فیلم دیدن که خوابم گرفت رفتم پتو بیارم رو کاناپه بخوابم دیدم هلیا بیداره و سرش تو گوشیه و داره با ایرپادش اهنگ گوش میده صداش کردم گفتم نمیری بخوابی گفت چرا کمی دیگه میرم رفتم سمت اتاق سونا و هیراد پتو بردارم دیدم هر دو خواب خوابن پتو برداشتم و رو کاناپه دراز کشیدم که خوابم برد دم دمای صبح بیدار شدم دیدم هلیا هم رو یکی از کاناپه ها خوابش برده و چمباتمه زده پتو را برداشتم رفتم سمتش نگاهم افتاد به باسن گندش به مامانش و خالش رفته بود عاشق کون ندا بود وقتی بهم کون میداد مستم میکرد کیرم یک لحظه بیاد کون ندا سیخ شد به افکارم غلبه کردم و پتو را کشیدم رو هلیا صدای جیک جیک پرنده ها دم صبحی بلند شده بود رفتم تو اتاق سهیلا اخه حمام تو اتاق سهیلا بود دیدم دمر خوابیده قمبل کون خانم سمت من رفتم حمام و داشتم دوش میگرفتم که کون هلیا بعد سهیلا آمد زیر دوش جلو چشمم کیرم زیر دوش سیخ سیخ شده بود خودم را آب کشیدم و حوله را پیچیدم و دورم آمدم بیرون یک نگاه به بیرون اتاق سهیلا کردم دیدم همه انگار خواب خوابن در را به آرامی قفل کردم و حوله از دورم باز کردم رفتم رو تخت سهیلا خواب خواب خواهر خوشگلم دستم را گذاشتم دو طرف کش شلوار خونگی سهیلا و از پاش با شورتش اروم کشیدم پایین خسته خسته بود خودش رو یک تکان داد که کمرش بلند شد و تونستم تا بالای زانوش بکشم پایین شلوار و شرتش را با کیر سیخم رفتم رو سهیلا چاک کصش با یک خط باریک و کوچک صورتی هست که کیرم را میکشیدم روش احساس کردم بیدار شده فکر کردم الانه جیغ بزنه آبرومون بره افتادم روش و دستم را گذاشتم جلو دهنش از پشت با مشت کوبید به پهلوم بهش با صدای آروم گفتم آرون باش خب دستم را یواش از روی دهنش برداشتم گفت کصافت چرا ولم نمیکنی برو سروقت همون جندهای که قبلا میکردی غلط کردم دلم برات سوخت نمیدونستم اینقدر هولی ولم کن جاکش آروم بهش گفتم سهیلا یک کم آروم زود کارم تموم میشه گفت میخوام صد سال سیاه تموم نشه از دست تو شب و روز ندارم آخه کدوم ولد زنایی با خواهرش از این کارا میکنه تو همین حین گیر و دار تقلا سهیلا تونستم کیرم را از پشت بکنم تو کص سهیلا که آخی کشید و زیر لب گفت کار خودت را کردی حروم زاده فقط توش نریزی مواظب باش گفتم باشه عشقم در حالی که بریده بریده نفس میزد گفت بگو آبجی جندم حداقل یک کم خیسش می کردی با حرکت کمرم تلمبه های خودم رو رو سهیلا شروع کردم سهیلا یک کم بین پاهاش را باز کرده بود تا راحت کیرم تو کصش حرکت کنه تماس بدنم با قمبل و تن سهیلا کیرم را سیخ تر کرده بود . دیگه قشنگ روان روان داشتم تلمبه میزدم تو کس سهیلا اونم ناله میکرد زیرم برای اینکه صداش بیرون نره لبش را گاز میگرفت زیر لب گفت سونا نیاد در را حداقل قفل میکردی گفتم قفله زیر لبش گفت کص کش حروم زاده بکن بکن گفتم آروم باش صدا بیرون نره گفت میخوام جیغ بزنم امیر بگا منو جرم بده تمام وزنم رو سهیلا بود خودش پاهاش را جمع کرد که این کارش باعث تنگ تر شدن کصش شد زیر لب بهش گفتم سهیلا کی کونت بذارم سهیلا گفت برو کون اون زن جندت یا اون هلیا که مثل ننش جنده نشه بگذار با حرفش شدت تلمبه هام را بیشتر کردم گفتم فعلا جنده من تویی سهیلا گفت آره من جنده داداش امیرم بگا خوب داری میکنی بعد دیدم دارم میام خوابیدن روش و کل آبم را تو کس سهیلا خالی کردم .زیر لب سهیلا آخی کشید و گفت وحشی چرا ریختی توش گفتم ببخشید دست خودم نبود گفت زود پاشو الان سونا بیدار میشه منم برم خودم را بشورم . از روش که بلند شدم دیدم کص سهیلا پر آب کیره منه و یک کمی ازش ریخته رو تختش گفت ببین چه کثافت کاری کردی رفت حمام خودش را شست و منم سریع از کشو لباس برداشتم و پوشیدم سهیلا گفت امیر ملحفه تخت رو بده مچاله کردم بهش دادم سهیلا اون قسمتی از ملحفه که آبم روش ریخته بود را آب کشید و سریع شلوارش را پاش کرد و منم در اتاق را یواش کلید را چرخوندم و باز کردم رفتم سمت در خروجی تا برم بیرون نون بگیرم که سونا از دستشویی اومد بیرون گفت امیر کجا میری گفتم برم نون تازه بگیرم گفت دستت درد نکنه دو تا بربری بگیر تا چایی میگذارم همان موقع هم سهیلا با ملحفه مچاله تو بغلش از اتاق زد بیرون سونا گفت این چیه سهیلا گفت نجس شده پریود شده بودم گفت آب کشیدیش گفت آره من در آمدم از خانه هوا روشن شده بود و باد خنکی می آمد بلد از اون فعالیت صبحگاهی هوای تازه حالم را جا اوردش .
نون گرفتم اومدم خونه صبحونه رو خوردیم و من خواستم دربیام که سهیلا گفت منم برسون امیر سونا گفت چقدر زود میری سهیلا گفت یکی از همکارام گندی بالا آورده باید برم جمعش کنم راستی سر راه برو داروخانه یک مسکن باید بگیرم امیر سونا گفت میخوای نرو حالت بده هر کی گند زده خودش هم باید جمعش کنه سهیلا گفت نمیشه خودم باید جمعش کنم . بع درآمدیم.
ادامه دارد
در قسمت بعد ندا زن سابقم با علیرضا داداشم …
نوشته: امیر
13 پاسخ به “سهیلا خواهر سکسیم (۴)”
هر روز خلاصه تر میشه حداقل یه ویاگرا بخور درست و کامل بنویس
کوسشعر شد و تکراری.۴ جلسه اس آبجی تو میگای خب ثم ماذا؟ بعدش چی؟
عزیزم خوب مینوسی ولی تا ادم میخواد به حال بیاد تو آبت میاددر ضمن هر ۲ یا ۳ هفته یه قسمت مینویسی اونم خیلی کم خواهشاً یا زیاد بنویس یا زودتر .🤝
من نمیدونم ، تو فکر کردیی ماها food fetish داریم هول پیتزا و صبحونه توییم ، چی هستیم اخه . نصف داستان فقط درباره خورد و خوراک حرف میزنیکسکش دستتو از تو شرتت دربیار بنویس بعد دوباره بکن تو شرتت .تو قسمت بعدی حتما بنویس که مغز مخاطب رو از کون گاییدی
کل داستان اینه رفتم اتاق دیدم خواهرم رو تخته کردمش ، دوش گرفتم ، دوباره رفتم اتاق دیدم خواهرم رو تخته کردمش رفتم حموم
کاش یکی هم پیدا بشه از همدان با هم باشیم
عالیهفقط داری تکرار میکنیاگه وقت نداری ننویس
اگه اون جکوزی بزاره کیرم تو کس دخترت
سر جدت دیگه ننویس
دخترت نمیشه من براش آیفون بگیرم
چیشد پس
قشنگ نوشتی خسته نباشید
کسکش کیر خورده برده میمیری زودتر بنویسی؟یه بار خواهرت بهت گفته مرد من شو و نشسته رو کیرت،بعد یه روز از حرفش نگذشته وقتی خواستی بکنی گفت کی خواهرشو میکنه!خواهرت رو میدونی اوپنه و میکنی تو کص یه دختر سی ساله،از شدت تنگی گریه میکنه،یه ربع بعد کصش روان روان؟دیوث پایه مبل تو کصش میکردی به این زودی گشاد نمیشد داستانت که کسشره ،حداقل به تضاد هاش یه نگاه بکن