ادامه از خونه سهیلا در آمدم رفتم بانک و چند جا کار داشتم دلارها را که از سهیلا گرفته بودم دادم به رفیقم که برام پول بزنه به حسابم که هلیا زنگ زد با حالت عصبی بهم گفت معلومه کجایی کی میایی بریم . جا خوردم خیلی بد حرف زد باهام بهش گفتم علیک سلام چه طرز حرف زدن هست اصلا برنامه کنسله گفت باشه امیرخان بهم میرسیم گفتم هان چه خبره دختره پررو جا خورد گفت آخه بابا خیلی وقته منتظرم گفتم منتظری که منتظری هر وقت یاد گرفتی درست حرف زدی اونوقت منم به قولم عمل میکنم قطع کردم . دوباره زنگ زد جواب ندادم دوباره گرفت برداشتم گفتم کار دارم بیرونم گفت بابا قطع نکن غلط کردم ببخشید گفتم خب باشه کارهام را انجام بدم بهت زنگ میزنم اعصابم دختره نیم وجبی خرد کرده بود کاری نداشتم رفتم بیرون با دوستم ناهار زدیم و یکم گپ و گفت قلیون و چای اینها که نزدیک عصر دوباره هلیا زنگ زد گفت بابا ببخشید من کی میاید حاضر بشم با ادب تر شده بود گفتم حاضر شو دارم میام به علیرضا داداشم زنگ زدم یکی از دوستاش موبایل فروشی داشت آدرس و تلفن دوستش را گرفتم و رفتم دنبال هلیا زنگ زدم بهش بیا پایین وقتی آمد پایین دیدم چه وضعی قیافه ای درست کرده برای خودش آرایش لب با رژ قرمز و خط چشم تیره یک کراپ کوتاه تا رو شکمش بود که نافش معلوم میشد و یک ساپورت تنگ که برجستگی کس و کونش تو دید همه بود و بک کلاه کپ دار هم گذاشته بود. من که باباش بودم کیرم تو شلوارم یک تکون خورد وقتی دیدمش سوار ماشین که شد سلام کرد گفتم علیک لباس دیگه نداشتی گفت اه بابا گیر ندید دیگه خوبه چشه مگه گفت بریم بابا چیزی دیگه نگفتم و رفتیم دم مغازه به هلیا گفتم پیاده بشه تا ماشین را پارک کنم هلیا رفت پایین جلو در مغازه رفیق علیرضا داشت ویترین را نگاه میکرد منم ماشین را مار کردم که نزدیک آمدم سمت مغازه دیدم دوتا پسر ۱۷ یا ۱۸ ساله با هلیا حرف میزدند فهمیدم مزاحمش شدن جون چه تیکه ای هستی . میای بریم یک دوری بزنیم خوشگله یکی با تشر به دوستش گفت خانمی خودمه بابا که رسیدم بالا سرشون که هلیا گفت بابا یکی از اون بجه ها گفت عمو دخترتونه خدا ببخشه بهتون این ارزال مزاحم بودن داشتم دکشون میکردم گفتم خوب همگی خوش کردین برید تا اون روی سگم بالا نیومده جمع کردن جیم شدند به هلیا گفتم وقتی برای لباست میگم دقیقا منظورم همین چیزاست هلیا گفت ما زنا گونیم بپوشیم مردا کارشون را میکنند الان تو این دوره زمونه داداش به خواهرش رحم نمیکنه چه برسه به چارتا بچه تو کف من دیگه دهنم بسته شد رفتیم داخل مغازه پیش رفیق داداشم، تو مغازه هم اوضاع همین بود شاگرد مغازه و چندتا از مشتریا سیخ کرده بودن برای هلیا خانم ایشون هم گوشی آیفونش را انتخاب کرد و خرید با کلی مخلفات و رجیستر و اپل آیدی که حسابی منو پیاده کرد بعدش دیگه رفتیم خونه مادرم اینا که هلیا گفت بابا مرسی حالا شیرینی گوشی را هم بگیریم کلی ذوق داشت گفتم باشه زنگ زدم به مادرم و گفتم شام درست نکن پیتزا میگیرم هلیا گفت ببین عمه نمیاد گفت خودم زنگ میزنم بعد خودش زنگ زد به سهیلا جواب داد هلیا گفت عمه گوشی آیفونم را گرفتم بیایید شما هم خونه سونا جون شام دور هم باشیم پیتزا میگیریم با بابا سهیلا هم گفت مبارکه عمه جون نه زیاد حال ندارم که من گرفتم گوشی را گفتم سهیلا بیا دیگه خیلی وقته دور هم نبودیم سهیلا گفت چشم امیرخان دیشب که پارم کردی الان بدنم خسته هست گفتم بیا دیگه. رسیدیم هلیا ذوق گوشی را نشان سونا میداد و هیراد می گفت بابا برای منم آیبون میخری گفتم تو هم بزرگ بشی حتما سهیلا هم رسید و هلیا با کلی ذوق گوشی را نشان سهیلا میداد بعد از شام من که خیلی خسته بودم سهیلا بعد از جمل کردن میز خیلی خسته بود بلند شد که بره سونا گفت سهیلا بمون شب تو اتاق خودت بگیر بخواب سهیلا گفت آره خیلی خستم رفت تو اتاق خواب بخوابه من که بلند شدم سونا گفت امیر تو هم نمیخواد بری بمون گفتم نه مامان عرق کردم برم خونه دوش بگیرم سونا گبت هلت تو کشو هست برو بردار برو دوش بگیر هیراد هم با سونا خیلی سر و کله زده بودند با هم سونا هیراد را برد بخوابونه منم چایم را خوردم و دیدم هلبا سرش تو گوشیه و اصلا حواسش به من نیست بلند شدم رفتم اتاق خواب قدیم سهیلا چون حمام آنجا بود از کشو یک حوله و لبای زیر برداشتم چشمم افتاد به سهیلا که دمر خوابیده و کپل های کونش چشمک میزد رفتم یک نگاه بیرون گردم دیدم هلیا سرش تو گوشیه و سونا هم انگار با هیراد تو اتاق خواب صداشون نمیامد خوابشون برده تو اتاق سهیلا رفتم و در را بستم و یک قفد سویچی داشت که آروم یک قفل کردم بعد کامل لخت شدم که اگه کسی امد در زد سریع برم تو حمام سهیلا خواب خواب بود دمر خوابیده بود رفتم رو تختش و اروم شلوار پارچه ای پاش را با شورتش کشیدم پایین که سهیلا از خواب پرید منم با کیر شق پشتش بین کپلهای کونش حس کرد آروم گفت عوضی ولم کن الان سونا بیاد جفتمون بدبخت میشیم گفتم سونا با هیراد رفتن بخوابن درم قفله میخواستم برم حمام زود کارم را بکنم برم حمام که سهیلا گفت حروم زاده دیشب تا صبح گاییدی منو ولم کن بگذار بکپم خبر مرگم گفتن سهیلا یک کم خیلی اروم حرف میزدیم دستم را از پشت رساندم به کص سهیلا و مبمالیدمش بعد کیرم را گذاشتم رو کصش و رو باسن سهیلاد نشسته بودم یک کم خم شدم رو سهیلا کردم تو کصش سهیلا آمد اخ بگه دستم را گذاشتم جلو دهنش سهیلا گفت ولد زنا کار خودت را کردی آخر وحشی یواش یواش تر سهیلا پاهاش را کم باز کرده بود من رو سهیلا خوابیده بودم و تلمبه میزدم دستم را از یر تاپ سهیلا رد کردم رساندم به پستوناش و سهیلا را از کص میکردم عاشق این پوزیشن بودم سهیلا زیرم ناله میکرد منم تلمبه را محکم میکوبیدنگم تو کص سهیلا اون زیر لب همش میکفت بسه دیگه جرم دادی کصم پاره شد امیر تروخدا بسه که با یک فشار همه اّبم برای اولین بار ریختم تو کس سهیلا بعد کمی استراحت از رو سهیلا بلند شدم بدنم کوره آتیش بود نگاهم با لاپای سهیلا افتاد چاک کصش باز شده بود و آب کیر من باز کص سهیلا کمی زد بیرون سهیلا بی حال گفت کص کش دستمال بده خودم را تمیز کنم دستمال برداشتم کمی آبی که از کس سهیلا آمده بود را تمیز کردم سهیلا هم بلند شد رفت خودش را بشوره تو حمام و بعد من حمام کردم اومدم بیرون سهیلا بیهوش افتاده بود آروم قفل در را باز کردم رفتم بیرون دهلیلا سریع خودش را به خواب زد معلوم بود دستش تو کصش بوده و داشته خودارضایی میکرده از صدای سکس منو سهیلا
نوشته: امیر
19 پاسخ به “سهیلا خواهر سکسیم (۳)”
بعد ۳ هفته همین ؟! نمیدونم چرا کامل نمیفرستید یا قسمت هارو طولانی نمیکنید
آبمی و تخمی
آخه کیرم دهنت جقی کص ندیدهبی غیرت 😤
کصکش جقی موقع نوشتن داستان حدقل جق نزن این آخر داستان آبت اومد سریع جمعش کردی کیرم تو بند بند وجودت
یدفه مادر خودتم بکن راحت بشی😂😂😂
نمیفهمم این حجم از غلط املایی رو واقعامگه میشه ،مگه داریمکسسسسششششرررر
همه داستان خوب بود الا دو جمله آخرشمعلوم بود دستش تو کصش بوده و داشته خودارضایی میکردهتخیلت اینجا دیگه نکشید
من نمی فهمم چطوری چنین نوشته های مزخرفی رو لایک می کنید؟ طرف انقدر به خواننده ها ارزش قائل نیست که حداقل یه ویرایش کنه متن رو. یا از علائم نگارشی استفاده کنه. واقعا متاسفم!
به هلیا جونت بگو تا من هستم چرا خود ارضایی خودم کوس و کونشو براش نوازش میکنم
کیرم کص خواهر سهیلات و کون تو،همین
من اولین بار تو خوابگاه زیر پتو لخت بودم جق میزدم دوستم اومد زیر پتو کیرمو گرفت دستش تا واسم بزنه انقد لبامو خورد تو دستش ارضا شدم بعد لخت شد سر کیرشو مالید به سوراخ کونم اروم اروم جا کرد تو سوراخ کونم کیرم دوباره راست شد کیرمو گرفته بود تو دستش تو سوراخم تلمبه میزد میزد میگفت وقتی میکنمت غیرتت باد میکنه
اصلا کسی متوجه میشه این بابا چی نوشته؟ همینطوری پشت سر هم و جملات توهم؟ 🤔
چرا چت روم وا نمیکنه کسی میدونه؟
عالی بو منتظر بخش هلیام
جوووون توی واتساپ بهم پیام بدید عکس خواهر ناتنی سوئدی مو براتون بفرستم.+46 72 033 49 84
کو ادامش یک هفته هست منتظریم
من نمیدونم این کلمههای قلمبه سلمبه ه مینویسید مثلاً میخواید بگید باکلاسید معلومه که پشت کوهی هستی مامانم بهم میگه برو فلان چیزو بیا رو میتونی مثل آدم فارسی بنویسی البته باید قبلش بری یاد بگیری چه جوری املا بنویسی کس مغز
کص شعر وارداتی از جزایر ماداگاسکار
بعد ۲ماه هنوز نمیخوای ادامش رو بنویسی