سهیلا خواهر سکسیم (۲)

خلاصه قسمت قبل داستان خواهر سکسیم سهیلا
من امیرم بعد از خیانت زن سابقم من ماندم دو تا بچه با مشکلات زیادی روبرو شدم برای اداره زندگیم و مشکل شخصی خودم سکس بود و دیگه اینکه به هیچ زنی اعتماد نداشتم و بک مدتی بعد جذب خواهر مجردم سهیلا شدم میدونستم دوست پسر داره و بازه که یک روز این رابطه شکل میگیره و در ادامه این رابطه زمانی که با سهیلا تو خونم رو تخت بودیم اتفاقی می افتد…
ادامه داستان خواهر سکسیم سهیلا
کیرم تو کس سهیلا بود و سهیلا لباش داشت گاز میگرفت و با نگاهی عاشقانه که حشر ازش میبارید برگشت سمت من و منم با گفتن جون نگاهش کردم که احساس کردم نگاهش خیره مونده سمت در اتاق و یک دفعه جیغ بلندی کشید منم برگشتم سمت در که دیدم هلیا دخترم میخ وایستاده تو چارچوب در یک لحظه از شدت حشر که داشتم و داغ داغ بودم انگار افتادم تو یک استخر آب یخ از سهیلا بگم رنگش شده بود عین گچ سریع چرخید کیرم از کس سهیلا درآمد و کیرم افتاد تو دید هلیا و سهیلا هم یک دستش رو سینش و یک دستش جلو کصش بعد هلیا دوید رفت و صدای بسته شدن در آپارتمان آمد . سهیلا گریه اش گرفته بود و هق هق میکرد منم حال روزم خراب انگار بدم سر سر بود به خودم آمدم دیدم سهیلا داره خودش را میزنه و میکوبه تو سینه من و مدام می گفت حروم زاده چرا من را وارد کثافت کاری خودت کردی الان چه گهی بخورم من. اگه بره با مامان بگه که میکشه منو عوضی جواب بده الان هلیا چه فکری راجع من میکنه حتما میگه عمم جندس بگو عوضی حروم زاده چه خاکی با سرم بریزم آخه من خر چرا باید با داداش خودم رو هم بریزم همش تقصیر تو کس کشه منو کشوندی تو این را حالا نه راه پس دارم نه راه پیش به خودم آمدم ولی مدام سهیلا رو مخم رژه میرفت و مدام میزد تو سر و صورتم یک لحظه از کوره در رفتم داد زدم یک لحظه خفه شو ببینم چه گهی بخورم . سهیلا فقط گریه میکرد و صدای هق هقش رو اعصابم بلند شدم و یک سیگار برداشتم و روشن کردم نشستم لب تخت سهیلا یک کم بعد بلند شد صورتش خیس اشک بود و خم شد کون خوش فرمش سمت من بود و چاک کصش تو دیدم از رو زمین شرتش را برداشت ولی من که با دیدن اون صحنه قبلا کیرم شق میشد حالا هیچ حسی نداشتم سر سر بودم سهیلا شورتش را پوشید و لباسش را تنش کرد بدون اینکه چیزی بگه میخواست بره بهش گفتم کجا میری گفت قبرستون گفتم تو الان حالت خوش نیست وایسا منم بپوشم با هم بریم گفت میخوام برم بمیرم با عصبانیت گفتم وایسا با هم بریم . سهیلا گفت حالم داره بهم میخوره سریع لباس پوشیدم سوار ماشین شدیم و راه افتادیم تو خیابانها ترافیک عصرگاهی بود و شلوغی بی انتها. سهیلا هیچی نمیگفت به سهیلا گفتم کجا بریم گفت بریم فقط … دیگه شب شده بود حدود ساعت ده بود که گوشیم زنگ خورد خونه مامان اینا بود جواب ندادم دوباره زنگ خورد جرات جواب دادن نداشتم که هلیا با گوشی خودش زنگ زد با ترس برداشتم گفت بابا کجایی پس مامان سونا شام پخته منتظره راستی عمه سهیلا هم اگه با شماست با هم بیایید با صدای لرزون گفتم باشه بابا . به سهیلا گفتم چکار کنیم گفت من نمیام! با مکثی گفتم انگار هلیا به سونا چیزی نگفته . سهیلا گفت نمیدانم ،من نمیتونم الان با هلیا روبرو بشم . گفتم باشه پس تو را میگذارم دم خونت بعد میرم رفتم سمت خونه سهیلا وقتی رسیدم سهیلا خواست پیاده بشه دستش را گرفتم بهش گفتم سهیلا آروم باش حلش میکنم با هلیا حرف میزنم اگه تا الان نگفته یعنی نمیگه به کسی درستش میکنم ولی سهیلا داغون بود میترسیدم بلای سر خودش بیاره رفتم دم خونه مادرم پارک کردم باز یک زنگ به سهیلا زدم برداشت گفت هان چیه گفتم خوبی بیام پیشت گفت نترس بلای سر خودم نیاوردم هنوز با هلیا حرف بزن امیر بدبختم کردی گفتم نترس درستش میکنم. زنگ در را زدم و پسرم هیراد آیفون را برداشت گفت کیه گفتم باز کن بلند داد زد باباهه در زد و رفتم بالا هیراد پرید بغلم و هلیا هم آمد جلو در و سلام داد با با کنایه گفت اهه عمه سهیلا نیامده مامان هم امد گفت سلام پس سهیلا کجاست چرا نیامد معلوم هست شما خواهر و برادر کجایید گفتم چند روزی کسالت داشت بردمش دکتر دارو داد رفت خونه بخوابه هلیا هم گفت آره خوب کردی بردیش دکتر دارو ها را بخوره حتما خوب میکنتش. سونا گفت خب بیاید شام حاضره سر میز شام هلیا یک دفعه گفت خب بابا راستی اون گوشی آیفون ۱۶ را که با هم دیدیم کی میگیری برام فهمیدم بله خانم قصد اخاذی داره با تته پته گفتم بریم فردا برات بگیرم که سونا گفت ای بابا هلیا جان تو که گوشیت خوبه دخترم ایفون ۱۶ خیلی گرونه که به سونا گفتم نه بهش قول دادم امتحانش را با نمره عالی قبول بشه براش بگیرم.
بعد شام چون چهارشنبه بود هیراد گفت من شب میمونم، هلیا هم گفت منم میمونم بابا شما راحت باشید ولی فردا بیا بریم گوشی را بگیریم سونا گفت تو هم بمون گفتم نه برم خونه یک دوش بگیرم که دوباره هلیا گفت آره بابا خیلی بو میدی برو دوش بگیر عصری خیلی عرق کرده بودی . با خودم گفتم بزنم دهن این دختره بعد گفتم فعلا دست پیش داره به وقتش دهنش را سرویس میکنم از خونه مادرم که درآمدم نگران سهیلا بودم زنگ زدم بهش گفتم خواب بودی گفت خوابم نمیبره چی شد گفتم دختره پرو قصد اخاذی داره ! خانم ایفون ۱۶ پرومکس میخواد.
گفت بگیر براش گفتم اتفاقا فردا میبرم براش بگیرم. گفت امیر نمیدانم چطوری تو چشمهای هلیا نگاه کنم گفتم بیام پیشت گفت حوصله ات را ندارم گفتم بیام ببینیم با هم چکار کنیم. پول الان تو حسابم کم دارم که برای هلیا بخوام گوشی بخرم گفت بیا یک مقدار دلار دارم بگیر رفتم دم خونه سهیلا رسیدم در رو زد و رفتم بالا سهیلا در را باز کرد رفتم تو با یک لباس خواب کوتاه مشکی جلوم ظاهر شد شورت توری مشکیش خودنمایی میکرد تو پاهاش رفت تو اتاق و با یک پاکت آمد بیرون با چند تا اسکناس دلار گفت اینها از سفر قبلیم آنالیا مونده باز کم و کسر داشتی بگو. گفتم نه سهیلا گفت کم داشتی بگو برات پول بریزم . گفتم بشین ببینم یک کم حرف بزنیم گفت حال حرف زدن ندارم گفتم منم حالم خوب نیست باید باهات حرف بزنم گفت باشه. گفتم مشروب داری گفت نخوری نمیتونی حرف بزنی گفتم سهیلا بیار حالم خرابه سهیلا رفت یک شیشه ویسکی داشت آورد با دوتا لیوان یک کم برام ریخت درد دلم باز شد از خیانت ندا گفتم و ضربه ای که تو زندگیم خوردم و تو این بین میرختم و میخوردم عادت داشتم وقتی مست میشم مدام حرف بزنم تا خالی بشم سهیلا هم یک کم خورد با هم تا سه صبح داشتیم حرف میزدیم که گفتم من برم ولی مست مست بودم سهیلا گفت نه داداش با این حالت صلاح نیست رانندگی کنی بهتره شب بمونی سهیلا کمکم کرد لباسهام را در بیارم رفتیم رو تختش خودش هم بغلم دراز کشید و دستش تو موهای سرم بود مدام سهیلا هم برام درد و دل میکرد که کسی پیدا نکرده تا برای همیشه از تنهایی دربیاد و با چند دو هم نفری دوست شده بود بعدها هر کدام با یک بهانه ای کات کردند چشمام داشت خواب میرفت که احساس کردم دست سهیلا تو شرتمه داره با کیرم ور میره کیرم بلند شد شق کرده بودم سهیلا شورتم را کشید پایین و کله کیرم را کرد تو دهنش چشمام را باز کردم تو چشمهای خواهرم که داشت برام ساک میزد نگاه کردم تخمام تو دستش بود و کیرم تو دهنش زبونش را دور کیرم میچرخوند و دستش را میکشید رو سینم کیرم را از دهنش درآورد گفت امیر مرد من میشی گفتم اره عشقم گفت امشب میخوام ببرمت تو ابرا و بلند شد امد رو پاهام نشست و بند لباس خوابش را باز کرد و از پشت تنش سر خورد پشت سرش رو تخت و بعد سهیلا شورتش را زد کنار و کیر من را با کصش تنظیم کرد و کل کیرم را تو کصش جا داد و شروع کرد به بالا و پایین رفتن رو کیرم و سینش هم تو دستش میمالید و گاهی با دستش جوچولش را میمالید. گفت امیر حال میکنی گفتم آره خواهر گلم گفت خودت رو رها کن حال کنیم با هم .بعد دستش را گذاشت رو سینم و بلند میشد و با شدت زیاد کصش را میکوبید رو کیرم .صدای تلپ تلپ کل اتاق را گرفته بود.سهیلا حسابی عرق کرده بود و کمی که خسته شد گفت امیر بیا روم بعد سهیلا به پشت خوابید رو تخت دستم رو رو کش شورتش گذاشتم و با کمک خودش شورتش را از پاهاش در اوردم و انداختم یک گوشه تخت سهیلا پاهاش را باز کرد و نگاه که کردم به کصش قبلا صورتیش روشن بود ولی الان بخاطر ضربه های که کوبیده بود رو کیرم قرمز قرمز بود و نبض میزد من هم بعد کیرم را با کص سهیلا میزون کردم و فشار دادم تو کص ابجیم افتادم رو سهیلا و با قوس دادن به کمرم میکوبیدم تو کص سهیلا و خواهرم هم دستش رو کمرم گذاشته بود گاهی برای کم کردن شدت ضربه هام با دستش سرعتم رو کم میکرد سهیلا نفس نفس میزد و نفسش میخورد تو صورتم لبم را گذاشتم رو لبش شروع کرد لبم را خوردن وسطش از شدت ضربه ای که تو کصش کوبیدم لبم را گاز گرفت یک کم که تو این پوزیشن تو کص سهیلا تلمبه زدم به پهلو خوابید پشت به من منم به پهلو شدم و سهیلا پاهاش را باز کرد و با دستش کیرم رو رو کصش میزون کرد منم کردم تو سهیلا گفت اخخخخ وقتی تو این پوزیشن میکوبیدم تو کص سهیلا موجی تو بدنش را میفتاد که سینه های سهیلا هم میلرزید بعد با سهیلا تو این بین چندبار ارضا شده بود پاهاش را اورد پایین و به شکم افتاد رو تخت منم احساس کردم دارم میام کیرم که رو از کص سهیلا که در امده بود با دستم فقط یک رفت و برگشت مالیدم با یک فشار زیادی ابم از موهای بلند سهیلا تا بالای کونش یک خط سفید آب منی رو انگار با خط کش کشیدم. منم افتادم رو تخت نفهمیدم کی صبح شده بیدار که شدم سهیلا حمام بود منم پا شدم گفتم یک دوشی بگیرم . رفتم دم حمام سهیلا داشت خودش را لیف میزد رفتم تو سلام کردم بهش گفت صبح بخیر چیه هنوز سیر نشدی گفتم نه دیر شده منم یک دوش بگیرم زود برم بانک کار دارم .
سرم را با شامپو شستم و بعد یک کم لیف زدم سهیلا هم داشت خودش را اب می کشید که انتهای قوس کمرش و باسن قلبیش دوباره کیرم را سیخ کرد سهیلا هم نگاهش افتاد به کیر سیخ شدم و گفت دوباره امیرخان گنده شده که با دستش کیر کفی من را گرفت تو دستش و یک کم مالید منم به سهیلا گفتم خواهر سکسی من. دیشب تو برام ساک زدی من کاری نکردم برات از پشت بهش چسبیدم و دستم را از جلو به کس سهیلا رساندم و چوچولش و کصش را مالیدم سهیلا دستاش رو دیوار بود و به کمرش قوسی داد رفتم از پشت سهیلا و نشستم پشت باسن خوشگلش و پاهاش و لا کونش را باز کردم و شروع کردم لیسیدن کس و کون سهیلا صدای اهه و ناله سهیلا حمام رو پر کرده بود با انگشتم لبه های کس سهیلا را میمالیدم که با فشار اب کس سهیلا تو حمام پاشید بیرون انگار شیر فلکه کصش باز شده.بعد دوش گرفتم و اومدم بیرون خودمون رو خشک کردیم بعدش سهیلا رو کرد سمتم امیر بمیری ببین بامن چیکار کردی دوباره .موندم اون زنت چطوری با این شهوتت با رفته بهت خیانت کرده گفتم ولش کن اون سیر بود دلش تنوع میخواست رفت دنبال جندگی خودش .موبایلم زنگ خورد هلیا بود گفت بابا کی میای بریم گفتم عصری بعد گفت باشه بابا صبح داشتم میرفتم خونه کتاب بردارم دیدم خونه نبودی برگشتی ماشین رو دم خونه عمه دیدم شب پیش عمه بودی گفتم نه صبح رفتم بهش یک سر بزنم.بعد خداحافظی کرد و قطع کردم سهیلا گفت جز میگه گفتم پیگیر گوشیه و امار منو در میاره دختره پرو گفت امیر یک جوری باید دهن این رو ببندی والا این ولمون نمیکنه گفتم دارم میرم براش گوشی را بگیرم دیگه سهیلا گفت امیر میگم … حرفش را خورد گفتم بگو چی گفت هیچی گفتم بگو چی میگی گفت امیر ناراحت نشی ها ولی میگم اگه ازش آتو داشتیم دیگه خفه خون میگرفت سهیلا گفت شاید اگه هلیا را مثل من باهاش … گفتم چی میگی سهیلا .
سهیلا گفت خوب از کون بکنش تا دهن اون هم بسته بشه گفتم معلوم چه کسشعر میگی دختر خودم را باهاش سکس کنم گفت چطور با خواهر خودت تونستی با دخترت نمیشه. گفتم شرو ور میگی گوشی را بگیرم براش خفه خون میگیره .
و این داستان ادامه داره…

نوشته: امیر

ادامه…

بازدید 16,993

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

24 پاسخ به “سهیلا خواهر سکسیم (۲)”

  1. جونم ، عزیز پادشاه جهانی جان جهان ای پادشاه خیلی جالب شده ، زودتر بنویس ، اگه اگه دستت برای تایپ کردن کنده داستان را بصورت صوتی برای من بفرست من برات تایپ کنم و برات بفرستم ، اگه خواستی حتما توی پیام خصوصی بهم پیام بده تا آدرس تلگرام بهت بدم

  2. فقط من فاز اونایی که لایک کردن نمیفهممواقعن این کسشرارو باورمیکنید؟ خب خودتون برا خودتون تخیل ببافین دارید ابجیاتونو میکنیددیگه چرااین کسشرارو لایک میکنید؟

  3. بقیش تا قبل کریسمس میاد یا مثل سریالای دیزنی نیم فصل دوم بعد از کریسمس پخش میشه 😕

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید