زندایی جذاب

با اینکه ۵ سال از قضیه گذشته ولی خوب یادمه یه روز گرم تابستون بود چون مصادف بود به روز چپ دست! یه پیام واسم اومد هر چی بیشتر میخندم بیشتر تعجب میکردم با عکس و کپشن روز چپ دست مبارک! عکس حالا چی بود عکس انگشت کردن محمد نصرتی و شیث رضایی😂 اونم از زن دایی که همچین شوخی های با هم نداریم فقط در حد سلام و دید زدن من چون واقعا جذاب بود هم فیس هم اندام
اووو خودم معرفی نکردم من علی هستم قضیه مال ۵ سال پیش زمانی که ۲۵ سالم بود قدم ۱۸۰ ولی لاغر اندامم با ی کیر نسبتا خوب و زندایی لیلا ک اون موقع ۳۶ سالش بود ی اندام میلیف درشت ممه ۸۵ و کون خوش فرم خوشگلیم جذابیتی داشت ک همش دیدش میزدم هم کون و ممه هاش و هم صورت نازش رو اونم متوجه شده بود ک یکم دارم چشم چرونی میکنم
خب بگذریم پیام باز کردم و بعد ده دقیقه هنگ بودن جواب دادم ممنون حالا چون چپ دستم بهم تبریک گفتی یا پرسپولیسی هستم یا هر دوش ک کلی عذرخواهی کرد وای علی ببخشید اشتباه فرستادم میخواستم واسه خواهرزاده ام بفرستم اشتباهی فرستادم و این شروع پیامک بازی شد منم طبق روال که آره اشکال نداره شما هم مثل خاله ام میمونید چه فرقی داره منم خواهرزاده تون پیام یازی ادامه دادم و این شد ک اون شب تا ۴ صبح پیامک بازی میکردیم و من در حال ذوق مرگ شدن
از همه جا و همه چیز حرف زدیم وای زیاده روی نکردم میترسیدم تو پیامک چیزی بگم و خب بعد چند روز راحتتر شده بودیم و شوخی و صمیمیت اون بهم میگفت علی جون و منم از خوشگلیش تعریف میکردم
کمتر از یک هفته که گفت گوشیم صداش خوب نمیاد کی مغازه باز میکنی بیارم که گفتم نمیخواد خودم صبح میام دنبال گوشی ظهر واستون میارم میدونستم صبحها تنهاست داییم که سرکار و دو تا دخترداییم هم مدرسه ان
صبح با هیجان زودتر از همیشه بیدار شدم و به خودم رسیدم و تو راه هزار تا سناریو واسه خودم چیدم نمیدونستم دقیقا چکار کنم اگه دم در گوشی بده و دعوت نکنه چی ! همه جور سناریو چیدم ماشین ی کوچه دورتر پارک کردم و نزدیک خونه زنگ زدم که گفت بیا داخل در حیاط باز کردم خونه ویلای بود و مهم این بود که برم تو خونه تو حیاط قلبم حسابی میزد تو حیاط چند دقیقه مکس کردم حس عجیبی بود مثل اینکه برم یا نرم خو میدونستم تا اینجا اومدم باید بقیه اش رو هم برم ولی اینکه چه اتفاقی قراره بیفته گیچم کرده بود در خونه باز بود در زدم که گفت بیا علی جان داخل و ی نفس راحت کشیدم گفتم لااقل از دم در برنمیگردم داخل رفتم زن داییم اومد استقبالم و در خوشکلین حالت ممکن دیدمش اولین باری بود با تاپ و شلوارک میدیمش بدون روسری ( جزئیات بعضی یادم نیست چون ۵ سال گذشته) و دعوت کرد داخل که بیا یه چایی بخور تو کونم عروسی بود و تو دلم گفت علی جان با این لباس و آرایش بهت پا داده دیگه بقیه اش به خودت بستگی داره نشستم کنارش و یکم تشکر کردم و یکم حرف زدم در حالی که خیره بهش بودم گفت چیه خیره شدی گفتم خیلی خوشکل شدی گفت ممنون و دوباره تعریف ازش گفت من برم چایی بریزم و رفت آشپزخونه منم با مکث بلند شدم پشت سرش تو آشپزخونه ک گفت چرا بلند شدی گفتم میخواستم بیشتر ببینمت حیف نیست این زیبای رو ندید و رفتم کنارش و در عین چایی ریختنش موهاش نوازش میکردم و اینکه این بهترین چای عمرمه سینی ازش گرفتم رفتیم رو مبل و کنارش نشستم و دستش رو گرفتم و شروع کردم از اندامش تعریف کردن لیلا هم یکم سرخ و سفید میشد و وقتی دستم گذاشتم رو رون پاش بدون هیچ مقاومتی بهم نزدیکتر شد و لبامون رفت رو هم چند دقیقه ای فقط لب خوردن بود ک دیگه دستم رفت روی ممه هاش و مالیدن و با اجازه تاپ در آوردم که گقت بریم رو تخت و بقیه لباسهاش اونجا درآوردم من فقط تیشرتم درآورده بودم و اونم لخت تو بغلم و خوردن ممه هاش با دستم کصش میمالیدم با ی لحن خجالت زده گفت میشه ببینم که دراز کشیدم گفتم خودت درش بیار اونم با یه مکث اومدم وسط پاهام شلوار داد پایین و کیر شق شده ام تو دستش گرفت فک کنم اولین جمله که گفت این بود چقدر بزرگ و خوشتراش و شروع کرد بخوردن تا حالا اونجوری کسی واسم نخورده بود خیلی حرفه ای کیرم و تخمام رو سر حال کرد دیگه داشت نفسم بند میومد ک گفتم لیلا جون خوردن بسه عزیزم اومد بالا رو به رو لبام بوس کرد و حرف دلش زد که خیلی وقته منتظر این لحظه بودم گفتم حالا نوبت منه دم گوشش گفتم از کون بکنم یا از کص که گفت هر جور خودت دوست داری علی جووووونم داگ استایلش کردم گفتم دفع اول دوست دارم کونت مال من بشه چون واقعا کونش عالی بود تپل و سکسی و شروع کردن گاییدن از کون یادم نیست چند تا پوزیشن عوض کردیم ولی جذاب ترینش وقتی بود رو کیرم سواری میکرد و ممه های ۸۵ میمالیدم خیلی دوست داشتم از سکسش در مورد داییم بپرسم ولی خو دفع اول روم نمیشد ولی دفعات بعدی پرسیدم( حالا اگه خوشتون اومد ادامه سکسامون ک موضوعش یکم متفاوته براتون تعریف میکنم) صدامون یکم بلند شده بود و من با جنده من لیلا جنده و اونم با علی جون بکنم کیرت تو کصم ارباب منی از هم پذیرایی میکردیم یکبار تو کوونش ارضا شدم و دفع دوم پرسیدم کجا بریزم ک با عشوه گفت هر جا اربابم صلاح میدونه منم کیرم گذاشتم رو لباش و آبم تو دهنش خالی کردم و لخت کنار هم افتادیم شاید اون لحظات بهترین لحظات زندگیم بود تو شکوه ی سکس شگفت انگیز(اگه دوست داشتید از سکس های دیگه ام هم بگم که البته داستانی که بهترین یکسال زندگیم رقم زد)

با تشکر علی

نوشته: علی

بازدید 17,276

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

17 پاسخ به “زندایی جذاب”

  1. چند وقت بود زندایی نخونده بودمیادش بخیر یه وقتی تو بکن تو همه زندایی میگاییدنزندایی صحیح سالم نایاب شده بود

  2. نمیگم ددستانت واقعیت بود یا نه ولی توش اقراق زیاد بودهیچ زنی اونم زن خونگی تو بار اول و سکس بدون زمینه جینی انقدر راحت ب مارتنرش نمیگه ارباب و هرچی اربابم بگه و تو هم بهش بگی جندهاین یکم باورش سخته برای من

  3. منم ۲۴ سالم بود . دانشجو بودم و زنداییم هم حدود ۲۹ سالش بود. اولین تجربه سکسم با اون بود. دادش بخیر . یاد اون ایام افتادم. ولی شاید یکسال طول کشید تا باهاش سکس کنم. شایدم بیشتر. ضمنن اون شروع کننده رابطه بود و من هم فقط ازش اطاعت میکردم😁

  4. خوشکلین حالت ممکن !!!کیرتم قطعا از مال داییت گنده تر و خوشتراش تر بوده!اونم ممه هاش ۸۵ بوده!ای کیر تو اون مخ تخمیه جغیتون که جملات رو از روی داستانهایه دیگه کپی میکنید و فقط بعضا اسامی عوض میشه. میتونم به جرات قسم بخورم اکثر این بچه های کیر به دست ۱۶، ۱۷ ساله که داستان مینویسن و خودشونو ۲۵ ، ۳۰ ساله جا میزنن تو عمرشون از نزدیک یه سینه بالای ۶۵، ۷۰ ندیدن، اونم مال زیدشون بوده، فقط یه چیزی شنیدن از سینه ۸۵!و و اقعا نمیدونم اولین نفری که این جمله رو تو داستاناش آورده بود که به زن یا دختری که زیرش بوده گفت جنده منی، جنده خانم، لاشی و …! والله بخدا اون ذهنش تخمی تخیلی بوده! الان هر کدوم از ماها آقایون بریم از کنار خیابون این بیزینسی ها رو سوار کنیم ببریم بخوایم برنامه بریم اگه بهشون بگیم جنده ، از دو تا یکیشون برمیگرده میگه جنده خودتی، کس و کارته و …! اونوقت اینا به زن دایی و زن عمو عمه و خاله و ننه و آبجیشون میگن تو جنده منی اونام بر و بر نگاشون میکنن!!!

  5. شانزده عدد بی ناموس که لایک کردن به علاوه تو که داستان نوشتی فقط شماها که اینجور زن دایی و زن عمو و…رو ترتیب میدید یه روزی زنتون مادرتون خواهرتون رو جوری بکنن خبرشم بگیرید

  6. امیر ۱۸ عزیز، کاملن حق با شماست. اصلا توی سکس آدم یا حرف نمی‌زنه یا ناخودآگاه آروم حرف می‌زنه. من این مورد رو علاوه بر خودم، توی فیلم‌های دیگه هم‌دیدم. حالا چه برسه به اینکه بگی جنده منی.اتفاقا این جمله کذایی رو توی ۹۹ درصد داستان‌ها می‌شنوی که مطمئنن دروغی بیش نیستن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید