سلام به همه.اسم های توی این داستان رو مستعار گذاشتم.
اسمم نوید هستش ۱۷سالمه.
مامان گلم ۵۸سالسه و اسمش شهین هستش.یه زن قدکوتاه بدن ماهیچه ای رونای کلفت وکون نسبتن بزرگ.یه روز داشتم با گوشی مامانم آهنگ گوش میدادم،که دیدم پیام اومد،پیامو باز کردم از یه خط ناشناس بود نوشته بود که رونات از زیر مانتوت هم معلوم بود.وقتی شمارتو بهم دادی میخواستم دستمو بزارم رو ی رونات ترسیدم .حالا هر موقع خواستیم بری جایی ب من زنگ بزنید خودم هرجای بخوای میبرمت.
اقا من دیوونه شده بودم ی عکس از صفحه گرفتم تو گوشی خودم ذخیرش کردم.چند روزی سکوت کردم .پدرم کامیون داره بار بهش خورد رفت یاسوج.مامانم توی آشپزخونه بود رفتم نزدیکش پرسیدم مامان ۳روز پیش وقتی رفتی دکتر،بااسنپ برگشتی یا تاکسی؟گفت نه مامان بایه پیرمرد بدبختی سوار شدیم مارو رسوند.گفتم پیرمرد؟؟
گوشیو آوردم گفتم پ این چیه ،بخونش چی نوشته.گفت خودت بخون.گفتم این کیه که میخواست فلان کارو بکنه و…
گفت گوه بخوره این حرفا چیه…ازاین حرفا.
برنامه تروکالر داشتم زدم اسم صاحب خطو درآوردم.رفتم پیش مامانم این یارو اسمش فلانیه میدونم ببین چیکارش میکنم.مامانم جا خورده بود رنگش شده زرد.گفتم بذار پدرم به یادش مشخص میشه.
قبلا بیشتر شبا میرفتم تو اتاق مامانم و گوشیشو از بالای سرش می بردم و بازی میکردم
خلاصه شب همون روز .ساعت ۱۰ شب بود ک مادرم با برادر کوچیکم رفتن ک بخوابن ،مامانم یه دفعه گوشیو اگه خواستی توی شارژه بیا ورش دار.حدود ساعت ۱سب بود تنها نشسته بود حوصله م سر رفته بود.رفتم گوشیه مامانمو بیارم.در نیمه باز بود اروم رفتم داخل اتاق ،گوشی دقیقا پایین پای مامانم بود.نشستم که گوشی رو از شارژ دربیام که یدفعه مامانم خودشو تکون داد حالت رو پهلو ولی پاهاشو باز کرده بود.یدفه صرفه کرد،دیدم وقتی سرفه میکنه کونشو تکون میده.بلند شم برم بیرون خواستم در اتاقشو ببندم گفت درو نبند بزار هوا عوض بشه.نشستم تو پذیرایی اتاق مامانم روبروم بود یه دفعه متوجه شدم مامانم خیلی تکون میخوره .زوم ک کردم تلویزیون اتاقش روشن کرده و رو بی صدا گذاشته.که داخل اتاقش معلوم باشه.تو رختخواب کونشو تکون میداد خیلی تابلو بود حقیقتش بلند شدن چراغ پذیرایی خاموش کردم و دراز کشیدم مامانم فهمید دارم دیدش میزنم.
دیدم بلند شد رفت سر کشاب و قوطی کرم و گذاشت بالای سرش.در قوطی رو بار کرد دستشو کرم زد و برد زیر پتو ش.عجب صحنه کیرم سیخ شده بود.از دوبار کرم برداشت ودستشوگذاشت رو باستنش و هی میمالید من کامل داستانو گرفتم چیه،حق سکوت…
منم شلوارمو تا نصف کشیدم بیرون و با کیرم ور میرفتم .مامانم زیر چشمی نگام میکرد و میدید دارم چیکار میکنم.خیلی حشری شدم .یه لحظه پتو رو تا نصفه کنار زد و واضح بود که دستشو کرده تو شلورش داره انگشتشو عقب جلو میکنه.نتونستم جلوی خودمو بگیرم رفتم تو آشپزخونه دقیق چسبیده ب اتاقش بود آروم گفتم شلوار تو درش بیار بزار ببینمش،بخدا از ترس بزور آب گلمو قورت دادم برگشتم سرجام با کیرم ور میرفتم کیرمو تکون میدادم و زیر لبم میگفتم بیت بذارش تو کونت به کسی نمیگم بذار کونتو ببینم تا ب بابایی نگم.خداسرشاهده دیدم رفت زیر پتوش.بعد یه دفعه یه چیزی رو از زیر پتوش پرت اونور،فهمیدم شلوارشو درآورده.برادر کوچیکم جلو مامانم خوابیده بود.پشت سره مامانم خالی بود.پتوشواز پشت کمرش کشید تانصفه گذاشتکون سفیدش برق میزد.بادستش کرم برداشت مالید لای کونش.منم علنی کیرمو نشونش میدادم خیلی اروم میگفتم بلند شو بریم اون بذار بکنمت.ساکت بود فقط کونشو نشونم میداد.خیلی اروم بلند شدم رفتم سمت آشپزخونه چک کردم دیدم اصلا تو حالش خودش نیست .آهسته رفتم تو اتاقش دراز کشیدم پشتش.و پتو کشیدم رو ۲تایمون.تاز متوجه شد گفت بلند شو بی شرف ،گفتمش بی ناموس خودتی خارکسه ،پیامه یارو تو گوشیم ذخیرش کردم.یکم شل شد گفت بلند الان برادرت میشنوه.گفتم تو ساکت باش،منم صدام درنمیاد.گفت ببین هیچ گوهی نمیخوریا،فقط همین طور دراز بکش و نیم ساعت دیگه گمشو برو سرجات.گفتم باشه.دیدم با کنترول تلوزیون خاموش کرد.منم داستانو گرفتم اروم شلوارمو کشیدم پایین.مامانم تکون نمیخوردم خیلی آروم گفتم مامان قوطی کرمو بده.قوطی رو گذاشت زیر پتو.منم کیرمو کرم زدم همین کیرمو اومدم بمالم رو کونش ،برگشت گفت اگه دیدم گوه زیادی بخوردی مردمو جمع میکنم اینجا.منم گفتم کاری نمیکنم فقط بذار بچسبم بهت.چیزی نگفت منم یواش یواش چسبیدم بش.بدنمو میمالیدم روش .بعداز ۱۰دقه حس کردم مامانم خودش بهم فشار میده.کونشو مالید کیرم منم مستقیم کیرمو گذاشتم لای کونش خواستم از کون بکنم نذاشت.تا ساعت ۵صبح ۳دفه آبمو خالی کردم لای کونش.حیف اگه گوشیم پیشم بودفیلم میگرفتم.بش میگفتم مامان هروقت تو خواستی همینطوری حال میکنیم هرچی التماسش کردم که توشی بکنمش قبول.فقط میگفت کیرتو بذار لای کونمو بمال.مامانم یکی دوبار ارضاشدکیرمو فشارمیدادم بره داخل کونش نمیذاشت.خلاصه چندمدت بعد بهش پلیه کردم که بذار حال کنم قبول نمی کرد ولی ی۲یا ۳ بار ب هوای ماساژ دادن سوارش شدم .الان نزدیک ۲ساله باهم قهریم.ولی وقتی کسی خونمون نیست یه حالایی بهم میده.منم هر وقت میاد آشپزخونه کیرمو درمیارم براش بش میکونتو تکون بده و خم شو بذار آبمو بیارم.مثلا میاد میز تلویزیون تمییز کنه جلوم خم میشه کونشو تکون میده تا منم آبم بیاد
اسمم نوید هستش ۱۷سالمه.
مامان گلم ۵۸سالسه و اسمش شهین هستش.یه زن قدکوتاه بدن ماهیچه ای رونای کلفت وکون نسبتن بزرگ.یه روز داشتم با گوشی مامانم آهنگ گوش میدادم،که دیدم پیام اومد،پیامو باز کردم از یه خط ناشناس بود نوشته بود که رونات از زیر مانتوت هم معلوم بود.وقتی شمارتو بهم دادی میخواستم دستمو بزارم رو ی رونات ترسیدم .حالا هر موقع خواستیم بری جایی ب من زنگ بزنید خودم هرجای بخوای میبرمت.
اقا من دیوونه شده بودم ی عکس از صفحه گرفتم تو گوشی خودم ذخیرش کردم.چند روزی سکوت کردم .پدرم کامیون داره بار بهش خورد رفت یاسوج.مامانم توی آشپزخونه بود رفتم نزدیکش پرسیدم مامان ۳روز پیش وقتی رفتی دکتر،بااسنپ برگشتی یا تاکسی؟گفت نه مامان بایه پیرمرد بدبختی سوار شدیم مارو رسوند.گفتم پیرمرد؟؟
گوشیو آوردم گفتم پ این چیه ،بخونش چی نوشته.گفت خودت بخون.گفتم این کیه که میخواست فلان کارو بکنه و…
گفت گوه بخوره این حرفا چیه…ازاین حرفا.
برنامه تروکالر داشتم زدم اسم صاحب خطو درآوردم.رفتم پیش مامانم این یارو اسمش فلانیه میدونم ببین چیکارش میکنم.مامانم جا خورده بود رنگش شده زرد.گفتم بذار پدرم به یادش مشخص میشه.
قبلا بیشتر شبا میرفتم تو اتاق مامانم و گوشیشو از بالای سرش می بردم و بازی میکردم
خلاصه شب همون روز .ساعت ۱۰ شب بود ک مادرم با برادر کوچیکم رفتن ک بخوابن ،مامانم یه دفعه گوشیو اگه خواستی توی شارژه بیا ورش دار.حدود ساعت ۱سب بود تنها نشسته بود حوصله م سر رفته بود.رفتم گوشیه مامانمو بیارم.در نیمه باز بود اروم رفتم داخل اتاق ،گوشی دقیقا پایین پای مامانم بود.نشستم که گوشی رو از شارژ دربیام که یدفعه مامانم خودشو تکون داد حالت رو پهلو ولی پاهاشو باز کرده بود.یدفه صرفه کرد،دیدم وقتی سرفه میکنه کونشو تکون میده.بلند شم برم بیرون خواستم در اتاقشو ببندم گفت درو نبند بزار هوا عوض بشه.نشستم تو پذیرایی اتاق مامانم روبروم بود یه دفعه متوجه شدم مامانم خیلی تکون میخوره .زوم ک کردم تلویزیون اتاقش روشن کرده و رو بی صدا گذاشته.که داخل اتاقش معلوم باشه.تو رختخواب کونشو تکون میداد خیلی تابلو بود حقیقتش بلند شدن چراغ پذیرایی خاموش کردم و دراز کشیدم مامانم فهمید دارم دیدش میزنم.
دیدم بلند شد رفت سر کشاب و قوطی کرم و گذاشت بالای سرش.در قوطی رو بار کرد دستشو کرم زد و برد زیر پتو ش.عجب صحنه کیرم سیخ شده بود.از دوبار کرم برداشت ودستشوگذاشت رو باستنش و هی میمالید من کامل داستانو گرفتم چیه،حق سکوت…
منم شلوارمو تا نصف کشیدم بیرون و با کیرم ور میرفتم .مامانم زیر چشمی نگام میکرد و میدید دارم چیکار میکنم.خیلی حشری شدم .یه لحظه پتو رو تا نصفه کنار زد و واضح بود که دستشو کرده تو شلورش داره انگشتشو عقب جلو میکنه.نتونستم جلوی خودمو بگیرم رفتم تو آشپزخونه دقیق چسبیده ب اتاقش بود آروم گفتم شلوار تو درش بیار بزار ببینمش،بخدا از ترس بزور آب گلمو قورت دادم برگشتم سرجام با کیرم ور میرفتم کیرمو تکون میدادم و زیر لبم میگفتم بیت بذارش تو کونت به کسی نمیگم بذار کونتو ببینم تا ب بابایی نگم.خداسرشاهده دیدم رفت زیر پتوش.بعد یه دفعه یه چیزی رو از زیر پتوش پرت اونور،فهمیدم شلوارشو درآورده.برادر کوچیکم جلو مامانم خوابیده بود.پشت سره مامانم خالی بود.پتوشواز پشت کمرش کشید تانصفه گذاشتکون سفیدش برق میزد.بادستش کرم برداشت مالید لای کونش.منم علنی کیرمو نشونش میدادم خیلی اروم میگفتم بلند شو بریم اون بذار بکنمت.ساکت بود فقط کونشو نشونم میداد.خیلی اروم بلند شدم رفتم سمت آشپزخونه چک کردم دیدم اصلا تو حالش خودش نیست .آهسته رفتم تو اتاقش دراز کشیدم پشتش.و پتو کشیدم رو ۲تایمون.تاز متوجه شد گفت بلند شو بی شرف ،گفتمش بی ناموس خودتی خارکسه ،پیامه یارو تو گوشیم ذخیرش کردم.یکم شل شد گفت بلند الان برادرت میشنوه.گفتم تو ساکت باش،منم صدام درنمیاد.گفت ببین هیچ گوهی نمیخوریا،فقط همین طور دراز بکش و نیم ساعت دیگه گمشو برو سرجات.گفتم باشه.دیدم با کنترول تلوزیون خاموش کرد.منم داستانو گرفتم اروم شلوارمو کشیدم پایین.مامانم تکون نمیخوردم خیلی آروم گفتم مامان قوطی کرمو بده.قوطی رو گذاشت زیر پتو.منم کیرمو کرم زدم همین کیرمو اومدم بمالم رو کونش ،برگشت گفت اگه دیدم گوه زیادی بخوردی مردمو جمع میکنم اینجا.منم گفتم کاری نمیکنم فقط بذار بچسبم بهت.چیزی نگفت منم یواش یواش چسبیدم بش.بدنمو میمالیدم روش .بعداز ۱۰دقه حس کردم مامانم خودش بهم فشار میده.کونشو مالید کیرم منم مستقیم کیرمو گذاشتم لای کونش خواستم از کون بکنم نذاشت.تا ساعت ۵صبح ۳دفه آبمو خالی کردم لای کونش.حیف اگه گوشیم پیشم بودفیلم میگرفتم.بش میگفتم مامان هروقت تو خواستی همینطوری حال میکنیم هرچی التماسش کردم که توشی بکنمش قبول.فقط میگفت کیرتو بذار لای کونمو بمال.مامانم یکی دوبار ارضاشدکیرمو فشارمیدادم بره داخل کونش نمیذاشت.خلاصه چندمدت بعد بهش پلیه کردم که بذار حال کنم قبول نمی کرد ولی ی۲یا ۳ بار ب هوای ماساژ دادن سوارش شدم .الان نزدیک ۲ساله باهم قهریم.ولی وقتی کسی خونمون نیست یه حالایی بهم میده.منم هر وقت میاد آشپزخونه کیرمو درمیارم براش بش میکونتو تکون بده و خم شو بذار آبمو بیارم.مثلا میاد میز تلویزیون تمییز کنه جلوم خم میشه کونشو تکون میده تا منم آبم بیاد
نوشته: نوید
30 پاسخ به “رونای کلفت مامانم”
چقدر کثیف و حال بهم زن!
اسمش نویده کونم نمیده😁
وقتی پشتش بهت بود و کونش دید میزدی چطور تورو میدید؟؟ پشت کونش چشم داشت ؟؟
اسن چ چرتیه نوشتی بیچاره
حال بهم زن ترین داستان این ژانر بود
کیرم دهنت با این خضعبلاتتشماها دیگه چ حیواناتی هستیداینارو نمیگم چون این کارو کردی ، چون میدونم هیچ گوهی نخوردی و اینا تراوشات ذهن کثیفتهی مشت بچه تخم سگ جقی ریختن اینجا
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دستکوس دست یعنی کسی که دست خودرا کوس کرده
معلومه از ضبط صدای کیبورد استفاده کردی، صداتم قطعا نامفهوم بوده با این غلط املایی ها، معلومه خب یه دستت تو شلوارت بوده و داشتی میزدی
داستان نویسای سایت شدن جقی های کونی صفت ننه کچل ۱۳ ۱۴ ساله
این کسشعرا چیه چیه اخه واقعا
فاعلم سایز بزرگ از بندر عباس
منم از زن دوستم باج گرفتم یبار تا به دوستم نگم خیانت کرد اولش پول میخواست بردمش باغ حسابی کوص زن دوستمو کردم
چه کسشری بود ؟ اینقدر کیری و توهمی نوشتی حتی نمیشه خوندش. حداقل این داستان لعنتی رو مینویسید علائم نگارشی رو رعایت کنید ، گاییدخ شدیم تا بخونیم
چرا وقتی میخواین بگین مادرتون مشکل داره شغل پدر تون را راننده کامیون انتخاب میکنید؟
🤮🤮🤮🤮🤮🤢🤢🤢🤮🤮🤮🤮🤮🤮
پدرت میره بیابون کس میکنه مادرت اینجا میومنه بی کیر و میره جندگی و به تو حق سکوت با لاکونی میده
نوشتن بلد نبودی اوکی. حرف زدنم بلد نیستی؟
بیناموس این چه چرتیه مینویسی کص مغز الان توقع داری بقیه کیف کنن با داستان تخمی حال به هم زنت
هی کس خل بزار مامانت مثل مامان من کس بده بعد ازشون فیلم بگیر که با خیال راحت دیگه خودت بکنیشمن که این کارو کردم مامانم هم کس و کون واسش نزاشتم
هعییی🫢😔😔
شما خانوادگی مریضید
نتونستی خوب جمع و جورش کنی
آخه چ کسشعریه نوشتیحداقل خود جقیت یه بار میخوندیش
دوست دارم بگم کسشر نوشتی ولی میبینم کلمه کسشر هم برای داستانت زیادیه
وای چقدر آدم کسخل زیاده بابا این همه فیلم سوپر بیا برو ببین میخواد تو فکرت فانتزی گردن مامانتو بکنی حداقل یکم حرمت نگه دار بچه کونی
دوستان خدمتش برسید بچه کونی رو درست حسابی . تا دیگه نیاد از این اَباطیل و لاطائِلات و مُهمَلات بنویسه واسمون . دَمتون هم گرم .
ایت دیگه چه سس شعری بود مونگول 🤣
ایت دیگه چه سس شعری بود مونگول 🤣
موشک اف۳۵ تو کونت البته از عرض😂😂😂
فاعلم سایز بزرگ از بندر عباس